09/بهمن/1404
|
09:13
«وطن امروز» بررسی کرد؛ دلایل هتک حرمت مساجد و قرآن‌ها در فتنه تروریستی اخیر

دشمن علیه هویت ایران

آتش زدن مساجد و کتب دینی، مطلقاً یک واکنش احساسی و هیجانی نبوده و یکی از دستورکارهای کارفرمایان پروژه آشوب و ترور در ایران است
دشمن علیه هویت ایران
فرهاد مرادی:‌پس از اغتشاشات و حملات تروریستی اخیر، شاید این سوال بسیار مهم برای شما هم پیش آمده باشد که چرا مخالفان جمهوری اسلامی ایران مساجد و قرآن‌ها را به آتش کشیده‌اند؟
حمله به مراکز و نمادهای دینی یک اشتباه استراتژیک اوباش و ضدانقلاب بود که بدون شک باعث مذمت افکار عمومی و مرزبندی جامعه با این جماعت شده است. 
در همه کشورهای دنیا، توده‌های جامعه برای مظاهر و نمادهای دینی احترام و ارزش بسیاری قائلند. حتی در کشورهای اروپایی که دهه‌هاست سکولارها یا لائیک‌ها بر آنها حکومت می‌کنند، مردم نسبت به دین و مظاهر دینی همچنان یا معتقد هستند یا برای آن احترام ویژه قائلند. در آمریکا نیز این موضوع بسیار حائز اهمیت است. کما اینکه در جریان اعتراضات اخیر مردم در مینیاپلیس، وقتی معترضان آمریکایی در یک کلیسا حاضر شدند و مواضع خود را علیه سیاست‌های واشنگتن مطرح کردند، این موضوع با واکنش بسیار شدید دولت مواجه شد و مقامات دولت آمریکا برای معترضان خط و نشان کشیدند. ترامپ و جی‌دی‌ونس با سوءاستفاده از باورهای مذهبی و احساسات دینی مردم آمریکا، تلاش کردند این اعتراض مسالمت‌آمیز مردم را برجسته کنند و معترضان را افرادی علیه دین و مذهب جا بیندازند. این در حالی است که معترضان هیچگونه بی‌حرمتی و توهینی نسبت به کلیسا انجام ندادند و صرفا با حضور در این کلیسا، از سیاست‌های مهاجرتی دولت آمریکا انتقاد کردند اما ترامپ و معاون اول او تلاش کردند با سوءاستفاده از احساسات دینی جامعه آمریکا، معترضان را تخریب کنند.
بنابراین کاملا مشخص است حتی در جوامعی که دارای حکومت‌های غیردینی و بعضا ضددینی هستند، مباحث دینی و نمادها و مظاهر دینی جزو خطوط قرمز به حساب می‌آیند و قاطبه مردم با هر گرایش و عقیده‌ای، نسبت به این موضوع احترام ویژه‌ای قائلند.
این واقعیت اجتماعی، در مجامع اسلامی برجسته‌تر و ملموس‌تر است. مسلمانان با هر سلیقه و گرایش سیاسی، احترام و غیرت ویژه‌ای نسبت به مسائل دینی و نمادها و مظاهر دینی دارند و بعضا مشاهده شده یک بی‌احترامی نسبت به مباحث دینی، باعث شده موج‌های اعتراضی گسترده در این کشورها ایجاد شود.
جامعه ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نیست. اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران مسلمان هستند و طبق نظرسنجی‌ها نزدیک ۹۰ درصد مردم ایران، به اشکال مختلف دارای باورها و اعتقادات مذهبی هستند. بخش قابل توجهی از مردم ایران را افراد متدین و مؤمنان تشکیل داده‌اند؛ افرادی که دین و باورهای مذهبی نقش کلیدی و برجسته‌ای در زندگی آنها دارد و بعضا مختصات فرهنگی این افراد تابع باورهای مذهبی آنهاست. یعنی هنجارهای فردی و اجتماعی این افراد را بایدها و نبایدهای دینی تعیین می‌کند. بخش زیادی از مردم نیز دارای باورهای دینی هستند و دست‌کم در طول سال، در مناسبت‌های و مناسک دینی اعم از زیارت، ماه مبارک‌ رمضان و مهم‌تر از همه، در ایام سوگواری محرم شرکت می‌کنند. در واقع اکثریت جامعه ایرانی، یا باورهای عمیقی نسبت به مسائل دینی و مذهبی دارند و سبک زندگی آنها تابع این باورها و اعتقادات مذهبی است یا اینکه این باورها و اعتقادات مذهبی در سطوح مختلف در زندگی آنها جاری و ساری است. همینطور بخش‌هایی از جامعه هم هستند که سبک زندگی آنها با زندگی دینی و مذهبی چندان مطابقت ندارد اما این افراد هر کدام در سطحی دارای باورها و اعتقادات مذهبی هستند.‌ بر همین اساس است که نتایج نظرسنجی‌های مختلف در سال‌های گذشته و اخیر نشان می‌دهد اکثریت جامعه ایرانی دارای باورها و اعتقادات دینی و مذهبی هستند و به همین خاطر جامعه ایرانی یک جامعه خداباور و دینی قلمداد می‌شود.
به همین خاطر هر نوع بی‌احترامی و هتک‌ حرمت مظاهر و مصادیق دینی و مذهبی در جامعه ایرانی، با واکنش منفی اکثریت جامعه مواجه می‌شود.
این موضوع یک واقعیت غیرقابل تردید و غیرقابل انکار است. به همین خاطر، قطعا اکثریت جامعه ایرانی با هر سلیقه و گرایش سیاسی، با به آتش کشیدن مساجد و قرآن‌ها در فتنه اخیر مخالف هستند و به همین خاطر نسبت با عوامل و جریانی که مرتکب این رفتارها شده، مرزبندی می‌کنند.
به سوال ابتدای این نوشته بازگردیم. چرا مخالفان جمهوری اسلامی، با وجودی که می‌دانند هتک حرمت مظاهر دینی و مذهبی با مخالفت و واکنش منفی اکثریت مردم ایران مواجه می‌شود، اقدام به آتش‌ زدن مساجد و قرآن‌ها و همین‌طور تخریب نمادهای دینی و مذهبی کردند؟
برای پاسخ به این سوال، باید به چند مورد اشاره کرد:
1- ماهیت اسرائیلی فتنه اخیر موضوع پنهانی نیست. اغتشاشات و اقدامات تروریستی اخیر توسط موساد مدیریت شده است.‌ چندین مقام آمریکایی و اسرائیلی به این موضوع اذعان کرده و از حضور ماموران و عوامل موساد در اغتشاشات اخیر در ایران خبر دادند. ضمن اینکه کاملا مشخص است حوادث تروریستی اخیر در راستای پروژه کشته‌سازی صورت گرفت تا زمینه‌ساز حمله نظامی آمریکا به ایران شود.
بنابراین کاملا مشخص است که حوادث اخیر یک پروژه صهیونیستی بوده است. به همین خاطر می‌توان گفت یکی از عوامل به آتش کشیدن مساجد و‌‌ قرآن‌‌ها در این فتنه، ضدیت اعتقادی و هویتی صهیونیست‌ها با اسلام و اعتقادات دینی و مذهبی مسلمانان بوده است. 
2- فتنه ۱۸ و ۱۹ دی‌ در پوشش فراخوان پهلوی انجام شد. یعنی موساد برای توجیه این فتنه تلاش کرد اینگونه وانمود کند که این اتفاقات، در راستای حمایت از رضا پهلوی در ایران رخ داده است. خاندان پهلوی، چه در دوره پهلوی اول و چه پهلوی دوم، کارنامه سیاهی در ضدیت با دین و مذهب و مصادیق و مظاهر دینی و مذهبی دارند. در واقع یکی از اقداماتی که غرب با حاکم کردن خاندان پهلوی در ایران، در پی آن بود؛ تخریب و تضعیف باورها و اعتقادات مذهبی و رواج یک سبک زندگی ضد دین در جامعه مذهبی ایران بوده است. از سوی دیگر شخصیت رضا پهلوی نیز کاملا آشکار است. او یک فرد ضد دین است که باورها و سبک زندگی‌اش نشان می‌دهد نه‌تنها اعتقادی به مباحث و مسائل مذهبی ندارد، بلکه اساسا یک فرد ضد دین و مذهب نیز شناخته می‌شود. به تبع همین‌ روحیات و شخصیت رضا پهلوی است که طیف سلطنت‌طلب را افرادی ضد دین و مخالف باورها و اعتقادات مذهبی تشکیل می‌دهند. در واقع یکی از ویژگی‌های هواداران رضا پهلوی، ضدیت آنها با شعائر دینی و مذهبی است. به همین خاطر، یکی از دلایل به آتش کشیده شدن مساجد و‌ قرآن‌ها در فتنه اخیر، ماهیت ضد دینی و ضد مذهبی بودن هواداران رضا پهلوی بوده است.
3- غرب نه اکنون، بلکه قرن‌هاست متوجه شده باورها و اعتقادات دینی و مذهبی، یکی از مهم‌ترین موانع سلطه بر جوامع اسلامی است. ماجرای آندلس (اسپانیا) یک تجربه تاریخی در این‌باره است. در واقع غرب متوجه شد باورهای دینی و مذهبی باعث انسجام و همبستگی ملت‌های مسلمان در برابر سلطه و استعمار این کشورها توسط قدرت‌های غربی است. به عبارتی، استقلال سیاسی ملت‌های مسلمان و تمامیت ارضی کشورهای اسلامی، تا حد زیادی وابسته‌ به اعتقادات و باورهای دینی و مذهبی مسلمانان است. به همین خاطر، یکی از راه‌هایی که غرب برای تسلط بر کشورهای اسلامی در پیش گرفته است، کاهش باورهای مذهبی و اعتقادی در جوامع مسلمان، از طریق رواج یک سبک زندگی غربی و ضد دینی است؛ کاری که در آندلس انجام دادند و نهایتا توانستند مسلمانان را شکست دهند. تجربه آندلس سبب شد در سال‌های بعد، خاصه پس از جنگ دوم جهانی و روی کار آمدن نظم و نظام غربی، یکی از مهم‌ترین راهبردهای غرب برای سلطه بر کشورهای اسلامی، تضعیف باورها و اعتقادات دینی مسلمانان شود. به همین خاطر ترویج لیبرال - دموکراسی به عنوان یک چارچوب و مختصات فکری و تبلیغ و ترویج سبک زندگی مبتنی بر لیبرال - دموکراسی، به عنوان مهم‌ترین راهبرد سلطه نرم غرب بر کشورهای اسلامی برای تضعیف و تخریب باورهای دینی و مذهبی جوامع اسلامی در دستور کار غرب قرار گرفت. ضدیت با دین و مذهب در دوره پهلوی اول و دوم نیز دقیقا در همین راستا انجام شد. با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن جمهوری اسلامی، این راهبرد غرب در جمهوری اسلامی به قدرت و سرعت بیشتری دنبال شد، چراکه از یک سو، تبلیغ و ترویج سبک زندگی غربی و ضددینی، باعث سست شدن باورهای دینی و مذهبی مردم ایران می‌شد و از سوی دیگر نظریه‌پردازان سیاسی غرب معتقد بودند سست شدن باورهای دینی و مذهبی مردم ایران، تاثیر مستقیمی روی موقعیت و قدرت جمهوری اسلامی در افکار عمومی ایران خواهد گذاشت. به عبارتی، ترویج ضدیت با دین و مذهب، نه‌تنها در راستای استحاله فکری جامعه مسلمان ایرانی دنبال شد، بلکه این راهبرد به عنوان یک پروژه مهم برای تضعیف حکومت مستقر در ایران نیز دنبال شده است. در واقع آمریکا و کشورهای غربی به این نتیجه رسیدند جمهوری اسلامی  برساخته اعتقادات دینی و مذهبی مردم ایران است. تا زمانی که جمهوری اسلامی یک حکومت دینی باشد و قوانین این نظام مبتنی بر شریعت اسلامی باشد، جمهوری اسلامی جایگاه مستحکمی در جامعه ایرانی خواهد داشت و از یک سرمایه اجتماعی مهم و اثرگذار برخوردار خواهد بود. طی ۴۷ سال گذشته نیز جمهوری اسلامی نشان داده با وجود فشارهای غرب و بهانه کردن مسائلی مثل حقوق بشر، حتی یک قدم نیز از شریعت و قوانین مبتنی بر شریعت اسلامی عقب‌نشینی نمی‌کند. به همین خاطر، پروژه استحاله فکری مردم ایران و تغییر سبک زندگی آنها در دستور کار آمریکا و غرب قرار گرفت. آنچه طی چند دهه اخیر تحت عنوان تهاجم فرهنگی علیه مردم ایران مطرح شده، اشاره به همین راهبرد غربی بوده است. غرب در همین راستا، انبوهی از رسانه‌ها و شبکه‌های تلویزیونی فارسی‌زبان را به راه انداخت. کارویژه برخی از این شبکه‌ها تغییر سبک زندگی مردم ایران بوده است. در همین راستا شبکه‌هایی ایجاد شد که تنها فیلم و سریال برای مردم ایران پخش می‌کردند؛ تولیداتی که مهم‌ترین تاثیر آنها، تغییر سبک زندگی در ایران بوده است.
زیر پوست همه این تولیدات، تضعیف باورهای دینی و حتی ملی مردم ایران بوده است، بنابراین یکی از اهداف حمله به مساجد و به آتش کشیدن قرآن‌ها، همین تضعیف باورهای دینی مردم ایران بوده است. 
کاملا واضح است حمله به مساجد، به آتش کشیدن مساجد و قرآن و کتب دینی و همینطور تخریب نمادهای دینی و مذهبی مردم، مطلقا یک واکنش احساسی و هیجانی نبوده است و این موضوع یکی از دستورکارهای کارفرمایان پروژه آشوب و ترور در ایران بوده است.
در واقع یکی از اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی از این اقدام، قبح‌شکنی این قبیل اقدامات و همین طور سوءاستفاده از وضعیت اقتصادی و معیشتی برای عادی‌سازی این حرمت‌شکنی است. 
موساد و سیا قطعا می‌دانند جامعه ایرانی نسبت به این حرمت‌شکنی‌ها واکنش منفی نشان می‌دهد و اساسا یکی از دلایل عدم همراهی مردم با اغتشاشات و تروریسم اخیر، همین اهانت به مظاهر دینی و مذهبی بوده است اما آنها به دنبال آن هستند تا در قالب این اغتشاشات، قبح این قبیل هتک حرمت‌ها را از بین برده و آن را عادی‌سازی کنند.
درست است که در مقطع فعلی، پروژه آشوب و ناامنی در ایران شکست خورده است اما به صورت مشخص، موساد این قبیل حرمت‌شکنی‌ها و هتک حرمت مساجد و قرآن‌ها را در راستای همان راهبرد درازمدت غرب برای استحاله فکری و تغییر هویت دینی و ملی جامعه ایرانی دنبال می‌کند. 
به همین خاطر است که یکی از راهکارهای مهم و‌ موثر‌ برای مقابله با این تهاجم فرهنگی و پروژه تغییر هویت جامعه ایرانی، ترویج مباحث دینی و مذهبی است. 
جامعه ایرانی یک جامعه دیندار و خداباور است. اکثریت قریب به اتفاق جامعه ایرانی، دارای اعتقادات و گرایشات دینی و مذهبی هستند. به همین خاطر بستر و زمینه فکری و ذهنی برای پذیرش باورهای دینی و مذهبی و تقویت و تحکیم این باورها در اکثریت جامعه ایرانی وجود دارد.
قطعا و بدون شک، مهم‌ترین راهکار مقابله با تهدیدات فرهنگی و حتی امنیتی امروز علیه جامعه ایران، تحکیم و تقویت باورهای دینی و مذهبی مردم است. هر اقدامی که از هویت و ماهیت دینی و ملی جامعه ایرانی حراست کند، به مثابه یک پدافند کوثر در برابر تهدیدات دشمن‌ کار می‌کند.
 
چرا تروریست‌ها به ‌طور سازمان‌یافته صدها هزار جلد کتاب را در سراسر کشور به آتش کشیدند؟
هم‌خون مغول
 

میلاد جلیل‌زاده: چندی پیش مدیر انتشارات دارخوین، با اشاره به خسارت ناشی از اغتشاشات به واحد انتشارات خود گفت: «ما مدتی بود که برای توزیع بهتر کارها، دفتر و انبار خود را به شهرستان لنجان منتقل کرده جنب مسجد امام حسین(ع)، سه مغازه برای چاپ دیجیتال، انبارداری و انتشارات در نظر گرفتیم. پنجشنبه، 18 دی‌ماه، با من تماس گرفتند و گفتند که در جریان اغتشاشات، مسجد امام حسین(ع) را آتش زده‌اند و ممکن است آتش به مغازه‌های اطراف سرایت کند. وقتی رسیدم، دیدم هر 3 مغازه را آتش زده‌اند و کتاب‌ها را بیرون از مغازه‌ ریخته‌اند و روی آن بنزین می‌ریزند، هلهله می‌کردند و نمی‌گذاشتند کسی برای خاموش کردن آتش اقدام کند که در نتیجه 300 هزار جلد کتاب در آتش سوخت». همان شب مرکز شماره یک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیشابور که از سال ۱۳۵۳ فعالیت می‌کرد نیز به آتش کشیده شد و ۱۶هزار جلد کتاب کودک و نوجوان در آتش سوخت که برخی نسخه‌های منحصر‌به‌فرد بودند. مسؤولان عنوان کردند خسارت مالی اولیه بیش از ۲۰ میلیارد تومان برآورد شده است. حالا آزاده نظربلند، دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، آماری از گستره کتاب‌سوزی و ویران‌سازی کتابخانه‌ها در این اغتشاشات ارائه می‌کند که ابعاد وسیع‌تری از فاجعه را نشان می‌دهد.
او جدی‌ترین و دردناک‌ترین مورد آسیب را مربوط به کتابخانه عمومی محمدیه شهرستان بروجن در استان چهارمحال و بختیاری می‌داند و می‌گوید: این کتابخانه، میراثی ارزشمند با قدمت بیش از پنج دهه است که سال ۱۳۴۹ شمسی به همت یکی از نوادگان مرجع عالیقدر آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی، مرحوم حاج سیدمحمد حسینی‌متقی‌نجفی، وقف فرهنگ شد و از سال ۱۳۹۳ به‌عنوان بخشی از شبکه نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور فعالیت داشت.
به گفته دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، در این مرکز بیش از ۱۲ هزار نسخه کتاب نگهداری می‌شد که شامل نسخ خطی نادر، چاپ‌های سنگی، گراوری، دایره‌المعارف‌ها و فرهنگ‌های معتبر عربی و فارسی و همچنین مجموعه‌ای از چاپ‌های مهم ازجمله کتب معتبر اهل سنت مانند «صحاح سته» بود که از مراکز علمی جهان اسلام در لبنان (بیروت)، مصر (قاهره) و عراق (نجف و بغداد) چاپ و جمع‌آوری شده بودند. این کتابخانه به‌مثابه گنجینه‌ای ملی بود که در جریان آشوب‌ها، متأسفانه بخش نسخ خطی، نشریات، منابع کودک و آموزشی کاملا در آتش از بین رفت.
او همچنین از کتابخانه عمومی فردوسی شهر سورشجان در استان چهارمحال و بختیاری یاد کرد و افزود: این کتابخانه با دارا بودن ۳۰ هزار جلد کتاب و ۷۰۰ عضو فعال، از جمله مراکز پرمراجعه منطقه بود که در حادثه اخیر، بخش عمده‌ای از زیرساخت‌های خود را از دست داد. نظربلند از آسیب جدی به کتابخانه عمومی امام حسن مجتبی(ع) در بخش زرنه شهرستان ایوان استان ایلام خبر داد و گفت: این کتابخانه با بیش از ۱۷ هزار جلد کتاب و ۴۰۰ عضو فعال، تنها مرکز فرهنگی در منطقه‌ای کم‌برخوردار بود و نقشی اساسی در اشاعه فرهنگ مطالعه و آموزش داشت که اکنون به‌طور کامل در آتش سوخته است. نظربلند در این صحبت‌ها به آسیبی که کتابخانه میبد دیده بود هم اشاره کرد؛ اتفاقی که پیش از این هم در اخبار به آن اشاره‌هایی شده بود. در ادامه این موج تخریب، در شهرستان میبد، کتابخانه مصلای آیت‌الله اعرافی هم مورد حمله قرار گرفت. سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی میبد گزارش داد این کتابخانه با ۷ هزار جلد کتاب آموزشی و کمک‌آموزشی که توسط خیرین تجهیز شده بود، به‌طور کامل در آتش سوخت.
آزاده نظربلند در این صحبت‌ها اذعان می‌کند که طی اغتشاشات دی‌ماه ۱۴۰۴ به بیش از ۵۰ کتابخانه از مجموعه نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور آسیب جدی رسیده است و این خبر برای چندمین بار به ما نشان می‌دهد که با یک اتفاق خودجوش و خودسر که صرفاً برون‌داد خشمی اجتماعی باشد طرف نیستیم. در ناآرامی‌های آبان‌ماه ۱۳۹۸، به یکی از کتابخانه‌های شهرستان شهریار حمله شد که باعث سوخته شدن ۱۳ هزار جلد کتاب شد. این اتفاق در همان ایام واکنش‌های گسترده‌ای را برانگیخت اما به هر حال نمی‌شد کتمان کرد که رویدادی هرچند غلط اما طبیعی بوده است و فقط در گوشه‌ای از ایران دیده شد ولی وقتی طی یکی- دو شب به ده‌ها کتابخانه در نقاط مختلف سرزمین پهناوری مثل ایران حمله می‌شود، نمی‌توان گمانه‌ای جز برنامه‌ریزی شده بودن این اتفاق را جدی گرفت. این اتفاق که هر ایرانی را بلافاصله یاد بزرگ‌ترین ترومای جمعی این سرزمین، یعنی حمله مغول‌ها می‌اندازد، می‌تواند به ما نشان دهد که یکی از اهداف دشمنان ایران کتاب و کتابخانه است. این باید ما را متوجه خیلی چیزها کند؛ اینکه چرا اینقدر کتاب مهم است و حمله نمادین به کتابخانه‌ها چه کارکردی دارد و در جهت روحیه‌بخشی به چه قشری از جامعه صورت می‌گیرد. هرچه نباشد اتفاقات تلخ در کنار خساراتی که به ما وارد می‌کنند، عبرت‌آموزی هم دارند. در ادامه تلاش شده است پاسخی برای این پرسش‌ها یافت شود.
با اینکه جامعه ایران هر روز با اخبار شوک‌آوری مواجه بوده و شاید به نظر برسد دیگر چیزی نباید این مردم را متعجب کند، اتفاقات تلخ دی‌ماه ۱۴۰۴ شوک‌آورتر از آن چیزی بود که جامعه ایرانی در نسبت با مسائل سیاسی و اجتماعی داخلی‌اش توقع داشت. ظاهر مساله برای همه این بود که مشکلات اقتصادی و معیشتی وجود دارند که می‌توان به آنها اعتراض کرد اما این اعتراض‌ها در نطفه مصادره شد و حتی فراتر از مسائل سیاسی رفت و خیلی زود معلوم شد که برای ایران طراحی یک جنگ چریک - شهری صورت گرفته بود. البته ایرانی‌ها بهار امسال جنگ را به صورت مستقیم تجربه کردند و شوک آن در جامعه ما جذب شده بود اما آنچه این بار حیرت‌انگیز می‌نمود، مجرایی بود که تمام اهداف سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی دشمنان ایران از آن برای ورود به ساحت کشور استفاده کرد؛ مجرای فرهنگی. این حمله‌ای تمام‌عیار بود که با تحمل خسارات فراوان و اندوه از دست دادن تعدادی از پاک‌ترین جوان‌های کشور بالاخره دفع شد و موقعیت دشمن را از این لحاظ نسبت به گذشته‌اش تضعیف کرد، چرا که بخش قابل‌توجهی از شبکه نفوذ آنها در داخل ایران به واسطه این اتفاقات لو رفت اما حالا که از آن قضایا فاصله گرفته‌ایم، هر روز بیشتر به آنچه بر سرمان آمد و به آن چیزهایی که می‌توانستیم به کار ببندیم تا قضیه به اینجا نکشد فکر می‌کنیم؛ به مساله فرهنگ. حالا همه فهمیده‌ایم که دنبال‌کنندگان کانال‌های بیگانه به لحاظ فکری در جزیره‌ای جدا از ما زندگی می‌کنند. آنها به‌رغم اینکه ده‌ها بار اخبار این شبکه‌ها با مدارک واضحی تکذیب شده، فقط همان اخبار را دیده‌اند، نه تکذیبیه‌ها را. ما با خشونت و بربریتی مواجه بودیم که اجازه نداد مطالبات اقتصادی مردم شنیده شود و به‌سرعت بازی را به زمینی که خودش می‌خواست برد. ما با جنبشی مواجه شدیم که به لمپن‌ها، به کندذهن‌ترین افراد جامعه که در شرایط نرمال کاملاً غیرسیاسی هستند، اعتماد به نفس داد تا وسط میدان بیایند و احساس کنند به پشتوانه قدرت‌های جهانی می‌توانند هر غلطی در کف خیابان‌های ایران کنند. توجه به این مسائل به ما می‌گوید که ما اگرچه مشکلاتی در سیستم فرهنگی و مدیریتی‌مان داشته‌ایم اما قرار نیست در دام خودسرزنشی بیفتیم و از یاد ببریم که هر کشوری اگر زیر بار این همه دستکاری افکار و تبلیغات مسموم بود، احتمالاً تا به حال فرو می‌پاشید و در عین حال باید واقعیتی را بپذیریم. واقعیت این است که ما مثل هر کشور دیگری نیستیم. ما ناچاریم هوشیارتر باشیم چون در این نقطه طلایی از شاهراه‌های جهان قرار گرفته‌ایم و نفت و گاز داریم و چیزهای ارزشمند دیگر. این تقدیر ما است که گرفتار این همه هجوم باشیم و می‌بایست نسبت به هر کشور دیگری ایمنی خودمان را در تمام زمینه‌ها از جمله در حوزه مسائل فرهنگی و تبلیغاتی صدچندان کنیم. درست است که پهلوی نمی‌تواند در جامعه ایران اکثریت را با خود همراه کند اما می‌تواند عده محدودی را خط بدهد تا خشونت را به حداکثر برسانند. درست است که نقشه دشمن برای سوریه‌سازی و لیبی‌سازی ایران شکست می‌خورد اما ما باید کاری کنیم که یک عملیات حتی نتواند آغاز شود. حالاست که ما می‌نشینیم و دانه‌به‌دانه خلل‌هایی را که داشتیم با دقت بررسی می‌کنیم، وضعیت را از هر لحاظ که می‌توانست بهتر باشد می‌سنجیم، نقاط آسیب‌زا را رصد می‌کنیم و اینها می‌تواند به رشد ملت ما هم کمک کند. بیراه نیست اگر بگوییم آنچه در خیابان‌های ایران در دی‌ماه ۱۴۰۴ رخ داد، دشمنی جاهلان و عقب‌مانده‌ها با دانایی بود. بله! مشکلات اقتصادی وجود دارند اما این اراذل مزدور اجازه ندادند حتی چنین مسائلی مطرح شود و سریع قضیه را بردند به سمت جنگ شهری. رفتار آنها ابداً خودجوش و طبیعی نبود و هرچه می‌کردند از یک الگوی واحد و طراحی‌شده پیروی می‌کرد. حتی سبک تخریب آنها در شهرهای مختلف کاملاً شبیه به هم و با ابزارهایی یکسان بود. اینکه عده‌ای بریزند فروشگاه‌ها را به آتش بکشند، در یک شورش معیشتی، هرقدر هم خشن باشد، طبیعی نیست. معمولاً گرسنگان خشمگین در چنین شرایطی فروشگاه‌ها را غارت می‌کنند، نه اینکه آتش بزنند؛ مگر اینکه هدف و دستور کلی، ایجاد اختلال در تأمین زنجیره نیازهای اساسی مردم باشد. اینکه به مساجد و حوزه‌های علمیه و حسینیه‌ها و امامزاده‌ها حمله می‌شود و قرآن‌ها را بیرون بیاورند و کف خیابان آتش بزنند، نه تنها کار آدم‌های عادی نیست، بلکه بی‌هدف هم صورت نمی‌گیرد. اگر کسی واقعاً قصد حکومت بر ایران را داشته باشد، حتی ریاکارانه هم که شده، ناچار است احترام نمادهای مذهبی ایرانیان را نگه دارد؛ اما این بار با قطع امید از همراهی مردم ایران قصدشان عبور از یک سقف تهاجمی و معنایی بود تا از این طریق خشونت را تصعید کنند. به همین سیاق آتش زدن کتابخانه‌ها هم تصادفی و بی‌هدف صورت نگرفت.
حتی یک مورد در تمام تاریخ جهان نمی‌توان سراغ گرفت که یک شورش معیشتی حتی خونین، به‌طور سازمان‌یافته و سراسری، سراغ کتابخانه‌های کشور برود تا آنها را آتش بزند. نظیر چنین موردی را فقط در حمله متجاوزان وحشی به سرزمین‌هایی که از آنها متمدن‌تر هستند دیده‌ایم. جایی که اصالت و تمدن کشور مورد تجاوز، خار چشم متجاوزان است یا در مواردی دیگر که جنبش‌های فاشیستی بوده‌اند. در ایران ۱۴۰۴ هم به کتابخانه‌ها حمله می‌شود، زیرا کسانی که به تعبیر رضا پهلوی پیاده‌نظام آمریکا و اسرائیل هستند، همگی از میان لمپن‌ها گزینش شده‌اند. بی‌سوادترین و بی‌اصول‌ترین آدم‌های جامعه که بعضاً فکر کرده‌اند با مدل موی غربی و شلوار جین می‌توانند خلأ سواد و اصالت را پر کنند ولی حقیقت به شکل بی‌رحمانه‌ای هر بار به روح و روان آنها حمله می‌کند و حمله به کتاب و کتابخانه تشفی‌خاطر آنهاست. آتش گرفتن کتابخانه‌ها قرار است پیامی ناخودآگاه به تمام افراد این قشر بدهد و نیروی روحی‌شان را تقویت کند و از این جهت چنین کاری کاملاً به سبک هدفمند انجام شده است. وقتی ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش وارد تنش با ایران شد، تهدید کرد ۵۲ نقطه تاریخی و فرهنگی کشور ما را مورد هدف قرار دهد. در همان ایام گفته شد او ناخودآگاه پرده از رنجی برداشت که بابت کمبودهایی در اصالت آمریکا می‌برد؛ آمریکای تازه‌تأسیس و چهل‌تکه. حسادت او نسبت به یک کشور کهن و با فرهنگ و تاریخمند بود که کل‌کل‌های کودکانه او را به این سمت برد. اینجا هم قرار است حمله به کتابخانه‌ها و سوزاندن کتاب‌ها پیامی نامرئی به روحیه کسانی باشد که از نادانی و نااصل بودن خودشان به‌طور ناخودآگاه رنج می‌برند. این کار قرار است لمپن‌ها را به فعال‌سازی ظرفیت‌شان برای اقدامات بعدی نزدیک‌تر کند و به آنها قوت قلب ببخشد. ما در دی‌ماه امسال به واقع با دشمنان دانایی جنگیدیم و این جنگ همچنان ادامه دارد. رژیم پهلوی اساساً به همین شکل سر کار آمد و با همین شیوه به حیات خود تا سال‌ها ادامه داد. آنها همیشه مایه اعتماد به نفس لمپن‌ها و اراذل را فراهم می‌کردند تا برای‌شان در صحنه بمانند و نمادی هستند از اینکه جماعتی کندذهن، با شیک‌پوشی به سبک غربی فکر کنند هوش و سواد نداشته‌شان جبران شده و حتی با وقاحت تمام، بقیه را عقب‌مانده و مرتجع بخوانند. حالاست که بعد از تمام اتفاقات تلخی که در دی‌ماه ۱۴۰۴ از سر گذراندیم، می‌توانیم بنشینیم و به این فکر کنیم که کدام پیچ و مهره‌ها را باید تا ته سفت می‌کردیم و نکردیم و در ضمن، حالا اتفاقاً وقت این است که از حملات عریان و هیستریک دشمن بفهمیم چه چیزهایی نقاط قوت ما و خار چشم آنهاست. ما با دشمنان دانایی طرفیم. با اراذل. با لمپن‌های بی‌سر و پا. با کسانی که حاضر نیستند قبول کنند شکست‌های‌شان در زندگی به خاطر سبک زندگی‌شان بوده و لجوجانه‌تر رفتار می‌کنند. پس مزیت ما دانایی است. ما مدافعان و حاملان فرهنگ و علم هستیم و پیاده‌نظام دشمن از همین است که اذیت می‌شود. از ۱۱۲۵۲ دستگیر شده اغتشاشات اخیر، تنها ۶ درصد مدرک لیسانس داشتند و یک درصدشان مدرکی بالاتر از آن. البته معیار شعور و معلومات افراد، مدرک تحصیلی نیست اما می‌دانیم که اگر به صورت تصادفی ۱۱۲۵۲ نفر از مردم ایران را از یک خیابان در هر کدام از شهرهای کشور جمع کنیم، درصد تحصیلات دانشگاهی آنها خیلی بالاتر از این افراد است. اینکه امروز می‌فهمیم به کتابخانه‌های متعددی در سراسر کشور حمله شده و حتی نسخ خطی به آتش کشیده شده‌اند، بیشتر از اینکه برای ما سندی بر مظلومیت‌مان فراهم کند یا دستمایه‌ای جهت لعن و نفرین تروریست‌ها بدهد، می‌تواند یک آگاهی ایجاد کند که نقطه قوت ما و ضعف دشمنان‌مان کجاست. وقتی این را دریافتیم، از جهات مختلف می‌توان بر آن تکیه کرد و ظرفیت‌های متعددی را برای مقابله با دشمنان فراهم ساخت. حالا ما می‌دانیم که یکی از اسلحه‌های‌مان در برابر آنها کتاب و کتابخوانی است، فرهنگ و دانش است؛ و می‌توانیم از اینجا حمله کنیم.

ارسال نظر