عبدالله دارابی: در حالی که پرسپولیس پس از شکست برابر فجر شهید سپاسی در هفته قبل، بازی بزرگ و حساس برابر سپاهان صدرنشین را - برخلاف برخی انتظارات - با پیروزی پشت سر گذاشت و جای تیم اصفهانی را در صدر گرفت و گلگهر سیرجان نیز موفق به شکست فجری شد که به واسطه پیروزی برابر پرسپولیس در بهترین حالت روحی - روانی بود اما استقلال که با شکست ذوبآهن رده پانزدهمی میتوانست به صدر جدول برسد مثل بازی دور رفت برابر این تیم اصفهانی متوقف شد تا نهتنها به صدر نرسد، بلکه به رده چهارم جدول تنزل یابد!
این استقلال بوی قهرمانی نمیدهد که اگر چنین نبود از پس تیمی قعرنشین آن هم در بزنگاهی حساس برمیآمد! این استقلال اگر بوی قهرمانی میداد برای چندمین بار در راه رسیدن به قله کم نمیآورد! این استقلال یا راه سبقت گرفتن را بلد نیست یا نفسش برای سبقتگیری کم است، اگر نه چطور ممکن است تیمی مدعی در راه کسب صدر جدول برای چندمین بار در ۱۷ هفته اخیر ناکام بماند؟ ساپینتو میتواند عدم شکست تراکتور در هفته قبل را با توجه به نداشتن خارجیهایش و تمکن نفراتی حریف تبریزی توجیه کند اما هیچ دلیل محکمهپسند و بهانهای را نمیتواند دلیل عدم پیروزی برابر تیم ذوبآهن - با آن جایگاه و نفرات- بیاورد. وقتی تکیه تیمی بیشتر بر ستارههایش باشد با مهار آنها یا نبودشان اینچنین به مشکل بر میخورد!
ساپینتو نمیتواند بگوید موقعیت داشتیم و نبردیم، چرا که عذر بدتر از گناه است. البته آبیپوشان برابر ذوبآهن ۳ موقعیت مسلم گلزنی داشتند؛ ۲ تا در نیمه اول و یکی در نیمه دوم اما گل نکردن همانها در بازی با تیم ماقبل آخر جدول یک نقص بزرگ است که سرمربی پرتغالی باید به عنوان نفر اول فنی پاسخگوی چرایی آن باشد. باز یادآوری میشود حریف استقلال در این بازی تیم ذوبآهن رده پانزدهمی بود که هفته قبل نیز به پیکان باخته بود و حال و روز خوب و نفرات سرشناسی نیز ندارد، نه تراکتور یا سپاهان صدرنشین با نفرات شاخصشان!
چه کسی باید برطرفکننده افت مهره تاثیرگذاری چون علیرضا کوشکی باشد؟ بازیکنی که وقتی پا به توپ میشد دفاع حریف را به هم میریخت اما چند هفته است سایهای از آن بازیکن را دارد. آیا ساپینتو افت صالح حردانی پس از بیرقیب شدنش را متوجه شده است؟ چرا سرمربی به عنوان معلم، تربیتکننده و تعلیم دهنده، این نقایص ۲ شاگرد ممتازش را رفع نکرده است؟
قاسم حدادیفر در این بازی مهاجم تیم امید ذوبآهن را به عنوان یار اصلی به زمین فرستاد اما سرمربی پرتغالی استقلال همچنان با میدان دادن به محمدرضا آزادی بیاثر، نفسی راحت را به رقبا هدیه میکند! چرا ساپینتو که خود در دوران بازی مهاجم توانمند و سرشناسی در فوتبال پرتغال بود هنوز نتوانسته مشکل گلزنی مهاجمانش را برطرف کند؟ اصلا چرا به جای بازی دادن به آزادی، این فرصت به مهاجمان تیمهای پایه استقلال داده نمیشود؟ مسلما عملکرد آنها بدتر از محمدرضا آزادی (مهاجمی با عملکردی در حد صفر) نخواهد بود، مضاف بر اینکه دادن چنین فرصتهایی به یک بازیکن جوان از محصولات آکادمی باشگاه، حداقل کسب تجربه برای یک جوان آیندهدار را در پی دارد و چه بسا بروز استعدادی را هم به دنبال داشته باشد؛ نفع آزادی برای استقلال چه بوده است جز پر کردن رزومه خودش و سوهان اعصاب هواداران این تیم؟
استقلال مدعی در یک بازی حساس ولی نه برابر تیمی مدعی، متوقف شد. ذوبآهن این فصل باختی به استقلال نداد چه در تهران و چه در اصفهان. این تیم ۲ امتیاز از ۱۵ امتیاز کسب کردهاش تا پایان هفته هفدهم لیگ را از آبیپوشان تهرانی گرفته است؛ یعنی یکهفتم یا نزدیک به ۱۴ درصد امتیازاتش را! این استقلال با این کیفیت و شرایط، بوی قهرمانی نمیدهد!
صدر آماده بود ولی استقلال نخواست
انتخاب رتبه چهارم
برف و هیجان هفته هفدهم، برای استقلال میتوانست طعم دیگری داشته باشد؛ طعم ایستادن در نقطهای که همه چشم به آن دوخته بودند. صدر جدول، درست همانجا که پرسپولیس با شکست سپاهان، راهش را هموار کرده بود. همهچیز مهیا بود، معادله ساده به نظر میرسید و ذوبآهن بحرانزده، روی کاغذ مانع بزرگی محسوب نمیشد اما فوتبال، همیشه به کاغذ وفادار نمیماند و استقلال هم در اصفهان، تصمیم گرفت راه امنتر را انتخاب کند؛ راهی که به صدر نمیرسید.
ریکاردو ساپینتو در شبی که میتوانست مرد اول جدول باشد، به تساوی بدون گل رضایت داد. نتیجهای که نه فقط ۲ امتیاز، بلکه فرصت بزرگ رسیدن به صدر را هم از استقلال گرفت. پرسپولیس کار خودش را کرده بود؛ سپاهان باخته و عدد ۳۱، سقفی بود که منتظر استقلال نشسته بود اما آبیها از کنار این فرصت عبور کردند تا با ۲۹ امتیاز، پایینتر از پرسپولیس، سپاهان و حتی تراکتور بایستند؛ چهارم، نه بیشتر.
این تساوی، هشتمین توقف استقلال در فصل جاری بود؛ آماری که بهخوبی توضیح میدهد چرا تیم ساپینتو مدام نزدیک میشود اما به خط پایان نمیرسد. استقلال در ۷ بازی اخیر، فقط یک بار طعم برد را چشیده؛ همان پیروزی پررنگ مقابل سپاهان. باقی مسیر، پر از مکث بوده است؛ ۵ تساوی و یک شکست که مثل ترمز دستی، سرعت تیم را گرفت.
البته شرایط بیرونی هم بیتأثیر نبود. حاشیههای هفتههای اخیر، قطع اینترنت و سفر چند بازیکن خارجی برای رسیدگی به اوضاع خانوادههایشان، تمرکز تیم را بههم زد. بازگشت دیرهنگام و ناقص آنها، برنامههای ساپینتو را بههم ریخت و استقلال را در شرایطی قرار داد که بیشتر به حفظ وضع موجود فکر کند تا حمله به صدر.
اما فوتبال حرفهای، با «اگر» و «اما» قضاوت نمیشود. وقتی هدیه روی میز است و تا برد تیم قعر جدول که به هیچ تیمی نه نمیگوید، فقط یک قدم فاصله هست، تساوی یعنی انتخاب. ساپینتو در اصفهان، صدر را کنار گذاشت و چهارمی را برگزید؛ انتخابی که شاید امروز چندان به چشم نیاید اما در پایان فصل، از دست دادن همین ۲ امتیاز میتواند پرهزینه باشد و قهرمانی را از شما بگیرد.