ملیحه محمودخواه: نوجوان امروز ایران، نه مسالهای برای حل کردن است و نه نسلی بینیاز از توجه، بلکه آیندهای در حال شکلگیری است که کیفیت آن، به نوع نگاه و تصمیمهای امروز ما گره خورده است. جامعهای که از نوجوانانش سخن میگوید، در واقع از آینده خود حرف میزند؛ از امیدها، اضطرابها، فرصتها و امکانهایش. نوجوان ایرانی امروز در خلأ رشد نمیکند؛ او همزمان با تغییرات شتابان اجتماعی، تحولات خانواده، مسائل آموزشی، زیست دیجیتال و چالشهای هویتی در این دوره سنی روبهرو است که باید با آگاهیبخشی مهارتهای زندگی را به آنها آموزش داد.
در این باره مجید مجیدی، پژوهشگر مطالعات نوجوانی و مدیر اندیشکده امید، طی گفتوگویی با «وطن امروز» میگوید: نوجوانی، در نگاه نخست، یک بازه سنی است؛ فاصلهای میان کودکی و بزرگسالی که قرار است طی شود اما در تجربه زیسته امروز، نوجوانی بیش از آنکه یک مرحله گذرا باشد، به یک مساله یا چالش اجتماعی، فرهنگی و تربیتی تبدیل شده؛ این چالش روی میز برنامهریزان و سیاستگذاران است و نسبت به گذشته اولویت یافته است. اینکه نوجوانی مساله است یا نشانهای از وضعیت یک دوره سنی یا منبع شناخت، مجال دیگری را میطلبد اما نوجوانی این روزها برای خانوادهها، مدارس و نهادهای فرهنگی، تربیتی و اجتماعی جزو کارویژهها و موضوعات اولویتدار به شمار میرود.
از طرفی خانواده، از یکسو با مسائل اجتماعی، تغییر سبک زندگی و تغییرات نسلی روبهرو است و از سوی دیگر، با نوجوانی مواجه است که مطالبه استقلال، دیده شدن و گفتوگو دارد. مدرسه و خانوادهای که نوجوان را کنشگر و عامل تربیت کند، در احساس خودکارآمدی و بهزیستی روانشناختی او تأثیر دارد.
* راهکارها برای اینکه نوجوانان دچار آسیب نشوند چیست؟
مرور پژوهشهای انجامشده درباره نوجوانان یک نکته کلیدی را بهروشنی نشان میدهد؛ توانمندسازی نوجوان نه یک مداخله حاشیهای، بلکه یکی از محورهای بنیادین سلامت روان او است. مساله فقط پیشگیری از آسیبهای روانی نیست؛ توانمندسازی، اگر بهدرستی فهم و اجرا شود، مسیری است که از کاهش آسیب آغاز میشود و تا خودشکوفایی، بالندگی و احساس «توانستن» در نوجوان امتداد مییابد. به همین دلیل است که مطالعات جدید، توانمندسازی را نه یک بسته آموزشی کوتاهمدت، بلکه فرآیندی پیوسته و چندبعدی میدانند. مرور نظاممند پژوهشهای دوره نوجوانی که صدها مطالعه را در بر میگیرد، نشان میدهد مؤلفههایی مانند مهارتهای زندگی، هویتیابی، خودکارآمدی، عزتنفس، توانمندیهای منش و معنویت، هستههای اصلی توانمندسازی نوجوان را شکل میدهند. نکته مهم اینجاست که این مؤلفهها بهصورت جداگانه عمل نمیکنند، بلکه درهم تنیدهاند و در بستر خانواده، مدرسه و تجربه زیسته نوجوان معنا پیدا میکنند. در حوزه مهارتهای زندگی، پژوهشها بارها بر یک خلأ تکرارشونده تأکید کردهاند. با وجود اذعان همگانی به اهمیت این مهارتها، در اغلب مدارس فرصت نظاممند و جامع برای آموزش آنها وجود ندارد. مهارتهایی مانند حل مساله، تصمیمگیری، تنظیم هیجان و ارتباط مؤثر، اغلب یا به صورت مقطعی آموزش داده میشوند یا به حاشیه برنامههای رسمی رانده شدهاند، در حالی که شواهد علمی نشان میدهد آموزش این مهارتها بویژه زمانی که والدین نیز درگیر فرآیند یادگیری میشوند، میتواند کیفیت رابطه والد- نوجوان را به طور معناداری بهبود ببخشد.
از سوی دیگر، نمیتوان از توانمندسازی نوجوان سخن گفت و زیست دیجیتال او را نادیده گرفت. نوجوان امروز بخش مهمی از تجربه روزمره خود را در فضای آنلاین میگذراند. پژوهشها نشان میدهد آموزش مهارتهای زندگی زمانی اثربخشتر است که با ذائقه و جهانزیست «بومیان دیجیتال» همراستا شود؛ به عبارتی، از فرصتهای به وجود آمده در فضای مجازی به طور هوشمندانه برای کنشگری نوجوان استفاده شود و مواجهه ما با او منفعلانه نباشد. در همین راستا، تدوین مهارتهایی متناسب با چالشهای زندگی در بستر فناوریهای نوین، از مدیریت هیجان در فضای مجازی تا شکلدهی هویت آنلاین به عنوان بخشی از مفهوم «بهزیستی دیجیتال»، به یک ضرورت پژوهشی و آموزشی تبدیل شده است.
* در بخش هویتسازی برای نوجوان چه بررسیهایی انجام شده است؟
هویتیابی، یکی دیگر از ستونهای اصلی توانمندسازی نوجوان است. پژوهشها نشان میدهد شکلگیری هویت سالم و مثبت، با بسیاری از شاخصهای سلامت روان پیوند مستقیم دارد؛ با این حال هنوز شناخت عمیق و کیفی از تجربه هویتیابی نوجوانان وجود ندارد. بویژه این پرسش که «هویت موفق چگونه و در چه شرایطی شکل میگیرد؟» نیازمند پژوهشهای کیفی مبتنی بر تجربه زیسته نوجوانان است. چنین دانشی میتواند مبنای طراحی پروتکلهایی قرار گیرد که خانواده و مدرسه را به طور هدفمند در پرورش هویت نوجوان درگیر میکند. در این میان، خودکارآمدی و عزتنفس نقش پیشران دارند. پژوهشها نشان میدهد نوجوانی که احساس میکند «میتواند» و «ارزشمند است» آمادگی بیشتری برای پذیرش مسؤولیت، تابآوری در برابر فشارها و ساختن آینده دارد. آموزش والدین و معلمان درباره نقش بازخوردها، شیوه مواجهه با خطاها و فراهم کردن تجربههای موفق چه در حوزه تحصیلی و چه غیرتحصیلی یکی از کلیدیترین راهبردهای تقویت این ۲ سازه است. مطالعات مرتبط با توانمندیهای منش نیز تصویر قابلتوجهی ارائه میدهد. آموزشهای مبتنی بر روانشناسی مثبت که بر پرورش ویژگیهایی مانند امید، پشتکار، شجاعت و مسؤولیتپذیری تمرکز دارند، به افزایش تجربه هیجانات مثبت در نوجوانان منجر میشود و این هیجانات مثبت، خود نقش محافظتی مهمی در سلامت روان دارد. در کنار آن، هوش هیجانی به عنوان پلی میان احساس و رفتار از جمله سازههایی است که پرورش آن در خانواده و مدرسه نیازمند توجه و برنامهریزی جدیتر است.
* راهکار توانمندسازی نوجوانان چیست؟
یک نکته ظریف و تعیینکننده در بسیاری از پژوهشها درباره نوجوانان تکرار میشود؛ نقش رابطه. اثربخشی هر آموزش یا مداخلهای، بشدت به کیفیت ارتباط نوجوان با مربی، معلم یا تسهیلگر وابسته است. نوجوان زمانی رشد میکند که احساس کند دیده میشود، فهمیده میشود و مورد احترام است. این یافته، اهمیت تربیت معلمان و مربیان را نه فقط در سطح مهارت آموزشی، بلکه در سطح شایستگیهای روانشناختی و ارتباطی برجسته میکند. به هر حال توانمندسازی نوجوان یک پروژه کوتاهمدت یا تکبعدی نیست. این مسیر، به شبکهای از روابط معنادار، آموزشهای همسو با زندگی واقعی نوجوان و نگاهی عمیق به هویت، هیجان و معنای زندگی نیاز دارد. بدون چنین نگاهی، هر تلاشی برای «توانمندسازی»، بیشتر شبیه نسخهپیچیهای مقطعی خواهد بود تا سرمایهگذاری واقعی بر آینده نوجوان ایرانی. نوجوان امروز، بخش قابلتوجهی از تجربه زیسته خود را نه در مدرسه و خیابان، بلکه در شبکههای اجتماعی، رسانههای جمعی و بازیهای دیجیتال میگذراند و طبیعی است که نحوه و میزان این مواجهه، اثر مستقیمی بر سلامت روان، هویتیابی، روابط اجتماعی و حتی افق آینده او داشته باشد. مرور نظاممند پژوهشهای این حوزه نشان میدهد استفاده نوجوانان از رسانههای اجتماعی، تلویزیون، ماهواره و بازیهای رایانهای، هم میتواند کارکردی حمایتی داشته باشد و هم در صورت فقدان سواد و مهارت به عاملی آسیبزا تبدیل شود. با این حال، آنچه در ادبیات پژوهشی ایران و جهان به وضوح دیده میشود، کمبود مطالعات عمیق کمی و کیفی درباره سازوکارهای دقیق این تأثیرگذاری است؛ بویژه پژوهشهایی که تجربه زیسته نوجوانان را در بستر فرهنگی خاص خودشان واکاوی کند.
* چگونه میتوان نوجوانان را به استفاده صحیح از فضای مجازی ترغیب کرد؟
کاربستهای علمی و عملی بهزیستی دیجیتال را میتوان در ۳ سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی صورتبندی کرد؛ سطوحی که بدون توجه همزمان به آنها، هر مداخلهای ناقص خواهد بود. در سطح فردی، پژوهشها بر اهمیت ویژگیهای شخصیتی، توانمندیها و تفاوتهای فردی نوجوانان تأکید دارند، چرا که همه نوجوانان به یک شکل از رسانهها استفاده نمیکنند و یک نسخه واحد برای همگان کارآمد نیست. شناسایی و تقویت ویژگیهایی مانند خودتنظیمی، تفکر انتقادی و توان برنامهریزی، آموزش راهکارهای عملی برای مدیریت زمان استفاده از رسانهها، پرورش مهارتهای زندگی، بویژه هدفگذاری و برنامهریزی و توجه به فرآیند هویتیابی در جهان آنلاین، از مهمترین یافتههای کاربردی این سطح است. اما بهزیستی دیجیتال صرفاً مسالهای فردی نیست. خانواده، یکی از تعیینکنندهترین بسترهای شکلگیری الگوهای مصرف رسانهای نوجوان است. پژوهشها نشان میدهد آموزش خانوادهها برای شناخت متقابل، هم شناخت والدین از جهان نوجوان و هم فهم نوجوان از نگرانیها و انتظارات والدین، میتواند کیفیت ارتباطات درون خانواده را به طور معناداری ارتقا دهد. بهبود مهارتهای ارتباطی، گفتوگوی غیرتحکمی درباره رسانهها و حرکت از «کنترل» به سوی «همراهی آگاهانه»، از جمله راهبردهایی است که آثار مثبتی بر تعامل والد- نوجوان برجا میگذارد. در سطح کلان و اجتماعی نیز پژوهشها پیام روشنی دارند: نمیتوان نوجوان را به استفاده سالم از رسانهها دعوت کرد اما محتوای جذاب و متناسب با سن و ویژگیهای رشدی او تولید نکرد. تولیدکنندگان و فعالان حوزه رسانه و تربیت، نیازمند شناخت دقیقتری از دوره نوجوانی، نیازها، علایق و عوامل جذبکننده در رسانههای محبوب نوجوانان هستند تا بتوان رسانههایی طراحی کرد که هم جذاب باشند و هم احتمال آسیب را به حداقل برسانند.
* نمونهای از این ارتباط را بیان میکنید؟
تجربه کرونا، افق تازهای پیش روی پژوهشگران این حوزه گشود. در دوران قرنطینه، رسانهها به یکی از اصلیترین کانالهای ارتباطی، آموزشی و تفریحی نوجوانان تبدیل شدند و این تجربه نشان داد رسانهها لزوماً دشمن سلامت روان نیستند، بلکه مساله اصلی، نحوه مدیریت استفاده از آنها در شرایط بحرانی است. در مجموع، مرور نظاممند پژوهشها نشان میدهد بهزیستی دیجیتال نوجوان نه با ممنوعیتهای سختگیرانه محقق میشود و نه با رهاسازی کامل، بلکه نیازمند نگاهی چندبعدی است که فرد، خانواده و جامعه را همزمان درگیر کند و بهجای واکنشهای مقطعی، بر توانمندسازی تدریجی نوجوان برای زیستن سالم در جهان همیشهآنلاین تمرکز داشته باشد.
گفت وگوی «وطن امروز» با رئیس اندیشکده امید؛ چگونه میتوان نوجوانان را به استفاده صحیح از فضای مجازی ترغیب کرد؟
بهزیستی دیجیتال
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها