مهدی مرسلی: اهواز، برای پرسپولیس هیچگاه شهری ساده نبوده است؛ شهری که گرما، فشار سکوها و ریتم خاص فوتبالش، بارها مدعیان را زمینگیر کرده. این بار هم داستان تفاوتی نداشت. پرسپولیس اوسمار ویرا که با امید حفظ صدر و ادامه روند روحیهبخش بعد از بردن سپاهان به خوزستان رفته بود، در نهایت با شکستی سنگین و تلخ زمین را ترک کرد؛ شکستی که نه در ۹۰ دقیقه، بلکه در 2 دقیقه کابوسوار رقم خورد و همه محاسبات را بر هم زد. فولاد حمید مطهری، با هوشمندی و ضربه نهایی در لحظه مناسب، پیروزی ۳ بر یک را جشن گرفت.
* شروعی که به هم ریخت
از همان ابتدا مشخص بود بازی، آرام پیش نخواهد رفت. پرسپولیس برای این مسابقه، ترکیبی را به میدان فرستاد که نشانههایی از ریسک و تغییر داشت. بازگشت مارکو باکیچ به میانه میدان و استفاده از دنیل گرا در دفاع، پیامی روشن داشت: اوسمار میخواهد کنترل بازی را در دست بگیرد اما فوتبال، همیشه با برنامهها مهربان نیست. مصدومیت زودهنگام امید عالیشاه، تمام نقشههای ابتدایی سرخها را بههم ریخت و پرسپولیس، پیش از آنکه گرم بازی شود، مجبور به تغییر شد.
در سوی دیگر، فولاد با هدایت حمید مطهری، تیمی متفاوت از هفتههای ابتدایی فصل نشان داد. فولاد دیگر فقط تیمی واکنشی نبود؛ فشار از جلو، سرعت در انتقال و استفاده حداکثری از ضربات ایستگاهی، به بخشی از هویت تازه این تیم تبدیل شده بود.
* فولاد صبور، پرسپولیس بیدندان
نیمه نخست، بیشتر درگیرانه و پر از نبردهای میانه میدان بود. پرسپولیس مالکیت داشت اما مالکیتی بیاثر. فولاد، منتظر اشتباه ماند و همان اشتباه در دقیقه ۲۱ رخ داد. کرنری که شاید در ظاهر خطرناک نبود، با شروع سریع رامین رضاییان و ارسال رزاقپور، به فرصتی طلایی تبدیل شد و احسان محروقی، ضربه نهایی را زد. گل فولاد، محصول تمرکز و آمادگی ذهنی بود؛ چیزی که پرسپولیس در آن لحظه کم داشت.
بعد از گل، فولاد میتوانست کار را تمام کند. پاس عمقی سرآبادانی و فرار محروقی، پرسپولیس را تا آستانه فروپاشی برد اما واکنش پیام نیازمند مانع شد. نیمه اول با همان برتری حداقلی فولاد به پایان رسید؛ برتریای که بیشتر از نتیجه، پیام داشت: پرسپولیس هنوز به بازی برنگشته است.
* فشار بیثمر و ضدحملههای هشداردهنده
با شروع نیمه دوم، سرخها جلو کشیدند. ریتم بازی بالا رفت و موقعیتهایی خلق شد اما باز هم مشکل همیشگی پابرجا بود: ضربه آخر. فولاد، آگاهانه عقب نشست و منتظر ضدحمله ماند. بازی، کمکم شکل کلاسیک «حمله در برابر صبر» به خود گرفت؛ نبردی که معمولاً تیم صبورتر، در آن برنده میشود.
فرصتها یکییکی از دست رفتند. ضربات آخر یا دقت نداشت یا به واکنش حامد لک ختم شد. در سوی مقابل، هر بار که فولاد توپ را میگرفت، بوی خطر میآمد؛ انگار این تیم دقیقاً میدانست کی و کجا باید ضربه بزند. پرسپولیس، اسیر عجله شد و فولاد، منتظر اشتباه بعد.
* 2 دقیقهای که همه چیز را سوزاند
لحظهای که پرسپولیس فکر کرد به بازی برگشته، دقیقه ۸۹ بود. پنالتی اعلام شد و علی علیپور، با خونسردی توپ را به گل تبدیل کرد. نیمکت پرسپولیس نفس راحتی کشید؛ گویی یک امتیاز از دل شکست بیرون آمده بود اما فوتبال اهواز، همیشه بند اضافهای دارد؛ بند وقتهای تلفشده.
در دقیقه ۱+۹۰، کرنر فولاد، به نقطه ضعف همیشگی پرسپولیس ضربه زد. ارسال رامین رضاییان و ضربه سر فرشاد احمدزاده، آب سردی بر پیکره تیم اوسمار ریخت. هنوز پرسپولیس از شوک گل دوم بیرون نیامده بود که اشتباه بعد رقم خورد. توپگیری و ضدحمله سریع، یوسف مزرعه را در موقعیت گل سوم قرار داد و کار، همانجا تمام شد. 2 دقیقه؛ کافی بود تا یک تساوی، به شکستی تحقیرآمیز تبدیل شود.
* سقوط از صدر، زنگ خطر جدی
این شکست، فقط از دسترفتن 3 امتیاز نبود. پرسپولیس با این نتیجه، به رده چهارم جدول سقوط کرد و بار دیگر نشان داد هنوز با ثبات فاصله دارد. تیمی که میخواهد قهرمان شود، باید بداند چگونه از بازیهای به ظاهر کنترلشده امتیاز بگیرد؛ حتی در بدترین دقایق.
در مقابل، فولاد با این برد، نفسی تازه کرد. تیم مطهری ثابت کرد هنوز میتواند معادلات بالای جدول را به هم بزند. این پیروزی، شاید فولاد را مدعی نکند اما یادآوری کرد اهواز، همچنان جایی است که مدعیان، بهای اشتباهاتشان را بیرحمانه میپردازند. پرسپولیس اینبار، همه چیز را در 2 دقیقه باخت.
فروپاشی پرسپولیس در وقتهای تلفشده مقابل فولاد و باخت ۳ بر یک در اهواز
سقوط همهجانبه
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها