16/فروردين/1404
|
02:16
۲۲:۱۹
۱۴۰۴/۰۱/۱۵
تبیین قرآنی یاری فلسطین

وعده نصر

استاد سیدیدالله یزدان‌پناه: دستوری که قرآن کریم به ما داده و پایه اندیشه جمهوری اسلامی هم هست، مساله پیگیری از حق و صبر بر حق و حقانیت است. خداوند سبحان در سوره والعصر، همه آنچه را که باید بگوید، فرموده است. به تعبیر علامه طباطبایی رضوان‌الله تعالی علیه، سوره والعصر با همه کوتاهی‌اش، آنچه پیام دین است، آورده است. 
در همان آغاز قسم به روزگار خورده می‌شود. والعصر، که هر انسانی در خسارت است. یعنی انسان اگر بخواهد راه سعادت را طی کند، این آیات را باید بشنود. هر انسانی در خسارت است مگر اینکه ایمان بیاورد و عمل صالح کند. این پایه اصلی سخن قرآن کریم است: ایمان به خدا، ایمان به حقایق عالم و بعد از آن هم انجام عمل نیک و عمل صالح.
در قرآن کریم اساساً هر قسمی که خورده می‌شود، نوعاً ربطی دارد با آنچه بعد از آن گفته می‌شود. اینکه گفته می‌شود قسم به روزگار، یعنی خود روزگار گواه است. هیچ‌کس خیری ندید مگر آنکه ایمان آورده باشد و عمل صالح کرده باشد. خود روزگار گواه است.
عمرو عاص با همه آن حیله‌گری و مکاری‌اش، در آخر عمر، وقتی به لحظه احتضار می‌رسد، به فرزندان خود می‌گوید: ‌ای کاش من پشکل جمع می‌کردم و این کارها را نمی‌کردم. یعنی همه می‌فهمند، مخصوصاً در آن لحظه آخر که می‌رسد، می‌بینند دست تهی است. اگر بخواهد دست پر باشد، ایمان است و عمل صالح. حقیقتی که در جان بنشیند، ایمان است و دستی در کار باشد که به عمل صالح تبدیل شود. اگرنه هرچه کرده‌ایم، همه هباء منثورا می‌شود. اساساً واقعیت انسانی همین مساله است: ایمان و عمل صالح.
ولی قرآن کریم در همین سوره والعصر، بعد از اینکه اصل قاعده را گفته است، یعنی ایمان و عمل صالح، بعد از آن 2 نکته را تأکید می‌کند: و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر. این دو تعبیر در فرهنگ قرآن بعد از عمل صالح و ایمان، چیز جدیدی نیست ولی خداوند سبحان با یک تأکید ویژه این دو را جدا کرده است، یعنی همان ایمان می‌شود حق و حقانیت. اصلاً مؤمن به دنبال حق است، چون خدا را حق یافته، به دنبال او است. چون قرآن را حق یافته، می‌پذیرد. چون رسول را حق یافته، همراهش است. خاصیت مؤمن این است که دنبال حق و حقیقت است و دنبال فریب و باطل نیست.
خاصیت مؤمن همین است که باید آن ایمانش بروز پیدا کند و به عمل صالح تبدیل شود. خداوند سبحان در بین همه آنچه که از عمل صالح و همه آنچه که به عنوان ایمان است، 2 تعبیر را جدا کرده است: توصیه به حق و توصیه به صبر. تواصی یعنی همدیگر را دعوت به حق کند. نه فقط حق را خود پیروی کند، بلکه به دیگران هم بگوید بیایید به سمت حق و حقانیت.
اصلاً جامعه ایمانی اگر بخواهد به آن ارتقای معنوی‌اش برسد، باید اینگونه باشد. همه همدیگر را توصیه کنند؛ تواصی به حق و تواصی به صبر. همدیگر را به صبر دعوت کند.
خب! حق که مشخص شد، استوار باش بر آن. رخنه در دل ایجاد نمی‌کند. خداوند سبحان می‌گوید مؤمن وقتی ایمان آورد، 2 کار از او حتماً باید سر بزند. در اینجا که گفته می‌شود راه رستگاری را اگر بخواهد پیدا کند، خسران نصیب او نشود، چاره چیست؟ تواصی به حق و تواصی به صبر.
تواصی به حق می‌دانید معنای چیست؟ یعنی تا حق دیدیم، کوتاه نیاییم. اگر دیدیم فشاری بر ماست، کوتاه نیاییم. اگر دیدیم عده‌ای همراه نیستند، کوتاه نیاییم. به تعبیر امیرالمؤمنین، حق ثقیل است. پیروی از حق و بر حق و حقانیت ماندن سخت است ولی آینده خوشی دارد. باطل اما از یک جهت شیرین و از یک جهت آسان است. از یک جهت هم وقتی خیلی‌ها به سمتش می‌روند. اگر انسان برود خوشحال است که خوب همرنگ جماعت شده است. به تعبیر امیرالمؤمنین، درست است از یک جهت آسان است ولی آینده بدی در انتظار او است. باطل اینگونه است.
خب! مؤمن چه باید کند؟ از حق و حقانیت دفاع کند. از جایی که می‌بیند واقعیتی در عالم است و این واقعیت هم به چشم می‌آید، باید کوتاه نیاید. 
باید ایستاد. عالمانه باید ایستاد، از سر تدبیر باید ایستاد. سخن حق را باید گفت ولی عالمانه و با تدبیر.
در این عالم می‌بینیم ظلم می‌شود و ظلم هم واضح است. این ظلمی که رژیم صهیونیستی می‌کند، واضح است که ظلم است. آنها با قلدری تمام می‌گویند من هر که را باشد درو می‌کنم. استکبار جهانی هم با قلدری تمام می‌گوید ما هر چه بخواهیم می‌کنیم و اجازه نمی‌دهیم مردم غزه بخواهند در آن سرزمین باشند. خب! این جز این است که سراسر ظلم است و ستم.
واقعیت چیست؟ واقعیت مشخص است. واقعیت اینطور نیست که مشخص نباشد. الان که برای کل جامعه جهانی مشخص شده است، تمام قوانینی که خودشان گذاشته‌اند زیر پا گذاشته‌اند. کسی نمی‌تواند بگوید مساله فلسطین یک مساله ایدئولوژیک است. بله! ایدئولوژیک است ولی آیا فقط ایدئولوژیک است؟ مگر واقعیت نیست؟ این همه ستم می‌کنند، واقعیت نیست؟ نمی‌بینیم دارند چه می‌کنند؟ به کودک هم رحم نمی‌کنند. آنها می‌گویند ما باید این نسل را برداریم. خودشان می‌گویند، صریح هم می‌گویند، هیچ باکی هم ندارند. 
این جز این است که سراسر باطل است و انسان باید در برابر او بایستد؟ واقعیت نیست؟ کسی می‌تواند این را انکار کند؟ نمی‌بینیم چه زحمتی را برای کل خاورمیانه، بلکه برای کل جهان می‌کشند؟ این واقعیت نیست؟ این صهیونیست‌ها هر جا باشند، جز خسارت، جز جنایت، جز فریب چیز دیگری از خود نشان داده‌اند؟ این واقعیتی است.
کسی می‌تواند اینها را انکار کند؟ بعد گفته می‌شود: «جمهوری اسلامی چرا در برابر او می‌ایستد؟» حضرت امام از همان آغاز که آمد، 2 رژیم را مورد تاکید قرار داد که این دو رژیم را ما نمی‌پذیریم و همراهی نمی‌کنیم. یکی همین رژیم صهیونیستی و یکی هم آن آفریقای جنوبی. چرا؟ چون این رژیم، رژیم نژادی است و می‌خواهد با مردمی که در آن منطقه هستند، با ستم رفتار کند.
حقانیت جمهوری اسلامی در همین مشخص می‌شود. چقدر برای این معنا هزینه داد؟ مگر کم هزینه داد؟ چرا هزینه می‌دهد؟ چون مؤمن وظیفه‌اش این است. مؤمن نمی‌تواند بگوید «من حق را می‌بینم ولی همراهی با حق نمی‌کنم».
دستور خداوند سبحان این است که تواصی به حق کند. تواصی به حق یعنی روی حق و حقیقت بایستد و دیگران را هم دعوت کند. الحمدلله، جمهوری اسلامی این افتخار را دارد با همین حرکتی که در روز قدس راه انداخته، توانسته این پرچم را به دست بگیرد و این تواصی به حق را داشته باشد و توانسته است کل منطقه را تغییر دهد.
ما برای این معنا هزینه دادیم. سیدحسن نصرالله عزیز، انصافاً از انسان‌های برتر بود. خیلی از بزرگان و اولیای الهی به او دل بسته بودند. او بزرگمردی بود و افتخار شیعه. در این منطقه ایستاد تا حق و حقانیت را تصویب کند، نه فقط برای اینکه بخواهد لبنان را نجات بدهد، که چنین کرد، بلکه می‌خواست کل جهان اسلام را به سمت آن بکشاند که در مقابل این رژیم صهیونیستی بایستند. بنده خودم گمانم این است که او از آیات الهی بود. سیدحسن نصرالله حجت را بر همگان تمام کرد و سوره ولعصر را پیاده کرد. خود ایستاد و دیگران را هم دعوت کرد و جانانه ایستاد با همه سختی‌هایی که داشت. این بزرگمرد ایستاد و حجت بر همگان تمام شده است.
خداوند سبحان می‌گوید «توصی به حق کنید، صبر داشته باشید». یعنی اولاً به حق و حقیقت پایبند باشید و ثانیاً برای این مساله استوار باشید و کوتاه نیایید. خدا گواه است در این پستی و بلندی‌ها همه امتحان می‌شوند ولی اگر مؤمن به حقیقت بایستد، نتیجه نهایی از آن اوست. خدا وعده کرده نصر مؤمنین بر عهده من است.
باید همه را به حق دعوت کنیم. مؤمن حق‌محور است، مؤمن منفعت‌محور نیست. با عقلانیت کار می‌کند ولی حق‌محور است.
می‌بینیم این استکبار جهانی و این جهان غرب که افتضاح تمدنی‌اش این روزها خود را نشان می‌دهد، چه کرده است و چه می‌کند. اگر آمریکا حمایت نمی‌کرد، آیا این رژیم صهیونیستی می‌توانست دوام بیاورد تا الان؟ اصلاً اگر بخواهیم واقعیت را بپذیریم، جنگ ما با استکبار جهانی است. اصلش آمریکاست.
الحمدلله محور مقاومت یاد گرفته است بر حق بایستد، بر او صبر کند، دیگران را دعوت کند و تا آخر هم بایستد. مهم این است که ما استوار باشیم بر حق. حق را اولاً بیابیم و ثانیاً استوار بر حق باشیم.
عالم دست خداست. خدا کار خود را می‌کند. خدا راه را باز می‌کند. شما نگاه کنید در تمام این وقایعی که برای جمهوری اسلامی رخ داد، هر جایش یک نقصی پیدا شد ولی راه خود را طی کرده است.
اگر انسان بازگردد، خدا هم بازمی‌گردد. اگر انسان به سمت خدا برود، خدا هم نصرت را وعده کرده است. آنگونه است که اصلاً تا لحظه قبل، گاهی انسان گمان می‌کند کار تمام شده است ولی اینگونه نیست. همان‌گونه که حضرت موسی و یارانش تا لب رودخانه، تا لب دریا رسیدند و گمان می‌کردند کار تمام است ولی دریا شکافته شد. شگفتا! جوری شد که کار فرعون تمام شد.
این خاصیت نظام عالم است. تنها در باب حضرت موسی نیست، قاعده کلی است. خداوند سبحان فرموده است «بر ماست نصر مؤمنان». مهم چیست؟ حق و حقانیت را بیابیم و بر او استوار باشیم.

ارسال نظر