رها عبداللهی: انقلاب اسلامی ایران انقلابی است که از تمام انقلابهای تاریخ معاصر جهان متمایز است؛ انقلابی که نظام برآمده از آن، با وجود سهمگینترین تندبادها و بحرانها که میتوانست هر نظامی را در زمان کوتاهی سرنگون کند- از جنگها و تهدیدهای خارجی و سختترین تحریمها تا فتنههای گوناگون و خیانتها و جنگهای نرم و توطئههای شناختی و نقشههای پیچیده برای براندازی - ۴۷ سال است روی پای خود ایستاده و پیش میرود. این انقلاب با این ایستادگی بینظیر باید ویژگیهای منحصربهفردی داشته باشد و ریشههایش سوای دیگر انقلابها باشد.
مهمترین ویژگی متمایز انقلاب خمینی کبیر، پیامبرگونگی آن است. پیامبرگونگی از بابت ۲ ریشه مهم یعنی توحیدمحوری و مردمپایه بودن. این ۲ ویژگی رمز پایداری آن است و استمرار آنان، بقای این نظام را تضمین میکند. در این نوشتار قدری به ۲ وجه اشتراک انقلاب پیامبران و امام خمینی یعنی توحید و مردم میپردازیم.
* توحید محوری
«وقتی که نبی وارد اجتماع میشود، با این ایده، با این هدف و با این فکر وارد اجتماع میشود که آن جامعه طبقاتی را دگرگون کند، ویران کند، درهم بریزد و یک جامعه توحیدی بیطبقه، بیتبعیض، بیظلم، تحت حکومت پروردگار عالم به وجود آورد. نبی برای این کار میآید. پیغمبر میآید تا دگرگونی ایجاد کند. یعنی مثلا در جامعه عربستان زمان پیغمبر بگوید چرا باید موارد ثروت در این جامعه و سرچشمههای جوشان مال در اختیار یک اقلیت اشراف باشد؟ چرا باید بردگان و غلامان، جفاکش هوسهای اربابها باشند؟ در تمام جامعههایی که پیغمبری ظهور کرده، با این داعیه ظهور کرده. یعنی آمده تا جامعه را از شکلی غلط و ناموزون و توأم با ظلم و جور و ستم، به شکلی موزون، زیبا و عادلانه تبدیل کند».
این توصیفی است که آیتالله خامنهای سال ۵۳ در جلسات طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، از جامعه توحیدی نبوی بیان کردهاند؛ یعنی ایستادگی در برابر ظلم، استکبار و طاغوت.
در توحید، کفر به طاغوت و نفی طاغوت نهفته است. امام با هدف دعوت به توحید، راه انبیا را پیمودند و بر اساس آیه ۳۶ سوره نحل - واجتنبوا الطاغوت - پرچم مبارزه با محمدرضا پهلوی و سران کاخ سفید آمریکا را برافراشتند، با استکبار جهانی مبارزه کردند، با اسرائیل غاصب مبارزه کردند، با صدام مبارزه کردند، با هر پرچم کفر و شرک و نفاق مبارزه کردند با ملیگرایان وابسته به شرق و غرب و با منافقین خلق مبارزه کردند و با کمک ملت دیندار و خداترس ایران، حکومت طاغوت را برانداختند و حکومت اسلامی تشکیل دادند.
نفی طاغوت بر اساس توحیدمحوری رمز بقای انقلاب بوده و خواهد بود. سازش و تسلیم در برابر قطب طاغوت عالم یعنی آمریکا این رکن مهم انقلاب را متزلزل میکند. مقاومت و ایستادگی ملت ایران حرکتی توحیدی، هویتی و موجودیتی برای انقلاب اسلامی است.
* مردمپایگی
حکومت پیغمبران، حکومتی مردمی بود؛ برای مردم و در خدمت منافع آنان بود و مردم به پیامبران عشق میورزیدند. پیامبران و رهبران الهی، همه تلاش و کوشش میکردند مردم را بیدار و آنها رابه وظایف الهی خویش آشنا کنند و به آنان بفهمانند متکی به چه نیروی عظیمی هستند و چه نقش و رسالت بزرگی بر دوششان است.
تاریخ، خود گواه بر این مطلب است که هر گاه پیامبران بزرگ در تبلیغ دعوت خود موفق نمیشدند و مردم به آنها پاسخ مناسب نمیدادند، به هدفهای دیگر خود نیز دست نمییافتند. چنانکه پیامبرانی مانند حضرت نوح و هود(ع) نتوانستند حکومت اسلامی و یک جامعه الهی تشکیل دهند. زمانی که مردم با پیامبران الهی همگام میشدند و پاسخ دعوت آنها را میدادند، در آن صورت موفق میشدند یک جامعه عدل به وجود آورند. چنانکه پیامبراکرم(ص) پس از بیعت عقبه با انصار و هجرت به سوی مدینه توانستند با کمک مردم مدینه یعنی انصار و هجرتکنندگان از مکه یعنی مهاجران، پایههای حکومت اسلامی را در مدینه تشکیل دهند. حضرت علی(ع) نیز به حضور و نقش مردم به عنوان دلیلی بر لزوم پذیرش حکومت استدلال میکنند و میفرمایند: «اگر حضور شما مردم نبود و حجت به سبب شما مردم و یاران تمام نمیشد، افسار شتر خلافت را بر پشت آن میانداختم و رهایش میکردم».
در نظام اسلامی، هم مردم به وجودآورنده انقلاب هستند، هم به آن میل و رغبت و علاقه دارند. انقلاب اسلامی با کودتا به وجود نیامد، با حرکت نظامی به وجود نیامد؛ مثل بعضی انقلابها که یک عده افسر نظامی رفتند یک حکومتی را برداشتند، حکومت دیگری به جایش گذاشتند؛ نه، این انقلاب به وسیله مردم به وجود آمد؛ با عزم مردم، با نیروی انقلاب مردم، با ایمان مردم به وجود آمد؛ با همین نیرو از خود دفاع کرد، با همین نیرو هم باقی ماند و ریشه دواند.
بنیانگذار جمهوری اسلامی از زمان آغاز نهضت مبارزاتیشان در سال ۱۳۴۱، نیز در سالهای تبعید در خارج از کشور، با ایجاد شبکه اطلاعرسانی و آگاهیبخشی توسط هیاتهای مذهبی و علما و روحانیون توانستند مردم را نسبت به وقایع ایران و سلطه و چپاولگری کشورهای استعمارگر بویژه آمریکا بیدار کنند.
میل و صلاح و خواست و شوق مردم نیز یکی از ملاکات حقانیت و نشانه مردمپایگی یک نظام است. قبل از نظام اسلامی، دهها حکومت این کشور را اداره کردند که همگی باطل بودند. غیر از جنبه اسلامی و پایبندی و تقید مبنایی به اسلام در آن حکومتها، مسأله مصالح و خواست مردم مهم است که در آن حکومتها لحاظ نمیشد. از حکومت منحوس و وابسته و فاسد پهلوی تا حکومت ضعیف وابسته بیعرضه بیلیاقت قاجاری تا حکومتهای قبل از قاجار که بعضی نام و نشان و عنوان فاتح هم دارند، در هیچکدام از آنان آحاد ملت ایران نسبت به اولیای حکومت، احساس علقه و رابطه نمیکردند. مردم جدا بودند، آنها هم جدا بودند. آنها سیاست خارجی را تنظیم میکردند و مردم هم خبر و علاقهای به آن نداشتند. کارها هم طبق مصالح مردم نبود. حتی کارهایی که به وسیله حکومتها به عنوان خدمت در این کشور انجام میشد، غالباً - مگر در موارد خیلی معدودی - به نفع و صلاح بیگانگان یا همان اولیای حکومت فاسد بود. همین راهآهن سرتاسری که در زمان رضاخان کشیده شد، مسیر آن، صرفاً به مصلحت انگلیسیها و بر ضد مصلحت ملت ایران انتخاب شد. آنچه مطرح نبود، میل و اراده و مصلحت و عواطف و علایق مردم بود. در حقیقت آنچه مطرح و ملاک بود، منفعت بیگانگان یا سردمداران فاسد قدرتمدار بود، لذا مردم هم نسبت به آنها رابطه و محبتی نداشتند و هر کدام از این سلاطین یا سلسلههای سابق که از بین رفتند، رفتن آنان با خوشحالی مردم مواجه شد. وقتی رضاخان رفت، مردم خوشحالی میکردند. وقتی این سلسله منحوس در ایران منقرض شد، مردم جشنهای عظیمی به راه انداختند که آن جشن و خوشحالی، غیر از خوشحالی پیروزی انقلاب بود. آن واقعه، مستقلاً برای مردم شادیآور بود، چون مردم از اینها بیگانه بودند و بدشان میآمد. این، ملاک بطلان یک نظام است که وقتی هست، مردم ناراحتند و وقتی میرود، مردم خوشحالند؛ وقتی قدرت پیدا میکند، مردم در فشار میافتند و وقتی ضعیف میشود، علیه او مشت گره میکنند؛ این رژیم، رژیم باطلی است.
نظامی که آحاد مردم، خودشان دست به دست هم میدهند و آن را به وجود میآورند و بعد با همه وجود، به ایجادکننده آن نظام عشق میورزند، نظام حقی است. حضرت امام خمینی ۱۰ سال و چند ماه، در میان مردم زندگی کردند و در تمام این لحظات، آحاد مردم به آن مرد بزرگ عشق ورزیدند و هر چه گفتند، آن را دین خودشان دانستند و فریضه الهی فرض کردند. در حالی که در این ۱۰ سال، سختترین حوادث بر این ملت وارد آمد. جنگ ۸ سالهای بر مردم تحمیل شد با چندصد هزار شهید و جانباز و ویرانی بسیار. فشار و محاصره اقتصادی دشمنان جهانی، معیشت مردم بویژه ضعفا را به مخاطره انداخت. در عین حال، عاشقترین عشاق امام و انقلاب، همان ضعفا بودند، چرا؟ چون میدانستند راه درست است و فشارها هم ناشی از درستی راه است. چنین نظامی، حق است و مردم او را میخواهند، چون برای مردم است، نه بر مردم و چون آنها را به راه حق و هدایت میکشاند.
امام بزرگوار، ملت ایران را به درستی شناخته بودند که انقلاب را بر اساس حضور و میل و رغبت آنان بنا کردند. عدهای فکر میکردند پس از پیروزی انقلاب، نقش مردم تمام میشود و باید مردم به خانههایشان برگردند اما امام بزرگوار و پس از ایشان رهبری عزیز، تمام بحرانها را با حضور مردم حل کردند و پشت سر گذاشتند. مردم در این نظام مسؤولیت مهمی دارند و آن حضور همیشگی برای محافظت از ارکان انقلابشان است. برای همین همواره هدف جنگ نرم دشمنان انقلاب، سست کردن انگیزهها و ارادههای مردم با انواع شبهات و تردیدها و شایعات یا ایجاد غفلت و بیخبری و بیتفاوتی بوده؛ هدف گرفتن رکن مردمپایگی نظام اسلامی.
پیامبرگونگی، رمز پایداری انقلاب خمینی(ره)
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها