مهدی سیفتبریزی: رزمایش مرکب دریایی ایران، روسیه و چین را باید در متن یکی از حساسترین و پرتنشترین مقاطع روابط ایران و ایالات متحده تحلیل کرد؛ مقطعی که در آن، ۲ طرف در نزدیکترین وضعیت به یک تقابل مستقیم نظامی طی دهههای اخیر قرار گرفتهاند. در چنین شرایطی، این رزمایش صرفاً یک مانور نظامی نیست، بلکه بخشی از یک پیام راهبردی چندلایه است که میتواند بهطور مستقیم بر محاسبات، تصمیمگیریها و الگوی رفتاری آمریکا و متحدانش در منطقه اثر بگذارد.
سالها تلاش واشنگتن بر این فرض استوار بود که ایران، در صورت ورود به یک رویارویی نظامی، با نوعی «تنهایی استراتژیک» مواجه خواهد بود؛ فرضی که مبنای اصلی سیاست تهدید، فشار حداکثری و نمایش قدرت نظامی آمریکا پیرامون مرزهای ایران را شکل میداد اما همزمانی رزمایش سهجانبه ایران، روسیه و چین با اوجگیری تنشها در منطقه، این معادله سنتی را به چالش کشیده و نشان داده موازنه قوا در حال ورود به مرحلهای جدید است؛ مرحلهای که در آن، ایران دیگر بازیگری منزوی در برابر ائتلاف غرب نیست، بلکه بخشی از یک همگرایی رو به گسترش در چارچوب نظم چندقطبی در حال ظهور محسوب میشود. برگزاری این رزمایش در آبهایی که همواره کانون حضور و قدرتنمایی ناوگان آمریکا بوده، حامل پیامی صریح به واشنگتن است: هرگونه محاسبه درباره تقابل نظامی با ایران، دیگر نمیتواند صرفاً بر پایه برتری یکجانبه آمریکا انجام شود.
حضور عملیاتی روسیه و چین در کنار ایران، بویژه در شرایطی که سطح تهدیدات متقابل افزایش یافته، به معنای افزایش هزینه، پیچیدگی و ریسک هرگونه ماجراجویی نظامی علیه تهران است؛ مؤلفهای که ناگزیر باید در اتاقهای فکر نظامی و سیاسی آمریکا و متحدان منطقهایاش مورد بازنگری قرار گیرد.
از این منظر، رزمایش مرکب دریایی را باید یکی از عوامل تأثیرگذار بر تغییر محاسبات راهبردی در منطقه دانست؛ عاملی که میتواند منطق تهدید و فشار را تضعیف کرده و معادلات تصمیمسازی آمریکا را از یک سناریوی ساده «نمایش قدرت» به وضعیتی پرهزینه، چندبازیگری و غیرقابل پیشبینی سوق دهد. در جهانی که بهسرعت در حال فاصله گرفتن از یکجانبهگرایی آمریکاست، این رزمایش نشانهای روشن از آن است که توازن جدیدی در حال شکلگیری است؛ توازنی که مستقیماً بر سرنوشت تنش ایران و آمریکا و آینده امنیت منطقه اثر خواهد گذاشت.
* اتحاد تهران - مسکو - پکن؛ از پشتیبانی میدانی تا همافزایی فناورانه
همگرایی ایران، روسیه و چین، برخلاف روایتهای غرب، نه یک واکنش هیجانی به تحولات مقطعی، بلکه محصول یک فهم مشترک از تغییر ساختار قدرت جهان است. هر ۲ کشور به این جمعبندی رسیدهاند استمرار برتری آمریکا بر مسیرهای راهبردی تجارت و انرژی، تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی و منافع بلندمدت آنهاست.
در ماههای گذشته، روسیه و چین نقش خود را از سطح حمایت سیاسی صرف فراتر بردهاند. از منظر روسیه، همکاری با ایران وارد مرحلهای شده که شامل انتقال دانش پدافندی، کمک به بازسازی و ایمنسازی شبکههای فرماندهی و کنترل و ارتقای تابآوری زیرساختهای ارتباطی در برابر حملات سایبری و الکترونیک است. تحلیلهای منتشرشده در محافل نظامی غرب نشان میدهد مسکو، بویژه پس از جنگ 12 روزه، در تقویت لایههای دفاع هوایی ایران و ایجاد شبکههای ارتباطی مقاوم در برابر اختلال، نقش فعالی ایفا کرده است.
در حوزه فضایی و اطلاعاتی نیز همکاری تهران و مسکو وارد فاز جدیدی شده. پرتاب ماهوارههای مشترک و دسترسی ایران به دادههای ماهوارهای دقیقتر، توان رصد تحرکات نظامی آمریکا و متحدانش را بهطور معناداری افزایش داده. این به آن معناست که در صورت هرگونه تشدید تنش، ایران دیگر با «مه جنگ اطلاعاتی» مواجه نخواهد بود، بلکه از تصویری شفافتر از میدان نبرد برخوردار است. چین نیز، بهعنوان ضلع دیگر این اتحاد، تمرکز خود را بر حوزه دریایی و اطلاعات سیگنالی گذاشته. حضور ناوشکنهای پیشرفته چینی در این رزمایش، بویژه شناورهایی که به سامانههای راداری آرایهفازی و پلتفرمهای جمعآوری دادههای الکترونیک مجهزند، نشاندهنده انتقال یک ظرفیت راهبردی به منطقه است. اتصال این سامانهها به شبکه ماهوارهای چین، امکان پایش مستمر تحرکات ناوگان آمریکا را فراهم کرده و عنصر غافلگیری را که سالها برگ برنده واشنگتن بود، بهشدت تضعیف کرده است.
* معماری جدید امنیتی؛ تغییر قواعد تقابل با آمریکا
اهمیت این رزمایش زمانی دوچندان میشود که آن را در چارچوب تقابل احتمالی ایران و آمریکا تحلیل کنیم. در گذشته، برتری آمریکا در حوزه دریایی مبتنی بر ۳ مؤلفه بود: برتری اطلاعاتی، آزادی عمل عملیاتی و توان اعمال ضربه سریع. امروز، هر ۳ مؤلفه با چالش جدی مواجه شدهاند.
همکاری اطلاعاتی ایران با روسیه و چین، بویژه در حوزه رصد ماهوارهای و شنود الکترونیک، موجب شده تحرکات ناوهای آمریکایی پیش از آنکه به مرحله اقدام برسد، قابل شناسایی و تحلیل باشد. این موضوع، زمان واکنش ایران را کاهش داده و هزینه هرگونه حمله پیشدستانه را برای واشنگتن بالا میبرد. از سوی دیگر، حضور تجهیزات پیشرفته روسی و چینی در کنار توان بومی ایران، به ایجاد یک بازدارندگی چندلایه منجر شده؛ بازدارندگیای که صرفاً نظامی نیست، بلکه سیاسی و راهبردی نیز هست.
آمریکا اکنون میداند هرگونه درگیری با ایران، به احتمال زیاد به یک مواجهه محدود دوجانبه ختم نخواهد شد، بلکه میتواند پای بازیگران بزرگتری را به میدان بکشد یا دستکم معادلات آنها را در سایر نقاط جهان تحت تأثیر قرار دهد.
در این چارچوب، رزمایش مرکب دریایی را باید تمرینی برای مدیریت مشترک بحران دانست؛ تمرینی که نشان میدهد ایران، روسیه و چین قادرند در صورت لزوم، هماهنگی عملیاتی خود را از سطح رزمایش به سطح واقعی ارتقا دهند. این پیام، بویژه برای متحدان منطقهای آمریکا نیز حائز اهمیت است، چراکه نشان میدهد تکیه صرف بر چتر امنیتی واشنگتن، دیگر تضمینکننده امنیت نیست.
* پایان انحصار، آغاز توازن
آنچه امروز در آبهای خلیجفارس و تنگه هرمز در جریان است، صرفاً یک نمایش قدرت نیست، بلکه اعلام رسمی ورود به مرحلهای جدید از نظم امنیتی منطقهای و جهانی است.
ایران، روسیه و چین با اتکا به توان میدانی، همافزایی فناورانه و پشتیبانی سیاسی متقابل، در حال شکلدهی به الگویی هستند که در آن امنیت از مسیر توازن و همکاری حاصل میشود، نه تهدید و سلطه. این رزمایش نشان داد نظم آمریکامحور، نهتنها از نظر مشروعیت، بلکه از نظر کارآمدی نیز با چالش جدی مواجه شده. در مقابل، نظم چندقطبی در حال ظهور، دیگر یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه واقعیتی است که در میدان، در دریا و در معادلات راهبردی، خود را به نمایش گذاشته است.
درباره مانور مشترک ایران، روسیه و چین در آبهای جنوب ایران
رزمایش یا هندسه جدید قدرت
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها