27/بهمن/1404
|
03:18
ضربه سیرجان رؤیای صدرنشینی را شکست و پرسپولیس فهمید دقیقاً جایش کجاست

پایان توهم

بهراد رشوند: سیرجان فقط یک مقصد جغرافیایی نبود؛ برای پرسپولیس، این شهر تبدیل به نقطه‌ای شد که امیدهایش برای تسلط بر لیگ، زیر ضرب واقعیت فروریخت. تیمی که پیش از این مسابقه می‌توانست با یک پیروزی ساده مسیر جدول را به سود خود تغییر داده و موقتا به صدر صعود کند، با نگاهی خالی از اطمینان زمین را ترک کرد. شکست برابر گل‌گهر، بیش از آنکه نتیجه یک مسابقه باشد، انعکاس وضعیت تیمی بود که در جست‌وجوی هویت گمشده خود سرگردان است. لحظه‌ای که ایگور سرگی‌یف گل زد، نیمکت پرسپولیس واکنشی متفاوت داشت. بازیکنان با انرژی و باور به زمین بازگشتند، گویی قرار است داستان تغییر کند. ورود سروش رفیعی نیز این حس را تقویت کرد؛ بازیکنی که همواره نماد بازگرداندن نظم به جریان بازی است اما پیش از آنکه این امید شکل واقعی به خود بگیرد، ضربه‌ای دیگر همه چیز را فروریخت. پاس مهدی تیکدری و ضربه دقیق پوریا لطیفی‌فر، برای سومین بار پیام نیازمند را مجبور کرد توپ را از دروازه بیرون بکشد. این گل، نه‌تنها اختلاف را افزایش داد، بلکه آخرین نشانه‌های مقاومت ذهنی را نیز خاموش کرد. آنچه این شکست را تلخ‌تر می‌کند، نحوه فروپاشی بود. گل‌گهر با حملات پرتعداد، پرسپولیس را شکست نداد، بلکه با دقت و استفاده از فرصت‌های محدود، ضربات خود را وارد کرد. ۳ شوت از پشت محوطه جریمه، کافی بود تا یکی از مطمئن‌ترین دروازه‌بان‌های لیگ تسلیم شود. پیام نیازمند که بارها ناجی تیمش بوده، این بار فقط شاهد عبور توپ‌ها بود؛ صحنه‌ای که به‌خوبی ضعف ساختاری خط دفاع را آشکار کرد.
* تیم بدون ضرباهنگ
با ورود رفیعی، نشانه‌هایی از بازگشت کنترل به پرسپولیس دیده شد. توپ بیشتر در اختیار سرخ‌ها قرار گرفت و جریان بازی نظم بیشتری پیدا کرد اما مالکیت توپ، زمانی ارزشمند است که به خلق موقعیت ختم شود. پرسپولیس در این بخش، تیمی کم‌اثر بود. تلاش‌های علی علیپور و ایگور سرگی‌یف، بدون پشتیبانی مؤثر، به نتیجه نرسید. حتی موقعیت‌هایی مانند ضربه مرتضی پورعلی‌گنجی نیز نتوانست سرنوشت مسابقه را تغییر دهد.
گل‌گهر، با هدایت مهدی تارتار، پس از رسیدن به گل سوم، به شکلی حساب‌شده عقب نشست. ساختار دفاعی منظم این تیم، مسیرهای نفوذ را بست و پرسپولیس را وادار به ارسال‌های بی‌هدف کرد. این همان جایی بود که تفاوت ۲ تیم آشکار شد: یکی با برنامه و اطمینان، دیگری با تردید و عجله.
* فرصت‌هایی که از دست رفت
این مسابقه، برای پرسپولیس یک شانس استثنایی بود. در شرایطی که تراکتور، سپاهان و استقلال درگیر رقابت‌های آسیا بودند، مسیر برای صعود به صدر هموار شده بود اما این فرصت، بدون استفاده باقی ماند. تیمی که باید از این موقعیت بهره می‌برد، حالا در وضعیتی قرار گرفته که نه‌تنها صدرنشین نشده، بلکه فاصله‌اش با اعتماد گذشته بیشتر شده است. برای هوادارانی که تا چند روز پیش درباره بازگشت تیم‌شان به جایگاه نخست صحبت می‌کردند، این نتیجه یک شوک بود. آنها انتظار داشتند تیم‌شان از این مقطع حساس عبور کند، نه اینکه در برابر رقیبی که هیچ سابقه‌ای در شکست دادن پرسپولیس نداشت، تسلیم شود.
* تردید روی نیمکت
اوسمار ویرا، در کنار زمین، تصویری از یک مربی مطمئن ارائه نمی‌داد. واکنش‌های او پس از گل‌های گل‌گهر، بیشتر نشان‌دهنده ناامیدی بود تا تلاش برای تغییر مسیر بازی. این وضعیت، پرسش‌هایی را درباره آینده او ایجاد کرده است. مربی‌ای که تیم را خودش نبسته و نقشی در شکل‌گیری ترکیب فعلی نداشته، حالا باید با واقعیتی دشوار روبه‌رو شود: مسؤولیت نتایج، برعهده اوست. مقایسه با دوران وحید هاشمیان، ناگزیر است. هر نتیجه ضعیف، این مقایسه را پررنگ‌تر می‌کند و فشار را افزایش می‌دهد. در باشگاهی مانند پرسپولیس، صبر محدود است و نتایج، تنها معیار قضاوت.
* آینده‌ در هاله ابهام
پرسپولیس هنوز از رقابت خارج نشده است. فاصله امتیازی با رقبا قابل جبران است اما مساله اصلی، فاصله ذهنی است. تیمی که به خود باور نداشته باشد، حتی با فاصله اندک نیز نمی‌تواند به هدف برسد. شاید مهم‌ترین پرسش این باشد: آیا اوسمار ویرا می‌تواند این تیم را دوباره احیا کند یا این شکست، آغاز پایان حضور او خواهد بود؟ پاسخ این سؤال، در هفته‌های آینده مشخص می‌شود اما یک چیز روشن است: پرسپولیس، برای بازگشت به مسیر قهرمانی، باید بیش از هر چیز، اعتماد به نفس از دست رفته خود را بازیابد.

ارسال نظر