۰۷/تير/۱۴۰۵
|
۰۰:۰۰

«منازعه» چگونه جامعه مبعوث‌ را تهدید می‌کند؟

محسن ردادی: امام شهید انقلاب اسلامی، در آخرین دهه فجری که در میان مردم ایران حضور داشتند، جمله‌ای تأمل‌برانگیز فرمودند: «بعد از این هم به توفیق الهی اگر حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ با حوادث و کار را مردم تمام خواهند کرد».
کلیدواژه این بیان، «مبعوث شدن مردم» است. بعثت، برانگیخته شدن برای انجام یک رسالت و مسؤولیت است اما همین جامعه، پس از آنکه مبعوث شد، با یک خطر بزرگ روبه‌رو است؛ خطری که قرآن مجید، آن را در ماجرای اُحد با دقتی کم‌نظیر تحلیل کرده است. در این یادداشت، ابتدا معنای مبعوث شدن را بررسی می‌کنم و سپس به خطری که جامعه مبعوث را تهدید می‌کند می‌پردازم.
به صورت مشخص، منازعه میان «طرفداران اصول انقلاب» با «هواداران حفظ وحدت» و منازعه «موافقان و مخالفان مذاکره‌»، بیش از هر چیزی جامعه مبعوث‌ را تهدید می‌کند.

ویژگی‌های جامعه مبعوث
جامعه می‌تواند همانند پیامبران، مبعوث شود. 
۱- داشتن یک مأموریت، پیامد بعثت است. پیامبر، انسانی است که از سوی خداوند متعال مأموریت دارد مردم را هدایت کند. جامعه‌ای که مبعوث می‌شود نیز از همین نقطه آغاز می‌کند. این جامعه دارای مأموریتی است که باید آن را به جا آورد و مسؤولانه عمل کند.
۲- بعثت، یک معجزه الهی است. هر بعثتی با نوعی اعجاز همراه است و به معنای رخدادی است که با محاسبات عادی قابل توضیح نیست. چند روز پیش از بعثت مردم ایران و به خیابان آمدن آنها، پیش‌بینی منطقی این بود که اگر جنگی در بگیرد و در آن رهبر حکیم انقلاب اسلامی و فرماندهان ارشد نظامی به شهادت برسند، قاعدتاً حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ با شدت و گستره بیشتری در کشور تکرار خواهد شد اما ناگهان معجزه‌ای رخ داد. همان مردمی که در طرح و نقشه دشمن قرار بود کار جمهوری اسلامی را تمام کنند، ناگهان تبدیل به عامل بقای آن شدند. این چیزی جز معجزه است؟ گسست از روند عادی تاریخ، همان چیزی است که می‌توان آن را «اعجاز اجتماعی» نامید.
۳- بعثت با دعوت همراه است. پیامبر مردم را به خدا فرامی‌خواند. جامعه مبعوث حامل یک روایت، یک حقیقت و یک پیام است و وظیفه دارد با گفت‌وگو با دیگران، روشنگری، شکستن روایت‌های تحریف‌شده و بیدار کردن دل‌ها و ذهن‌ها، مردم را به عصری جدید دعوت کند.
۴- ویژگی دیگر بعثت، برخاستن و آشکار کردن خود است. نخستین فرمان الهی به پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله این بود: «ای جامه به خود پیچیده! برخیز و هشدار بده». بعثت، خروج از انزوا و حضور در متن جامعه است. در این واقعه نیز مردم، از خانه‌ها بیرون آمدند، خود را آشکار کردند، حضورشان را به نمایش گذاشتند و با یکدیگر پیوند برقرار کردند. 
جامعه مبعوث، جامعه‌ای است که خود را پنهان نمی‌کند. در خیابان حضور دارد و با پلاکارد و پرچم و شعار موجودیت و مأموریت خود را در عرصه عمومی اعلام می‌کند.
۵- بعثت، بدون ایمان معنا ندارد. آنچه پیامبر را در برابر سخت‌ترین فشارها استوار نگاه می‌دارد، ایمان او به وعده الهی است. جامعه‌ای که مبعوث می‌شود، تنها با محاسبات مادی حرکت نمی‌کند، نیروی اصلی آن ایمان، امید و اعتماد به وعده‌های الهی است. موتور اصلی حرکت جامعه مبعوث، ایمان است. آنچه افراد پراکنده را به یک نیروی اجتماعی تبدیل می‌کند، صرفاً منافع مشترک یا هیجان‌های مقطعی نیست؛ بلکه ایمان مشترک به یک حقیقت است. جامعه مبعوث، با ایمان به وعده الهی پیش می‌رود و پیروز می‌شود.
اما این وعده، مطلق و بدون شرط نیست. قرآن در کنار وعده نصرت، هشدار نیز می‌دهد. در ادامه یادداشت با مراجعه به شکست مسلمانان در جنگ احد، به این موضوع می‌پردازم که جامعه مبعوث چگونه در معرض شکست قرار می‌گیرد؟

بزرگ‌ترین تهدید جامعه مبعوث؛ از اُحد تا امروز
مبعوث شدن، آغاز راه است. اگر جامعه امروز را «جامعه مبعوث» بدانیم، باید متوجه بود این جامعه تازه در آغاز مسیری پرخطر است و عدم مراقبت، به شکست منجر می‌شود، همان‌گونه که مسلمانان در جنگ احد شکست خوردند. 
در غزوه احد، مسلمانان تا آستانه پیروزی کامل پیش رفتند. وعده الهی نیز محقق شده بود و دشمن در حال شکست بود اما قرآن علت تغییر نتیجه جنگ را نه قدرت گرفتن دشمن می‌داند و نه کمبود امکانات مسلمانان. قرآن کریم ریشه‌یابی شکست را چنین توضیح می‌دهد: «سست شُدید و در کارِ [جنگ و غنیمت و حفظ سنگری که محل رخنه دشمن بود] به نزاع و ستیز برخاستید»، از فرمان پیامبر در رابطه با حفظ سنگر «سرپیچی کردید»، منازعه‌ای میان «برخی از شما [که] دنیا را می‌خواستند و بعضی [که] خواهان آخرت بودند» درگرفت و در نتیجه دچار شکست شدید.
این واقعه، از ظریف‌ترین درس‌های اجتماعی قرآن است که به نحو عجیبی با اوضاع امروز جامعه ما نیز تطبیق دارد.
الف- قرآن نمی‌فرماید مشکل از «اختلاف نظر» بود، زیرا اختلاف نظر امری طبیعی است و حتی در میان بهترین انسان‌ها نیز وجود داشته و دارد. آنچه جامعه را از درون متلاشی می‌کند و باعث شکست می‌شود، «تنازع» است؛ یعنی هنگامی که اختلاف نظر به نزاع، دوقطبی، تخریب یکدیگر و از هم گسیختگی اجتماعی تبدیل شود.
ب- سستی و سرپیچی از فرمان رهبر جامعه اسلامی، شکست را به دنبال می‌آورد. حضرت محمد مصطفی صلی‌الله علیه و آله تاکید فرمودند تنگه احد رها نشود. سربازان در اجرای این دستور سستی و سرپیچی کردند و شکست دامنگیر مسلمانان شد. 
امروز نیز رهبر انقلاب اسلامی، عامل تعیین‌کننده شکست و پیروزی را حفظ وحدت جامعه دانسته‌اند: «طرح و نقشه کور دشمن - پس از جنگ تحمیلی و فشار اقتصادی و محاصره‌ تبلیغاتی و سیاسی - ایجاد تفرقه و تجزیه اجتماعی برای جبران شکست‌های میدان نظامی و به زانو درآوردن ملت است و لازم است تک‌تک جان‌فدایانی که دل‌شان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران می‌تپد، از این پس، بیش از پیش، برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌هم‌پیوسته ملت، اهتمام ورزند». رها کردن این تنگه، سرپیچی از فرمان ولی خداست و پیروزی را به شکست تبدیل می‌کند.
پ- در جنگ احد، عده‌ای طرفدار جمع‌آوری غنیمت پس از پیروزی اولیه بودند و عده‌ای دیگر هوادار آخرت. منازعه این ۲ گروه (جدا از اینکه حق با کدام طرف بود) باعث شکست مسلمان شد. امروز نیز حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای فرموده‌اند دوست‌داران کشور، «اختلافات غیرموجه و حتی موجه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند». هر نوع ایجاد منازعه، حتی اگر به بهانه خونخواهی رهبر شهید یا دفاع از اصول رهبر رشید باشد، شکست کل جبهه مقاومت را به دنبال دارد. منازعه میان ۲ گروه طرفداران و مخالفان مذاکره، باعث شکست می‌شود. 

چگونه بعثت جامعه را حفظ کنیم؟
اگر بزرگ‌ترین خطر برای جامعه مبعوث، «منازعه» است، پس مهم‌ترین وظیفه پس از حضور در میدان، دوری از دامن زدن به شکاف‌های سیاسی و اجتماعی است. در شرایطی که دشمن، راهبرد اصلی خود را بر دوقطبی‌سازی و گسترش بی‌اعتمادی در جامعه بنا کرده، هر سخنی که شکاف میان مردم را عمیق‌تر کند، خواه‌ناخواه در همان زمین بازی می‌کند. نقطه مقابل این راهبرد، تقویت اعتماد و همبستگی ملی است. حتی اگر درباره عملکرد برخی مسؤولان یا گروه‌های سیاسی نقدهای جدی وجود داشته باشد، نباید این نقدها به درگیری و منازعه منجر شود.
برای دفاع از اصول انقلاب اجازه نداریم نزاع راه بیندازیم. کنایه، تعریض، تمسخر، ناسزا و نسبت دادن انگیزه‌های ناپاک به دیگران، حتی اگر با نیت دفاع از ارزش‌ها باشد، سرمایه اجتماعی جبهه انقلاب را فرسوده می‌کند و همان زنجیره خطرناک «سستی در اجرای دستور ولی خدا، تنازع و شکست» را فعال می‌کند.
امروز اظهار اعتماد به مردم، احترام به مسؤولان قانونی کشور، تأکید بر اشتراک‌های ملی و تلاش برای حفظ وحدت، راه خنثی کردن راهبرد دشمن است. جامعه مبعوث با حضور در خیابان شکل گرفت و با حفظ روح برادری و اعتماد تداوم می‌یابد.

ارسال نظر
captcha
پربیننده