21/بهمن/1404
|
02:57
یادداشت

22 بهمن؛ حضور اراده‌ها علیه توهم دشمن

ایلیا داوودی: ۲۲ بهمن صرفا یک مناسبت تاریخی یا آیین نمادین نیست، بلکه صحنه‌ای عینی برای رؤیت و سنجش قدرت ملی ایران است. در پیام مهم رهبر معظم انقلاب در آستانه چهل‌وهفتمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، مساله امنیت، نه در معنای صرفا نظامی یا فنی آن، بلکه در معنای عمیق اجتماعی و ارادی‌اش صورت‌بندی شده است. تأکید بر اینکه حضور مردم می‌تواند دشمن را از طمع‌ورزی مأیوس کند، نشان می‌دهد امنیت جمهوری اسلامی بیش و پیش از هر چیز، به پیوند زنده میان نظام و مردم متکی است.
طرح این بحث در شرایطی شکل می‌گیرد که تحلیل‌های رایج درباره امنیت ایران، چه در رسانه‌های خارجی و چه در برخی تحلیل‌های داخلی، اغلب بر شاخص‌های سخت مانند توان موشکی، آرایش نظامی یا موازنه‌های منطقه‌ای متمرکز است. پیام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اما زاویه دید را به سطحی بنیادین‌تر می‌برد و یادآور می‌شود این مولفه‌های سخت، بدون پشتوانه اراده عمومی و حضور اجتماعی، نه پایدارند، نه بازدارنده. از این منظر، راهپیمایی ۲۲ بهمن بخشی از معماری امنیت ملی جمهوری اسلامی است.
امنیت در معنای راهبردی آن، صرفا نبود تهدید نظامی یا جلوگیری از حمله خارجی نیست. امنیت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که هزینه اقدام خصمانه برای دشمن، علاوه بر میدان جنگ، در محاسبات سیاسی و روانی او بالا باشد. حضور مردم ایران دقیقا در همین سطح اثرگذاری دارد؛ میلیون‌ها نفر در سراسر کشور، پس از گذشت حدود ۵ دهه‌ از یک انقلاب، به صورت داوطلبانه در صحنه عمومی حاضر می‌شوند و وفاداری خود را به کلیت نظام اعلام می‌کنند؛ این حضور پیام روشنی به بیرون مخابره می‌کند؛ اینکه این نظام تنها یک ساختار حاکمیتی نیست، بلکه بر بستری اجتماعی استوار است که در لحظه‌های حساس، قابلیت بسیج و واکنش دارد. در ادبیات امنیت ملی، یکی از مفاهیم کلیدی، بازدارندگی ادراکی است. دشمن پیش از هر اقدام، نه فقط توان فیزیکی طرف مقابل، بلکه روحیه، انسجام و آمادگی جامعه او را می‌سنجد. جامعه‌ای که در آن شکاف دولت/ ملت عمیق است، حتی با برخورداری از تجهیزات پیشرفته، آسیب‌پذیرتر از جامعه‌ای است که سطحی از همبستگی فعال را حفظ کرده. راهپیمایی ۲۲ بهمن از این جهت اهمیت دارد که به صورت عینی نشان می‌دهد شکاف مورد انتظار دشمن، یا آنگونه که تبلیغ می‌شود وجود ندارد یا دست‌کم تعیین‌کننده نیست. رهبر انقلاب در پیام‌شان به نکته‌ای اساسی اشاره کردند؛ اینکه قدرت ملی بیش از آنکه به ابزار نظامی وابسته باشد، به اراده ملت‌ها وابسته است. این گزاره بر یک تجربه تاریخی سترگ استوار است و انقلاب اسلامی خود محصول همین اراده بود و تداوم آن در بزنگاه‌های مختلف، از جنگ تحمیلی تا بحران‌های سیاسی - ‌امنیتی بعدی، همواره با حضور مردم گره خورده است. هر جا این حضور پررنگ بوده، هزینه تهدید علیه ایران بالا رفته و هرجا دشمن با خطای محاسباتی، تصور ضعف اراده عمومی کرده، سطح فشار و طمع‌ورزی افزایش یافته. راهپیمایی ۲۲ بهمن، صرف‌نظر از ارزیابی‌های سیاسی، یکی از معدود میدان‌هایی است که طیف گسترده‌ای از مردم، با سلایق و مطالبات متفاوت، ذیل یک چارچوب مشترک ملی حضور می‌یابند. این حضور، نوعی بازتولید سرمایه اجتماعی است که در بلندمدت به ثبات کمک می‌کند. در این میان، بحث درباره اینکه مردم واقعی چه کسانی هستند، اهمیت ویژه‌ای دارد. یکی از خطاهای تحلیلی رایج - چه در رسانه‌های خارجی و چه در برخی تحلیل‌های داخلی - تقلیل مفهوم مردم به گروه‌های پرصدا در شبکه‌های اجتماعی یا کنشگران سیاسی خاص است؛ در حالی که بخش بزرگی از جامعه ایران، نه در فضای مجازی فعال است و نه در منازعات روزمره سیاسی حضور رسانه‌ای دارد. 
این بخش آرام اما تعیین‌کننده، همان مردمی هستند که در بزنگاه‌هایی مانند ۲۲ بهمن، به صورت عینی دیده می‌شوند. این مردم، لزوما بی‌نقد یا بی‌مطالبه نیستند. بسیاری از آنها ممکن است نسبت به وضعیت اقتصاد، مدیریت اجرایی یا برخی سیاست‌ها انتقاد و اعتراضات جدی هم داشته باشند اما تمایز مهم این است که نقد را از اصل نظام تفکیک می‌کنند. حضور آنها در راهپیمایی، به معنای رضایت مطلق نیست و فلسفه راهپیمایی هم این مساله نیست، بلکه این حضور نشانه‌ای از ترجیح ثبات، استقلال و کلیت جمهوری اسلامی بر سناریوهای پرهزینه و نامعلوم است. این لایه از جامعه، معمولا در تحلیل‌های مبتنی بر داده‌های مجازی یا نظرسنجی‌های محدود دیده نمی‌شود و همین، منبع خطای محاسباتی برای دشمن و حتی برخی نخبگان داخلی است.
نادیده گرفتن این بخش از مردم، به برداشت‌های نادرست درباره میزان انسجام اجتماعی ایران می‌انجامد. تصور اینکه نظام تنها بر یک اقلیت سازمان‌یافته تکیه دارد یا اینکه جامعه در آستانه گسست کامل است، بارها در محاسبات دشمن و متاسفانه در ادبیات برخی چهره‌های رسانه‌ای داخلی تکرار و هر بار با واقعیت میدانی‌ای چون ۲۲ بهمن اصلاح شده است. پس حضور مردم در این روز، نوعی تصحیح ادراک است؛ هم برای بیرون و هم برای درون. این حضور نشان می‌دهد وزن اجتماعی جمهوری اسلامی، بیش از آن است که در برخی روایت‌ها ترسیم می‌شود.
از منظر سیاست خارجی، این مساله اهمیت دوچندان دارد. دشمنان ایران، بویژه در دوره‌هایی که فشار حداکثری یا تهدید نظامی را در دستور کار قرار داده‌اند، همواره بر این فرض تکیه کرده‌اند که فشار خارجی می‌تواند شکاف داخلی را فعال کند. وقتی این فرض با صحنه‌های حضور گسترده مردم نقض می‌شود، اعتبار راهبرد فشار زیر سؤال می‌رود. عقب‌نشینی یا تعدیل رفتار دشمن در چنین وضعیتی هم از سر حسن نیت نیست، بلکه نتیجه محاسبه هزینه/ فایده است. نکته مهم دیگر، نقش نسل جوان در این معادله است. پیام رهبر انقلاب به ‌طور خاص به میدان‌های علم، عمل، اخلاق و پیشرفت اشاره می‌کند و ۲۲ بهمن را مظهر این حرکت جمعی می‌داند. حضور جوانان در راهپیمایی، برای دشمن معنایی فراتر از یک تجمصع دارد. این حضور نشان می‌دهد روایت پایان‌یافتگی یا بی‌آیندگی جمهوری اسلامی، با واقعیات اجتماعی همخوان نیست. جوانانی که در کنار نسل‌های پیشین در صحنه حاضر می‌شوند، حامل پیامی از تداوم و بازتولید هستند و این، یکی از عناصر کلیدی امنیت بلندمدت نظام است.
باید تأکید کرد حضور مردم، شرط امکان آنهاست. نظامی که از پشتوانه اجتماعی برخوردار باشد، امکان اصلاح درون‌زا و تدریجی دارد. نظامی که این پشتوانه را از دست بدهد، حتی اگر در کوتاه‌مدت سرپا بماند، در برابر فشارهای خارجی و داخلی ضعیف خواهد شد. از این منظر، ۲۲ بهمن نه پایان یک فرآیند، بلکه بخشی از یک چرخه دائمی بازتولید امنیت و مشروعیت است.
پیام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز بر همین واقعیت تاکید دارد؛ اینکه دشمن زمانی دست از آزار برمی‌دارد که مأیوس شود و این یأس، نه با نمایش قدرت سخت، بلکه با اتحاد، اراده و حضور مردم شکل می‌گیرد. درک این نکته، هم برای تحلیلگران امنیتی و هم برای سیاست‌گذاران داخلی ضروری است، زیرا امنیت جمهوری اسلامی، پیش از آنکه در زرادخانه‌ها یا اتاق‌های فرماندهی ساخته شود، در خیابان‌ها و پیوند زنده میان مردم و نظام شکل می‌گیرد.

ارسال نظر
پربیننده