26/بهمن/1404
|
00:40
نگاهی به مستند ملانیا ترامپ و رسوایی عوامل تولید آن در ارتباط با جزیره فساد

ملانیا، راتنر، اپستین و دیگران

ملانیا، راتنر، اپستین و دیگران

میلاد جلیل‌زاده: نام جزیره اپستین (جزیره لیتل سنت جیمز، متعلق به جفری اپستین) را تقریباً تمام مردم جهان در روزهای اخیر به کرات شنیده‌اند و غیر از فسادها و جنایاتی که در آنجا رخ داده، چیزی که به‌شدت همه را متعجب کرده این است که چرا با عوامل دخیل در این ماجرا، حتی به صورت نمایشی کم که شده، هیچ برخوردی صورت نمی‌گیرد. درباره اینکه ریشه به وجود آمدن چنین پاتوق فاسد و جنایتکارانه‌ای چیست، بحث‌ها و گمانه‌زنی‌های فراوانی کرده‌اند و حتی بر اساس بعضی شواهد مساله را به تلاش بعضی سرویس‌های امنیتی متحد آمریکا برای آتو گرفتن از چهره‌های مشهور و ثروتمند این کشور ربط داده‌اند. درباره اینکه چه کسانی به این جزیره رفت‌و‌آمد داشته‌اند هم هر چند وزارت دادگستری آمریکا متهم است پیگیری‌های لازم را انجام نداده اما اسناد متعددی توسط برخی رسانه‌ها منتشر شده است. با این حال، گذشته از همه این مسائل که به آنها به طور مبسوط پرداخته شده و احتمالاً پس از این بیشتر هم پرداخته خواهد شد، جنبه‌های دیگری در این ماجرا وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ نکته‌ای که پای هالیوود و افول تاثیرگذاری‌اش در جامعه آمریکا و البته جامعه جهانی را به میان می‌کشد و نسبت‌های سینمای آمریکا با حق و حقیقت از یک سو و قدرت و ثروت از سوی دیگر را در کانون توجهات قرار می‌دهد. یک نقطه کانونی و نمادین ماجرا که می‌توان بسیاری از زوایای بحث را در آن منعکس دید، به یک اثر مستند برمی‌گردد با موضوع زندگی شخصی ملانیا ترامپ، همسر رئیس‌جمهور آمریکا که کارگردان آن سال‌ها پیش به دلیل به کار بردن واژه fags که همجنس‌بازان آن را کلمه‌ای تمسخرآمیز درباره خودشان می‌دانند، از هالیوود حذف شد اما حالا در حالی که نامش در پرونده جفری اپستین مطرح است به صحنه برمی‌گردد و برای آمازون مستندی درباره بانوی اول آمریکا می‌سازد. در همین توضیح یکی دو جمله‌ای چندین تناقض ویرانگر وجود دارد. چطور ممکن است یک نفر با به کار بردن یک کلمه که توهین مستقیم هم نیست و فقط جماعتی خاص آن را لفظ کاملاً محترمانه‌ای نسبت به خودشان نمی‌دانند، از تهیه‌کنندگی مراسم اسکار کنار گذاشته شود و در ادامه رسوایی‌های دیگری برایش رقم بخورد که از پروژه‌ای ۴۵۰ میلیون دلاری کنار گذاشته شود و به کلی در هالیوود او را کنسل کنند اما سال‌ها بعد وقتی به قدرت دونالد ترامپ اتصال پیدا کرد، حتی با اینکه نامش در پرونده‌ای با این حجم شوک‌آور از فساد و جنایت پیوند می‌خورد، به صحنه برگردد؟ برخوردهای منفی منتقدان و بازخورد سرد و بی‌سابقه مخاطبان با این اثر مستند هم یکی از نمونه‌های نادر در تاریخ سینمای آمریکاست که نشان می‌دهد هالیوود به دلیل همین نوع رفتارها تا چه حد اعتبار و زرق و برق خودش را نزد مخاطبان از دست داده است. البته شاید این اثر جزو جریان اصلی هالیوود ارزیابی نشود که نه کاملاً می‌توان این را پذیرفت و پخش این فیلم توسط آمازون و اکران آن در زنجیره‌های بزرگ سینمایی را از نظر دور داشت و نه تحلیل قضیه با همین توضیح ساده به پایان می‌رسد. این مسائل علاوه بر اینها می‌تواند نشان‌دهنده جایگاه اجتماعی دونالد ترامپ در ایالات متحده هم باشد؛ جایگاهی که طی مدت کوتاهی پس از انتخاب مجدد او به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا به‌شدت افول کرده و این یعنی سینما در حال حاضر نه با گفتمان دموکرات‌ها پویایی و رونق پیدا می‌کند، نه با گفتمان جمهوری‌خواهان. شاید این مستند خودبه‌خود چیز مهمی نباشد؛ همچنان که واکنش‌های منتقدان و مخاطبان به آن هم سرد و منفی بود اما مسیری که سازنده این فیلم و سفارش‌دهنده‌اش طی کردند و نتیجه‌ای که از کار حاصل شد، در کنار اتفاقاتی که روی سرنوشت هر کدام از این افراد تاثیر گذاشتند، در بطن خود گویای بسیاری از مسائل جانبی و مهم‌تر دیگر هستند. از این رو در ادامه به معرفی این مستند، کارگردان آن، سوژه آن و سرنوشتی که برای فیلم در گیشه رقم خورد پرداخته می‌شود و پیوند این مسائل و اتفاقات، با مسائل اجتماعی پیرامون‌شان هم مدنظر قرار می‌گیرند.
* دستمزد ملانیا؛ 2 برابر کل فروش فیلم
«ملانیا» یک فیلم مستند آمریکایی محصول سال ۲۰۲۶ درباره ملانیا ترامپ، بانوی اول ایالات متحده است که او را در یک بازه زمانی ۲۰ روزه قبل از دومین مراسم تحلیف ریاست‌جمهوری همسرش دونالد ترامپ نشان می‌دهد. این فیلم به کارگردانی برت راتنر و تهیه‌کنندگی استودیوهای آمازون ام‌جی‌ام ساخته شده است و از ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶ در ایالات متحده اکران شد. ایده ساخت فیلمی مستند درباره ملانیا ترامپ، همسر دونالد ترامپ، در یک شام در مارالاگو که محل سکونت ترامپ است، سال 2024 به جف بزوس، مدیرعامل سابق آمازون پیشنهاد شد. ملانیا ترامپ گفت انگیزه او از این کار، استقبال گرم از خاطراتش در سال 2024 است. سرانجام مشخص شد که این مستند به کارگردانی برت راتنر ساخته می‌شود که چندین سال بود به دلیل اظهارنظر علیه همجنس‌بازان و پس از آن طرح ادعای چند تجاوز جنسی توسط او، از سینما دور مانده بود. فرناندو سولیچین هم به عنوان تهیه‌کننده اجرایی معرفی شد. بلافاصله آمازون، دیزنی، نتفلیکس و پارامونت پیکچرز برای حق پخش آنلاین این اثر پیشنهاداتی مالی ارائه دادند. دیزنی حدود 14 میلیون دلار پیشنهاد داد اما در برابر پیشنهاد 40 میلیون دلاری آمازون برای صدور مجوز فیلم و تولید یک سریال مستند دنباله‌دار درباره ملانیا ترامپ شکست خورد. این بالاترین قیمتی بود که تا به‌حال در طول تاریخ سینما برای یک مستند پرداخت شده است. ملانیا ترامپ گفت پیشنهاد آمازون را به دلیل گنجاندن اکران سینمایی پذیرفته است؛ اما ظاهرا او تنها برنده این پروژه بود، چرا که 28 میلیون دلار از این فیلم درآمد کسب کرد. او دخالت زیادی در تولید این مستند کرد و آن را مطابق تصویری که دوست داشت از خودش نمایش داده شود، دستکاری کرد. آمازون غیر از ۴۰ میلیون دلاری که برای حق پخش این فیلم پرداخت کرد، ۳۵ میلیون دلار هم بابت بازاریابی آن هزینه کرد اما نهایتا فروش این اثر در گیشه فراتر از ۱۴.۶ میلیون دلار نرفت؛ یعنی حدود نصف پولی که ملانیا از آن به جیب زد. حواشی این فیلم از زمان تولید آن آغاز شد و در پاسخ به چنین جوی، به کارمندان آمازون گفته شد «به دلایل سیاسی» نمی‌توانند از کار روی مستند ملانیا انصراف دهند اما دوسوم از عوامل تولید نیویورک درخواست کردند از تیتراژ حذف شوند که این موضوع را هم می‌توان در نوع خود یکی از موارد کم‌سابقه در تاریخ سینمای جهان دانست.
* گران‌ترین مستند دنیا و منفورترین فیلم تاریخ
پس از آنکه ملانیا ترامپ زنگ افتتاحیه مستندی درباره خودش را در بورس نیویورک به صدا درآورد و دونالد ترامپ هم در انتظار اکران فیلم، آن را در شبکه اجتماعی Truth Social تبلیغ کرد، این فیلم برای نخستین بار در مرکز کندی به نمایش عمومی درآمد. البته قبل از آن، مراسم نمایش و شام در کاخ سفید با حضور ۷۰ مهمان برگزار شد و یک گروه موسیقی نظامی هنگام استقبال از مهمانان، آهنگ «والس ملانیا» ساخته تونی نیمن را نواخت. مستند ملانیا قبل از انتشار، در Letterboxd مورد انتقاد شدید قرار گرفت اما همه نظرات توسط مدیریت این شبکه اجتماعی حذف شد. این فیلم در آغاز راه اکران، روی بیلبوردها و در ایستگاه‌های اتوبوس سراسر لس‌آنجلس، شهری که پایتخت سینمایی آمریکاست تبلیغ می‌شد اما این بیلبوردها توسط گروه هنری «ایندکلاین» و البته افراد دیگر مخدوش شدند و اداره متروی لس‌آنجلس برای جلوگیری از خرابکاری، تبلیغات این مستند را از مسیر اتوبوس‌ها برداشت. با اینکه مستند ملانیا برای پخش آنلاین ساخته شده بود و اکران پرده‌ای آن جزوی از تشریفات قانونی آمازون به ‌حساب می‌آمد، برای همین اکران تشریفاتی، ۲ هزار سالن سینمایی در آمریکا و ۵ هزار سالن دیگر در سایر نقاط دنیا تدارک دیده شد. البته آفریقای جنوبی در همان اوایل راه از اکران این فیلم سر باز زد و آن را لغو کرد. استقبال مخاطبان از این فیلم نه فقط در آمریکا، بلکه در سرتاسر دنیا به شکل بی‌سابقه‌ای منفی بود. آمازون برای توزیع این فیلم راهبرد «چهار دیواری» را به‌کار گرفت؛ یعنی استودیو، بدون توجه به تعداد بلیت‌های فروخته‌شده، هزینه سالن‌ها را از پیش پرداخت کرد تا توزیع گسترده تضمین شود؛ اما این فیلم نه‌تنها در گیشه آمریکا، بلکه در کل دنیا شکست سنگینی خورد. به طور مثال «دیلی بیست» گزارش داد در شعبه اصلی زنجیره سینمایی Vue در ایزلینگتون لندن، تنها یک بلیت برای سانس ساعت ۱۵:۱۰ و 2 بلیت برای سانس ساعت ۱۸ فروخته شده است. وضعیت مشابهی نیز در سینمای AMC در شهر اورنجِ کالیفرنیا مشاهده شد که حتی یک بلیت هم برای اکران شنبه‌شب نفروخت. همچنین در ۲۸ سانسی که قرار بود در سینماهای Vue در بلکبرن، کاسلفورد و همیلتون برگزار شود، حتی یک بلیت هم فروخته نشد. زنجیره «Cineworld» 4 بلیت در وندزورث و 5 بلیت در بروتون فروخت. امتیاز کاربران IMDb به این فیلم پس از انتشار آن به عدد 1.1 از ۱۰ رسید و آن را به پایین‌ترین رتبه در تاریخ این سایت تبدیل کرد اما بعدها دستکاری‌هایی صورت گرفت تا این رکورد خجالت‌آور تغییر کند و نتیجتا تا ۲ فوریه، این فیلم با امتیاز 1.3 به سومین فیلم پایین جدول IMDb  در تاریخ آن ارتقا یافت.
* این‌بار پای همه گیر است!
برت راتنر متولد ۱۹۶۹، کارگردان و تهیه‌کننده آمریکایی است که کارگردانی مجموعه فیلم‌های «ساعت شلوغی»، «مرد خانواده»، «اژدهای سرخ»، «مردان ایکس: آخرین ایستادگی»، «سرقت از برج» و «هرکول» را بر عهده داشته است و همچنین تهیه‌کننده چندین فیلم از جمله مجموعه فیلم‌های «رئیس‌های وحشتناک»، «بازگشته»، «سگ‌های جنگی» و سریال تلویزیونی «فرار از زندان» بوده. او از سال ۱۹۹۷ نخستین کار حرفه‌ای‌اش را انجام داد و در ادامه موفق به تاسیس شرکت فیلمسازی و یک شرکت رسانه‌ای هم شد تا جایی که در 4 آگوست 2011، آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا اعلام کرد او به همراه دان میشر، تهیه‌کننده هشتادوچهارمین دوره جوایز اسکار خواهد بود. همه چیز داشت برای راتنر خوب پیش می‌رفت تا اینکه در یک جمع رسانه‌ای، در پاسخ به اینکه برای اجرای مراسم تمرین هم می‌کنند یا نه، پاسخ داد «ehearsal is for fags» یعنی تمرین برای همجنس‌گراهاست. این یک تعبیر لاتکی بود که مشخصاً معادل عبارت همجنس‌بازی نیست و نوعی فحش برای سوسول‌ها به‌ حساب می‌آید اما در آن دوره هالیوود در حال حساس شدن به مسائل LGBTQ+ بود. GLAAD (گروه حقوق همجنس‌گرایان) و رسانه‌هایی مثل Advocate و NPR فورا واکنش نشان دادند و کمپینی به راه انداختند. راتنر همان موقع استعفا داد چون آکادمی اسکار نمی‌خواست ریسک کند؛ آنها می‌ترسیدند مراسم‌شان به خاطر یک مجری جنجالی بایکوت شود و در واقع، این استعفا بیشتر یک تصمیم تجاری بود تا عدالت‌محور؛ چون فروش بلیت‌ها و اسپانسرها مهم بودند. به عبارت ساده و سرراست می‌شود گفت همجنس‌بازان در حال نسق کشیدن از هر کسی بودند که کوچک‌ترین تعریضی به آنها بکند و در این راه بی‌‌رحمانه در حال قربانی گرفتن از بزرگ‌ترین اسم‌های هالیوود بودند. راتنر بعداً به خاطر اظهاراتش عذرخواهی کرد و ادی مورفی که قرار بود مجری مراسم باشد هم به احترام تیم تولید جدید استعفا داد. دوره افول راتنر شروع شد تا اینکه در ۲۰۱۷ میلادی اوضاع برای او باز هم بدتر شد. 
اکتبر ۲۰۱۷ در جریان جنبش MeToo، یک کارمند سابق آژانس استعدادیابی، راتنر را به تجاوز جنسی متهم کرد. در اول نوامبر همان سال 6 زن، از جمله اولیویا مان و ناتاشا هنستریج، راتنر را به تجاوز جنسی و آزار و اذیت متهم کردند و در همان ماه، الیوت پیج هم راتنر را به آزار جنسی در مقابل بسیاری از تماشاگران از جمله آنا پاکوین، که بعداً این داستان را تأیید کرد، متهم کرد. سپس یک مدل سابق مد به حادثه‌ای مربوط به راسل سیمونز و راتنر در سال ۱۹۹۱ اشاره کرد و گفت سیمونز در حالی به او تجاوز وحشیانه‌ای کرده که راتنر حضور داشته است. پیرو طرح این دعاوی، کمپانی برادران وارنر اعلام کرد روابط خود را با برت راتنر قطع می‌کند و یک سال بعد قرارداد ۴۵۰ میلیون دلاری این کمپانی برای تولید مشترک با RatPac، یعنی شرکت راتنر را تمدید نکرد. طبیعتاً هر فردی با این حجم از اتهامات دیگر هیچگاه نمی‌تواند به عرصه فعالیت برگردد اما راتنر قرار بود چند سال بعد بازگشت گران‌قیمتی داشته باشد؛ نه به واسطه اینکه اتهامات قبلی مردود اعلام شده‌اند و بی‌گناهی او به اثبات رسیده است، بلکه به واسطه اتصال او به اشتهای سیری‌ناپذیر خانواده ترامپ در خودستایی. نکته شوک‌آور اینجاست که راتنر چند سال پس از آن اتهامات جنسی هولناک، در حالی به صحنه برگشت و حالا فیلمش روی پرده‌های سینماهای سراسر دنیاست که همزمان رسوایی بسیار بدتری برایش ایجاد شده و این بار تمام این موارد هم باعث نشدند او مجبور شود از کار کنار بکشد. عکسی که دسامبر ۲۰۲۵ به عنوان بخشی از پرونده‌های اپستین منتشر شد، راتنر را در حال ژست گرفتن با ژان لوک برونل، یکی از همکاران جفری اپستین، سرمایه‌دار و قاچاقچی جنسی کودکان نشان می‌داد. این عکس قبل از انتشار مستند «ملانیا» منتشر شد و اگر روی مفاسد و جنایات جزیره اپستین در حد و اندازه استفاده از واژه همجنس‌گرایی به عنوان یک فحش حساسیت وجود داشت، طبیعتا اکران فیلم راتنر باید لغو می‌شد. با این‌ حال چنین اتفاقی رخ نداد و متعاقبا تصاویر بیشتری که در ژانویه ۲۰۲۶ منتشر شد، راتنر را در حالی نشان می‌داد که به همراه اپستین و 2 زن جوان روی مبل نشسته است. یکی از این عکس‌ها راتنر را در حال نوازش یکی از آن زن‌ها نشان می‌دهد و در یک موقعیت جداگانه نیز راتنر در کنار اپستین، برونل و 3 زن دیگر ظاهر شده است. حالا سوال این است: هالیوود چرا این‌بار ساکت شده و مثل پلیس امنیت اخلاقی برخورد نمی‌کند؟
لئوناردو دی‌کاپریو، کیت بلانشت و کامرون دیاز پس از ذکر نام‌شان در اسناد ۲۰۲۴، بیانیه‌هایی صادر کردند و تأکید داشتند هیچ ملاقاتی با اپستین نداشته‌اند؛ بی‌اینکه کوچک‌ترین سند یا استدلال قابل قبولی در برابر ذکر صریح نام‌شان در آن اسناد ارائه کنند. کوین اسپیسی در حالی که حضور در پروازهای اپستین را تأیید کرد اما هرگونه اطلاع از جرائم را انکار کرد. بسیاری از بازیگران و کارگردان‌ها هم مانند بروس ویلیس، جورج لوکاس یا آنجلینا جولی با وجود ذکر نام‌شان در دعوت‌نامه‌ها، تا به‌ حال سکوت کرده‌اند یا فقط انکار کرده‌اند؛ بی‌اینکه در برابر اسناد واضحی که ارائه شده، دلیل مشخصی برای مردود بودن آنها ارائه کنند. دلیل اینکه برت راتنر می‌تواند به صحنه برگردد هم دقیقا همین است؛ ریکی جرویز اخیراً سکوت هالیوود را به ترس نسبت داد. همه پای‌شان گیر است؛ حتی دموکرات‌هایی که از موضع پلیس امنیت اخلاقی، ترامپ یا سایرین را به تعرض یا توهین لسانی به زن‌ها متهم می‌کردند!

ارسال نظر
پربیننده