09/بهمن/1404
|
02:17

برگرد ولگرد!

با ناوهایت آمدی با خوش‌خیالی
ای مردک بدچهره موپرتقالی
در خواب دیدی بار دیگر پنبه‌دانه
افتاده در افکار خامت اختلالی
از صلح در دنیا نگو ای قاتلی که
داری ز خون بیگناهانش مدالی
آن چک که دادی بهر خوشحالی صهیون
برگشت خواهد خورد با روی زغالی
ما مرد میدانیم و تا حالا ندیدی
مانند ما در رزم این میدان رجالی
هرجا که ما کفتارهایت را ببینیم
جان می‌دهند از ترس خود در آن حوالی
گویا نمی‌دانی که در هنگام پیکار
برخواهد آمد از ید ما هر محالی
شمشیر ما آماده‌تر از هر زمانیست  
تا مثل potato شوی با آن خلالی!
جوری به تو چک می‌زنیم ای مرد ابله
تا مثل سگ از درد بسیارش بنالی
برگرد تا دنیا نخندیده به حالت
برگرد تا داری برای آن مجالی
انگار می‌خواهی که تا جان در تنت هست
سوژه شوی در شعر آقای کمالی!
با یاری حق بعد از این جنگ جهانی
می‌پرسم از تو ای پشیمان در چه حالی؟

ارسال نظر