21/بهمن/1404
|
01:30
چرا نوسان پرسپولیس ادامه دارد و آنها راحت می‌بازند؟

بدون راه‌حل

بهراد رشوند: شکست در انزلی فقط یک باخت ساده نبود؛ نه برای جدول، نه برای روحیه و نه برای آینده‌ای که قرار بود روشن‌تر از این باشد. پرسپولیس در دیداری که می‌توانست سکوی پرتابش به صدر جدول باشد، مقابل ملوان مغلوب شد؛ با یک گل. نتیجه‌ای که باعث شد سرخ‌ها با همان ۳۴ امتیاز در رده چهارم باقی بمانند؛ هرچند برد فولاد برابر گل‌گهر مانع سقوط بیشترشان شد اما اصل ماجرا چیز دیگری است: پرسپولیس این روزها شبیه تیمی نیست که سودای قهرمانی داشته باشد.
این چهارمین شکست فصل سرخ‌پوشان بود؛ آماری که وقتی کنار سومین باخت اوسمار ویرا روی نیمکت پرسپولیس قرار می‌گیرد، معنایی فراتر از یک لغزش مقطعی پیدا می‌کند. مربی‌ای که با وعده بازگرداندن تیم به مسیر قهرمانی آمد، حالا خودش در مرکز تردیدها ایستاده است.
* از تغییر هیجان‌انگیز تا بازگشت به احتیاط
پرسپولیس فصل را با وحید هاشمیان آغاز کرد؛ انتخابی که خیلی زود به بن‌بست رسید. ۸ هفته، چندین تساوی ناامیدکننده و فوتبالی محافظه‌کارانه کافی بود تا پروژه هاشمیان ناتمام بماند. درست در همان مقطع، نام ویرا دوباره بر سر زبان‌ها افتاد؛ مربی برزیلی‌ای که به همکاری‌اش با بوریرام تایلند پایان داده بود و بازگشتش به پرسپولیس، بیشتر شبیه یک رؤیای آشنا برای هواداران بود.
ورود اوسمار، موجی از امید ایجاد کرد. پرسپولیسی که در دوران هاشمیان محتاط و کم‌ریسک بود، ناگهان نشانه‌هایی از جسارت و فوتبال هجومی بروز داد. همین تغییر لحن تاکتیکی کافی بود تا تصور شود قهرمانی زودتر از موعد در دسترس است؛ به‌خصوص در فصلی که دیگر مدعیان هم ثبات لازم را ندارند.
اما این ماه عسل کوتاه بود. اوسمار خیلی زود به همان نقطه‌ای رسید که پیش از او مربیان دیگر رسیده بودند: ترس از باخت. سرمربی برزیلی، با استناد به نداشتن مهره‌های ایده‌آل، عقب‌نشینی تاکتیکی را انتخاب کرد و وعده داد نیم‌فصل دوم، زمان پرسپولیس تهاجمی خواهد بود. وعده‌ای که تا امروز، بیشتر شبیه یک شوخی تلخ بوده است.
* نیم‌فصل دوم؛ کابوسی که تمام نمی‌شود
شروع نیم‌فصل دوم برای اوسمار، چیزی شبیه فرورفتن در شن‌های روان بود. ۵ بازی، ۳ شکست؛ آماری که نه‌تنها نگران‌کننده است، بلکه برای تیمی با ادعای قهرمانی، فاجعه محسوب می‌شود. عجیب‌تر آنکه این شکست‌ها برابر تیم‌هایی رقم خورده که روی کاغذ، مدعی محسوب نمی‌شوند: فجر سپاسی، فولاد و حالا ملوان.
اما مساله فقط نتیجه نیست؛ شکل باخت‌ها آزاردهنده‌تر است. پرسپولیس در این بازی‌ها نه ایده مشخصی برای حمله داشته و نه ساختار دفاعی مطمئنی. تیمی که زمانی به کنترل بازی و مدیریت لحظات معروف بود، حالا یا بی‌برنامه حمله می‌کند یا با یک اشتباه فردی فرومی‌ریزد. همین نمایش‌هاست که سوال‌های جدی درباره توان فنی اوسمار ایجاد کرده؛ سوال‌هایی که دیگر فقط زمزمه نیست.
* پرسپولیس معمولی؛ فاصله تا قهرمانی
اعداد، بی‌رحم‌تر از هر تحلیلی واقعیت را نشان می‌دهند. پرسپولیس بعد از ۲۰ هفته، فقط ۳۴ امتیاز دارد؛ میانگینی که با استاندارد قهرمانی در لیگ برتر فاصله‌ای معنادار دارد. سرخ‌ها بارها فرصت رسیدن به صدر جدول را داشتند اما هر بار به شکلی غیرمنتظره، خودشان مانع شدند.
حالا پرسپولیس پایین‌تر از تراکتور، استقلال و سپاهان ایستاده؛ بدون نشانه‌ای روشن از برتری نسبت به این رقبا. بدتر از آن، نوسان شدید در نتایج است. در ۵ بازی اخیر، پرسپولیس یکی در میان برده و باخته؛ الگویی سینوسی که اجازه نمی‌دهد تیم حتی به ثبات نزدیک شود. این تیم، دست‌کم در مقطع فعلی، بیشتر شبیه یک مدعی درجه ۲ است تا قهرمان بلامنازع.
واقعیت تلخ‌تر این است که اگر سایر مدعیان هم دچار افت نبودند، فاصله پرسپولیس با صدر جدول می‌توانست بسیار بیشتر باشد. شرایط فعلی لیگ، به سرخ‌ها لطف کرده؛ نه آنها به لیگ.
* معضل همیشگی؛ بیرون از خانه
اگر بخواهیم نقطه تاریک کارنامه اوسمار را دقیق‌تر بررسی کنیم، باید به بازی‌های خارج از خانه نگاه بیندازیم. پرسپولیس در ۵ هفته اخیر، ۳ شکست داشته که هر سه خارج از تهران رقم خورده. این آمار، فقط ضعف در نتیجه‌گیری نیست؛ نشانه‌ای از ناتوانی تیم در مدیریت فشار، حفظ تمرکز و بستن بازی در زمین حریف است.
در این دیدارها، خط دفاع شکننده‌تر از همیشه ظاهر شده و خط حمله، کم‌اثر و قابل پیش‌بینی بوده است. مجموعه‌ای از مشکلات که باعث شده بازی خارج از خانه، به کابوس ثابت پرسپولیس اوسمار تبدیل شود.
پرسپولیس حالا در نقطه‌ای ایستاده که انتخاب‌هایش سرنوشت‌ساز شده‌اند. ادامه این مسیر سینوسی، قهرمانی را به یک رؤیای دور تبدیل می‌کند. تیمی که میان «بد» و «بدتر» در نوسان است، اگر تغییری جدی در تفکر و اجرا نداشته باشد، خیلی زود باید از رؤیای قهرمانی عبور کند؛ حتی اگر هنوز فصل تمام نشده باشد.

ارسال نظر
پربیننده