بهراد رشوند: استقلال در شبی که بیشتر به میدان آزمون اعصاب میمانست تا مسابقه فوتبال، از لبه پرتگاه برگشت؛ نه با نمایش چشمنواز، نه با برتری تاکتیکی قاطع، بلکه با گل مردی که تاکنون فقط یک خرید خارجی معمولی بود و ناگهان در نقش ناجی ظاهر شد.
داکنز نازون، مهاجم اهل هائیتی، در واپسین ثانیهها سرنوشت مسابقه و شاید نیمکت ریکاردو ساپینتو را تغییر داد؛ گلی که بیش از ۳ امتیاز، زمان خرید.
استقلال پیش از این مسابقه، زخمی و متزلزل وارد زمین شد. ۲ تساوی کمجان، بردی بیروح مقابل استقلال خوزستان و شکست تلخ برابر پیکان، تیم را از مدار مدعیان بیرون رانده بود. بازی با شمسآذر دیگر یک دیدار عادی نبود؛ حکم اکسیژن را داشت. مساوی، یعنی بازگشت بحثها. باخت، یعنی روشن شدن دوباره چراغهای اتاق بحران.
* بزنگاه سوم ساپینتو
برای ساپینتو، این مسابقه سومین ایستگاه مرزی بود. پیشتر، یکبار برابر المحرق و یکبار هم در مصاف پایانی نیمفصل مقابل سپاهان، سرمربی پرتغالی تا آستانه برکناری پیش رفته بود. هر دو بار، نتیجه به نفع او برگشت و پروندهها بسته شد؛ موقت و شکننده. اینبار اما فضا متفاوت بود. شکست برابر پیکان، جریانی از انتقاد را آزاد کرده بود که فقط فنی نبود؛ بوی مدیریت میداد.
گفته میشد اگر استقلال پیروز نشود، دوباره مکانیسم قطع همکاری فعال میشود. اطرافیان علی تاجرنیا از مدتها قبل نسبت به تصمیمات ساپینتو زاویه داشتند و نتیجه نگرفتن، بهترین بهانه برای فشار بود. حتی تریبون رسمی باشگاه هم علیه سرمربی موضع گرفت؛ جایی که مجری تلویزیون باشگاه، با اعتمادبهنفسی عجیب، ساپینتو را مقصر خواند و همزمان به ستایش اغراقآمیز رئیس هیأتمدیره پرداخت(!) این تصویر، شکاف را عیانتر کرد.
* ۱۰ نفرهای که ترس آفرید
مسیر مسابقه قرار بود ساده شود؛ شمسآذر دقیقه ۲۶ با اخراج رضا محمدی ۱۰ نفره شد. استقلال ۲ گل جلو افتاد، بازی را کنترل کرد و همه چیز مهیای یک برد بیدردسر بود اما فوتبال همیشه با «اما»هایش زنده است. دقیقه ۸۹، پنالتی هومن ربیعزاده امید را به اردوی قزوینیها برگرداند. هنوز نفسها جا نیفتاده بود که دقیقه ۸+۹۰، سهیل فداکار ضربه دوم را زد؛ مساوی مقابل تیمی که یک یار کمتر داشت.
گل تساوی شمسآذر، حاصل زنجیرهای از تصمیمهای غلط بود. از باختن یک دوئل ساده در میانه زمین تا دفع اشتباه توپ به سمت دروازه خودی اما نقطه اوج، صحنهای بود که عارف غلامی و فرعباسی در آن مردد شدند؛ غلامی میتوانست توپ را دفع کند و نکرد، دروازهبان میتوانست زودتر خارج شود و تعلل کرد. چند ثانیه کافی بود تا ورزشگاه در سکوت فرو برود.
واکنش هواداران در فضای مجازی تند و بیرحم بود. از کسی که بازوبند را به بازو میبندد، انتظار دیگری میرود. این همان لحظهای است که تجربه باید به کمک بیاید اما نیامد.
* نازون و گل نجات
وقتی همه چیز در آستانه از دست رفتن بود، نازون دوباره ظاهر شد. او پیشتر هم گل زده بود؛ گلی که با دخالت VAR مردود شد اما سرنوشت، ذخیرهای برای دقیقه ۸+۹۰ داشت. ضربه منیر حدادی به دهانه دروازه رسید و نازون، بیتردید کار را تمام کرد. اینبار نه تشریفات، نه آمار؛ فقط بقا.
این نخستین گل لیگ برتری نازون بود ولی نخستین گلی نبود که مهم میشد. او پیشتر هم برابر المحرق، در شبی که استقلال به پیروزی نیاز داشت، ضربه نهایی را زده بود. مهاجم هائیتیایی، متخصص شبهای اضطراری است؛ نه پرگل اما بهموقع.
با این گل، نازون فقط ساپینتو را نجات نداد؛ خودش را هم از فشار بیرون کشید. مهاجمی که تا پیش از این زیر سایه سحرخیزان و آزادی قرار داشت، حالا وارد رقابتی تازه شد. سحرخیزان گل زیبایش را زد و پیام داد؛ نازون پاسخ را دیر اما کوبنده داد. انتخاب برای بازی آسیایی، ساده نخواهد بود.
* مدیریت، تیم نامتوازن و امید آسیایی
استقلال با پنجره بسته و تیمی که توازن لازم را ندارد، به بالای جدول چنگ زده است. برخی خریدهای گرانقیمت هنوز کارایی لازم را نشان ندادهاند و این همان نقطهای است که ساپینتو بارها به آن اشاره کرده؛ بیآنکه گوش شنوایی بیابد. با این حال، نتیجه فعلی یک واقعیت است: رده دوم جدول و روحیهای که پیش از مصاف آسیایی حیاتی است.
این پیروزی، آرامش نیاورد؛ فقط زمان خرید. زمان برای ساپینتو، برای مدیریت، برای بازیکنانی که باید ثابت کنند اشتباهات آخر بازی استثناست نه قاعده. استقلال از بحران عبور نکرد؛ فعلاً از آن فاصله گرفت. فاصلهای به اندازه یک گل در دقیقه ۹۸ و در فوتبال، گاهی همین فاصله کوتاه، سرنوشت یک فصل را تغییر میدهد.
استقلال با بی دقتی عوض برد ساده وپر گل سراغ سخت ترین سناریو رفت
نجات در ۸+۹۰
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها