27/بهمن/1404
|
03:18
تزلزل نیمکت پرسپولیس زیر سایه تردید و تصمیمات اشتباه

سقوط اوسمار

مهدی مرسلی: آنچه از دور می‌دیدند، آب و آبادی نبود، تنها سراب بود که از دور نمایی فریبنده داشت برای میلیون‌ها هوادار پرسپولیس.
تیمی که روزی با اقتدار درباره قهرمانی حرف می‌زد، حالا در وضعیتی ایستاده که حتی حفظ جایگاه در جمع بالانشینان هم دیگر بدیهی به نظر نمی‌رسد. شکست سنگین مقابل گل‌گهر، فقط یک لغزش ساده در جدول نبود؛ نشانه‌ای روشن از بحرانی بود که آرام و بی‌صدا از راه رسیده و حالا دیگر نمی‌توان آن را انکار کرد.
بازگشت اوسمار ویرا به نیمکت پرسپولیس در ابتدا حامل امید بود. مدیریتی که پیش‌تر با کنار گذاشتن وحید هاشمیان نشان داده بود برای رسیدن به هدف نهایی هیچ تعارفی ندارد، تصور می‌کرد مربی برزیلی می‌تواند دوباره موتور این تیم را روشن کند اما حالا، نه‌تنها آن موتور روشن نشده، بلکه نشانه‌هایی از فرسودگی در ساختار تیمی دیده می‌شود؛ فرسودگی‌ای که بیش از هر چیز در نتایج اخیر منعکس شده است.
* زنجیره شکست
اگر بخواهیم واقعیت را بدون پرده ببینیم، پرسپولیس در مسیر نزولی قرار گرفته. باخت به ملوان، پیش از آن شکست‌های ناامیدکننده مقابل فولاد و فجرسپاسی و حالا ناکامی برابر گل‌گهر، مجموعه‌ای از نتایج را شکل داده که برای تیمی با استانداردهای پرسپولیس غیرقابل قبول به نظر می‌رسد. ۴ شکست در ۶ مسابقه، آماری نیست که بتوان آن را به اتفاق یا بدشانسی نسبت داد؛ این اعداد، بازتاب یک مشکل عمیق‌تر است.
نکته نگران‌کننده‌تر، عملکرد این تیم در دیدارهای خارج از خانه است. پرسپولیس در این مسابقات نه‌تنها برتری‌ای نشان نمی‌دهد، بلکه اغلب تیمی سردرگم و فاقد هویت تاکتیکی به نظر می‌رسد. این در حالی است که تیم‌های مدعی، معمولاً توانایی کنترل بازی در هر شرایطی را دارند اما تیم ویرا در این آزمون مهم، بارها نمره مردودی گرفته است.
* تصمیماتی که هزینه داشت
یکی از پرسش‌های جدی درباره وضعیت فعلی، به انتخاب‌های اوسمار بازمی‌گردد. در مسابقه مقابل گل‌گهر، تصمیم او برای قرار ندادن رفیعی در ترکیب اصلی، بیش از هر چیز مورد توجه قرار گرفت. بازیکنی که نقش کلیدی در تنظیم جریان بازی دارد، ناگهان از نقطه مرکزی تیم حذف شد. نتیجه این تصمیم، تیمی بود که بدون مغز متفکر خود، فاقد انسجام و خلاقیت به نظر می‌رسید.
این انتخاب، تنها یک جابه‌جایی ساده نبود؛ نمادی از تردید در تصمیم‌گیری بود. اگر این فرض درست باشد، نشان‌دهنده مساله‌ای نگران‌کننده‌تر است: اینکه نیمکت پرسپولیس، به جای هدایت تیم، تحت تأثیر امواج احساسی و مجازی قرار گرفته.
رفیعی، با وجود نوسانات، همچنان یکی از مهره‌های اثرگذار تیم محسوب می‌شود. حذف او از ساختار اصلی، باعث شد پرسپولیس بخش مهمی از توانایی خود در کنترل ریتم بازی را از دست بدهد. تیمی که پیش‌تر با حضور او قادر بود جریان مسابقه را مدیریت کند، در غیابش بیشتر به مجموعه‌ای پراکنده از تلاش‌های فردی شباهت داشت.
* نشانه‌های افول
بحران پرسپولیس فقط به نتایج محدود نمی‌شود. حتی در لحظاتی که تیم مالک توپ است، آن انسجام و اطمینان گذشته دیده نمی‌شود. بازیکنان اغلب بدون هماهنگی لازم حرکت می‌کنند و انتقال توپ از خط میانی به حمله، با دشواری انجام می‌شود. این نشانه‌ها، حاکی از مشکلی فراتر از فرم موقت است؛ مشکلی که به عمق ساختار تیمی نفوذ کرده است.
ویرا هنوز فرصت دارد مسیر را تغییر دهد اما زمان علیه او حرکت می‌کند. در باشگاهی که معیار موفقیت، فقط قهرمانی است، صبر مدیران و هواداران محدود خواهد بود. هر نتیجه ضعیف، فشارها را افزایش می‌دهد و احتمال تغییرات جدید را پررنگ‌تر می‌کند.
پرسپولیس اکنون در نقطه‌ای حساس ایستاده. تیمی که می‌توانست با یک پیروزی، کنترل رقابت را در دست بگیرد، حالا در موقعیتی قرار گرفته که باید برای بازگشت به ثبات مبارزه کند. این وضعیت، آزمونی برای اوسمار است؛ آزمونی که نتیجه آن، نه‌تنها سرنوشت این فصل، بلکه آینده حرفه‌ای او در باشگاه را تعیین خواهد کرد.
پرسش اصلی این نیست که آیا پرسپولیس می‌تواند دوباره پیروز شود یا نه، بلکه این است که آیا اوسمار قادر خواهد بود دوباره اعتماد از دست رفته را بازسازی کند؟ در فوتبال، فاصله میان اقتدار و تردید بسیار کوتاه است. پرسپولیس، تیمی که روزی نماد ثبات بود، حالا در جست‌وجوی همان چیزی است که زمانی نقطه قوتش محسوب می‌شد: اطمینان.

ضربه سیرجان رؤیای صدرنشینی را شکست و پرسپولیس فهمید دقیقاً جایش کجاست
پایان توهم

بهراد رشوند: سیرجان فقط یک مقصد جغرافیایی نبود؛ برای پرسپولیس، این شهر تبدیل به نقطه‌ای شد که امیدهایش برای تسلط بر لیگ، زیر ضرب واقعیت فروریخت. تیمی که پیش از این مسابقه می‌توانست با یک پیروزی ساده مسیر جدول را به سود خود تغییر داده و موقتا به صدر صعود کند، با نگاهی خالی از اطمینان زمین را ترک کرد. شکست برابر گل‌گهر، بیش از آنکه نتیجه یک مسابقه باشد، انعکاس وضعیت تیمی بود که در جست‌وجوی هویت گمشده خود سرگردان است. لحظه‌ای که ایگور سرگی‌یف گل زد، نیمکت پرسپولیس واکنشی متفاوت داشت. بازیکنان با انرژی و باور به زمین بازگشتند، گویی قرار است داستان تغییر کند. ورود سروش رفیعی نیز این حس را تقویت کرد؛ بازیکنی که همواره نماد بازگرداندن نظم به جریان بازی است اما پیش از آنکه این امید شکل واقعی به خود بگیرد، ضربه‌ای دیگر همه چیز را فروریخت. پاس مهدی تیکدری و ضربه دقیق پوریا لطیفی‌فر، برای سومین بار پیام نیازمند را مجبور کرد توپ را از دروازه بیرون بکشد. این گل، نه‌تنها اختلاف را افزایش داد، بلکه آخرین نشانه‌های مقاومت ذهنی را نیز خاموش کرد. آنچه این شکست را تلخ‌تر می‌کند، نحوه فروپاشی بود. گل‌گهر با حملات پرتعداد، پرسپولیس را شکست نداد، بلکه با دقت و استفاده از فرصت‌های محدود، ضربات خود را وارد کرد. ۳ شوت از پشت محوطه جریمه، کافی بود تا یکی از مطمئن‌ترین دروازه‌بان‌های لیگ تسلیم شود. پیام نیازمند که بارها ناجی تیمش بوده، این بار فقط شاهد عبور توپ‌ها بود؛ صحنه‌ای که به‌خوبی ضعف ساختاری خط دفاع را آشکار کرد.
* تیم بدون ضرباهنگ
با ورود رفیعی، نشانه‌هایی از بازگشت کنترل به پرسپولیس دیده شد. توپ بیشتر در اختیار سرخ‌ها قرار گرفت و جریان بازی نظم بیشتری پیدا کرد اما مالکیت توپ، زمانی ارزشمند است که به خلق موقعیت ختم شود. پرسپولیس در این بخش، تیمی کم‌اثر بود. تلاش‌های علی علیپور و ایگور سرگی‌یف، بدون پشتیبانی مؤثر، به نتیجه نرسید. حتی موقعیت‌هایی مانند ضربه مرتضی پورعلی‌گنجی نیز نتوانست سرنوشت مسابقه را تغییر دهد.
گل‌گهر، با هدایت مهدی تارتار، پس از رسیدن به گل سوم، به شکلی حساب‌شده عقب نشست. ساختار دفاعی منظم این تیم، مسیرهای نفوذ را بست و پرسپولیس را وادار به ارسال‌های بی‌هدف کرد. این همان جایی بود که تفاوت ۲ تیم آشکار شد: یکی با برنامه و اطمینان، دیگری با تردید و عجله.
* فرصت‌هایی که از دست رفت
این مسابقه، برای پرسپولیس یک شانس استثنایی بود. در شرایطی که تراکتور، سپاهان و استقلال درگیر رقابت‌های آسیا بودند، مسیر برای صعود به صدر هموار شده بود اما این فرصت، بدون استفاده باقی ماند. تیمی که باید از این موقعیت بهره می‌برد، حالا در وضعیتی قرار گرفته که نه‌تنها صدرنشین نشده، بلکه فاصله‌اش با اعتماد گذشته بیشتر شده است. برای هوادارانی که تا چند روز پیش درباره بازگشت تیم‌شان به جایگاه نخست صحبت می‌کردند، این نتیجه یک شوک بود. آنها انتظار داشتند تیم‌شان از این مقطع حساس عبور کند، نه اینکه در برابر رقیبی که هیچ سابقه‌ای در شکست دادن پرسپولیس نداشت، تسلیم شود.
* تردید روی نیمکت
اوسمار ویرا، در کنار زمین، تصویری از یک مربی مطمئن ارائه نمی‌داد. واکنش‌های او پس از گل‌های گل‌گهر، بیشتر نشان‌دهنده ناامیدی بود تا تلاش برای تغییر مسیر بازی. این وضعیت، پرسش‌هایی را درباره آینده او ایجاد کرده است. مربی‌ای که تیم را خودش نبسته و نقشی در شکل‌گیری ترکیب فعلی نداشته، حالا باید با واقعیتی دشوار روبه‌رو شود: مسؤولیت نتایج، برعهده اوست. مقایسه با دوران وحید هاشمیان، ناگزیر است. هر نتیجه ضعیف، این مقایسه را پررنگ‌تر می‌کند و فشار را افزایش می‌دهد. در باشگاهی مانند پرسپولیس، صبر محدود است و نتایج، تنها معیار قضاوت.
* آینده‌ در هاله ابهام
پرسپولیس هنوز از رقابت خارج نشده است. فاصله امتیازی با رقبا قابل جبران است اما مساله اصلی، فاصله ذهنی است. تیمی که به خود باور نداشته باشد، حتی با فاصله اندک نیز نمی‌تواند به هدف برسد. شاید مهم‌ترین پرسش این باشد: آیا اوسمار ویرا می‌تواند این تیم را دوباره احیا کند یا این شکست، آغاز پایان حضور او خواهد بود؟ پاسخ این سؤال، در هفته‌های آینده مشخص می‌شود اما یک چیز روشن است: پرسپولیس، برای بازگشت به مسیر قهرمانی، باید بیش از هر چیز، اعتماد به نفس از دست رفته خود را بازیابد.

ارسال نظر