۲۹/شهريور/۱۴۰۵
|
۲۳:۴۹
گزارش «وطن امروز» از پیوند میان تحولات جنوب لبنان و سوریه با معادلات انرژی و ترانزیت منطقه

کریدور داوود؛ نبرد پنهان بر سر نفت

محمدطاهر رحیمی: عملیات نظامی اشغالگرانه اسرائیل در جنوب لبنان و تجاوز آن در جنوب سوریه، اقداماتی تاکتیکی و جدا از هم نیستند، بلکه بخشی از یک پروژه مرکب امنیتی و اقتصادی با نام کریدور داوود هستند. این کریدور با هدف کنترل منابع نفت و گاز شرق سوریه، گشودن یک پل زمینی از اسرائیل تا کردستان عراق و در نهایت نزدیک شدن به مرزهای غربی ایران طراحی شده است.

۱- علی‌الطاهر: دروازه اول کریدور
در جنوب لبنان، نبرد بر سر تپه‌های علی‌الطاهر ارزشی بسیار فراتر از یک هدف تاکتیکی دارد. این ارتفاع در شرق نبطیه و در ارتفاع حدود ۶۷۰ متری، بر شهر نبطیه و بخش بزرگی از جنوب رودخانه لیتانی اشراف دارد. برای اسرائیل، تسلط بر علی‌الطاهر یعنی فشرده کردن عمق دفاعی حزب‌الله در جنوب لیتانی تا حد ممکن و ایجاد منطقه حائل امنیتی در شمال مرزهای سرزمین اشغالی.
البته این منطقه حائل صرفا یک مفهوم نظامی نیست؛ نقطه آغاز منطقی کریدور داوود است. تنها در صورتی که بازدارندگی حزب‌الله در جنوب لبنان به طور جدی تضعیف شود، اسرائیل می‌تواند از بلندی‌های جولان به سمت جنوب سوریه و سپس شرق گسترش یابد، بدون آنکه نگران تهدید جناح شمالی باشد. به بیان دیگر، سرنوشت علی‌الطاهر تعیین‌کننده هزینه امنیتی بال شمالی کریدور است. اگر حزب‌الله مجبور به عقب‌نشینی از این منطقه شود، اسرائیل در جنوب سوریه آزادی عمل تاکتیکی بسیار بیشتری خواهد داشت و نیازی به حفظ همزمان 2 جبهه پرفشار نخواهد داشت. از این رو حزب‌الله دژ مستحکم مقابل رژیم اشغالگر قدس در مواجهه با توسعه‌طلبی‌های متجاوزانه این رژیم تبهکار است.

۲- جنوب سوریه: اسکلت جغرافیایی کریدور
 مسیر جغرافیایی کریدور داوود نسبتا روشن است: از بلندی‌های جولان اشغالی آغاز می‌شود، از قنیطره و درعا می‌گذرد، به سویدا و سپس پایگاه آمریکایی التنف می‌رسد، به دیرالزور و مناطق تحت کنترل نیروهای کرد در شرق فرات امتداد می‌یابد و در نهایت از طریق گذرگاه‌های مرزی به کردستان عراق متصل می‌شود.
3 استان جنوبی سوریه، یعنی قنیطره، درعا و سویدا، کریدور را از میان می‌برند. پس از فروپاشی رژیم اسد در پایان ۲۰۲۴، اسرائیل به‌سرعت حضور زمینی خود را در قنیطره گسترش داد و چندین پایگاه نظامی در منطقه حائل ایجاد کرد. دولت نتانیاهو صریحا خواستار غیرنظامی‌سازی کامل جنوب سوریه شده؛ اقدامی که در عمل به معنای برقراری نظم امنیتی اشغالگرانه صهیونیست‌ها در طول کریدور است.
روایت جعلی و پوششی حمایت از جامعه دروزی سویدا، پوشش سیاسی لازم برای حضور بلندمدت اسرائیل در این منطقه را فراهم می‌کند. درعا نیز به دلیل ارتباط با گذرگاه مرزی با اردن، یعنی کریدور نصیب و جابر، به گره کلیدی منطق اقتصادی کریدور تبدیل می‌شود؛ کنترل درعا یعنی در دست داشتن مسیر اصلی تجارت میان جنوب سوریه و اردن و در نتیجه تأثیرگذاری بر جریان‌های تجاری گسترده‌تر شام.

۳- بُعد نفت و گاز: هسته اقتصادی کریدور
اگر کریدور تنها به یک منطقه حائل امنیتی محدود می‌شد، اهمیت راهبردی آن بسیار کمتر بود. آنچه به آن جانشین‌ناپذیری می‌بخشد، توانایی کنترل دارایی‌های کلیدی انرژی سوریه است.
منابع نفت و گاز سوریه در 2 استان دیرالزور و حسکه متمرکز شده‌اند. دیرالزور میدان‌های اصلی العمر، التناک و کونیکو را در خود جای داده که تولید پیش از جنگ آن حدود ۲۰۰ هزار بشکه در روز بود؛ حسکه نیز میدان الرمیلان را دارد که پیش از جنگ روزانه حدود ۱۱۰ هزار بشکه تولید داشت و بزرگ‌ترین مجموعه نفت و گاز سوریه محسوب می‌شد. این دارایی‌ها پس از فروپاشی دولت اسد، مدتی در کنترل نیروهای کرد بود و سپس طی توافق‌هایی به‌تدریج به دمشق منتقل شد. 
 هدف راهبردی اسرائیل این است که از طریق حضور فیزیکی در کریدور، بر این گره‌های انرژی حق وتو اعمال کند. حتی اگر میدان‌ها را مستقیما اشغال نکند، می‌تواند از طریق حملات هوایی و شبکه پروکسی‌ها تعیین کند که این منابع به کدام سمت، یعنی دمشق، ایران یا بازارهای بین‌المللی جریان یابد. این یعنی در صورت آسیب دیدن توان رزم حزب‌الله در جنوب لبنان و شمال سرزمین اشغالی عملا با فعال‌سازی کریدور داوود، در آینده سرمایه‌گذاری‌های انرژی ایران در سوریه و ترتیبات آن در دوران بشار اسد، در منطق کریدور داوود قابل احیا نخواهد بود و اکنون این تنها حزب‌الله است که دلاورانه مقابل طرح‌های توسعه‌طلبی رژیم صهیونی ایستاده است.
علاوه بر این، کریدور، پتانسیل اتصال به کریدور اقتصادی هند، خاورمیانه و اروپا را نیز دارد. اگر اسرائیل در غیاب حزب‌الله لبنان به لولای 2 کریدور تبدیل شود، جایگاهش به عنوان هاب تجارت منطقه‌ای به‌شدت تقویت می‌شود و قادر خواهد بود ایران از شبکه تجاری اصلی حذف کند.

۴- مسیر منتهی به مرز ایران: نقطه پایانی کریدور
نقطه پایانی کریدور داوود بر اساس تحلیل‌های متعدد، در کردستان عراق متوقف نمی‌شود، بلکه هدف نهایی رسیدن به مرزهای غربی ایران، یعنی نوار مرزی حدود ۷۵۰ کیلومتری ایران با کردستان عراق است.
پیامد اقتصادی این هدف بسیار مستقیم است: استان‌های مرزی غرب ایران، مانند کرمانشاه و ایلام، فعالیت اقتصادی‌شان تا حد زیادی به تجارت فرامرزی با کردستان عراق وابسته است. اگر اسرائیل از طریق کریدور حضور امنیتی و اطلاعاتی پایدار در کردستان عراق ایجاد کند، مسیرهای تجاری مرز غربی ایران در معرض خطر نظارت و حتی اخلال قرار می‌گیرد. تجارت فرامرزی، شریان اقتصادی حیاتی استان‌های مرزی است؛ اگر ثبات این مسیر تهدید شود، اشتغال، قیمت‌ها و اعتماد سرمایه‌گذاران در این مناطق اولین قربانیان خواهند بود. از این رو نقش سد بزرگ حزب‌الله لبنان مقابل توسعه‌طلبی‌های اشغالگرانه رژیم صهیونی نه فقط در ابعاد امنیتی، بلکه در ابعاد اقتصادی نیز جلوه درخشانی دارد.

۵- پیامدهای امنیت اقتصادی برای ایران
با تجمیع زنجیره فوق، فشار امنیت اقتصادی بر ایران را می‌توان در 3 سطح خلاصه کرد: 
اول- فرسایش اعتماد سرمایه‌گذار: وقتی در همسایگی یک کشور، یک پروژه ژئوپلیتیک مستمر و تحت رهبری دشمن شکل بگیرد، ارزیابی ریسک سرمایه‌های بین‌المللی و داخلی به طور قابل‌توجهی بدتر می‌شود. افزایش هزینه بیمه، دشواری تأمین مالی پروژه‌های بلندمدت و تسریع خروج سرمایه، اغلب پیش از هر درگیری نظامی واقعی ظاهر می‌شود.
دوم- شکنندگی مسیرهای تجاری: مسیرهای تجاری زمینی ایران پیش‌ از این نیز تحت‌الشعاع تحریم‌ها و محدودیت‌های جغرافیایی بوده‌اند. اگر در جهت کردستان عراق حضور امنیتی اسرائیل شکل بگیرد، مسیر تجاری ایران به سمت ترکیه و اروپا با ریسک مضاعف روبه‌رو می‌شود. عدم قطعیت تجاری، مستقیما به افزایش هزینه مبادله تبدیل می‌شود.
سوم- تضعیف قدرت چانه‌زنی انرژی: اگر منابع نفت و گاز سوریه در حوزه نفوذ اسرائیل قرار گیرد، برگ‌های برنده ایران در معادلات انرژی منطقه کاهش می‌یابد. ایرانی که نتواند از بازسازی پس از جنگ سوریه، بازده اقتصادی و انرژی به دست آورد، در مذاکرات آینده منطقه‌ای در موضع ضعیف‌تری قرار خواهد گرفت.

جمع‌بندی
صدای توپ‌های علی‌الطاهر و خطوط ترسیمی کریدور داوود در ظاهر به 2 میدان متفاوت تعلق دارند اما در واقع به یک منطق واحد اشاره می‌کنند: اسرائیل در تلاش است با ابزار نظامی، مسیر کنترل اقتصادی را هموار کند و با نظم امنیتی، قیمت‌گذاری مسیرهای تجاری را در دست بگیرد. برای ایران، این موضوع تنها یک حضور نظامی در آن سوی مرز نیست، یک مساله سیستماتیک امنیت اقتصادی درباره سرمایه، تجارت و بازده انرژی است. از این رو نقش حزب‌الله لبنان به مثابه دژ مستحکم مقابل توسعه‌طلبی‌های متجاوزانه رژیم صهیونی معنا می‌یابد. یک تپه در جنوب لبنان، ممکن است وزن اقتصادی‌اش بسیار بیشتر از ارتفاعش باشد.

ارسال نظر
captcha
پربیننده