طناز مقدم: تصمیم شورای المپیک آسیا برای سپردن بازیهای آسیایی زمستانی ۲۰۲۹ به آلماتی قزاقستان، فقط یک جابهجایی ساده در تقویم رویدادهای ورزشی نبود؛ این انتخاب، روایتی روشن از تقابل میان ۲ نگاه متفاوت به مفهوم میزبانی بود. یکسو شهری با پیشینه مشخص، کوهستانهای واقعی و امکانات آماده و در سوی دیگر، پروژهای که بیش از آنکه بر واقعیت استوار باشد، بر وعدههای آینده تکیه داشت.
اعلام رسمی این واگذاری در حاشیه رقابتهای المپیک زمستانی میلان ۲۰۲۶ انجام شد؛ جایی که مسؤولان شورای المپیک آسیا (OCA) با امضای توافقنامه جدید، آلماتی را به عنوان میزبان معرفی کردند. این انتخاب برای بسیاری از ناظران غافلگیرکننده نبود. آلماتی پیشتر نیز توان خود را در آزمونهای مشابه ثابت کرده بود؛ از میزبانی بازیهای آسیایی زمستانی ۲۰۱۱ گرفته تا برگزاری یونیورسیاد زمستانی ۲۰۱۷. این سوابق نشان میدهد این شهر تنها بر اساس امید به آینده انتخاب نشده، بلکه کارنامهای قابل استناد پشت سر دارد.
موقعیت جغرافیایی آلماتی یکی از مهمترین داراییهای آن محسوب میشود. قرار گرفتن در مجاورت رشتهکوه «تینشان»، این شهر را به بستری طبیعی برای رشتههای زمستانی تبدیل کرده است. پیستهای اسکی فعال، سالنهای استاندارد برای رقابتهای یخی و زیرساختهایی که پیشتر مورد استفاده قرار گرفتهاند، مجموعهای را شکل دادهاند که نیازی به ساختوسازهای عجولانه یا سرمایهگذاریهای غیرقابل پیشبینی ندارد. همین ویژگیها باعث شد تصمیمگیران به گزینهای تمایل پیدا کنند که ریسک کمتری دارد و احتمال موفقیت آن بالاتر است.
در سوی مقابل، عربستان با پروژه «تروجنا» در منطقه نئوم، تصویری متفاوت ارائه کرده بود. این طرح بخشی از برنامه گسترده «چشمانداز ۲۰۳۰» بود؛ برنامهای که هدف آن تغییر چهره اقتصادی و اجتماعی این کشور از طریق توسعه گردشگری و رویدادهای بینالمللی است. اعلام اولیه میزبانی در عربستان با موجی از توجه رسانهای همراه و بهعنوان نمادی از جاهطلبی این کشور معرفی شد اما فاصله میان اعلام و اجرا، بهتدریج خود را نشان داد.
گزارشهای منتشرشده از سوی رسانههایی مانند بلومبرگ و استریتستایمز، از کندی پیشرفت پروژهها حکایت داشت. ساخت مجموعههای ورزشی، ایجاد امکانات تولید برف مصنوعی، توسعه شبکه حملونقل و آمادهسازی زیرساختهای اقامتی، همگی با تأخیر مواجه شد. اجرای چنین طرحی در منطقهای با شرایط اقلیمی گرم، به فناوری پیچیده، برنامهریزی دقیق و زمان کافی نیاز داشت؛ عناصری که در چارچوب زمانی تعیینشده به طور کامل فراهم نشد.
همین واقعیتها باعث شد گفتوگوهایی میان مسؤولان عربستان و شورای المپیک آسیا شکل بگیرد. در نهایت، جمعبندی به این رسید که پروژه نئوم تا سال ۲۰۲۹ به سطح آمادگی لازم نخواهد رسید. نتیجه این ارزیابی، انتقال میزبانی به کشوری بود که نه بر اساس طرحهای آینده، بلکه بر پایه امکانات موجود انتخاب شد.
این اتفاق، تفاوت میان ۲ رویکرد را برجسته کرد. عربستان تلاش داشت با تکیه بر سرمایهگذاری عظیم، واقعیتی جدید خلق کند اما قزاقستان بر داشتههای فعلی خود تکیه کرد. یکی در مسیر ساختن تصویر بود و دیگری بر واقعیتی که از پیش وجود داشت قدم گذاشت. این تفاوت، در نهایت مسیر تصمیمگیری را تعیین کرد.
برای قزاقستان، این میزبانی فرصتی فراتر از یک رویداد ورزشی است. آلماتی میتواند از این موقعیت برای تثبیت جایگاه خود به عنوان یکی از مراکز مهم ورزشهای زمستانی در آسیا استفاده کند. حضور ورزشکاران، گردشگران و سرمایهگذاران، ظرفیتهای اقتصادی و توریستی این کشور را تقویت خواهد کرد. مهمتر از همه، این انتخاب نشان داد در عرصه میزبانی، تجربه و آمادگی همچنان مهمتر از وعده و تصویرسازی است.
سرانجام، داستان انتقال میزبانی از نئوم به آلماتی، تنها یک تغییر جغرافیایی نبود، بلکه یادآور این حقیقت بود: در ورزش، همانند بسیاری از حوزههای دیگر، واقعیت همواره بر خیال پیشی میگیرد.
جاهطلبی سعودی ذوب شد و میزبانی زمستانی از نئوم به قزاقستان رسید
سراب برفی
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها