۰۵/شهريور/۱۴۰۵
|
۰۰:۲۹
فارن افرز از ناکامی راهبرد فشار آمریکا علیه ایران گزارش می‌دهد

تحریم در انتهای بن‌بست

مهدی حسنی: دور جدید اعمال فشار ظالمانه رئیس‌جمهور جنایتکار آمریکا بر مردم ایران و نظام اقتصادی کشور، در حالی آغاز شده که بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران بر آنند این دور هم مانند تلاش دوران فشار حداکثری ناکام خواهد ماند و ترامپ آرزوی به زانو درآوردن ایران را به گور خواهد برد. در آخرین نمونه، دوماهنامه «فارن افرز» به این مساله پرداخته است.
به باور این مجله آمریکایی، تهران 47 سال است عملا واشنگتن را کلافه کرده و راهی برای مقابله با ایران نیست: «47 سال است جمهوری اسلامی، رؤسای جمهور آمریکا را کلافه و سردرگم کرده است. بحران گروگانگیری سال ۱۹۷۹، نقش مهمی در ناکامی تلاش‌های جیمی کارتر برای پیروزی مجدد در انتخابات ریاست‌جمهوری ایفا کرد. رسوایی ایران-کنترا در اواسط دهه ۱۹۸۰، کارنامه سیاست خارجی رونالد ریگان را به‌شدت خدشه‌دار کرد. همچنین توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ باراک اوباما با ایران، یعنی برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، به وضعیتی بی‌سابقه منجر شد؛ شرایطی که در آن، کنگره آمریکا از یک مقام خارجی، یعنی بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل دعوت کرد با حضور در واشنگتن علیه این توافق سخنرانی کند».
به نوشته فارن افرز، کاری که رئیس‌جمهور فعلی آمریکا کرد، نقطه اوج تقابل بود که هیچ رئیس‌جمهور دیگری در آمریکا این خطا را مرتکب نشد اما حماقت شخص ترامپ عملا چنان به ضد خودش بدل شده که راهی برای خروج نیست: «ماه فوریه، زمانی که دونالد ترامپ جنگ خود علیه ایران را آغاز کرد، گفت قصد دارد این چرخه شرم‌آور را برای همیشه بشکند. او با این ادعای فخرفروشانه که رؤسای جمهور پیشین تنها درباره تهدید ایران لفاظی می‌کردند، مدعی شد با در هم‌ کوبیدن نظامی ایران و تغییر رژیم، اقدام قاطعی برای پایان دادن به این تهدید اتخاذ می‌کند! اما 6 ماه بعد، ترامپ نیز به یکی دیگر از رؤسای جمهور آمریکا تبدیل شده که در رابطه با ایران با تحقیری خطرناک دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ پیامدهای ماجراجویی نظامی او، چشم‌انداز موفقیت حزبش در انتخابات میان‌دوره‌ای را تهدید می‌کند. اکنون ترامپ که به استیصال افتاده، می‌کوشد با انداختن طناب دارِ اقتصاد به گردن ایران، این کشور را در تنگنا قرار دهد. اما این عملیات فشار اقتصادی، با شیوه طراحی و اجرای فعلی‌اش، بیش از آنکه برای اقتصاد ایران خطرآفرین باشد، اعتبار ایالات متحده را به خطر می‌اندازد».
به اعتقاد این مجله، رویکرد آمریکا در مواجهه با ایران همواره بر چماق و هویج استوار بوده و این کشور می‌کوشید با تهدید نظامی در ترکیب با فشار اقتصادی، ایران را مهار کند اما جنگ اخیر چنان افتضاحی به بار آورد که بعید است دیگر کسی به این فکر بیفتد: «جنگ 3 درس برای ایران داشت؛ نخست آموخت می‌تواند از حملات هوایی گسترده ایالات متحده و اسرائیل جان سالم به در ببرد. با وجود تمام این موارد، توانمندی‌های پهپادی و موشکی آن به اندازه‌ای دست‌نخورده باقی ماند که به آن اجازه می‌دهد دست به اقدامات تلافی‌جویانه زده و ترافیک دریایی از مسیر تنگه هرمز را متوقف کند. تهران همچنین دریافت ایالات متحده هیچ تمایلی برای اعزام نیروی زمینی به خاک این کشور ندارد. در اوایل جنگ امسال، ایالات متحده و اسرائیل آغاز عملیات زمینی برای خارج کردن مواد هسته‌ای را بررسی کردند اما هرگز دست به این اقدام نزدند، چرا که آن را بسیار پرخطر ارزیابی کرده و بعید دانستند بر تصمیم‌گیری تهران تأثیری بگذارد. جنگ نشان داد تغییر رژیم ایران بدون تهاجم زمینی محقق نمی‌شود اما حتی تندروترین سیاست‌گذاران آمریکایی نیز چنین گزینه‌ای را به طور علنی توصیه نکرده‌اند؛ امری که به تهران نشان می‌دهد توانایی واشنگتن برای شکست نظامی آن در واقع بسیار محدود است».
به نوشته این رسانه، پس از آنکه جنگ، ابزار تهدید نظامی را از آمریکا گرفت، حالا دور جدید فشار هم ابزار تحریم اقتصادی را به‌تدریج بی‌اثرتر از گذشته خواهد کرد: «در جنگ کنونی، ترامپ با محاصره بنادر ایران، فشار اقتصادی را به اوج رسانده است. با این حال، هنگامی که ایران تنگه هرمز را بست و زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس را هدف قرار داد و محموله‌های انرژی جهانی را به هم ریخت، این جنگ سرانجام پیامدهایی را بر افکار عمومی آمریکا تحمیل کرد. اقتصاد ایران پیش از جنگ نیز تحت فشار سهمگینی قرار داشت و این محاصره آن فشار را تشدید کرد اما ترامپ محاصره نخست را پس از ۶۶ روز رها کرد. او اخیرا محاصره دوم و کارزار فشار گسترده‌تری را با هدف محدود کردن تجارت باقیمانده ایران اعمال کرده؛ کارزاری که در رسانه‌های اجتماعی آن را به عنوان «ویرانگرترین عملیات اقتصادی که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است» تبلیغ می‌کند. شکی نیست این کارزار به ایران و اقتصاد آن آسیب خواهد رساند اما تقریبا به طور قطع در وادار کردن تهران به تسلیم ناکام خواهد ماند. تاریخ اخیر نشان می‌دهد ایران به جای تسلیم شدن در برابر فشار، از برنامه موشکی و پهپادی خود برای تحمیل هزینه‌های گزاف اقتصادی بر اقتصاد جهانی، چه در تنگه هرمز و چه علیه کشورهای خلیج فارس استفاده خواهد کرد تا بار دیگر محاسبات ریسک ترامپ را تغییر دهد. جمهوری اسلامی بر این باور است همان‌طور که می‌تواند از فشار نظامی ایالات متحده جان سالم به در ببرد، می‌تواند در برابر اراده واشنگتن برای اعمال فشار اقتصادی نیز تاب‌آوری بیشتری نشان دهد».
به نوشته فارن افرز، آمریکایی‌ها حالا باید با این واقعیت کنار بیایند که فشار هرگز قرار نیست جمهوری اسلامی را سرنگون کند و دست از اقدام بی فکر بردارند: «بهترین کاری که واشنگتن در این مقطع می‌تواند انجام دهد، توقف اقدام بدون تفکر است و سیاست‌گذاران آمریکایی باید بیشتر درباره درس‌های گذشته تأمل کنند. فشار نظامی و اقتصادی گهگاه به تصمیم‌گیری‌های ایران جهت داده اما فشار، جمهوری اسلامی را سرنگون نکرد، ایالات متحده را امن‌تر نکرد و زندگی ایرانیان عادی را بهبود نبخشید. در واقع، استراتژی فشار ایالات متحده مصائب غیرنظامیان ایرانی را عمیق‌تر کرده است. مهم نیست این جنگ چگونه پایان یابد، ایالات متحده قادر نخواهد بود به استراتژی‌ای که برای ۴۷ سال بر روابطش با ایران حاکم بوده است، بازگردد».

ارسال نظر
captcha
لینکدونی