علی دارایی: استقلال در نیمفصل دوم لیگ برتر، عجیبترین مسیر ممکن را طی میکند؛ تیمی که نه دروازه حریفان را باز کرده و نه اجازه داده توپ از خط دروازهاش عبور کند. ۲ تساوی بدون گل برابر تراکتور مدعی و ذوبآهن ته جدولی، اگرچه از منظر دفاعی قابل دفاع است اما زنگ خطر را جایی به صدا درآورده که سالهاست پاشنه آشیل آبیهاست: خط حمله؛ آن هم خط حملهای که قرار بود با حضور مهاجمان گرانقیمت، بار گلزنی را به دوش بکشد اما حالا آماری از خود به جا گذاشته که بیشتر شبیه یک شوخی تلخ است؛ ۲ گل از ۲۲ گل!
در شرایطی که استقلال با غیبت بازیکنانی مثل یاسر آسانی دستوپنجه نرم میکرد، انتظار میرفت مهاجمان مرکزی قدمی جلو بگذارند و گره بازیهای بسته را باز کنند اما واقعیت، تصویری کاملاً معکوس ارائه میدهد؛ ۳ مهاجم هدف، ۳ روایت ناامیدکننده و خروجیای که عملاً سهمی در امتیازگیری تیم نداشته است.
سعید سحرخیزان، پرهزینهترین انتخاب خط حمله استقلال، بیش از همه زیر ذرهبین قرار دارد. مهاجم ۲۲ سالهای که در اکثر مقاطع فصل در ترکیب اصلی بوده اما هنوز نتوانسته انتظارات را برآورده کند. او در ۱۶ مسابقه لیگ، تنها ۲ بار موفق به گلزنی شده؛ یکبار مقابل فجر شهید سپاسی آن هم از روی نقطه پنالتی و یک بار برابر فولاد. آماری که با توجه به ۹۲۱ دقیقه حضور در زمین، بههیچوجه قابل دفاع نیست. نکته نگرانکنندهتر، فاصله طولانی او از آخرین گل است؛ سحرخیزان در ۷ بازی اخیر حتی یکبار هم موفق به باز کردن دروازه رقبا نشده و بیشتر به مهاجمی خنثی شبیه بوده تا یک تمامکننده.
محمدرضا آزادی، دیگر گزینه ایرانی استقلال در پست مهاجم مرکزی، شرایطی حتی مبهمتر دارد. او برخلاف سحرخیزان، اغلب از روی نیمکت وارد زمین شده و فرصت چندانی برای پیدا کردن ریتم نداشته است. با این حال، حاصل ۲۹۴ دقیقه بازی او در لیگ، صفر مطلق است؛ نه گل، نه پاس گل. آزادی تنها در ۲ مسابقه مقابل استقلال خوزستان و چادرملو در ترکیب اصلی قرار گرفت و نمایش کمرمقش، باعث شد کادر فنی خیلی زود او را به نیمکت تبعید کند. از آن پس، مجموع دقایق حضورش در ۱۱ بازی به ۵۶ دقیقه هم نرسید؛ شرایطی که حتی زمزمههای جداییاش را هم بهدنبال داشت.
سومین ضلع این مثلث ناکارآمد، داکنز نازون است؛ مهاجمی که با رزومه ملی و سابقه بینالمللی به استقلال آمد اما در لیگ ۲۵ هیچ نشانی از آن اعتبار را بروز نداد. نازون در ۳۸۵ دقیقه حضور در زمین، نه گلی زده و نه پاس گلی داده. آخرین حضور ثابت او به دیدار برابر سپاهان بازمیگردد؛ جایی که پس از ۶۴ دقیقه تعویض شد و دیگر نتوانست جایگاهش را پس بگیرد. حالا حتی وضعیت بازگشت او به تیم هم در هالهای از ابهام است؛ مهاجمی که ممکن است لیگ را با کارنامهای کاملاً صفر به پایان برساند.
جمعبندی این آمار، تصویری نگرانکننده میسازد. استقلال تا پایان هفته هفدهم ۲۲ گل به ثمر رسانده اما سهم مهاجمان مرکزی از این تعداد، فقط ۲ گل بوده است. باقی گلها را هافبکها و وینگرها زدهاند؛ نشانهای روشن از اینکه قلب خط حمله عملاً از کار افتاده است.
حالا سؤال اصلی این است: آیا این روند قابل اصلاح است یا استقلال باید تا پایان فصل با خط حملهای کماثر کنار بیاید؟ پاسخ، در هفتههای آینده روشن میشود؛ جایی که صبر هواداران، بیش از هر زمان دیگری در حال تمام شدن است.
استقلال و خط حملهای که از نفس افتاده
بنبست گل
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها