رها عبداللهی: قدیمیهای عراق خاطرات تشییعهای باشکوه مراجع و علمای بزرگ شیعه را به یاد دارند؛ تشییع تاریخی مرحوم آیتاللهالعظمی میرزای شیرازی و مردمی که او را پای پیاده از سامرا تا نجف بدرقه کردند، یا تشییع آیتالله سیدمحمدکاظم یزدی صاحب عُروه که شیعه و سنی عراق در عزایش ماتم گرفتند، یا آیتاللهالعظمی حکیم و تشییع صدها هزار نفریاش از بغداد تا نجف که شد تظاهراتی عظیم علیه رژیم خونآشام بعث... .
حالا عراق تشییع تاریخی دیگری را تجربه کرد. تشییع کسی که نه فقط یک مرجع و رهبر سیاسی که پدر معنوی امت بود. تاریخ خواهد گفت عراقیها پیکر پاک نخستین زعیم شهید شیعه را باشکوهتر از هر عالم دیگری بدرقه کردند؛ کسی را که اقتدار تمدن عظیم شیعه را به رخ دنیا کشید. او که پس از سقوط صدام رهبران مقاومت عراق در مدرسه فکر و سلوکش بالیدند و با هدایت او عراق را از اشغال آمریکا و سپس داعش نجات دادند.
ارتباط وثیق عراقیها با امام شهید در تار و پود هویت عراق گره خورده است.
در مراسم تشییع، پرچم سهرنگ ایران طوری در میان جمعیت عزادار عراقی دلبری میکرد که انگار نه انگار تاریخ ۲ کشور روزگاری لکههای تیره جنگ را میان خود دیده است. در ۲ دهه اخیر مردم ۲ کشور همسرنوشت شدند، مقابل کفر و تکفیر یکی شدند و در رود خروشان جبهه مقاومت به هم پیوستند.
خون سربازان حضرت سیدعلی خامنهای، حاج قاسم و ابومهدی در فرودگاه بغداد در هم آمیخت و جان عزیز مدافعان حرم ایرانی و عراقی فدای مردم شد. امروز این همه خطوط نورانی در تاریخ ۲ کشور جوری خودنمایی میکند که گویی آن لکههای تیره قدیمی هرگز نبودهاند.
گویی پرچم سهرنگ اللهنشان ایران شده حبلاللهی که برای پناه بردن از توفان فتنهها، آزادگان به آن چنگ میزنند و امن و آرام مییابند. گویی این پرچم همان علم سیدالشهداست که گرد آن را گرفتهاند؛ مبادا بار دیگر علم از دست علمدار زمین بیفتد و عصر عاشورا تکرار شود. گویی این پرچم بیرق فتح خیبر است و از همین روست که فاتحانه آن را بر دوش گرفتهاند.
در تاریخ شیعه هرگز ننوشتهاند پس از ماتم حسین(ع) شیعیان از پا افتادند. کربلا سرزمین شور گرفتن و برخاستن است. داغی خون حضرت اباعبدالله(ع) هرگز در قلوب شیعه سرد نشد. این اشکها نه نشان سوگ که مقدمهای است برای جستن از سوگ و به حماسه رسیدن. اکنون، خون فرزند حسین است که اینچنین جماعت شیعه را به خروش آورده.
این جمعیت که در میعادگاه قلوب مشتاق، سرزمین کربلا، بر سر و سینهزنان پیکر مطهر قائد شهید امت را گرد قبر حسین بن علی(ع) طواف عشق دادند، آمدند تا داغ تاریخی شیعه از تشییع نکردن امیرالمومنین(ع)، فاطمه زهرا(س) و حسین بن علی(ع) را جبران کنند. آنان مفتخر بودند قلبشان در زمانه سیدعلی خامنهای تپیده و در عهد او نفس کشیدهاند و ابرقدرتی شیعه را پس از صدها سال در دوره زعامت او به چشم دیدهاند و حالا مفتخر شدند میزبان پیکر آن ابرمرد شهید باشند تا تشییع ایشان حول حرم اباعبدالله فرصتی باشد برای قدردانی از رهبری که به مردم منطقه عزت داد و دشمنانشان را خوار کرد.
حاج قاسم سلیمانی میگفت «امروز قرارگاه حسین بن علی ایران است». میگفت «جمهوری اسلامی ایران حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرمها میمانند». معنای آن حرف حکیمانه را حالا دیگر همهمان خوب میفهمیم. سردار به برادران شیعه و سنی خود نوشت: «برای نجات اسلام خیمه ولایت را رها نکنید. این خیمه، خیمه رسولالله است».
امروز اسلام زیر این خیمه عزت یافته. آن حرم فراسرزمینی که حاج قاسم گفت، به وسعت تمام دلهای حقخواه، امام خامنهای شهید را امام خود میداند؛ او را که با شعار «مثلی لایبایع مثلُ یزید»، دنیا را به ۲ دسته تقسیم کرد و مرگ سرخ را در آغوش کشید.
این مردم که دستهدسته به بدرقه آن ابرمرد یگانه دوران آمدند، میخواستند در سمت درست تاریخ بایستند و مانند او فریاد بزنند: «کسی مثل ما با کسی مثل ترامپ و نتانیاهو بیعت نخواهد کرد. با هر سر فرودآورندهای در برابر آمریکا و با هر ترسویی بیعت نمیکند. به خدا ما دست خواری و تسلیم به شما نمیدهیم و در برابر شما مانند بردگان گردن نمینهیم...».
این تشییع یک بدرقه معمولی نبود. انقلابی در منطقه به پا خواهد کرد و تن آمریکا و اسرائیل را خواهد لرزاند. بگذار بدانند وقتی مردی از تبارِ حسین بن علی بن ابیطالب(ع) در خاک عراق تشییع میشود، یعنی خورشید مقاومت، طلوعی دوباره را آغاز کرده است. این نه پایان یک راه؛ که آغاز انقلابی است که تا ظهور حق، از پا نخواهد نشست.
یادداشت
تشییع قائد شهید امت در عراق تسکین داغهای تاریخی شیعه
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها