مهدی مرسلی: آنچه از دور میدیدند، آب و آبادی نبود، تنها سراب بود که از دور نمایی فریبنده داشت برای میلیونها هوادار پرسپولیس.
تیمی که روزی با اقتدار درباره قهرمانی حرف میزد، حالا در وضعیتی ایستاده که حتی حفظ جایگاه در جمع بالانشینان هم دیگر بدیهی به نظر نمیرسد. شکست سنگین مقابل گلگهر، فقط یک لغزش ساده در جدول نبود؛ نشانهای روشن از بحرانی بود که آرام و بیصدا از راه رسیده و حالا دیگر نمیتوان آن را انکار کرد.
بازگشت اوسمار ویرا به نیمکت پرسپولیس در ابتدا حامل امید بود. مدیریتی که پیشتر با کنار گذاشتن وحید هاشمیان نشان داده بود برای رسیدن به هدف نهایی هیچ تعارفی ندارد، تصور میکرد مربی برزیلی میتواند دوباره موتور این تیم را روشن کند اما حالا، نهتنها آن موتور روشن نشده، بلکه نشانههایی از فرسودگی در ساختار تیمی دیده میشود؛ فرسودگیای که بیش از هر چیز در نتایج اخیر منعکس شده است.
* زنجیره شکست
اگر بخواهیم واقعیت را بدون پرده ببینیم، پرسپولیس در مسیر نزولی قرار گرفته. باخت به ملوان، پیش از آن شکستهای ناامیدکننده مقابل فولاد و فجرسپاسی و حالا ناکامی برابر گلگهر، مجموعهای از نتایج را شکل داده که برای تیمی با استانداردهای پرسپولیس غیرقابل قبول به نظر میرسد. ۴ شکست در ۶ مسابقه، آماری نیست که بتوان آن را به اتفاق یا بدشانسی نسبت داد؛ این اعداد، بازتاب یک مشکل عمیقتر است.
نکته نگرانکنندهتر، عملکرد این تیم در دیدارهای خارج از خانه است. پرسپولیس در این مسابقات نهتنها برتریای نشان نمیدهد، بلکه اغلب تیمی سردرگم و فاقد هویت تاکتیکی به نظر میرسد. این در حالی است که تیمهای مدعی، معمولاً توانایی کنترل بازی در هر شرایطی را دارند اما تیم ویرا در این آزمون مهم، بارها نمره مردودی گرفته است.
* تصمیماتی که هزینه داشت
یکی از پرسشهای جدی درباره وضعیت فعلی، به انتخابهای اوسمار بازمیگردد. در مسابقه مقابل گلگهر، تصمیم او برای قرار ندادن رفیعی در ترکیب اصلی، بیش از هر چیز مورد توجه قرار گرفت. بازیکنی که نقش کلیدی در تنظیم جریان بازی دارد، ناگهان از نقطه مرکزی تیم حذف شد. نتیجه این تصمیم، تیمی بود که بدون مغز متفکر خود، فاقد انسجام و خلاقیت به نظر میرسید.
این انتخاب، تنها یک جابهجایی ساده نبود؛ نمادی از تردید در تصمیمگیری بود. اگر این فرض درست باشد، نشاندهنده مسالهای نگرانکنندهتر است: اینکه نیمکت پرسپولیس، به جای هدایت تیم، تحت تأثیر امواج احساسی و مجازی قرار گرفته.
رفیعی، با وجود نوسانات، همچنان یکی از مهرههای اثرگذار تیم محسوب میشود. حذف او از ساختار اصلی، باعث شد پرسپولیس بخش مهمی از توانایی خود در کنترل ریتم بازی را از دست بدهد. تیمی که پیشتر با حضور او قادر بود جریان مسابقه را مدیریت کند، در غیابش بیشتر به مجموعهای پراکنده از تلاشهای فردی شباهت داشت.
* نشانههای افول
بحران پرسپولیس فقط به نتایج محدود نمیشود. حتی در لحظاتی که تیم مالک توپ است، آن انسجام و اطمینان گذشته دیده نمیشود. بازیکنان اغلب بدون هماهنگی لازم حرکت میکنند و انتقال توپ از خط میانی به حمله، با دشواری انجام میشود. این نشانهها، حاکی از مشکلی فراتر از فرم موقت است؛ مشکلی که به عمق ساختار تیمی نفوذ کرده است.
ویرا هنوز فرصت دارد مسیر را تغییر دهد اما زمان علیه او حرکت میکند. در باشگاهی که معیار موفقیت، فقط قهرمانی است، صبر مدیران و هواداران محدود خواهد بود. هر نتیجه ضعیف، فشارها را افزایش میدهد و احتمال تغییرات جدید را پررنگتر میکند.
پرسپولیس اکنون در نقطهای حساس ایستاده. تیمی که میتوانست با یک پیروزی، کنترل رقابت را در دست بگیرد، حالا در موقعیتی قرار گرفته که باید برای بازگشت به ثبات مبارزه کند. این وضعیت، آزمونی برای اوسمار است؛ آزمونی که نتیجه آن، نهتنها سرنوشت این فصل، بلکه آینده حرفهای او در باشگاه را تعیین خواهد کرد.
پرسش اصلی این نیست که آیا پرسپولیس میتواند دوباره پیروز شود یا نه، بلکه این است که آیا اوسمار قادر خواهد بود دوباره اعتماد از دست رفته را بازسازی کند؟ در فوتبال، فاصله میان اقتدار و تردید بسیار کوتاه است. پرسپولیس، تیمی که روزی نماد ثبات بود، حالا در جستوجوی همان چیزی است که زمانی نقطه قوتش محسوب میشد: اطمینان.
تزلزل نیمکت پرسپولیس زیر سایه تردید و تصمیمات اشتباه
سقوط اوسمار
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها