09/بهمن/1404
|
15:07
نگاهی به فیلم «تصنیف یک قمارباز کوچک» و چالش‌های روانی و اجتماعی پدیدآورنده قمار

مرگ تدریجی در حباب توهم

مهران زارعیان: یکی از فیلم‌های مورد انتظار امسال، «تصنیف یک قمارباز کوچک» بود که فیلمسازخوش‌آتیه سوئیسی- اتریشی، ادوارد برگر آن را ساخته است. ادوارد برگر برای ساخت فیلم «در جبهه غرب خبری نیست» در سال 2023 برنده جایزه اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان شد و همچنین فیلم بعدی‌اش «مجمع کاردینال‌ها» محصول 2024 نیز بسیار مورد ستایش قرار گرفت و دیده شد.
«تصنیف یک قمارباز کوچک» محصول نتفلیکس است که آگوست 2025 در جشنواره تلوراید رونمایی شد؛ جشنواره‌ای که معمولاً میزبان بعضی فیلم‌های مهم در فصل جوایز هر سال است. کالین فارل ستاره اصلی این فیلم است که در کنار تیلدا سوئینتن و تعدادی بازیگران چشم‌بادامی غیر مشهور در این فیلم بازی کرده است. «تصنیف یک قمارباز کوچک» مشابه فیلم‌های مطرح قبلی ادوارد برگر، فیلمنامه اقتباسی دارد و بر اساس رمانی به همین نام از لارنس آزبورن به زیور تحریر درآمده است. تا این لحظه، استقبال از این فیلم در سطح انتظار نبوده و بازخورد متوسط گرفته است؛ به عنوان مثال، منتقدان در پایگاه راتن تومیتوز به «تصنیف یک قمارباز کوچک» امتیاز 49 از 100 داده‌اند و ارزیابی‌ها حاکی از آن است فیلم جدید ادوارد برگر نتواند موفقیت 2 فیلم قبلی‌اش را تکرار کند.
«تصنیف یک قمارباز کوچک» با تمام این تفاصیل اما فیلمی است که ارزش دیدن دارد و می‌تواند مخاطب را سرگرم کند. داستان درباره یک مرد شیاد به نام برندون رایلی است که خود را یک اشراف‌زاده به نام لُرد دویل معرفی می‌کند و در یک شبه‌جزیره زیبا در شرق آسیا به نام ماکائو اقامت دارد. رایلی اعتیاد هیستریکی به قمار دارد. او پول کلانی را از یک پیرزن بریتانیایی دزدیده است و در کازینوها و هتل‌های ماکائو تمام این پول‌ها را بر باد داده و بدهی زیادی بالا آورده است. با این حال، با اعتماد به نفس و توهم زیاد، دائم و دائم قمار می‌کند و گران‌ترین غذاها و خدمات هتل را سفارش می‌دهد تا وجهه اشرافی خود را حفظ کند.
* فیلمی در اقلیم زیبای ماکائو
ماکائو یک منطقه اداری ویژه و خودمختار در ساحل جنوبی جمهوری خلق چین است که سال‌ها مستعمره پرتغالی‌ها بوده و به همین دلیل فرهنگ ترکیبی چینی - پرتغالی دارد؛ وضعیتی که شباهت به منطقه هنگ‌کنگ دارد که تحت استعمار بریتانیا بود و چند دهه است که آزاد شده است. بیش از 90 درصد اقتصاد ماکائو وابسته به درآمد کازینوها و قمارخانه‌هاست و این چیزی است که فیلم به وضوح روی آن مانور می‌دهد. زرق و برق و رنگ‌های سرخ‌فام این منطقه نیز حال و هوای لاس وگاس در ایالت نوادای آمریکا را تداعی می‌کند که حکم مرکز قمار و تفریحات و گردشگری آمریکا را دارد.
دلیل این اشاره به لوکلیشن فیلمبرداری «تصنیف یک قمارباز کوچک» این است که فیلم جدید ادوارد برگر از جمله فیلم‌هایی است که جغرافیا در آن کارکرد ویژه به لحاظ مضمونی، داستانی و بصری دارد. از آنجا که کل داستان فیلم حول موضوع قمار است، انتخاب منطقه‌ای که به خاطر کازینوهایش شناخته می‌شود، اهمیت پیدا می‌کند و از طرفی، فیلم تمرکز مشخصی روی نظام فکری بودایی، از جمله مفاهیم «ارواح گرسنه» و «ناراکا» دارد و برای تبیین رویکرد انسان‌شناختی و اخلاقی خود به فرهنگ چینی استناد می‌کند.
نکته جذاب دیگر درباره «تصنیف یک قمارباز کوچک»، زیبایی‌شناسی فیلم از طریق رنگ‌ها و قاب‌بندی‌هاست که جلوه چشم‌نوازی از منطقه ماکائو برای مخاطب به تصویر می‌کشد. ماکائو اقلیمی محصور در آب‌های آزاد دارد و تنالیته آبی بویژه رنگ فیروزه‌ای، یکی از پربسامدترین جلوه‌های بصری فیلم در سراسر فریم‌ها و پلان‌های فیلم است. از سوی دیگر، رنگ رایج در کازینوها و رنگ لوکس محیط هتل‌ها و رستوران‌ها، سرخ است و فیلمساز در پالت رنگی فیلم دائماً بین رنگ قرمز غلیظ و آبی ملایم فیروزه‌ای بازی می‌کند. کارکرد این 2 رنگ البته مشابه آنچه استنلی کوبریک در شاهکار «چشمان باز بسته» ارائه کرده بود، ایجاد تضاد بین وجه خیر و شر وجوه مختلف شخصیتی در کاراکترهای فیلم نیز هست. قرمز غلیظ که کت شخصیت اصلی نیز به همین رنگ است، خصلت طمع و غرق شدن در ثروت و مواهب دنیا را القا می‌کند، در حالی که آبی فیروزه‌ای، حسی از رستگاری و پاکی را در خود دارد.
* اعتیاد به قمار
رایلی یا لُرد دویل، شخصیت اصلی فیلم «تصنیف یک قمارباز کوچک»، سرشار از عقده‌های فروخورده از دوران طولانی محرومیت است. او در جایی از فیلم، خطاب به سینتیا، کارآگاه خصوصی‌ای که او را تعقیب می‌کند، می‌گوید: «هر دوی ما در جزایر سرد و بی‌روح و بارانی بزرگ شدیم، در خانه‌های محقر و نمور، خوراک‌مان پوره سیب‌زمینی بود و روزهای یکنواخت و خسته‌کننده‌ای را در حومه شهر گذراندیم...».
مشخص است که محرومیت و نداری، رایلی را به دزدی و شیادی متمایل کرده است. او پس از دزدیدن پول کلانی از یک پیرزن ثروتمند، گواهی فوت خود را جعل کرده و به ماکائو عزیمت کرده است تا شانس‌اش را برای چند برابر کردن پول‌های باد آورده‌اش امتحان کند.
رایلی توهمات زیادی دارد. او گمان می‌کند بالاخره روزی کائنات به او روی خوش نشان خواهد داد و یک بُرد عظیم در قمار نصیبش می‌کند. گویی که هویت دروغینی که از خود ساخته را باور کرده است. او هنگام قمار، دستکش‌های طلایی می‌پوشد و به دروغ می‌گوید این دستکش‌های ویژه‌ای است که به او ارث رسیده و برایش شانس می‌آورد. هر چه می‌بازد و بدهی بالا می‌آورد، هوس قمار مجدد به سرش می‌زند و خودش را بیشتر در منجلاب می‌اندازد. این فقط منحصر در کازینو نیست و تبدیل به بخشی از شخصیت او شده، به طوری که حتی وقتی در رستوران با جیب خالی غذا سفارش می‌دهد، زمانی که صورت‌حساب را برایش می‌آورند، مجدد غذای بیشتری سفارش می‌دهد تا شاید با خریدن چند دقیقه زمان بیشتر، معجزه‌ای رخ دهد و پول برایش خلق شود! ولو اینکه با این رفتار، بدهی‌هایش دائماً بیشتر و بیشتر شود کما اینکه هتل محل اقامتش دیگر به او خدمات ارائه نمی‌دهد، چراکه بدحسابی‌هایش از حدی فراتر رفته است.
* ارواح گرسنه و خاصیت باتلاق‌گونه قمار
چیزی که از شخصیت رایلی در این فیلم مشاهده می‌کنیم، همان چیزی است که در فرهنگ خودمان درباره قمار و چرایی گناه بودنش تبیین شده است. رایلی واضحاً در باتلاقی فرو می‌رود که با هر بار قمار، بیشتر درونش غرق می‌شود. «تصنیف یک قمارباز کوچک» به خوبی تبعات ویرانگر قمار را نشان می‌دهد؛ میل و وسوسه جبران شکست باعث می‌شود قمارباز هر دفعه به ‌رغم خسارتی که دیده، مجدد ترغیب شود شانسش را امتحان کند و جمع جبری بازی‌های او، بدهی بیشتر است. یک بازی اعتیادآور که شخصیت فرد را طماع و حریص می‌کند و ممکن است او را مجبور به انجام کارهای خطرناک و مضر دیگری هم بکند. او در رویای خود بارها خودکشی خود را تصور می‌کند و در خیابان‌ها نیز بدهکارانی را که راهی جز نابود کردن خود برای‌شان نمانده مشاهده می‌کند. رایلی در «تصنیف یک قمارباز کوچک» برای جبران بدهی‌هایش، به قرض و ربا متوسل می‌شود که این نیز خودش خاصیتی قمارگونه دارد به باتلاق شبیه است؛ وضعیتی که فرد با توهم جبران خسارت امروز، دائماً ضربه سنگینی که قرار است بخورد را به تعویق می‌اندازد و گمان می‌کند در حال خرید زمان است.
ویژگی جالب فیلم «تصنیف یک قمارباز کوچک» این است که از سنت بودایی و فرهنگ چینی برای تبیین این نکات و آسیب‌شناسی قمار بهره می‌گیرد. بودایی‌ها مفهومی به اسم «ناراکا» دارند که حکم دوزخ در نظام فکری آنها را دارد. همچنین جشن ارواح گرسنه در چین جزو اعیاد ریشه‌دار و سنتی است. در جایی از فیلم، دائو مینگ به رایلی هشدار می‌دهد که این رویه‌ای که در پیش گرفته، فرو افتادن در ناراکا را برای او به دنبال خواهد داشت، یعنی وضعیتی که همچون ارواح گرسنه، دچار عذاب سیری‌ناپذیری بشود و دهانی عظیم و گردنی کوچک پیدا کند و هر چه بخورد و بیاشامد، گرسنگی او برطرف نشود.
فیلم برای نشان دادن این وضعیت، سراغ بعضی المان‌های تصویری و نمادین می‌رود. مثلاً تاکید زیادی بر پرخوری شخصیت رایلی نشان می‌دهد. رایلی چندین بار در طول فیلم در مجلل‌ترین رستوران‌ها و هتل‌های ماکائو، انواع غذاهای هوس‌انگیز و گران‌قیمت را سفارش می‌دهد و با ولع و حرص رقت‌انگیزی غذاها را می‌خورد و حالاتی هیستریک و هیجانی پیدا می‌کند به طوری که هرچه می‌خورد سیر نمی‌شود و به جایی می‌رسد که از حال می‌رود و یا مجبور به بالا آوردن غذاها می‌شود. از سوی دیگر، فیلم چندین بار از طریق نشان دادن کلوزآپ‌های دارای اعوجاج از حالات پرهیجان و عصبی چهره رایلی، یا انعکاس ترسناک چهره او روی فلزات، تجسم اعمال او را نشان می‌دهد و نوعی تصویر نمادین از بیمارگونگی قمار خلق می‌کند. جالب است که رایلی چند بار بیان می‌کند که از شامپاین و سیگار برگ متنفر است اما طمع و حرص عظیمی که در او ایجاد شده و هویت دروغینی که می‌خواهد از خودش به عنوان یک اشراف‌زاده ثروتمند درست کند، باعث می‌شوند دائماً گران‌قیمت‌ترین سیگار برگ و شامپاین را سفارش دهد و با اکراه مصرف کند.
فیلم «تصنیف یک قمارباز کوچک» البته نمی‌خواهد خیلی ناامیدکننده و تلخ به اتمام برسد، بنابراین راه رستگاری را پیش پای شخصیت اصلی می‌گذارد. او بالاخره موفق می‌شود از چرخه بی‌حاصل قمار و بدهی‌های انباشته آن خلاص شود و با اراده‌ای که به خرج می‌دهد، از وسوسه قمار مجدد ولو با احتمال بُرد بالا رهایی می‌یابد. در طول فیلم نیز بارها در رویای او، دائو مینگ که یک روح پاک به مثابه نمادی از معصومیت و درستکاری است، ظاهر می‌شود و به او یادآوری می‌کند که هنوز برای رستگاری فرصت دارد. بنابراین فیلم ترجیح می‌دهد سراغ سرانجام نیکو و مثبت برای شخصیت اصلی‌اش برود اما در جهان واقعی و زندگی حقیقی قماربازان، ممکن است چنین شانسی پیش نیاید.
* نمایش قمار در سینمای ایران
در سینمای ایران فیلم «تمساح خونی» به زبان کمیک و فیلم عمیق‌تر «تومان» به زبان درام سراغ پدیده قمار رفته‌اند. در «تمساح خونی» قمار نوعی سرگرمی آخر شب مختص پولدارهاست که از طریق تقلب و رودست‌های 2 فرد مجرب از طبقات پایین‌تر، امکانی برای به دست آوردن ثروت و رابین‌هودبازی برای آنها فراهم می‌کند به طوری که عملاً در این فیلم تصویر حقیقی و باتلاق‌گونه قمار نمایش داده نمی‌شود.
در «تومان» اما تصویری که از قمار نشان داده می‌شود، شباهت زیادی به «تصنیف یک قمارباز کوچک» دارد. در «تومان» نیز افرادی از طبقه فرودست و محروم در شهر گنبد کاووس، به سمت قمار از طریق سایت‌های شرط‌بندی روی می‌آوردند و موقتاً شانس یارشان می‌شود و اوجی از ثروت باد آورده و طمع فزاینده را تجربه می‌کنند که خیلی زود به ویرانی و سقوط تمام‌عیار منجر می‌شود و می‌فهمند که پول حاصل از قمار به کسی وفا نمی‌کند و لذت زودگذری بیش نیست. جالب است که در فیلم «تومان» نیز توجه ویژه‌ای بر اقلیم شهر گنبد کاووس و جنبه‌های فرهنگی و جغرافیایی آن منطقه و مردمانش وجود دارد که بی‌شباهت به فیلم ادوارد برگر نیست.
* اقتصاد بیمار و وسوسه یک‌شبه پولدار شدن
به نظر می‌رسد چالش‌های اقتصادی در سال‌های اخیر و احساس استیصال و ناتوانی در برنامه‌ریزی که به ناامیدی از آینده منتهی می‌شود، تمایل به انواع ایده‌های پول درآوردن بی‌حساب و کتاب را افزایش داده است. اتفاقات تلخی مثل اقبال به کلاهبرداری خرید زیر قیمت آیفون موسوم به کوروش کمپانی، شرکت‌های هرمی، گلدکوئست، بلاگری در شبکه‌های اجتماعی، همستر کامبت، ماینرهای غیرمجاز، انواع و اقسام ترید و سرمایه‌گذاری روی رمزارزها که بعضاً منجر به کلاهبرداری و مال‌باختگی شده، از جمله مصادیق بدفهمی‌های مالی و امیدهای کاذب اقتصادی در ایران امروز بوده است.
یکی از ماجراهای تلخی که در سال‌های اخیر ذیل همین بحث، گریبانگیر جوانان کشورمان بوده، رواج قمار آنلاین و سایت‌های شرط‌بندی است که به طرق مختلف، با عناوین فریبنده‌ای مثل پیش‌بینی فوتبال یا گیم، بسیاری را به دام وسوسه پول درآوردن یک شبه انداخته است. شاید یکی از تبعات اجتماعی بیماری مزمن تورم و دست‌نیافتنی شدن ملزوماتی مثل مسکن و ماشین برای جوانان، کاهش تمایل به کار مولد و روحیه تلاش و زحمت کشیدن باشد که اثر خود را در این قبیل بیماری‌ها و کژراهه‌های اجتماعی و فرهنگی نشان می‌دهد.
آمارها نشان می‌دهد در ایران جمعیت نیت‌ها (NEET: Not in Education, Employment, or Training) نگران‌کننده است. نیت‌ها، کسانی هستند که نه کار می‌کنند، نه مهارتی می‌آموزند و نه در حال تحصیل هستند. بعضی آمارهای رسمی حکایت از این دارد که 26 درصد نوجوانان و جوانان 15 تا 24 سال در ایران چنین شرایطی دارند و عمدتاً به سمت راه‌های ناپایدار و نامتعارف کسب درآمد متمایل می‌شوند. این پدیده البته مختص ایران نیست و به طور کلی نسل زد در جهان نیز بعضاً چنین تمایلاتی دارد که به خاطر تغییرات اجتماعی و فرهنگی کلان در حوزه تکنولوژی و ساختار خانواده است. با این حال نباید فراموش کرد که عرصه اقتصاد، جایی برای اسطرلاب و تاس انداختن نیست و روحیه کار و خلق ارزش افزوده، باطل‌السحر کژراهه‌های نوظهوری است که مانع پیشرفت و آبادانی کشور می‌شوند. خطرناک است اگر امید به کسب درآمد از طریق راه‌هایی مثل قمار و شرط‌بندی، جایگزین امید به داشتن مشاغل واقعی و ارزشمند شود.

ارسال نظر