بهراد رشوند: فوتبال پایه ایران دوباره به همان جایی رسید که سالهاست عادت دارد: ایستادن در نقطه شکست و تعجب از نتیجهای که از کیلومترها قبل قابل پیشبینی است. حذف تیم ملی فوتبال امید نه شوک بود، نه حادثه، نه بدشانسی؛ محصول طبیعی مجموعهای از انتخابهای غلط بود که با لبخند شروع شد و با حسرت تمام.
وقتی سکان هدایت تیمی به این حساسیت، نه بر اساس تخصص که بر پایه روابط سپرده میشود، دیگر نیازی به تحلیل فنی بازیها نیست. پایان مسیر از همان روز اول مشخص است. فدراسیون فوتبال بار دیگر نشان داد تیمهای پایه برایش پروژه نیستند، بلکه زمین تمرین سیاستورزیاند؛ جایی برای آزمون و خطا با آینده فوتبال کشور.
حسین عبدی، تنها مربیای که در سالهای اخیر در ردههای نوجوانان و جوانان کارنامهای قابل دفاع داشت، کنار گذاشته شد؛ مربیای که نسل فعلی تیم امید، حاصل نگاه و برنامهریزی اوست. طبیعیترین تصمیم این بود که این زنجیره منطقی ادامه پیدا کند اما منطق، مدتهاست میهمان ناخوانده ساختمان فدراسیون است. انتخاب سرمربی جدید، نه ادامه مسیر، بلکه انکار گذشته بود.
امیدرضا روانخواه قربانی این تصمیم شد؛ مربی جوانی که بدون طی مسیر طبیعی رشد، ناگهان در موقعیتی قرار گرفت که حتی مربیان باتجربه هم در آن دچار لغزش میشوند. این مسؤولیت، نه به سود تیم بود و نه به نفع خود او. روانخواه نه ابزار لازم را داشت، نه زمان کافی، نه کادری هماهنگ. نیمکت تیم امید در طول مسابقات، بیشتر شبیه یک قاب بیجان بود تا اتاق فرمان.
از نظر فنی، تیم امید فاقد انعطاف بود. برنامهها محدود، واکنشها کند و راهحلها تکراری. وقتی بازی قفل میشد، پاسخ فقط یک چیز بود: ارسال بلند و امید به اتفاق. نه تغییر آرایش، نه بازی ترکیبی، نه استفاده هوشمندانه از مهرههای باتجربهتر. تیمی که پلن ۲ نداشته باشد، اساساً تیم نیست؛ یک طرح خام است.
نکته تلختر، مقایسه با ازبکستان است. آنها سالهاست فوتبال پایه را جدی گرفتهاند؛ نه در شعار، بلکه در عمل. زیرساخت، برنامهریزی، مربی متخصص و ثبات مدیریت. نتیجهاش هم روشن است: پیشرفت تدریجی اما مداوم. صعود، بردهای بزرگ و نسلی که فوتبال را ساده، متمرکز و حرفهای بازی میکند.
در مقابل، تیم امید ایران هنوز درگیر ظواهر است؛ از انتخابها تا اولویتها. وقتی انرژی تیم صرف مسائل حاشیهای میشود، نباید انتظار بلوغ فنی داشت. این تفاوت، فقط در زمین دیده نمیشود؛ در نوع تصمیمگیری، نگاه مدیریتی و احترام به مسیر رشد هم عیان است.
این حذف، فقط یک ناکامی ورزشی نبود؛ یک هشدار جدی بود. هشدار به فدراسیونی که هنوز باور ندارد فوتبال پایه، شوخیبردار نیست. تا وقتی انتخابها بر اساس مناسبات است و تخصص قربانی رابطه میشود، این چرخه ادامه خواهد داشت. امروز تیم امید حذف شد؛ فردا نوبت نسل بعد است.
تصمیمی اشتباه که پایانش از ابتدا برای تیم ملی فوتبال امید معلوم بود
مسؤولیت بزرگ، مربی
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها