30/بهمن/1404
|
02:01
یادداشت

چرا تروریست‌ها ۲۲ بهمن را هدف قرار ندادند؟

محسن ردادی: در روزهای پس از حوادث تلخ دی‌ماه ۱۴۰۴، همزمان با سوگوارى خانواده‌هاى داغدیده، یک پرسش در گوشه‌وکنار فضاى مجازى پیچید: «اگر قتل‌عام دی‌ماه کار تروریست‌هاى آمریکا و اسرائیل بود، چرا به راهپیمایی عظیم ۲۲ بهمن حمله نکردند؟» پرسشى که در نگاه اول ساده به نظر مى‌رسد اما در لایه‌هاى زیرین خود نیازمند تأملی عمیق درباره ماهیت تروریسم، اهداف آن و منطق پنهان در پشت هر عملیات تروریستى است.
بر خلاف تصور رایج، تروریسم یک پدیده روان‌پریشانه و کور نیست. مطالعات دانشگاهى در حوزه تروریسم‌شناسى نشان مى‌دهد گروه‌هاى تروریستى، چه در سطح منطقه‌ای و چه بین‌المللی، از «منطق معطوف به هدف» پیروى مى‌کنند. به بیان ساده، آنها خشونت را براى انتقام‌جویی و عقده‌گشایی انجام نمى‌دهند، بلکه از خشونت به عنوان «ابزارى براى دستیابى به اهداف سیاسى» استفاده مى‌کنند. در واقع، هر عملیات تروریستی، با محاسبات دقیق برای رسیدن به هدف معین برنامه‌ریزی می‌شود.
تروریسم همیشه به دنبال «بیشینه‌سازی خشونت» نیست، بلکه به دنبال «بهینه‌سازی خشونت» است؛ یعنى انتخاب مکان، زمان و قربانیانى که بیشترین «بازده سیاسى» را براى آنها داشته باشد. گاهى کشتن یک فرد مشهور (مثل یک سیاستمدار یا روزنامه‌نگار) از کشتن صدها انسان عادى برای تروریست‌ها ارزشمندتر است. گاهى ایجاد وحشت در میان گروهى خاص از کشتن گروهى دیگر سودمندتر است. 
بنابراین پاسخ ساده به سوال ابتدایی این یادداشت این است: تروریست‌ها به مراسم ۲۲ بهمن حمله نکردند، چون این حمله هیچ دستاوردى براى آنها نداشت. در تجمعات ۱۸ و ۱۹ دی، تروریست‌ها فعال بودند، زیرا کشتن معترضان اهداف آنها را برآورده می‌کرد. 
در برخی زمان‌ها، تروریست‌ها به تجمعات و مکان‌های انقلابی و مذهبی حمله کرده بودند، زیرا از این حملات هدف خاصی داشتند: القای تصویر «ایران ناامن». برخی از این حملات تروریستی عبارت بود از:
حمله به حرم مطهر حضرت امام خمینی(ره) و مجلس شورای اسلامی(۱۳۹۶): هدف از این حملات تروریستی این بود که نمادهای جمهوری اسلامی مورد تعرض قرار گیرد و در ذهن مردم، جمهوری اسلامی متزلزل و بی‌ثبات تلقی شود.
حمله به رژه روز ارتش در اهواز (۱۳۹۷): هدف، ضربه زدن به نماد وحدت نظامى کشور در روزى که نیروهاى مسلح اقتدار خود را به نمایش مى‌گذارند، بود. این حمله مى‌خواست بگوید «حتى در امن‌ترین لحظات نیز شما در معرض تهدید هستید».
حمله به حرم حضرت شاهچراغ (۱۴۰۱): هدف، ضربه زدن به امنیت اماکن مذهبى و نشان دادن آسیب‌پذیرى زیارتگاه‌ها بود. این حمله مى‌خواست مکان‌های مقدس مردم را که به صورت سنتی امن و مصون از حمله بودند، ناامن نشان داده و به این ترتیب ذهن مردم مؤمن و متدین را آزار دهد.
حمله در مسیر زائران شهید حاج‌قاسم سلیمانى در کرمان (۱۴۰۲): هدف، ضربه زدن به نماد مقاومت و حماسه ملى در سالگرد شهادت ایشان بود. این حمله مى‌خواست در میان مردم انقلابی وحشت ایجاد و تأکید کند دشمنان محور مقاومت هنوز فعال باقی مانده‌اند.
در تمام این موارد، تروریست‌ها سراغ «مکان‌ها و زمان‌هایى رفتند که مردم در آنها حضور داشتند و آن حضور، خود یک پیام سیاسى یا مذهبى بود». آنها مى‌خواستند با ایجاد وحشت در دل جمعیت، آن پیام را خنثى کنند. اما سؤال این است: چرا همین منطق درباره ۲۲ بهمن صادق نیست؟
براى پاسخ به این سؤال باید به «تفاوت هدف» در ۲ مقطع توجه کرد. حوادث دی‌ ۱۴۰۴، ماهیتى کاملاً متفاوت با سایر رویدادهاى تروریستى داشت. در این مقطع، بنا بر قرائن فراوان، کارفرمایان تروریسم (آمریکا و رژیم صهیونی) به دنبال اهداف زیر بودند:
1- مشروعیت‌زدایى از جمهورى اسلامى در داخل: هدف تروریسم خیابانی دی‌ماه این بود که نظام جمهوری اسلامی را سفاک و خون‌ریز معرفی کند. تصویری که تروریست‌ها به دنبال ساختنش بودند، این بود که مردمی معترض با دست‌های خالی به خیابان آمدند اما نیروهای جمهوری اسلامی آنها را سرکوب کردند. این تصویر با قربانی کردن معترضان و مردم عادی توسط تروریست‌ها در دی‌ماه ساخته می‌شد اما با حمله به راهپیمایی عظیم ۲۲ بهمن چنین تصویری ساخته نمی‌شد و نتیجه عکس مى‌داد. اگر در ۲۲ بهمن، تروریست‌ها راهپیمایان را مورد تعرض قرار می‌دادند، مردم بیش از پیش به نظام نزديک مى‌شدند و تروریسم را دشمن مشترک مى‌دیدند.
2- قربانى‌سازى براى جلب دخالت نظامی خارجى: هدف دوم کارفرمایان تروریست‌های دی‌ماه، مشروعیت‌بخشی به دخالت خارجی بود. هدف این بود که مردم ایران را اسیر جمهورى اسلامى نشان دهند و مدعی شوند بنابراین حمله نظامی به ایران یک مداخله بشردوستانه است. این تصویر، مقدمه‌اى براى مداخله‌هاى بعد (تحریم‌هاى شدیدتر، فشار بین‌المللى و حتى توجیه حمله نظامى) بود. حمله به راهپیمایی ۲۲ بهمن آیا می‌توانست چنین هدفی را برآورده کند؟ یا برعکس دشمنان کشور را در وضعیت انفعالی قرار می‌داد؟ طبیعی است با محاسبه این معادله‌ها، تروریست‌ها انگیزه‌ای برای انجام عملیات در ۲۲ بهمن نداشته باشند.
3- ایجاد جنگ داخلى و شعله‌ور کردن آتش کینه: یکی از مهم‌ترین اهداف طراحان، به هم زدن انسجام ملى و کلید زدن یک «جنگ خیابانى» بود. براى این کار اتفاقا باید قربانیان از میان هر ۲ گروه مردم (موافقان و مخالفان نظام) انتخاب می‌شدند. به این وسیله جرقه‌ای ‌زده می‌شد که در داخل، مردم در مقابل هم صف‌آرایی کنند. برای تحقق چنین سناریوی پلیدی، بهترین راه، کشتن همزمان نیروهاى امنیتى و بسیجیان از یک سو و معترضان عادى از سوى دیگر بود. چنین طرحی این قابلیت را داشت که فضا را چنان ملتهب کند که ۲ طرف یکدیگر را متهم کنند و خیابان‌ها به میدان نبرد تبدیل شود. ۲۲ بهمن، چنین هدفى قابل تحقق نبود، زیرا آنجا همه مردم در یک صف بودند و وضعیت تقابل برقرار نبود.
علاوه بر اهداف راهبردی تروریست‌ها لازم است به یک عامل زمینه‌ای نیز اشاره کرد. تروریست‌ها براى اجراى یک حمله موفق، به شرایط خاصى نیاز دارند که ۱۸  و ۱۹ دی‌ماه این زمینه فراهم بود و در راهپیمایی ۲۲ بهمن فراهم نبود.
تاریکى شب: فراخوان‌هاى دی‌ماه، براى ساعاتى پس از تاریکى هوا (۳ ساعت از شب گذشته) تنظیم شده بود. تاریکى، هم به تروریست‌ها امکان جابه‌جایى مى‌دهد، هم شناسایى آنها را دشوار مى‌کند، هم ایجاد وحشت را تشدید مى‌کند. ۲۲ بهمن اما مردم در روشنایى روز به خیابان مى‌آیند.
پراکندگى جمعیت: معترضان در نقاط مختلف شهر پراکنده بودند و کنترل آنها ناممکن بود. این پراکندگى به تروریست‌ها اجازه مى‌داد بى‌آنکه شناسایى شوند، ضربه خود را بزنند و در جمعیت گم شوند. در راهپیمایی ۲۲ بهمن، جمعیت در مسیرى مشخص حرکت مى‌کند و تحت نظر هزاران چشم و دوربین است.
التهاب و خشم: اقدامات رسانه‌ای باعث شده بود حاضران در فراخوان دی‌ماه بشدت خشمگین باشند و اشخاص برای خشونت و تخریب آمادگی داشته باشند. این فضای داغ و ملتهب بهترین فضا را برای فعالیت تروریست‌ها فراهم می‌کرد. در حالی ‌که در راهپیمایی ۲۲ بهمن فضای آرام و همدلی جاری بود و اصولا جایی برای اقدامات تخریب‌گرانه باقی نماند. در این وضعیت، امکان شکل‌گیری اقدامات رادیکال و بعد تروریستی به حداقل می‌رسد. 
براى فهم عملیات تروریستی دی‌ماه، مقایسه آن با اعتراضات سال‌هاى ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱ مفید است. در آن دوره‌ها نیز اعتراضات گاه به اغتشاش کشیده مى‌شد اما هرگز شاهد «قتل‌عام خیابانى» نبودیم. دی‌ ۱۴۰۴ تعداد جان‌باختگان (اعم از نیروهاى امنیتى و مردم عادى) به طرز وحشتناکى بالا بود. این تفاوت کمّى، نشان‌دهنده یک تفاوت کیفى است. اگر جمهورى اسلامى مى‌خواست صرفاً اعتراضات را کنترل کند، روش‌هاى تجربه‌شده سال‌هاى ۸۸ و ۹۸ و ۱۴۰۱ را تکرار مى‌کرد. با همان روش‌ها امکان مهار معترضان و حتی اغتشاشگران وجود داشت اما در دی‌ماه، با صحنه‌ای مواجه بودیم که هیچ شباهتی به کنترل اغتشاش توسط پلیس نداشت. تصاویر و فیلم‌های متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد این یک جنگ خیابانی مسلحانه بود و البته رضا پهلوی نیز بر ماهیت این جنگ خیابانی صحه گذاشت. تروریست‌ها به دنبال کشتار هر ۲ طرف درگیر بودند تا از این طریق اهداف خود را برآورده کنند. به صورت خلاصه، تروریست‌ها به راهپیمایی ۲۲ بهمن حمله نکردند، چون این حمله نه‌تنها سودى براى آنها نداشت که به ضررشان تمام مى‌شد. آنها به دنبال «جنگ داخلى» بودند، نه ایجاد «وحدت ملى» پس از شهادت راهپیمایان ۲۲ بهمن.
طرح تروریست‌ها دقیق بود اما آنچه آنها در محاسبه خود از آن غافل شدند، این است که مردم ایران، چه در ۲۲ بهمن و چه در سوگ شهداى دی‌ماه، همواره یک چیز را نشان داده‌اند: «اتحاد». سوگوارى براى کشته‌شدگان، چه نیروى امنیتى و چه شهروند عادى می‌تواند به نماد جدیدى از همدلى تبدیل شود و این، بزرگ‌ترین شکست براى طراحانى است که مى‌خواستند از دل خون، تفرقه بیرون بکشند.

ارسال نظر