علیرضا حقیقت: جولای 2025، اندکی بعد از جنگ 12 روزه، مجله تایم عکس یک خود را به ایران اختصاص داد. جلد این مجله آمریکایی البته ضدایرانی بود؛ طرحی از رهبر شهید انقلاب اسلامی شبیه پوستری دیواری از ایشان که نصف آن پاره شده بود. در کنار این عکس تیتر «خاورمیانه جدید» قرار گرفته بود با زیرتیترهایی با عناوین «تهدید ایران» و «رژیم ایران شکننده شده».
خرداد 1404، حملات غافلگیرکننده اسرائیل با دستور مستقیم ترامپ با این دستور کار و محاسبه آغاز شد: پیچیدن نسخه ایران و تسلیم تهران و سپس تغییر جغرافیای منطقه. نتانیاهو خیال ترامپ را از این اتفاق راحت کرده بود و در کاخ سفید همه آماده جشن پیروزی بودند. مهیا شدن کریدور هوایی به سمت ایران با سقوط دولت سوریه، فرصتی استثنایی برای نتانیاهو و باند صهیونیست برای وارد آوردن ضربه نهایی به ایران فراهم آورده بود.
طراحی صهیونیستها پیچیده و شاید حتی برنده بود: عملیات برقآسا، ترور ردههای ارشد فرماندهان و تصمیمسازان اتاق جنگ ایران و حملات هوایی گسترده همزمان با سرکوب آفند و پدافند ایران. خیال محور صهیونی - آمریکایی تقریبا جمع بود که ایران حتی بخواهد هم به لحاظ عملیاتی قادر به پاسخ نخواهد بود! اما اشتباه کرده بودند. آنها محاسبات ایران را در نظر نگرفته بودند؛ اینکه نیروهای مسلح سالها برای چنین روزی خود را آماده کرده بودند. در نهایت مقاومت خیرهکننده ایران، راهی جز ورود مستقیم آمریکا به جنگ باقی نگذاشت تا یانکیها با حمله به فردو، جنگ را خاتمه دهند. نتیجه 12 روز نبرد بیامان جز ترور فرماندهان بزرگ ایران دستاورد دیگری برای نتانیاهو و ترامپ نداشت؛ نه ایران منهدم شد، نه «رژیم چنج» رخ داد و نه دست آنها به ذخایر اورانیوم 400 کیلویی ایران رسید. برنامه موشکی هم سر جای خود باقی ماند. در این بین ترامپ و نتانیاهو مذبوحانه اصرار داشتند پیروز شدهاند! البته واضح بود آنها نمیتوانستند به فاجعهای که رقم خورده اذعان کنند و آن هم پیروزی ایران در نبرد با 2 قدرت اتمی جهان و زخمی کردن شیر خفته ایرانی بود.
در چنین فضایی مجله TIME جلد مشهور خود را در راستای این پروپاگاندا رونمایی کرد. تایم نوشت: سوال این است که اسرائیل چگونه پیروزی را تعریف خواهد کرد؟ تغییر رژیم بهخوبی پیش نرفت و هدف اعلامشده تخریب تأسیسات هستهای ایران بدون حملات هوایی ایالات متحده غیرممکن به نظر میرسید. این تصمیم به دونالد ترامپ بستگی داشت. انتخاب او ممکن است منطقه را با شیوههای پیشبینینشدهای تغییر دهد اما رئیسجمهور ایالات متحده با عبور از فلسطینیها و در آغوش گرفتن اسرائیل، همچنین شیوخ خلیج فارس، پیش از این خطوط کلی واقعیت جدید را توصیف کرده است. سال ۱۹۴۵ تنها چشمانداز تشکیل یک دولت اسرائیلی، به نام فلسطینیها، باعث تحریم توسط تمام اعراب شد. 80 سال بعد، یک ملت عرب میتواند از کشته شدن ۵۵۰۰۰ نفر در غزه ابراز خشم کند، سپس جتهای خود را برای رهگیری موشکهای ایرانی که به سمت تلآویو نشانه رفتهاند، اعزام کند و به هواپیماهای جنگی اسرائیل در آسمان خاورمیانه جدید بپیوندد.
نویسندگان این مجله همچنین نوشتند: این لحظهای خطرناک برای ایران است. اسرائیل کنترل آسمان را به دست گرفته است. بخش عمدهای از فرماندهی ارشد نظامی ایران از بین رفتهاند. رئیسجمهور آمریکا خواستار «تسلیم بیقید و شرط» تهران شده است. جمهوری اسلامی ایران امیدوار است بتواند کشورهای عرب خلیج فارس را متقاعد کند به پایان دادن به عملیات نظامی جاری علیه آن کمک کنند اما این یک هدف از دست رفته است و خودش را باید سرزنش کند.
ایران شکست یا آمریکا؟
این تحلیلها در شرایطی بود که همه میدانستند پرانتز جنگ هنوز بسته نشده و کاری را که آمریکا و رژیم آغاز کرده بودند، نمیتوانست اینگونه به پایان برسد، چون هیچیک از اهداف آنها محقق نشده بود و حتی کمی بعد متخصصان، آسیب دیدن تاسیسات هستهای فردو را نیز با علامت سوال مواجه کردند تا تنها دستاورد جنگ 12 روزه هم برای آمریکا دود شود.
در مقابل ایران توانسته بود به عنوان اولین واحد سیاسی جهان همزمان با 2 قدرت مسلح به بمب اتم مقابله کند و برای اولینبار ذخایر راهبردی موشکهای رهگیر آمریکا و اسرائیل را تخلیه کند. ایران همچنین تلاش کرد منطقه را از گسترش جنگ حفظ کند و با هدف قرار دادن رادار چندصد میلیون دلاری پایگاه العدید قطر در روز آخر جنگ این سیگنال را بفرستد که توان منطقهای کردن جنگ را دارد. تهران همچنین نه از کارت تنگه هرمز استفاده کرد و نه توان محور مقاومت. بنابراین واشنگتن و تلآویو اگر در آن نقطه جنگ را متوقف میکردند، دستها را بالا برده بودند.
با این حال، جلد مجله تایم یک فرامتن داشت: در دور آتی نبرد، هدف قرار دادن آیتالله خامنهای ممکن است و با شهادت او، شیرازه ایران از هم خواهد پاشید و کار نیمهتمام جنگ 12 روزه تکمیل خواهد شد.
طرفین جنگ 9 ماه فرصت داشتند برای جنگ بعد خود را بازسازی و آماده کنند. 9 اسفند این بار ایالات متحده و رژیم صهیونیستی مشترکا به ایران حملهور شدند. در جلسه محرمانه بریفینگ کاخ سفید با حضور نتانیاهو و رئیس وقت موساد، دیوید بارنیا، صهیونیستها 4 هدف را برای ترامپ ترسیم کردند که ظرف 3 روز در دسترس خواهد بود. ترور رهبر و مقامات ارشد نظامی، از بین بردن برنامه موشکی، ورود زمینی گروهکهای تجزیهطلب از اقلیم کردستان عراق و در نهایت رژیم چنج. وقتی ژنرال کین به ترامپ گفت ممکن است ایرانیها تنگه هرمز را ببندند، رئیسجمهور مغرور آمریکا در پاسخ تصریح کرد کار به آنجا نخواهید کشید!
در چنین فضایی جنگ رمضان آغاز شد، جنگی که به جای 3 روز، 40 روز طول کشید و پیروزی درخشانتری از جنگ تحمیلی 12 روزه برای ایران ثبت کرد؛ نبردی که شاید مسیر تاریخ را عوض کرد و سرنوشت نظم جهانی را رقم زد.
در جستوجوی راه فرار
این روزها در حالی 5 ماه از عملیات موسوم به «خشم حماسی» در 28 فوریه میگذرد که دلایلی که تابستان سال گذشته زوج دیوانه ترامپ - نتانیاهو به خاطرش جنگ راه انداختند، همچنان سر جای خود باقی مانده است؛ اورانیومهای ایران در کنار ذخایر ترسناک و بیپایان موشکی برقرار است و عصر جدید محور مقاومت در پساهفتم اکتبر هم طلوع کرده است؛ شبکهای که همگان تصور میکردند به پایان رسیده است.
به اذعان مجله تایم قرار بود ایران بشکند و خاورمیانهای جدید در مقابل چشمانمان رقم بخورد اما چیزی که اتفاق افتاده سقوط آزاد هژمونی ایالات متحده و ظهور ایران در قواره یک قدرت بینالمللی است. امروز مساله هستهای ایران در پستو مانده و ترامپ عاجزانه دست و پا میزند تا تنگه هرمزی را آزاد کند که قبل از ماجراجویی احمقانه او، باز بود.
آمریکاییها میگویند در فکر راههایی برای خروج از این وضعیت استراتژیک وخیمی هستیم که ترامپ، با جنگ بیفکرانهاش در ایران ایجاد کرده است. فیلیپ گوردون، دیپلمات باسابقه آمریکایی و مسؤول امور خاورمیانه در دولت اوباما در مجله فارن پالیسی نوشت: جنگ بیپروای ترامپ که تنها به ایران امکان داد کنترل تنگه هرمز را در دست بگیرد و بر اقتصاد جهان سلطه یابد، هیچ گزینهای جز انواع مختلف شکستهای فاجعهبار را برای ایالات متحده باقی نگذاشته است.
این مقام آمریکایی اذعان میکند: من، به عنوان یک دموکرات که با این جنگ مخالف بودم، احساس تعهدی نمیکنم برای نداشتن ایدههای خوب در مورد چگونگی پایان دادن به آن، عذرخواهی کنم. هیچ راهحل خوبی برای خروج از این بحران وجود ندارد اما یک راهحل وجود دارد که از بقیه بدتر نیست؛ با پرداخت پول به ایران، این درگیری را پایان دهید و هرمز را اکنون باز کنید.
دیگر مقام آمریکایی توماس رایت، مدیر برنامهریزی استراتژیک در شورای امنیت ملی آمریکا در دولت بایدن است که به شکست فاحش کشورش اعتراف کرده است. او در ماهنامه آتلانتیک نوشت: ترامپ آشکارا ناامید شده است. ماه ژوئن، در کنفرانس مطبوعاتی اختتامیه اجلاس گروه 7 در اویان، ترامپ توضیح داد چرا خواستار توقف خصومتها با ایران شده است. ادامه بمباران، هرمز را بازگشایی نخواهد کرد و تا زمانی که جنگ ادامه دارد، کشتیهای تجاری از این تنگه دور خواهند ماند، در حالی که ذخایر اضطراری نفت رو به کاهش است.
«هوور» تکرار میشود
او با تداعی تصاویری از کمبودها، هرج و مرج، افزایش قیمتها و فروپاشی بازار در سال ۱۹۲۹ هشدار داد: «ذخایر ما تا 4 هفته دیگر تمام میشود». ترامپ گفت درباره روسای جمهور مطالعه کرده و «تنها رئیس جمهوری که نمیخواستم جای او باشم، هربرت هوور فقید و بزرگ بود».
رایت ادامه میدهد: واشنگتن در تلاش است از تبدیل شدن ایران به یک قدرت هستهای جلوگیری کند، تعهدات اقتصادی و فناوری جدیدی به کشورهای خلیج فارس ارائه دهد، از 2 گلوگاه دریایی هرمز و بابالمندب محافظت کند و در یک جنگ هوایی بیپایان شرکت کند، در حالی که ذخایر انرژی و صبر سیاسی مورد نیاز برای حفظ این پروژهها رو به کاهش است.
در هفتههای اخیر، به نظر میرسید ترامپ به دام افتاده و ریاستجمهوریاش بهتدریج درگیر جنگی شده که نمیتواند از آن خارج شود. این را نیویورکتایمز در تازهترین تحلیل خود نوشته است. با این مقدمه این روزنامه آمریکایی ادامه میدهد ترامپ محدودیتهایی را در قدرت خود کشف کرده که بهسختی میتوانست تصور کند؛ زمانی که عملیات رزمی کامل را 28 فوریه آغاز کرد، وقتی اهداف خود را برای پایان سریع برنامه هستهای ایران و سرنگونی حکومت این کشور تعیین کرد.
به نوشته نیویورکتایمز، او قادر به کنترل افزایش قیمت نفت یا تأثیرات آن بر بازار سهام نیست. کشتیرانی که در تنگه هرمز متوقف شده بود و سپس برای 3 هفته باز بود، دوباره به حالت تعلیق درآمده و اکنون یک گلوگاه دوم، بین دریای سرخ و خلیج عدن، در معرض تهدید قرار دارد.
آرون دیوید میلر، دیپلمات سابق آمریکایی با تجربه طولانی در غرب آسیا به این روزنامه گفت ترامپ دوباره «سعودیها را از خود بیگانه کرد، نتانیاهو را خوشحال کرد و به ایران دلایل محکمی داد که چرا بستن قرارداد با آمریکا یک کار احمقانه و محکوم به شکست است».
افراد نزدیک به رئیسجمهور آمریکا میگویند همه ناامیدیهای ترامپ ناشی از جنگ نیست؛ جنگی که اکنون آنقدر نامحبوب است که تنها ۲۹ درصد آمریکاییهای شرکتکننده در نظرسنجی واشنگتنپست و ایپسوس، نحوه مدیریت او در این درگیری را تأیید کردهاند و متحدانش در داخل کشور میخواهند از آن خارج شوند.
مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان، هفته گذشته با ابراز احساساتی که به طور فزایندهای از سوی مشتاقترین هواداران ترامپ شنیده میشود، گفت: «باید این موضوع را جمعبندی کنیم».
اما رئیسجمهور راه روشنی برای رسیدن به این هدف ندارد. او که با استراتژی کمی برای پیروزی وارد این درگیری شده بود، اکنون در تلاش است راهی آبرومندانه برای خروج از آن پیدا کند.
در دام گزینههای نامطلوب
نیویورکتایمز به 3 راهحل ترامپ برای خروج از جنگ اشاره میکند که هیچیک برای کاخ سفید مطلوب نیست. این روزنامه مینویسد: اکنون ترامپ 3 گزینه اصلی دارد: تشدید نظامی، سرکوب اقتصادی یا اعلام پیروزی و خروج. هر یک از این گزینهها در هفتههای اخیر در جلساتی با معاون رئیسجمهور جیدی ونس، وزیر جنگ پیت هگست و دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش مورد بحث قرار گرفته است. هر گزینه به دلایل مختلف ناخوشایند به نظر میرسد.
روز جمعه ترامپ پس از آنکه تمام هفته اعلام کرده بود قصد بازگشت به عملیاتهای رزمی عمده در ایران را دارد، عقبنشینی کرد. تردید واقعی او ممکن است از این واقعیت ناشی شود که جنگ، ذخایر موشکهای رهگیر ایالات متحده را به اتمام رسانده است. ماه آوریل، مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی تخمین زد نیمی از موجودی برخی موشکهای رهگیر کلیدی ایالات متحده ممکن است قبلا استفاده شده باشد. برخی مقامات میگویند پس از ۱۳ شب متوالی حمله در این ماه، این اعداد به سطوح بسیار پایینی رسیده که عاملی در تصمیم ترامپ در روزهای اخیر برای جلوگیری از تشدید عمده جنگ بود.
مقامات آمریکا اکنون نگرانند ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه و شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، این کمبودها را در محاسبات اقدامات بعدی خود، در اوکراین و اروپا برای پوتین و شاید علیه تایوان برای شی در نظر بگیرند.
گزینه دوم ترامپ این است که اجازه دهد تحریمها اعمال شوند، به این امید که سختگیریهای بیشتر بر صادرات نفت که با مسدود شدن مجدد کشتیها به داخل و خارج از تنگه هرمز اعمال میشود، تأثیر مورد نظر خود را داشته باشد اما اینها کند هستند و ترامپ از زمانی که برای اولینبار در سال ۲۰۱۸ از توافق هستهای دوران اوباما خارج شد و آنچه را که او فشار حداکثری بر ایران مینامید، اعمال کرد، فروپاشی اقتصادی در ایران را پیشبینی میکرد.
گزینه سوم اعلام پیروزی و رفتن به خانه است. به نظر میرسید ترامپ یک ماه پیش در همین مسیر قرار داشت؛ زمانی که گفت آتشبس و مذاکره را انتخاب کرده است، زیرا نمیخواهد ریسک رکودی را بپذیرد که باعث مقایسه با هربرت هوور شود.
اما خروج هم هزینههایی دارد. اگر ترامپ ایران را با سوخت هستهای نزدیک به سطح بمب اتم که زیر آوار باقی مانده و تنگه هرمز که عملا تحت کنترل ایران است، رها کند، در رسیدگی به مشکلی که باعث حمله او شد و مشکل جدید بزرگی را برای بازارهای انرژی ایجاد کرد، شکست خورده است. این میراث او را تعریف و روشن میکند محدودیتهای بیشتری بر قدرت او نسبت به آنچه در ژانویه باور داشت، وجود دارد؛ زمانی که اعلام کرد دامنه نفوذش بیحد و مرز است.
اندیشکدههای آمریکایی میگویند جنگ آمریکا علیه ایران سرآغاز فروپاشی هژمونی ایالات متحده بر دنیاست
خاورمیانه جدید
ارسال نظر
پربیننده