۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۶:۱۶

هشدار درباره آستانه شکنندگی اقتصاد آمریکا در سایه جهش قیمت انرژی

افزایش قیمت بنزین به ۴ دلار برای هر گالن، دیگر صرفاً یک نوسان معمول در بازار انرژی نیست؛ این سطح قیمت به‌ تدریج در حال تبدیل شدن به یک «نقطه شکست» بالقوه برای اقتصاد ایالات متحده و روندهای تورمی آن است. تجربه‌های پیشین نشان داده‌اند هرگاه قیمت سوخت به چنین سطحی نزدیک شده یا از آن عبور کرده، آثار آن فراتر از پمپ‌‌های بنزین‌ رفته و به‌ صورت زنجیره‌ای، رفتار مصرف‌کننده، رشد اقتصاد و حتی ثبات روانی بازارها را تحت تأثیر قرار داده است. اکنون نیز در بستر جنگ ایران و تداوم نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک، این خطر بار دیگر با شدت بیش‌تری در حال شکل‌گیری است.
پس از سال‌هایی که قیمت بنزین در سطح پایین‌تری قرار داشت، مصرف‌کنندگان آمریکایی بار دیگر با موجی از افزایش قیمت‌ها مواجه شده‌اند. این جهش قیمت در پی جنگ با ایران رخ داد؛ جنگی که نه‌ تنها چشم‌انداز روشنی برای پایان آن دیده نمی‌شود بلکه به‌طور مستقیم و غیرمستقیم بر زیرساخت‌های انرژی و زنجیره‌های تأمین در غرب آسیا اثر گذاشته و قیمت‌های جهانی نفت را به سمت بالا سوق داده است. این در حالی است که آمریکا در ظاهر یک صادرکننده خالص بنزین محسوب می‌شود اما در عمل، به‌ شدت از تحولات بازار جهانی انرژی تأثیر می‌پذیرد.
در کنار تنش‌های ژئوپلیتیک، عوامل فصلی نیز به افزایش قیمت‌ها دامن زده‌ است. با گرم‌تر شدن هوا، تقاضا برای سوخت افزایش می‌یابد و هم‌زمان، پالایشگاه‌ها به تولید بنزین‌های تابستانی با استانداردهای زیست‌محیطی بالاتر و هزینه بیش‌تر روی می‌آورند. این ترکیب از فشارهای ساختاری و مقطعی، موجب شده قیمت بنزین برای نخستین‌ بار از اوت ۲۰۲۲ به این‌سو، از مرز ۴ دلار عبور کند؛ سطحی که پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، حتی به ۳ دلار نیز نمی‌رسید. شتاب افزایش قیمت‌ها در ماه مارس، بنا بر داده‌های مؤسسات تخصصی، بالاترین رشد ماهانه در ۲ دهه اخیر بوده است؛ نشانه‌ای آشکار از ورود بازار انرژی به فاز بی‌ثباتی.
افزایش شدید قیمت، مستقیماً قدرت خرید خانوارهای آمریکایی را هدف قرار داده است. اقتصاددانان به‌طور فزاینده‌ای هشدار می‌دهند ادامه این روند می‌تواند به کاهش محسوس هزینه‌کرد مصرف‌کنندگان منجر شود؛ متغیری که ستون فقرات اقتصاد آمریکا محسوب می‌شود. هم‌زمان، شاخص اعتماد مصرف‌کننده نیز ماه مارس به پایین‌ترین سطح سه‌ماهه خود سقوط کرده که نشان‌دهنده افزایش نگرانی‌ها نسبت به تورم و آینده اقتصاد است.
در چنین شرایطی، تداوم جنگ و افزایش قیمت انرژی، بعنوان یک عامل فرسایشی عمل می‌کند. هرچه این وضعیت طولانی‌تر شود، فشار بر مصرف‌کنندگان بیش‌تر خواهد شد. این یک رابطه خطی و قابل پیش‌بینی است: انرژی گران‌تر، هزینه‌های زندگی بالاتر و در نهایت کاهش مصرف. تجربه سال ۲۰۲۲ نیز این الگو را تأیید می‌کند؛ زمانی که قیمت بنزین به بیش از ۵ دلار رسید، رشد هزینه‌کرد مصرف‌کنندگان به‌ شدت کاهش یافت و از بیش از یک درصد در ماه ژوئن، به نزدیک صفر در ماه بعد سقوط کرد.
شواهد جدید نیز همین مسیر را نشان می‌دهد. داده‌های بانکی حاکی از آن است پس از آغاز جنگ ایران، حجم هزینه‌کرد با کارت‌های اعتباری و نقدی ـ به‌ جز هزینه سوخت ـ کاهش یافته. این کاهش تقریباً در تمام بخش‌ها مشاهده می‌شود اما در حوزه‌هایی مانند سفر، اقامت در هتل، سرگرمی و رستوران‌گردی، افت محسوس‌تری داشته است. این بخش‌ها معمولاً نخستین قربانیان کاهش قدرت خرید هستند زیرا در دسته هزینه‌های اختیاری قرار می‌گیرند.
نکته قابل‌ توجه آن است که این کاهش مصرف، به‌طور نامتوازن در میان طبقات درآمدی توزیع شده است. خانوارهای کم‌درآمد -که سهم بیش‌تری از درآمد خود را صرف کالاهای ضروری می‌کنند- بیش‌ترین آسیب را دیده‌اند. این گروه سال جاری ۴ درصد درآمد خود را صرف بنزین کرده‌اند، در حالی که این نسبت برای خانوارهای پردرآمد ۲ تا ۳ درصد است. به همین دلیل، افزایش قیمت سوخت برای اقشار کم‌درآمد، اثر مضاعف دارد و سریع‌تر به کاهش مصرف منجر می‌شود.
با این حال، باید توجه داشت سهم هزینه انرژی از درآمد خانوارها در مقایسه با دهه‌های گذشته کاهش یافته. سال ۱۹۸۴، حدود ۱۰ درصد درآمد آمریکایی‌ها صرف انرژی می‌شد؛ در حالی که این رقم در سال‌های اخیر به ۵.۷ درصد رسیده است. این کاهش ساختاری تا حدی از شدت اثر شوک‌های قیمت کاسته اما آن را بی‌اثر نکرده است. بویژه در شرایطی که شوک‌ها ناگهانی و هم‌زمان با نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک باشد، اثرات روانی و واقعی آنها تشدید می‌شود.
پیامدهای این وضعیت تنها به سطح خانوار محدود نمی‌شود. کاهش مصرف، مستقیماً رشد اقتصاد را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ چراکه ۷۰ درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا از محل هزینه‌کرد مصرف‌کنندگان تأمین می‌شود. بنابراین، هرگونه کاهش در این بخش، به‌ سرعت به کاهش رشد اقتصاد منجر خواهد شد. در عین حال، افزایش قیمت نفت، فشارهای تورمی را نیز تشدید می‌کند. اگر قیمت نفت برای مدت طولانی بالای ۱۰۰ دلار بماند، رشد اقتصادی تعدیل‌شده با تورم ممکن است بیش از یک درصد کاهش یابد.
افزون بر این، افزایش قیمت نفت معمولاً به افزایش قیمت سایر کالاهای اساسی نیز منجر می‌شود. در این میان، رشد سریع‌تر قیمت گازوئیل نسبت به بنزین، اهمیت ویژه‌ای دارد. گازوئیل نقش کلیدی در حمل‌ونقل، کشاورزی و فعالیت‌های صنعتی ایفا می‌کند و افزایش قیمت آن، به‌ صورت گسترده‌تری در کل اقتصاد منتشر می‌شود به همین دلیل تأثیر آن بر تورم و هزینه‌های تولید، حتی بیش‌تر از بنزین است.
برآوردها نشان می‌دهد افزایش قیمت سوخت می‌تواند شاخص قیمت مصرف‌کننده را در ماه مارس حداقل یک درصد افزایش دهد و آن را به ۳.۴ درصد برساند. این روند ممکن است در ماه آوریل به ۴ درصد نیز برسد؛ سطحی که نشان‌دهنده بازگشت فشارهای تورمی در زمانی است که سیاست‌گذاران امیدوار به مهار آن بودند.
البته برخی عوامل می‌تواند تا حدی از شدت این فشارها بکاهد. رشد درآمدها و بازپرداخت‌های مالیاتی ممکن است به‌طور موقت قدرت خرید خانوارها را تقویت کند. اما این عوامل، ماهیتی کوتاه‌مدت دارد و نمی‌تواند جایگزین ثبات در بازار انرژی شود. عامل تعیین‌کننده، همچنان مدت‌زمان جنگ و میزان اختلال در بازارهای جهانی نفت است.
اگر این منازعه به‌ سرعت پایان یابد و قیمت انرژی کاهش پیدا کند، می‌توان انتظار داشت اعتماد مصرف‌کنندگان احیا شود و بازارها نیز واکنش مثبتی نشان دهند اما سناریو محتمل‌تر، تداوم تنش‌ها و افزایش بیش‌تر قیمت‌ها در فصل پرمصرف تابستان است؛ شرایطی که می‌تواند به یک چرخش رفتاری در میان مصرف‌کنندگان منجر شود. در چنین وضعیتی، خانوارها ممکن است به‌طور جدی هزینه‌های خود را کاهش دهند و این همان نقطه‌ای است که اقتصاد وارد فاز رکود می‌شود.
در نهایت آنچه امروز در بازار بنزین آمریکا در حال وقوع است، صرفاً یک افزایش قیمت نیست بلکه نشانه‌ای از شکنندگی ساختاری اقتصادی است که به‌ شدت به مصرف وابسته است. عبور قیمت سوخت از ۴ دلار، اگر با تداوم تنش‌های ژئوپلیتیک همراه شود، می‌تواند بعنوان جرقه‌ای برای زنجیره‌ای از تحولات منفی عمل کند؛ از کاهش مصرف و رشد اقتصادی گرفته تا بازگشت تورم و افزایش نابرابری. این وضعیت، یک هشدار جدی برای سیاست‌گذاران آمریکایی است؛ هشداری که نشان می‌دهد اقتصاد این کشور، علی‌رغم ظاهر قدرتمند خود، همچنان در برابر شوک‌های انرژی آسیب‌پذیر است. بی‌توجهی به این نشانه‌ها، می‌تواند هزینه‌هایی به‌ مراتب سنگین‌تر در آینده به همراه داشته باشد؛ هزینه‌هایی که این‌ بار نه‌تنها در پمپ‌‌های بنزین‌ بلکه در کل ساختار اقتصاد آمریکا نمایان خواهد شد.

ارسال نظر
captcha