27/بهمن/1404
|
01:52
برخلاف پروپاگاندای موساد و رویه جعل اعداد، جمعیت تجمع سلطنت‌طلبان در مونیخ، کمتر از یک درصد ایرانیان مقیم اروپا بود؛ واقعیتی که نشان داد ایرانیان خارج از کشور هم اعتقادی به این جماعت ویرانی‌طلب ندارند

نه

نه

حسین کیامنش: اخیرا بار دیگر الگوی تکراری فعالیت گروه‌های ضدایرانی با محوریت سلطنت‌طلبان حامی ربع پهلوی در قالب تجمعاتی در شهرهایی مانند مونیخ، تورنتو و لس‌آنجلس بازتولید شد؛ تجمعاتی که از همان ابتدا بیش از آنکه یک کنش اجتماعی خودجوش از سوی جامعه ایرانیان خارج از کشور باشد، یک پروژه رسانه‌ای مهندسی‌‌شده برای القای «حمایت گسترده ایرانیان خارج از کشور از رضا پهلوی و بازگشت سلطنت پهلوی» به نظر می‌رسید. در این میان، همراهی گروه‌های غیر از سلطنت‌طلبان با این تجمعات نیز نشان می‌دهد مجموعه‌ای ناهمگون از گروه‌های ضدایرانی، با وجود اختلافات دیرینه، حول یک هدف مشترک یعنی نمایش قدرت رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران به یک هم‌پوشانی تاکتیکی رسیده‌اند. با این حال، آنچه بیش از هر چیز در این پروژه جلب توجه می‌کند، روش عملیات رسانه‌ای آن است؛ روشی که ستون محوری آن چیزی جز «عددسازی» نیست.
عددسازی در این چارچوب، یک ابزار مقطعی یا واکنشی نیست، بلکه به یک راهبرد دائمی برای مهندسی ادراک افکار عمومی تبدیل شده است. راهبردی که ۲ کارکرد مکمل دارد: از یک سو کوچک‌نمایی و تقلیل پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی ایران و حامیان آن در داخل کشور و حتی در میان ایرانیان خارج از کشور و از سوی دیگر بزرگنمایی مصنوعی پایگاه اجتماعی جریان‌های ضدایرانی، بویژه سلطنت‌طلبان حامی پهلوی. به بیان دیگر، عددسازی در این پروژه صرفا برای زیبا کردن تصویر خود به کار نمی‌رود، بلکه همزمان برای تخریب تصویر طرف مقابل نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد و همین دوگانه، آن را به ستون فقرات پروپاگاندای اپوزیسیون ایرانی تبدیل کرده است.
در این چارچوب، ادعای حضور بیش از ۲۵۰ هزار نفر(!) در تجمع روز شنبه مونیخ یا روایت‌سازی درباره «جمعیت‌های عظیم» در تورنتو و لس‌آنجلس را باید بخشی از همین مهندسی ادراک دانست. وقتی واقعیت میدانی با روایت رسانه‌ای همخوان نیست، راهبرد عددسازی فعال می‌شود تا شکاف میان آنچه هست و آنچه باید دیده شود با جعل عدد پر شود. شواهد عینی نیز این رویکرد را تأیید می‌کند. مثلا در ارتباط با تجمع چند هزار نفره مونیخ، مکس بلومنتال روزنامه‌نگار آمریکایی با انتشار تصویری از محوطه تقریباً خالی محل تجمع، به ‌صراحت از جعل عدد سخن گفت و الکساندر اشتاینهوف شهروند آلمانی نیز با اتکا به تصاویر ماهواره‌ای و مشاهده میدانی خود، ادعای ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار نفر را اغراق فاحش دانست و جمعیت حاضر را در حد یک کنسرت پاپ متوسط توصیف کرد. افزون بر این، تصاویر هوایی و ماهواره‌ای نشان می‌دهد کل محوطه‌ای که تجمع در بخشی از آن برگزار شده، نهایتا ظرفیتی حدود 200 تا 250 هزار نفر دارد، حال آنکه مدعیان، ۲۵۰ هزار نفر را تنها برای بخشی محدود از این فضا مطرح کرده‌اند؛ ادعایی که حتی از منظر فیزیکی و منطقی نیز قابل جمع نیست.
همین الگوی عددسازی درباره تجمعات تورنتو و لس‌آنجلس نیز تکرار شده است. تحلیل تصاویر و ویدئوهای منتشرشده از این تجمعات، نشانه‌هایی از دستکاری دیجیتال و حتی استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای متراکم نشان دادن جمعیت را آشکار می‌کند؛ از جمله تکرار الگوهای مشابه چهره‌ها و پرچم‌ها در بخش‌های مختلف تصویر، یا استفاده از زاویه‌هایی که با برش‌های هوشمندانه، فضای محدود را شلوغ‌تر جلوه می‌دهد. این دستکاری بصری نیز در امتداد همان پروژه عددسازی عمل می‌کند و نشان می‌دهد جعل عدد صرفا محدود به متن و آمار نیست، بلکه در سطح تصویر نیز، توسط اپوزیسیون ایرانی به ‌عنوان ابزار اقناع به کار گرفته می‌شود.
اما شاید مهم‌ترین و معنادارترین بخش این پروژه، استفاده گسترده و سازمان‌یافته از اتباع سایر کشورها برای پر کردن قاب تجمعات باشد؛ رویکردی که بخوبی ماهیت نمایشی این اتفاقات روز شنبه را افشا می‌کند. در تجمعات مونیخ، تورنتو و لس‌آنجلس، پرچم‌های اوکراین، پرتغال، بلژیک، آمریکا، ژاپن، انگلیس و بیش از همه رژیم صهیونیستی به‌طور قابل توجهی دیده شد؛ تصویری که مشخصا حامل این پیام روشن است که برگزارکنندگان برای جبران فقدان پایگاه اجتماعی واقعی ربع پهلوی در میان ایرانیان خارج از کشور، به جذب غیرایرانی‌ها رو آورده‌اند تا از طریق افزایش مصنوعی جمعیت، تصویر یک حمایت گسترده را القا کنند.
گزارش‌ها و مشاهدات میدانی نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از حاضران غیرایرانی در این تجمعات، نه‌ شناختی از تحولات سیاسی ایران دارند و نه حتی در بسیاری موارد، ارتباط مستقیمی با مساله ایران برقرار کرده‌اند. حضور جنگ‌زدگان اوکراینی در این تجمعات، بیش از آنکه از هم‌پوشانی سیاسی علیه جمهوری اسلامی ناشی شود، به ‌نظر می‌رسد نتیجه بهره‌برداری ابزاری گروه‌های ضدایرانی از شرایط اقتصادی و معیشتی آسیب‌دیدگان جنگ باشد. این الگو زمانی معنا پیدا می‌کند که در روزهای منتهی به برگزاری تجمعات، شماری از افرادی که قصد حضور داشتند، در شبکه‌های اجتماعی اذعان کردند با وعده‌هایی نظیر غذای رایگان، حمل‌ونقل رایگان و برخی تسهیلات دیگر در این برنامه‌ها شرکت می‌کنند. چنین اعتراف‌هایی، احتمال حضور اجاره‌ای یا دست‌‌کم حضور مبتنی بر مشوق‌های مادی را تقویت می‌کند، بویژه درباره پناهندگان و اتباع سایر کشورها که در شرایط اقتصادی دشوارتری قرار دارند و به ‌سادگی در معرض چنین تطمیع‌‌هایی قرار می‌گیرند. این واقعیت زمانی صریح‌تر می‌شود که خبرنگار شبکه تروریستی اینترنشنال روی آنتن زنده اعلام می‌کند در تجمعات حامیان پهلوی، علاوه بر ایرانی‌ها، افرادی با تابعیت ژاپن، انگلیس، کانادا و دیگر کشورها حضور دارند؛ اعترافی که ناخواسته نشان می‌دهد بخش مهمی از جمعیت نمایش‌‌داده‌‌شده، اساساً ایرانی نیست که بخواهد حامی بازگشت دیکتاتوری پهلوی باشد.
این استفاده از غیرایرانی‌ها را باید مکمل همان راهبرد عددسازی دانست. وقتی به دلیل عدم مقبولیت پهلوی، امکان بسیج گسترده ایرانیان خارج از کشور برای حمایت از او وجود ندارد، سلطنت‌طلبان سراغ پر کردن قاب با اتباع سایر کشورها می‌روند و سپس با عددسازی رسانه‌ای، این جمعیت ترکیبی را به ‌عنوان «حمایت ایرانیان»، هم به جامعه ایرانیان خارج از کشور و هم به جامعه داخل ایران قالب می‌کنند. به این ترتیب، عددسازی نه ‌فقط در سطح آمار، بلکه در سطح هویت جمعیت نیز رخ می‌دهد. یعنی هم عدد جعلی ساخته می‌شود و هم هویت جمعیتی که در تصویر دیده می‌شود، تغییر پیدا می‌کند تا «ایرانی» جلوه داده شوند.
در سطح کلان‌تر ماجرا، باید به این موضوع توجه داشت که عددسازی برای گروه‌های ضدایرانی به یک عادت دیرینه تبدیل شده است. پیش‌تر نیز در موضوع تعداد جان‌باختگان حوادث تروریستی دی‌‌ماه، این الگو تکرار شد. در حالی که دولت به ‌طور رسمی اعلام کرده نزدیک به ۳۱۰۰ نفر در حوادث ۱۸ و ۱۹ دی‌‌ماه جان خود را از دست داده‌اند و بیش از ۲۴۰۰ نفر از این افراد شهدای حافظ امنیت یا مردم عادی‌ای بوده‌اند که توسط تروریست‌های مسلح به شهادت رسیده‌اند، همچنین اسامی همه جان‌باختگان با ذکر مشخصات کامل منتشر شده، رسانه‌های ضدایرانی، با جلوداری شبکه اینترنشنال اعداد عجیبی را مطرح کردند. عددسازی از ۴ هزار نفر آغاز شد، سپس به ۷ هزار نفر رسید، بعد به ۱۶ هزار نفر افزایش یافت و نهایتا توسط اینترنشنال به ۳۰ هزار نفر رسانده شد و حتی در فضای تجمع مونیخ تا عدد ۱۰۰ هزار نفر نیز پیش رفت. همه این اعداد در حالی مطرح شد که هیچ فهرست قابل راستی‌آزمایی و معتبری از سوی این رسانه‌های مدعی این اعداد منتشر نشد. این الگوی رفتاری نشان می‌دهد عددسازی برای جریان ضدایرانی یک ابزار برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی در ایران است.
در سوی دیگر این معادله، همین گروه‌ها و رسانه‌های فارسی‌زبان خارج‌نشین در قبال تجمعات گسترده مردم ایران در حمایت و پشتیبانی از جمهوری اسلامی به عددسازی معکوس متوسل می‌شوند. مثلا در راهپیمایی‌های ۲۲ دی و بویژه ۲۲ بهمن، با وجود انتشار گسترده تصاویر و ویدئوهای زمینی و هوایی از حضور میلیونی مردم سراسر کشور، رسانه‌های وابسته به جریان ضدایرانی تلاش کردند این حضور ده‌ها میلیونی را به تجمعات چند هزار نفره تقلیل دهند. این دوگانه رفتاری، یعنی بزرگ‌نمایی اغراق‌آمیز تجمعات کوچک خود از یک سو و کوچک‌نمایی هدفمند حضور میلیونی مردم ایران از سویی دیگر، نشان می‌دهد عددسازی برای این جریان یک راهبرد مرکزی در جنگ روانی است؛ راهبردی که هدف نهایی آن ساختن یک واقعیت جعلی مطلوب برای مصرف رسانه‌ای در غرب، بویژه در فضای شبکه‌های اجتماعی است. در چنین شرایطی، تجمعات اخیر حامیان پهلوی را باید نه به ‌عنوان نشانه‌ای از گسترش پایگاه اجتماعی سلطنت‌طلبان، بلکه به ‌عنوان نمونه‌ای دیگر از تداوم سیاست عددسازی و صحنه‌آرایی رسانه‌ای گروه‌های ضدایرانی ارزیابی کرد.

«نه» ایرانیان خارج از کشور به رضا پهلوی

بر اساس گزارش رسانه‌هایی مانند هاآرتص، فیگارو و تلگراف، عملیات رسانه‌ای طیف سلطنت‌طلب در موساد اداره و مدیریت می‌شود. یکی از محورهای پروپاگاندای موساد برای پروموت سلطنت‌طلبان و رضا پهلوی، القای این است که اکثریت ایرانیان مقیم خارج، طرفدار رضا پهلوی هستند. با این حال یک بررسی و محاسبه ساده، جایگاه واقعی این طیف و اساسا اپوزیسیون جمهوری اسلامی در بین ایرانیان خارج از کشور را نشان می‌دهد.
به این آمار دقت کنید:
1- بر اساس گزارش منابع رسمی، تعداد ایرانیان خارج از کشور ۴ تا 4.5 میلیون نفر است. 
2- از این جمعیت رسمی، حدود ۵۰ درصد در آمریکای شمالی ساکن هستند، یعنی در کانادا و آمریکا. به عبارتی تقریبا ۲ میلیون نفر از ایرانیان در این ۲ کشور ساکن هستند. از سوی دیگر، حدود ۳۰ درصد، یعنی یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر از جمعیت ایرانیان خارج از کشور نیز مقیم اروپا هستند. 
3- در بین کشورهای اروپایی، آلمان میزبان بیشترین جمعیت ایرانیان است. حدود ۳۲۰ هزار نفر. بر همین اساس، بیش از ۷ درصد ایرانیان مقیم خارج از کشور، در آلمان ساکن هستند. 
4- بر اساس گزارشات و محاسبات واقعی، جمعیت تجمع شنبه سلطنت‌طلبان در مونیخ بین ۸ تا ۱۰ هزار نفر بوده است. تصاویر و فیلم‌های منتشرشده نشان می‌دهد ۵ درصد از فضای محل برگزاری تجمع، پر شده بود. با توجه به اینکه منابع آلمانی، گنجایش این مکان را ۲۰۰ هزار نفر اعلام کرده‌اند، مشخص است در بهترین حالت، ۱۰ هزار نفر در تجمع حامیان رضا پهلوی شرکت کرده بودند.
5- فراخوان مونیخ، فراخوان سلطنت‌طلبان در سراسر اروپا بوده است. بر اساس گزارشات رسانه‌های حامی پهلوی و عناصر متولی این تجمع، سلطنت‌طلبان از همه کشورهای اروپایی به این تجمع رفته بودند.
با این حال، از جمعیت یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفری ایرانیان اروپا، تنها ۱۰ هزار نفر در تجمع رضا پهلوی شرکت کردند. یعنی کمتر از یک درصد ایرانیان مقیم اروپا در تجمع اعلام حمایت از پهلوی شرکت کردند. این میزان شرکت‌کننده‌ در حالی است که این تجمع در روزهای پایانی هفته برگزار شد، ضمن اینکه برای حمل‌و‌نقل افراد، اتوبوس‌های رایگان تدارک دیده شده بود، بنابراین شرایط برای شرکت در این تجمع فراهم بوده است. با این حال، کمتر از یک درصد ایرانیان خارج از کشور در تجمع پهلوی شرکت کردند. با وجود پروپاگاندای موساد برای رضا پهلوی اما تجمع مونیخ، وزن واقعی سلطنت‌طلبان در بین ایرانیان خارج از کشور را نشان داد. البته این وضعیت، یعنی عدم جایگاه در بین ایرانیان خارج از کشور، صرفا مختص سلطنت‌طلبان نیست. تجمعات سال ۱۴۰۱ در جریان ماجرای «زن‌، زندگی، آزادی» که همه طیف‌های اپوزیسیون در آن شرکت کرده بودند نیز وضعیتی شبیه تجمع شنبه مونیخ داشت. به عنوان نمونه، تجمع برلین به لحاظ جمعیت، کمی بیشتر از تجمع شنبه مونیخ بوده است. بنابراین کاملا واضح است نه‌تنها پهلوی و سلطنت‌طلبان نماینده ایرانیان خارج از کشور نیستند، بلکه کل اپوزیسیون نیز جایگاهی در بین ایرانیان خارج از کشور ندارند. 

ارسال نظر