تصور رؤیای صعود
بهراد رشوند: برای ما جماعت عاشق فوتبال که همه زندگیمان با صدای گزارشگران و خاطرهبازی در کوچهپسکوچهها و دریبل زدن تیرهای چراغ برق گذشته است، مفهوم «سیدبندی» جامجهانی و شانس صعود به مراحل بعد چیزی فراتر از اعداد و ارقام خشک فیفا است؛ این مفهوم برایمان داستانی است از شور، اضطراب، رؤیاپردازی و امید.
حالا که کمتر از یک سال به قرعهکشی جامجهانی ۲۰۲۶ مانده، فیفا رنکینگ جدیدش را بیرون داده است. ایران در این فهرست هجدهم شده و جایگاهش را به عنوان تیم دوم آسیا محکم کرده است. برای نخستین بار است که میبینیم نام ایران در حوالی رتبههایی میچرخد که پیش از این برایمان مثل قصههای پریان بود؛ پشت سر آمریکاییها و مکزیکیها، کمی آنطرفتر از اروپاییهایی چون دانمارک، سوییس و کمی بالاتر از رقبای آفریقایی مثل سنگال. اینجا، در این جایگاه هجدهمی، ما نه فقط یک عدد، بلکه یک رؤیای جمعی را میبینیم که نسلها برایش جنگیدهایم.
اما بگذارید کمی به زبان سادهتر از سیدبندی صحبت کنیم. فیفا برای نظم بخشیدن به قرعهکشی جام جهانی، هر دوره تیمها را بر اساس جایگاهشان در رنکینگ جهانی تقسیمبندی میکند. یک سید یک داریم که میزبانها و غولها در آن جای میگیرند؛ سید ۲، ۳ و ۴ هم داریم که با فاصله، تیمها در آنها تقسیم میشوند. حالا که جامجهانی ۴۸ تیمی شده، شرایط هم فرق کرده است. قرار است ۱۲ گروه ۴ تیمی داشته باشیم و برای نخستین بار ۳ میزبان (آمریکا، کانادا و مکزیک) بدون توجه به جایگاهشان در سید یک میروند و ۹ تیم دیگر که در صدر رنکینگ هستند، همراه آنها خواهند بود. اینجاست که داستان برای ما جذابتر و هیجانانگیزتر میشود. برای تیمی مثل ایران که همیشه سایهنشین سید سوم و چهارم بوده، قرار گرفتن در سید دوم چیزی شبیه پرواز در آسمانهای روشن امید است. سالها دلخوشی ما این بود که شاید قرعهای بخورد که به مرگ زودرس منتهی نشود؛ حالا نهتنها از مرگ زودرس خبری نیست، بلکه حتی میتوان به بخت صعود از گروه هم فکر کرد. دیگر «یک امتیاز هم غنیمت است» جای خود را به «چرا صعود نکنیم؟» داده است.
تصویرش را مجسم کنید: ایران در سید دوم و در گروهی همراه کانادا، اکوادور و شاید نیوزیلند. برای آنهایی که عمرشان پای فوتبال ایران رفته، این یعنی داشتن فرصتی کمنظیر برای گذر از مرحله گروهی اما سکه فوتبال ۲ رو دارد؛ ممکن است ورق طوری برگردد که سر از گروهی سخت با آرژانتین، مصر و لهستان دربیاوریم! اما حتی همین گروه «سخت» هم مثل گروههای مرگ پیشین نیست؛ انگار سایهای از آرامش حتی در سختترین لحظات هم کنار ما راه خواهد رفت.
اما بیرون از معادلات خشک و سختگیرانه فیفا، این ماجرا وجه عاشقانه و شاعرانهای هم دارد. برای ما که همه عمر فوتبالمان با زخم و درد و غم باختها گره خورده، همین که میبینیم تیم ملی ما میتواند در کنار نامهای بزرگی چون آلمان، کرواسی و کلمبیا در سید دوم قرار بگیرد، یعنی دلخوشی بزرگی که کم از قهرمانی ندارد. یعنی همان روزهایی که توپ پلاستیکی زیر پایمان در کوچهها میچرخید و خودمان را در قامت بزرگان فوتبال جهان تصور میکردیم! حالا این رؤیا به حقیقت نزدیک شده است.
این مدل احتمالی سیدبندی که منتشر شده - و البته هنوز هم احتمالی است - حال و روز ما عاشقان فوتبال را دگرگون کرده! از همین حالا شروع کردهایم به نقشه کشیدن و خیالپردازی. حتی اگر در گروه سختی هم قرار بگیریم، ما ایرانیها عادت کردهایم همیشه در سختیها اوج بگیریم. همیشه یک معجزه، یک جادوی کوچک در گوشه زمین برایمان پنهان شده است؛ گاهی آن جادو شوتی است از راه دور، گاهی یک ضربه سر از روی نقطه پنالتی و گاهی هم شاید یک خوششانسی کوچک در قرعهکشی.
اما حقیقت این است که ما حالا بیش از همیشه آمادهایم؛ آماده برای شکستن طلسمهایی که هرگز گمان نمیکردیم بشکند. شاگردان امیر قلعهنویی خوب میدانند حفظ این جایگاه در رنکینگ فیفا نه فقط یک عدد ساده، بلکه تضمینی برای آینده است؛ تضمینی برای قرار گرفتن در مسیری هموارتر به سوی تاریخسازی در بزرگترین آوردگاه فوتبال جهان.
در یک سال باقیمانده تا جام جهانی، همه چشمها به مردانی خواهد بود که با پیراهن سفید و نشان پرچم ایران به میدان میروند. چشمهایی که امید دارند و قلبهایی که ضربانشان تندتر از همیشه میزند. حالا ما عاشقان فوتبال میتوانیم بنشینیم و روزهایی را تصور کنیم که تیم ملی ایران برای نخستین بار در تاریخ، با افتخار در سید ۲ جامجهانی قدم خواهد گذاشت و آن لحظهای خواهد بود که شاید اشک شوق و لبخند و فریادهای شادی ما را به خاطرات دور دوران کودکی و فوتبال بازی کردن در کوچههای خاکی بازگرداند.
آری! ما حالا رؤیاپردازان خوشبینی هستیم که منتظریم ببینیم چرخ گردون فوتبال برای ما چگونه خواهد چرخید!