09/بهمن/1404
|
16:24
گزارش

بازسازی اقتدار سیاسی عراق

«بازگشت مرد اقتدارگرای سیاسی عراق»؛ این مهم‌ترین تعریف برای حضور مجدد نوری مالکی در کاخ نخست‌وزیری عراق است؛ سیاستمداری کارکشته که چم و خم طریق سیاسی در بین‌النهرین را خوب می‌شناسد. زمانی که مالکی بعد از حمله داعش به عراق و به درخواست مرجعیت و برخی خیرخواهان منطقه‌ای مسؤولیت نخست‌وزیری را تحویل حیدر العبادی داد، بسیاری بر این باور بودند عمر سیاسی وی تمام شده است اما حضور جدی او در جرگه سیاست عراق و هدایت چارچوب هماهنگی شیعیان نشان داد مالکی از عراق قابل حذف شدن نیست. 
اکنون به نظر می‌رسد انتخاب نوری مالکی توسط اطار التنسیقی (چارچوب هماهنگی شیعیان عراق) ۲ پیام واضح داخلی و خارجی دارد. نخستین پیام این انتخاب در ابعاد خارجی آن است. بعد از سقوط بشار اسد و ظهور جریانی سلفی در مسند حکومت سوریه نگرانی‌های زیادی در بغداد بروز کرد. 
ابومحمد جولانی (احمد الشرع) که روزی فردی زندانی در عراق بود، اکنون در کاخ ریاست جمهوری سوریه نشسته و در قامت یک سلفی - ‌اخوانی متحد آمریکا ظاهر شده است؛ به همین علت عراقی‌ها همواره از زمان روی کار آمدن شرع در دمشق با دید نگرانی، تردید و سوءظن به وی می‌نگرند. البته این موضوع بیراه هم نیست. جریان سلفی - ‌اخوانی که روکش جدیدی از جبهه النصره است، همواره نشان داده برای بازگشت به مدل کارخانه خود تردیدی ندارد. 
کشتار علوی‌های سوریه، حمله به دروزی‌ها در جنوب و سر آخر جنگ با کردها در شرق این را اثبات کرده که باید مراقب این بازیگر نوتکفیری در سوریه بود. 
از این رو بود که بغداد تصمیم گرفت ۲ تیپ مستقل از حشد شعبی را راهی مرزهای الانبار با سوریه کند تا مانند سال 2016 دوباره غافلگیر نشود. این موضوع بعد از خلع سلاح قسد در پی جنگ و صلح با دمشق بیشتر هم شد. کردها هاله‌ای بین جریان سلفی و عراق بودند. اکنون که این مانع برداشته شده حتما خطر بزرگی بغداد را تهدید می‌کند.
همچنین دومین عامل خارجی برای بازگشت یک اقتدارگرای تصمیم‌گیر در عراق رفتارهای آمریکاست. در زمان نوری مالکی رابطه خوبی بین بغداد و واشنگتن بود اما دخالت‌های اخیر ترامپ نشان داده تنها یک فرد اقتدارگرا می‌تواند از پس رئیس‌جمهور آمریکا برآید. این مدل در ترکیه امتحان خود را پس داده. ترامپ از افراد اقتدارگرا ترس زیادی دارد و در ظاهر وانمود می‌کند از آنها خوشش می‌آید. 
نوری مالکی همواره نشان داده باید دولت در عراق مقتدر باشد تا بتواند در برابر رفتارهای آمریکا ایمنی عراق را حفظ کند. ایران هم به این جمع‌بندی رسیده که باید عراق مقتدر باشد تا در مقابل سوریه با مسؤولیت سلفی‌ها و آمریکای ترامپ فرونپاشد.
دیگر ابعاد این انتخاب داخلی است. یکی از دلایل اصلی انتخاب مالکی، توان او در ایجاد اجماع نسبی درون اطار التنسيقي است. در شرایطی که جریان‌های شیعی با اختلافات عمیق مواجهند، مالکی چهره‌ای است که می‌تواند محور انسجام باشد اما این انسجام درون‌اردوگاهی ممکن است به قیمت افزایش شکاف با دیگر نیروهای سیاسی تمام شود.
 در سطح منطقه‌، نامزدی مالکی با دقت از سوی بازیگران اصلی - ایران، آمریکا، کشورهای عرب خلیج‌فارس و ترکیه - رصد می‌شود. مالکی به ‌طور سنتی به ‌عنوان چهره‌ای نزدیک به محور تهران - بغداد - دمشق شناخته می‌شود. بازگشت او می‌تواند به تقویت نقش ایران در معادلات سیاسی و امنیتی عراق بینجامد، بویژه در پرونده‌هایی چون حضور نیروهای آمریکایی، مدیریت گروه‌های مسلح و سیاست منطقه‌ای بغداد.
از طرف دیگر نوری مالکی در برابر بعثی‌ها و قلدرمآبی برخی چهره‌های اهل سنت و کرد می‌ایستد، بویژه بعد از پوست‌اندازی اخیر در این جریان که از افرادی مانند طارق الهاشمی به محمد حلبوسی رسیده است. برخی چهره‌ها مانند حلبوسی به دنبال گرفتن اقتدار مجدد عراق هستند، بویژه بعد از اینکه آنها از تمایل‌شان برای کسب کرسی ریاست جمهوری خبر داده‌بودند. 
برای حلبوسی و دیگر رهبران اهل سنت، این انتخاب هشداری است مبنی بر اینکه سهم آنها در دولت آینده ممکن است محدود شود، مگر آنکه چارچوب‌ها را حفظ کنند.
بعد مهم دیگر داخلی حشد شعبی است. به احتمال خیلی زیاد مالکی این پیام را به آمریکا می‌رساند که حشد باید حفظ شود ولی ذیل اقتدار نخست‌وزیر باشد. یعنی سلاح مقاومت و سلاح ارتش همگی یکدست در اختیار مالکی بماند. این به آن معناست که اقتدار سلاح یکی خواهد شد ولی از سوی دیگر حشد شعبی کاملا ساماندهی و حفظ خواهد شد؛ تعریفی که مدنظر محور مقاومت در منطقه خواهد بود و شاید آمریکا را هم راضی به انجامش بکند که این سلاح تعریف مشخصی دارد. 
هر چه این انتخاب را بررسی کنیم درمی‌یابیم ایران و محور مقاومت برنده بزرگ آن هستند و نوری مالکی چهره حداکثری محور مقاومت برای عراق است.

ارسال نظر