میلاد جلیلزاده: معمولا وقتی صحبت از میزان فروش فیلمهای سینمای جهان در هر سال میشود، نخستین نگاهها معطوف به گیشه آمریکا و پس از آن فروش فیلمهای آمریکایی در سایر کشورهاست. سینمای آمریکا هنوز بزرگترین و پولسازترین سینمای جهان است اما رشد سایر صنایع فیلمسازی در باقی نقاط دنیا که بهسرعت در حال اتفاق افتادن است، معمولاً از نظرها دور میماند و فقط گاهی که یک فیلم رکوردی را جابهجا میکند، اندکی به آن توجه شده است. چنین نکتهای باعث شده معمولاً روندهای سینمایی با توجه به آنچه در آمریکا و پس از آن اروپا اتفاق میافتد ارزیابی شوند. به طور مثال معمولاً گفته میشود رشد استریمها و تماشای آنلاین فیلمها و گسترش تماشای سریالها باعث شده که سنت فیلم دیدن در سالن نمایش کمرنگ شود. این اما سخنی جامعنگرانه نیست. فروش سینماهای جهان از ابتدای ۲۰۲۶ تا فوریه، روند صعودی را نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۵ نشان میدهد. در بازار داخلی آمریکا درآمد کلی سال ۲۰۲۶ تاکنون به ۸۶۲ میلیون دلار رسیده که 5.2۲ درصد بالاتر از ۸۱۹ میلیون دلار مدت مشابه سال ۲۰۲۵ است. این رشد در حالی است که ۲۰۲۵ نسبت به ۲۰۲۴ حدود 23.5 درصد افزایش داشت که رشدی بسیار چشمگیر از روند موجود در سال جاری است. پیشبینیها برای کل سال ۲۰۲۶ حدود ۳۵ میلیارد دلار درآمد جهانی است که 5-4 درصد بالاتر از ۳۳.۵۵ میلیارد دلار ۲۰۲۵ خواهد بود؛ بالاترین سطح بعد از ۲۰۱۹ و عوامل رشد، فیلمهای بزرگ مانند: vengers Doomsday و Dune: Part Three بودهاند. به عبارتی درست است که سال ۲۰۲۶ تاکنون نسبت به مدت مشابه خود در سال قبل رشدی در فروش گیشه سینما را تجربه کرده اما این رقم در نسبت با درصد رشدی که در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال پیش از خودش داشت خیلی پایینتر است. عموماً رشد سال قبل را دنبالهای از بازگشت اینرسی سینما به دوران قبل از کرونا میدانند؛ روندی که اکنون دیگر در حال آرام گرفتن است و شیب آن دارد افقی میشود. نکته دیگری که معمولاً در این خصوص عنوان میشود این است که در دوران همهگیری کرونا استفاده از استریمهای آنلاین و مصرف سریالها بسیار بیشتر شد و اینها عواملی هستند که حتی پس از بازگشت اوضاع به حالت قبل تاثیراتشان در مخاطبان باقی مانده است. به نظر میرسد این توضیحات منطقی و معقول باشند اما نکته این است که در برخی دیگر از نقاط دنیا به رغم رشد استریمها و تماشای بالای سریالها، میزان تماشای فیلمهای سینمایی در سالنهای سینمایی هم رشد داشته است. اگر تنها آمریکا و کشورهای اروپایی را به عنوان معیار ارزیابی در نظر نگیریم، خواهیم دید که گزارههای متنوعتری درباره نوع مواجهه مردم جهان با صنعت سرگرمی و آینده آن پیش رویمان خواهد بود. در هالیوود ریبوتها و فیلمهای ابرقهرمانی ۹۰ درصد از فروش گیشه را به خودشان اختصاص میدهند و باقی سینماها که متشکل از ژانرهای گوناگون و قصههای مختلف است، سهم بسیار اندکی دارد. هالیوود به لحاظ محتوایی و گفتمانی هم نمیتواند ارتباط مناسبی با مخاطبانش، خصوصاً نسلهای جدیدتر برقرار کند و به این دلیل مرتب در حال از دست دادن سهم خود از سبد جهانی فروش فیلمها نسبت به رقبای نوظهور است. به عبارتی دوران تکقطبی هالیوود در جهان رو به پایان است اما مهم این است که کیفیت این افول را مد نظر قرار دهیم؛ چه اینکه شناخت دقیق روندهای چنین وضعی، هم شناخت ما را نسبت به سینما کاملتر میکند و هم میتواند الگویی پیش روی سینماگران و مدیران سینمایی ما برای فراتر رفتن از وضعیت فعلی مشکلات آن ایجاد کند.
* آب شدن یک قله یخی
به نظر میرسد با وجود رشدهای عددی در فروش گیشه سال ۲۰۲۶، نارضایتیها از کاهش مخاطبان سینما در بازارهای غربی، ریشه در انتظارات بالاتر و مقایسه با دوران پیشاکرونا دارد. یعنی این رشدها هنوز به سطح نرمال کامل نرسیدهاند. دلایل ارزیابیهای منفی عمدتاً در این خلاصه میشود که صنعت سینما هنوز حدود ۲5-۲0 درصد پایینتر از اوج سال ۲۰۱۹ (سال 39-۳۴ میلیارد دلاری) قرار دارد. مثلاً ۲۰۲۵ با 33.55 میلیارد دلار رشد خوبی داشت اما نتوانست شکاف کامل را پر کند و تعداد تماشاگران (admissions) حتی کمتر از درآمد اسمی است، زیرا بلیتها گرانتر شدهاند. عوامل تشدیدکننده معمولا چیزهایی شامل رقابت استریم (نتفلیکس، دیزنی+)، اعتصابات هالیوود در سال ۲۰۲۳ و تورم است که قدرت خرید را کم کرده. ممکن است پرسیده شود: آیا این رشدها کافیاند؟ و باید پاسخ داد: برای نرمالسازی کوتاهمدت، بله. 5.2 درصد رشد برای ۲۰۲۶ مثبت است و پیشبینی ۳۵ میلیارد دلاری کل سال نشاندهنده بازگشت تدریجی است اما کافی نیست، زیرا کاهش فرکانس مراجعه (از ۵ بار در سال به 3-2 بار به ازای هر نفر)، تمرکز روی بلاکباسترها (۹۰ درصد درآمد از ۱۰ درصد فیلمها) و عدم جذابیت فیلمها برای نسل Z، باعث میشود حتی رشدهای فعلی ناامیدکننده تلقی شوند. نتیجتا رشدها اگرچه رو به جلو هستند اما برای وضعیت ایدهآل که بازگشت به سال ۲۰۱۹ است یا حتی یک وضع «نرمال پایدار»، نیاز به نوآوری در محتوا و مدلهای نمایش احساس میشود. با وجود ارائه چنین تحلیلهایی توسط متخصصان، به نظر نمیرسد که سینمای آمریکا همجهت با آنها حرکت کند. این تغییرات را به عنوان الگوهایی برای پیشرفت، بسیاری از صنایع سینمایی دیگر دنیا که پیش از این مقلد محض هالیوود بودند و آن را الگوی خودشان میدانستند در خودشان ایجاد کردهاند و حالا حرکتی رو به جلو پیدا کردهاند اما هالیوود که روزی مرتفعترین قله دنیا بوده، حالا مثل یک قله یخی، رفتهرفته در حال آب شدن است. پیش از این سینماهای اروپایی هم غیر از بخش هنریشان یک بخش تجاری پویا و پرفروش داشتند که به مرور زمان از بین رفت و انبوهی از مطالعات ساختاری که به آنها توضیح میداد چرا روند سقوط را طی میکنند، باعث نشد رویهشان را تغییر بدهند. در مورد حرکت سینما به سمت الگوهای محلیتر و چندقطبی، در میان تحلیلگران و کارشناسان سراسر جهان طرفداران و موافقان جدی وجود دارد و این دیدگاه بویژه در سالهای اخیر (۲۰۲6-۲۰۲4) رواج یافته است. تحلیلگران هالیوودی مثل اسکات مند و پاملا مککینون بارها هشدار دادهاند که «عصر هالیوود جهانی به پایان رسیده» و بازارهای محلی مثل چین و هند حالا امپراتوریهای جدید هستند. راجیش رستوگی و گاور استریت آنالیتیکس هم در گزارشهای ۲۰۲6-۲۰۲5 خود صراحتاً از چندقطبیسازی حرف میزنند، جایی که بالیوود و سینمای کره سنتهای محلی را زنده نگه داشتهاند و هالیوود را به چالش کشیدهاند. این مطالب در گزارشهای رسمی هم تایید شده و حتی بخشی از سینمای آمریکا تلاش میکند به سمت محتوای متنوعتر و محلی برود اما همچنان سیطره بلاکباسترهای بسیار گرانقیمت به قدری بالاست که اجازه تحولی اساسی را در آمریکا نمیدهد.
* آیین فیلم دیدن در سالن سینما
هرچند اخیرا با تمرکز روی سینمای آمریکا گفته میشود دوره فیلم دیدن در سینما به سر آمده، چرا که فضای مجازی و استریمها به میدان آمدهاند اما کشورهایی مانند چین، هند، کره جنوبی، ژاپن، مکزیک، برزیل و روسیه که جمعیتشان روی هم دهها برابر ایالات متحده است و مردمشان هم به فضای مجازی دسترسی دارند هم به استریمها و سریالها، رفتار مصرفی کاملا متفاوتی از خودشان نشان دادهاند که مشخص میکند افول سینمای آمریکا به خود سینماگران آمریکایی و مشکلاتی که در ساختارشان هست برمیگردد، نه زیر و رو شدن ذائقه جهانی. در بالاترین نقطه این نمودار، از سینمای کشورهایی مثل چین آمارهای بسیار امیدوارکنندهای درباره استقبال از فیلمها در سالن سینما دیده میشود. مردم چین بهرغم دسترسی کامل به گیمینگ، تیکتاک (دوئين)، نتفلیکسمانندها (iQiyi) و استریم، همچنان به سینما میروند و برخلاف جامعه آمریکا، این روند در نسل نوجوان و جوان آنها هم رو به رشد است. دلایل موفقیت چین را ابتدا میتوان به بازار داخلی عظیم و کنترلشده ربط داد. چین با 1.4 میلیارد نفر جمعیت و بیش از ۹۰ هزار پرده نمایش (بالاترین در جهان)، فیلمهای داخلی مثل «Ne Zha 2» یا «YOLO» را در ۲۰۲۵ بیش از ۱۰ میلیارد یوان (1.4 میلیارد دلار) در گیشه داشت اما همه فروش در این فیلمها خلاصه نشده بود. بهعلاوه دولت با یارانه و پروپاگاندا، فیلمهای ملیگرایانه (مانند «The Battle at Lake Changjin») را ترویج میکند و نسل Z چینی به افتخار ملی جذب میشود، نه محتوای غربی متنوع. قیمت پایین و دسترسی بالا هم یک عامل دیگر است. بلیت متوسط 5۰-4۰ یوان (7- 5 دلار) است و در شهرهای کوچک سالنهای لوکس با غذا و VR وجود دارد که تجربهای مقرونبهصرفهتر از غرب به حساب میآید. چین ۴۰درصد از رشد جهانی فروش سینما را تأمین میکند و پیشبینی سال ۲۰۲۶ آن 8.5۵ میلیارد دلاری است؛ اثبات اینکه مشکل غرب ساختاری است (تمرکز روی ابرقهرمانها)، نه فناوری. در مورد هندوستان برآوردهای موجود میگویند درآمد کل داخلی حدود 1.57 میلیارد دلار است که با بلیت متوسط 200-150 روپیه (2.4- 1.8 دلار)، تخمین 800-600 میلیون بلیت منطقی است؛ مشابه روندهای پیشاکرونا. یعنی آنها زودتر از هالیوود به میانگین قبلی برگشتند. کرهجنوبی هم با فیلمهای محلی پرفروش مانند Parasite-style و K-drama adaptations، حدود یک میلیارد دلار درآمد سالانه و بیش از ۱۰۰ میلیون بلیت داشته و ژاپن صاحب حدود ۲ میلیارد دلار درآمد، با ۶۳ درصد سهم فیلمهای داخلی (انیمهها مثل Demon Slayer) و فرکانس مراجعه بالا در آسیاست. مکزیک با ۳۲۰+ میلیون بلیت سالانه، از دیگر نمونههای موفق است. الگوی مشترک در این کشورها این است که با تمرکز 85-۵۰ درصد روی تولیدات ملی (برخلاف هالیوود)، قیمت بلیت پایین و دسترسی بالا، تماشاگران جوان را حفظ کردهاند. در این کشورها سنت سینما رفتن هنوز پابرجاست و در حال تقویت شدن است. مثلا در کرهجنوبی و ژاپن فرهنگ «رویداد سینمایی» قوی است. جوانان برای انیمهها صف میکشند و نرخ مراجعه سالانه 4-3 بار به ازای هر نفر است، حتی با وجود نتفلیکس. در مکزیک سالنهای اجتماعی با قیمت 5-3 دلاری، فیلمهای محلی کمدی / اکشن و ترکیب با غذا / میهمانی خانوادهها هفتگی معادله را به این سمت برده و نیجریه هم با ۲۵۰۰ فیلم سالانه و سالنهای محلی ارزان، رونقی چشمگیر دارد؛ طوری که تماشاگران جوان به جای استریم آفریقایی، سالن را برای بحثهای اجتماعی ترجیح میدهند. روسیه هم با حدود ۲۰۰ میلیون بلیت سالانه (مشابه دوران پیشاکرونا)، سنت سینما رفتن را حفظ کرده است. اینها همگی باعث شدهاند سهم جهانی هالیوود از ۵۰ درصد در ۲۰۱۹ به حدود ۳5-۳0 درصد در ۲۰۲۵ برسد و در مقابل رشد بازارهای نوظهور قرار دارد که ۶۰درصد کل رشد را میسازند. یکی از جالبترین نکاتی که درباره فروش بالای کشورهایی از قبیل چین، هند و روسیه توجهات را به خودش جلب کرده، عاملیت محتواهای میهندوستانه برای بالا رفتن فروش فیلمهاست. در بسیاری از موارد تردیدی نیست که دولتهای این کشورها در مهندسی گیشه و صدرنشینی چنین آثاری تاثیر داشتهاند اما از طرف دیگر این هم مشخص است که در بین مردم و حتی به طور خاص نسل جوان، علاقه ویژهای به این نوع محتواها وجود دارد. نسل جوان فیلمهای جنگی و محتواهای میهندوستانه را بسیار پسندیده و به طور قطع اگر برنامهریزی دقیقی وجود داشت، در ایران هم میشد با توجه به شرایط اجتماعی موجود چنین رویهای را ایجاد کرد.
نگاهی به بلیتفروشی سینماهای جهان در سال ۲۰۲۶ و روندهای جدید آماری در آن
پایان تکقطبی هالیوود
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها