26/بهمن/1404
|
00:40
یادداشت

قدرت‌سازی نرم و معادلات بازدارندگی در سایه تهدید

رضا رحمتی: در فضای پرتنش کنونی پیرامون ایران، همزمانی چند متغیر راهبردی قابل توجه است: تداوم فشارهای سیاسی و اقتصادی غرب، افزایش تحرکات نظامی آمریکا در خلیج فارس، تشدید جنگ روایت‌ها در عرصه رسانه‌ و تلاش بازیگران مختلف برای اثرگذاری بر محاسبات طرف مقابل. در چنین بستری، حضور تاریخی، حماسی و ده‌ها میلیونی ملت ایران در راهپیمایی ۲۲ بهمن صرفاً یک مناسبت داخلی تلقی نمی‌شود، بلکه می‌تواند در چارچوبی وسیع‌تر به‌ عنوان بخشی از پازل قدرت‌سازی و مدیریت ادراک تحلیل شود.
* فشار خارجی و منطق بازدارندگی روانی
از زمان تشدید سیاست فشار حداکثری در دوره ترامپ، یکی از اهداف اعلامی و غیررسمی واشنگتن، تغییر رفتار منطقه‌ای و هسته‌ای ایران از طریق افزایش هزینه‌های اقتصادی و سیاسی بود. این سیاست در کنار تحریم‌های گسترده، با تقویت حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، اعزام ناوهای هواپیمابر، بمب‌افکن‌های راهبردی و رزمایش‌های مشترک با برخی متحدان منطقه‌ای همراه بوده است. چنین تحرکاتی علاوه بر کارکرد نظامی، حامل پیام سیاسی - ‌روانی نیز هست: افزایش فشار برای تغییر محاسبات ایران. در این چارچوب، بازدارندگی صرفاً نظامی نیست، بلکه بشدت به «ادراک» وابسته است. اگر طرف مقابل تصور کند فشارها موجب شکاف داخلی، کاهش مشروعیت یا بی‌ثباتی می‌شود، انگیزه برای تداوم یا حتی تشدید فشار افزایش می‌یابد اما اگر نشانه‌هایی از انسجام داخلی و تاب‌آوری اجتماعی مشاهده شود، محاسبات هزینه/فایده ممکن است تغییر کند. از همین منظر، راهپیمایی‌ گسترده و رکوردشکن ۲۲ بهمن توانست در سطحی نمادین به ‌عنوان بخشی از بازدارندگی روانی بروز کند.
* قدرت نرم و سرمایه نمادین
در ادبیات روابط بین‌الملل، «قدرت نرم» به توانایی شکل‌دهی به ترجیحات دیگران از طریق جذابیت، مشروعیت و اقناع اشاره دارد. هرچند این مفهوم بیشتر در بستر تعاملات فرهنگی - ‌ارزشی مطرح شده اما در سطح داخلی نیز کارکرد دارد. مشروعیت سیاسی، سرمایه اجتماعی و مشارکت مردمی از مهم‌ترین منابع قدرت نرم هر نظام سیاسی ‌است. راهپیمایی اخیر ۲۲ بهمن، بویژه در شرایط فشار خارجی، توانست نوعی «سرمایه نمادین» تولید کند. حضور گسترده مردم این پیام را مخابره کرد که فشار خارجی لزوماً به واگرایی داخلی منجر نشده است. چنین پیامی نه‌تنها در داخل کشور، بلکه در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز معنا می‌یابد. در منطقه‌ای که بسیاری از نظام‌های سیاسی با بحران مشروعیت یا ناپایداری مواجهند، نمایش ثبات اجتماعی خود یک ابزار قدرت است.
* خروج از گفتمان شکاف دولت/ ملت
یکی از محورهای اصلی فشارهای رسانه‌ای و تحلیلی غرب علیه ایران، تأکید بر «شکاف دولت/ ملت» است. در این روایت، تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی به ‌عنوان عاملی برای تعمیق فاصله میان ساختار سیاسی و جامعه معرفی می‌شود. طبیعی است در شرایط دشوار اقتصادی، نارضایتی‌هایی نیز وجود داشته باشد اما پرسش اصلی این است: آیا این نارضایتی‌ها به گسست کامل سیاسی تبدیل شده یا همچنان در چارچوبی پیچیده‌تر از همزیستی انتقادی و هویتی قرار دارد؟ دیدن نمایش ملی راهپیمایی عظیم ۲۲ بهمن تلاشی برای بازسازی روایت انسجام ملی در برابر تهدید خارجی تلقی خواهد شد. در جامعه‌شناسی سیاسی، تهدید خارجی گاه به تقویت همبستگی درونی منجر می‌شود؛ پدیده‌ای که از آن به ‌عنوان «اثر پرچم» (Rally around the flag) یاد می‌شود. در چنین وضعیتی، بخشی از جامعه با وجود انتقادات داخلی، در برابر فشار بیرونی موضعی همگرایانه اتخاذ می‌کند. این امر لزوماً به معنای رفع همه شکاف‌ها نیست اما می‌تواند نشان‌دهنده اولویت‌بندی امنیت و استقلال در شرایط بحران باشد.
* خلیج فارس؛ صحنه رقابت اراده‌ها
تحرکات نظامی آمریکا در خلیج فارس، علاوه بر جنبه بازدارندگی، بخشی از رقابت گسترده‌تر بر سر نظم منطقه‌ است. ایران با تکیه بر عمق راهبردی، شبکه‌های منطقه‌ای و توانمندی‌های موشکی و دریایی، خود را بازیگری تثبیت‌شده در معادلات امنیتی منطقه می‌داند. 
در مقابل، آمریکا و برخی متحدانش تلاش دارند توازن قوا را به‌ گونه‌ای مدیریت کنند که نقش ایران محدود شود. در چنین صحنه‌ای، ۲ طرف علاوه بر ابزار سخت، از ابزارهای نرم و نمادین بهره می‌برند. رزمایش‌ها، بیانیه‌های سیاسی، نشست‌های منطقه‌ای و حتی تجمعات مردمی همگی بخشی از جنگ اراده‌هاست. راهپیمایی ۲۲ بهمن در این چارچوب پیام سیاسی مشخصی داشت: جامعه ایران در برابر نمایش قدرت نظامی آمریکا دچار واگرایی نشده و نمی‌شود.
* نیاز به پیوست عملیاتی قدرت‌سازی نرم
با این حال، قدرت‌سازی صرفاً به خود رخداد وابسته نیست، بلکه به نحوه بازنمایی آن نیز بستگی دارد. در عصر رسانه‌های فراملی و شبکه‌های اجتماعی، هر رویداد داخلی بلافاصله در چارچوب‌های متفاوت تفسیر می‌شود. برخی رسانه‌های غرب ممکن است چنین راهپیمایی‌هایی را «نمایش حکومتی» توصیف کنند، در حالی که رسانه‌های داخلی آن را «حضور میلیونی مردمی» می‌نامند. در نتیجه، اثرگذاری بین‌المللی این رخدادها تا حد زیادی وابسته به مدیریت روایت و اقناع افکار عمومی است. اگر روایت رسمی بتواند تصویر مشارکت داوطلبانه، تنوع اجتماعی و انگیزه‌های هویتی را برجسته کند، ظرفیت قدرت نرم‌مان افزایش می‌یابد. بنابراین دیپلماسی عمومی و ارتباطات راهبردی نقش مکملی در تبدیل این رخداد تاریخی و کم‌سابقه داخلی به ابزار قدرت بین‌المللی دارند.
* محدودیت‌ها و الزامات تداوم اثرگذاری
هر چند راهپیمایی ۲۲ بهمن با قدرت توانست کارکرد نمادین مهمی داشته باشد اما قدرت‌آفرینی پایدار نیازمند الزامات عینی نیز هست. انسجام نمادین باید با کارآمدی اقتصادی، بهبود معیشت، شفافیت حکمرانی و پاسخگویی سیاسی همراه شود. در غیر این صورت، سرمایه نمادین بتدریج فرسایش می‌یابد. همچنین در معادلات منطقه‌ای، نمایش قدرت نرم باید با عقلانیت راهبردی در سیاست خارجی تلفیق شود. مدیریت تنش‌های سیاست خارجی، بهره‌گیری از ظرفیت‌های دیپلماتیک و تعامل هوشمندانه با همسایگان می‌تواند اثر بازدارندگی روانی را تقویت کند. در مقابل، هرگونه محاسبه نادرست یا تشدید ناخواسته تنش ممکن است زمینه را برای سوءبرداشت و بحران فراهم کند. در شرایطی که آمریکا با افزایش حضور نظامی در خلیج‌ فارس و تداوم فشارهای سیاسی و اقتصادی می‌کوشد بر رفتار ایران اثر بگذارد، راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال صرفاً یک مناسبت تاریخی نبود، بلکه موفق شد بخشی از معادله قدرت تلقی شود. این راهپیمایی با توجه به برخورداری از مشارکت واقعی و بازتاب مؤثر رسانه‌ای توانست پیام انسجام، تاب‌آوری و تداوم مشروعیت را منتقل کند و گفتمان «شکاف دولت/ ملت» را به چالش بکشد. با این حال، قدرت‌سازی پایدار نیازمند پیوند میان نماد و واقعیت است. انسجام اجتماعی باید با بهبود شرایط اقتصادی و ارتقای کارآمدی حکمرانی همراه شود تا سرمایه نمادین به سرمایه راهبردی تبدیل شود. در نهایت، در میدان پیچیده رقابت‌های منطقه‌ای و جهانی، ترکیب هوشمندانه قدرت نرم و سخت، مدیریت دقیق ادراک و حفظ انسجام داخلی، تعیین‌کننده جایگاه ایران در معادلات پیش‌ رو خواهد بود.

ارسال نظر
پربیننده