گروه اقتصادی: بهتازگی عزتالله زارعی، سخنگوی وزارت صنعت گفت احتمالا قیمتگذاری در صنعت خودرو به سمت آزادسازی برود. این مساله در شرایطی مطرح شده است که بازار خودروی ایران در سال جاری با وجود 3 مرحله افزایش قیمت وارد مرحلهای شده که نهتنها به بهبود کیفیت یا افزایش رقابت منجر نشده، بلکه به تشدید جهش قیمتی و نارضایتی گسترده مصرفکنندگان انجامیده است. در حالی که انتظار میرفت آزادسازی قیمتها خودروسازان را به سمت ارتقای کیفیت، افزایش تولید و پاسخگویی بیشتر به نیاز بازار سوق دهد، نتیجه عملی کاملا متفاوت بوده و بازار بیش از گذشته دچار بیثباتی شده است. یکی از مهمترین پیامدهای آزادسازی قیمتها، آرزو شدن خودرو است. خودروسازان داخلی سالها قیمتگذاری دستوری را مانعی برای توسعه معرفی میکردند اما پس از آزادسازی نسبی قیمتها نهتنها کیفیت محصولات ارتقا نیافت، بلکه قیمتها با سرعتی بیسابقه افزایش یافت. نمونههای روشن این وضعیت، خودروهایی مانند کوئیک و سهند هستند که از نظر فنی و کیفی در رده اقتصادی قرار میگیرند اما امروز در بازار آزاد تا مرز یک میلیارد تومان معامله میشوند. این جهش قیمتی نه ناشی از فناوری جدید است، نه ارتقای ایمنی و نه افزایش هزینه تولید، بلکه نتیجه مستقیم رفتار انحصاری و عرضه محدود است.
عرضه قطرهچکانی خودرو
در کنار این مساله، عرضه قطرهچکانی به یکی از ابزارهای اصلی خودروسازان برای حفظ قیمتهای غیرواقعی تبدیل شده است. به جای افزایش تولید و پاسخگویی به تقاضا، بسیاری از شرکتها با عرضه محدود و کنترلشده، عملا بازار را در حالت کمبود نگه داشتهاند. این رفتار باعث شده قیمتها به شکل غیرمنطقی بالا بماند، فاصله قیمت کارخانه و بازار حفظ شود، سود اصلی به جیب واسطهها و خودروسازان برود و مصرفکننده واقعی بیشترین فشار را تحمل کند. خروج از قیمتگذاری دستوری بدون ایجاد رقابت، بدون نظارت و بدون الزام به افزایش تولید، تنها انحصار را تقویت کرده و قدرت تعیین قیمت را کاملا در اختیار خودروسازان قرار داده است.
در چنین فضایی، نارضایتی مصرفکنندگان به اوج رسیده است. بازار خودرو امروز یکی از ناامیدکنندهترین بازارها برای مردم است. مصرفکنندگان با وضعیتی مواجهند که قیمتها هر روز تغییر میکند و حتی خدمات پس از فروش رضایتبخش نیست، ایمنی بسیاری از محصولات زیر سؤال است و گزینههای وارداتی نیز محدود و بسیار گران هستند. طبیعی است که در چنین شرایطی اعتماد عمومی به صنعت خودرو بهشدت کاهش یابد و مصرفکننده احساس کند در بازاری بدون رقابت و بدون انتخاب واقعی گرفتار شده است.
نتیجه خروج خودرو از قیمتگذاری دستوری در کشورمان نه آزادسازی واقعی بازار خودرو، بلکه آزادسازی قیمت و تثبیت انحصار است. اگر این سیاست در یک بازار رقابتی، با حضور واردات گسترده، نظارت سختگیرانه و الزام به ارتقای کیفیت اجرا میشد، میتوانست به نفع مصرفکننده باشد اما در شرایط فعلی که بازار همچنان انحصاری است، واردات محدود و پرهزینه است، تولیدکنندگان پاسخگو نیستند، کیفیت افزایش نیافته و عرضه کنترلشده و محدود است، آزادسازی قیمتها تنها به زیان مصرفکننده و اقتصاد تمام شده است.
در صورتی که روند آزادسازی قیمت خودرو بدون ایجاد زیرساختهای رقابتی، بدون نظارت مؤثر و بدون الزام خودروسازان به ارتقای کیفیت ادامه یابد، تبعات آن برای مصرفکنندگان بسیار سنگینتر از وضعیت فعلی خواهد بود. نخستین پیامد، افزایش شتابان و بیضابطه قیمتها است. در بازاری که انحصار وجود دارد و عرضه محدود است، این سیاست عملا به معنای واگذاری کامل بازار به خودروسازان است. این وضعیت میتواند باعث شود خودروهای اقتصادی که باید در دسترس عموم باشند، به کالاهایی لوکس و غیرقابلخرید تبدیل شوند. تجربه همین ماههای اخیر نشان داده حتی خودروی رده پایین کیفیت به مرز یک میلیارد تومان رسیده است. در حالی که قبلا با همین مبلغ میشد حداقل یک خودروی چینی باکیفیت خرید. در شرایط کنونی، خودرو که باید یک کالای مصرفی و ابزار حملونقل باشد، با رویکرد خودروسازان ایرانی به کالایی سرمایهای و دستنیافتنی تبدیل شده است. این روند نهتنها رفاه عمومی را کاهش میدهد، بلکه شکاف طبقاتی را نیز عمیقتر میکند. از سوی دیگر، در غیاب رقابت واقعی، خودروسازان انگیزهای برای بهبود ایمنی، کاهش مصرف سوخت، ارتقای فناوری یا افزایش دوام خودرو نخواهند داشت. نتیجه آن بازاری است که در آن مردم مجبورند برای محصولی با کیفیت پایین، هزینههای گزافی برای تعمیرات بپردازند. این وضعیت نهتنها نارضایتی را افزایش میدهد، بلکه میتواند تبعات ایمنی و اجتماعی نیز به همراه داشته باشد.
سفتهبازی در بازار خودرو از تبعات ضعف خودروسازان
اگر امروز شاهد افزایش فعالیتهای سوداگرانه و سفتهبازی در بازار خودرو هستیم، نتیجه رویکرد خودروسازان است. وقتی قیمتها آزاد و عرضه محدود باشد، خودرو به ابزاری برای سرمایهگذاری کوتاهمدت تبدیل میشود. دلالان و واسطهها با خریدهای عمده و احتکار، بازار را بیش از پیش ملتهب میکنند و مصرفکننده واقعی باز هم بازنده اصلی این بازی خواهد بود. در چنین شرایطی حتی اگر تولید افزایش یابد، باز هم بخش قابلتوجهی از خودروها به جای مصرفکننده نهایی، در چرخه سوداگری جابهجا میشود.
آزادسازی قیمتها بدون اصلاح ساختار صنعت خودرو، اعتماد عمومی را بیش از پیش تضعیف میکند. مردم احساس میکنند در بازاری گرفتار شدهاند که نه کیفیت دارد، نه نظارت، نه رقابت و نه امکان انتخاب. این بیاعتمادی میتواند به کاهش مشارکت اقتصادی، افزایش نارضایتی اجتماعی و حتی کاهش تمایل به خرید خودروهای داخلی منجر شود. اگر عرضه افزایش یابد و نظارت سختگیرانه بر عملکرد خودروسازان اعمال شود، بازار در مسیر منافع مصرفکنندگان خواهد بود، در غیر این صورت آزادسازی قیمتها نهتنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه فشار اقتصادی بر مردم را چند برابر کرده و بازار خودرو را بیش از پیش از دسترس مصرفکننده واقعی خارج خواهد کرد.
آزادسازی واقعی واردات، بویژه واردات خودروهای دستدوم، گزینه مؤثری برای مدیریت بازار است. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که بازار خودرو تنها زمانی به تعادل میرسد مصرفکننده بتواند میان چند گزینه رقابتی انتخاب کند، نه اینکه مجبور باشد میان چند محصول داخلی با کیفیت محدود و قیمتهای نجومی یکی را انتخاب کند. در واقع اگر واردات خودروهای دستدوم با تعرفه منطقی و بدون محدودیتهای غیرضروری آزاد شود، چند تحول مهم رخ میدهد. نخست اینکه رقابت واقعی شکل میگیرد. خودروسازان داخلی که سالها بدون رقیب تولید کردهاند، ناچار میشوند کیفیت را بالا ببرند، خدمات پس از فروش را بهبود دهند و قیمتها را منطقی کنند. حضور خودروهای کارکرده خارجی با کیفیت بالاتر و قیمت مناسبتر، معیار جدیدی برای مقایسه ایجاد میکند و استانداردهای بازار را بالا میبرد.
دوم اینکه واردات خودروهای دستدوم میتواند فشار قیمتی بازار را کاهش دهد. وقتی مصرفکننده بداند میتواند با هزینهای مشابه یا حتی کمتر، خودرویی با کیفیت بهتر و ایمنی بالاتر از بازار جهانی خریداری کند، تقاضا برای محصولات داخلی کاهش مییابد و خودروسازان دیگر نمیتوانند با عرضه قطرهچکانی قیمتها را بالا نگه دارند. این موضوع بهتدریج حباب قیمتی بازار را تخلیه میکند و قیمتها به سمت واقعیت حرکت میکنند.
سوم اینکه آزادسازی واردات، حق انتخاب را به مردم بازمیگرداند. امروز بسیاری از مصرفکنندگان احساس میکنند در بازاری بسته و بدون گزینه گرفتارند. خودروهای وارداتی صفر کیلومتر بسیار گران هستند و خودروهای داخلی کیفیت لازم را ندارند اما واردات خودروهای دستدوم میتواند طیف گستردهای از انتخابها را در اختیار مردم قرار دهد؛ از خودروهای اقتصادی و کممصرف گرفته تا خودروهای خانوادگی و ایمن. این تنوع، بازار را از حالت انحصاری خارج میکند و مصرفکننده را از موقعیت ضعف به موقعیت قدرت منتقل میکند.
بنابراین آزادسازی واردات خودروهای دستدوم میتواند بازار خودرو را از یک چرخه معیوب به یک مسیر رقابتی و سالم هدایت کند. اگر قرار است قیمتها آزاد شود، باید انتخاب نیز آزاد شود. آزادسازی قیمت بدون آزادسازی واردات، تنها به سود خودروسازان انحصاری است اما آزادسازی واردات، تعادل را به بازار بازمیگرداند و منافع مصرفکننده را تضمین میکند. تنها در چنین شرایطی است که میتوان امیدوار بود بازار خودرو در ایران از وضعیت فعلی فاصله بگیرد و به سمت شفافیت، رقابت و کیفیت حرکت کند.
مهمترین دلایل جهش قیمتها در بازار خودرو
سال ۱۴۰۴ برای بازار خودرو یکی از پرتنشترین و بیثباتترین سالهای دهه اخیر بود که بار دیگر ثابت کرد کاهش نظارت در بازاری انحصاری نهتنها به آزادسازی سالم منجر نمیشود، بلکه زمینهساز جهشهای ناگهانی قیمت، افزایش رفتارهای سفتهبازانه و فشار مضاعف بر مصرفکننده است. تجربه این سال نشان داد تا زمانی که نظارت هوشمند، رقابت واقعی و شفافیت در زنجیره تولید و عرضه خودرو برقرار نشود، هرگونه عقبنشینی نظارتی تنها به تشدید نوسان و بیثباتی منجر خواهد شد.
در واقع در این سال، بازار خودرو یکی از آشفتهترین دورههای خود را پشت سر گذاشت و بسیاری از تحلیلگران آن را نتیجه مستقیم کاهش نقش شورای رقابت در قیمتگذاری و سپردن بخش مهمی از فرآیند تعیین قیمت به سازوکارهای غیرشفاف بازار میدانند. بررسی روند ماههای گذشته نشان میدهد هرجا نظارت کاهش یافته، دامنه نوسان قیمت خودرو گستردهتر شده و فاصله میان قیمت کارخانه و بازار آزاد به شکل قابلتوجهی افزایش یافته است. این شرایط نشان داد بازار خودرو بدون نظارت، بهسرعت به سمت رفتارهای سوداگرانه حرکت میکند و قیمتها بیش از آنکه بر پایه هزینه تولید تعیین شوند، تحت تأثیر انتظارات تورمی، محدودیت عرضه و فعالیت دلالان شکل میگیرند.
تا پیش از سال ۱۴۰۴، شورای رقابت نقش اصلی را در تعیین سقف قیمت خودروهای داخلی بر عهده داشت. هرچند این نظام قیمتگذاری با انتقاداتی همراه بود اما یک کارکرد مهم یعنی جلوگیری از جهشهای ناگهانی و کنترل نوسان داشت. با کاهش نقش این شورا و انتقال بخشی از اختیارات به خودروسازان و بازار آزاد، خلأ نظارتی بزرگی ایجاد شد. نتیجه این خلأ افزایش شدید نوسان قیمتها بود، بهطوری که در برخی ماهها اختلاف قیمت کارخانه و بازار به بیش از ۷۰ درصد رسید. این وضعیت نشان داد بازار خودرو در ایران بدون نظارت، بهسرعت از کنترل خارج میشود.
همچنین ساختار انحصاری بازار خودرو یکی از مهمترین دلایل جهش قیمتها بود. در بازاری که تنها چند خودروساز بزرگ حضور دارند، حذف نظارت به معنای آزادسازی قیمت در یک بازار غیررقابتی است؛ وضعیتی که معمولا به افزایش قیمت و کاهش کیفیت منجر میشود. از سوی دیگر، تولید خودرو در سال ۱۴۰۴ به دلیل مشکلات تأمین قطعات، نوسانات ارزی و محدودیتهای واردات با اختلال مواجه شد. کاهش عرضه در کنار تقاضای انباشته، زمینه را برای افزایش قیمتهای هیجانی فراهم کرد. همزمان با کاهش نظارت، نقش واسطهها و دلالان پررنگتر شد و سهم معاملات غیرمصرفی افزایش یافت. بهگونهای که خودرو بار دیگر به ابزاری برای سرمایهگذاری کوتاهمدت تبدیل شد.
نبود شفافیت در هزینه تولید نیز به افزایش قیمتها دامن زد. خودروسازان بدون الزام به ارائه جزئیات هزینهها، قیمتها را بر اساس تورم انتظاری یا هزینههای پیشبینیشده افزایش دادند و نبود نظارت مؤثر باعث شد این افزایشها بدون پاسخگویی انجام شود. پیامد این وضعیت، افزایش فاصله طبقاتی در دسترسی به خودرو بود. کالایی که زمانی مصرفی محسوب میشد، سال جاری به کالایی سرمایهای تبدیل شد و بسیاری از خانوارهای متوسط و کمدرآمد عملا از بازار حذف شدند. بازار خودرو به حال خود رها و نوسانات شدید قیمت باعث کاهش اعتماد عمومی به سیاستگذاری اقتصادی شد. بسیاری از خریداران احساس کردند بازار خودرو به حال خود رها شده و هیچ سازوکار مشخصی برای کنترل قیمتها وجود ندارد. افزایش قیمت خودرو بهعنوان یکی از کالاهای شاخص، انتظارات تورمی در سایر بازارها را نیز تقویت کرد. بازاری که تحت سلطه دلالی و سفتهبازی باشد، نمیتواند سیگنالهای واقعی عرضه و تقاضا را منتقل کند. در سال ۱۴۰۴ قیمت خودرو بیش از آنکه تابع هزینه تولید باشد، تابع شایعات، اخبار سیاسی و نوسانات ارز بود. الگوی نوسان قیمت خودرو در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد این بازار بیش از هر زمان دیگری به نرخ ارز وابسته شده است. هر افزایش کوچک در نرخ ارز، حتی در خودروهای کاملا داخلی، بهسرعت در بازار منعکس میشد. واکنش سریع بازار به اخبار سیاسی نیز یکی از ویژگیهای این سال بود؛ بهطوری که اخبار مربوط به مذاکرات خارجی، تحریمها یا تغییر سیاستهای تجاری بلافاصله باعث نوسان قیمتها میشد. بازار خودرو در سال ۱۴۰۴ چندین بار جهشهای ۱۰ تا ۲۰ درصدی را تجربه کرد و سپس وارد دورههای اصلاح کوتاهمدت شد؛ الگویی که نشاندهنده بازاری بیثبات و بدون لنگر قیمتی است.
تجربه سال ۱۴۰۴ نشان داد بازگشت نظارت میتواند بازار را آرامتر کند اما این به معنای بازگشت کامل به قیمتگذاری دستوری نیست. راهکارهای مؤثر شامل ایجاد نظام قیمتگذاری شفاف بر اساس هزینه واقعی تولید، انتشار عمومی صورتهای مالی خودروسازان، تقویت واردات برای ایجاد رقابت، حذف رانتهایی مانند قرعهکشی و نظارت هوشمند بر معاملات غیرمصرفی است.
بازار خودرو زمانی آرام میشود که رقابت واقعی شکل بگیرد و نظارت به جای مداخله مستقیم، نقش تنظیمگر و شفافکننده داشته باشد. از این رو، وضعیت بازار خودرو در سال ۱۴۰۴ نشان داد کاهش نظارت در بازاری انحصاری نهتنها به آزادسازی سالم منجر نمیشود، بلکه بیثباتی، نوسان شدید و فشار بیشتر بر مصرفکننده را به همراه دارد. بازار خودروی ایران همچنان نیازمند نظارت هوشمند، رقابت واقعی و شفافیت است و تا زمانی که این 3 عنصر فراهم نشود، هرگونه کاهش نظارت تنها به افزایش نوسان و بیثباتی بیشتر منجر خواهد شد.