دیدگاه میهمان، زهرا مشکینقلم: اگر سازندگان «کوچ» آگاهانه تصمیم میگرفتند یک روایت کودکانه و نوجوانانه تعریف کنند، این یادداشت میتوانست سراسر ستایش باشد. فیلم در بازنمایی زیست روستایی، روابط انسانی و جهان کودکان، واجد امتیازهایی است که براحتی نمیتوان از کنارشان گذشت.
* نقاط قوت؛ جهانی که نفس میکشد
کوچ در تصویر کردن زیست روستایی موفق عمل میکند. تلاش برای به دست آوردن نان حلال، انسجام میان مردم روستا، نبود بدخواهی و شرارتهای اغراقشده، و نوعی همزیستی ساده اما اخلاقمند، تصویری گرم و باورپذیر میسازد. احترام به بزرگترها، حضور لطیف و تأثیرگذار مادربزرگ و جایگاه او در خانواده، از جمله نکاتی است که فیلم با دقت به آنها پرداخته است. استفاده درست از لوکیشنهای طبیعی روستایی، طراحی لباسها و انتخاب لهجهها، همگی به باورپذیری فضا کمک میکنند. روابط دوستی میان ۴ پسر اصلی فیلم مستحکم و قابل لمس است و تصویری درست از مفهوم «دوست» و رفاقت کودکانه ارائه میدهد؛ رفاقتی که بر پایه همراهی، شیطنت و وفاداری شکل میگیرد. نحوه زندگی روستاییان، جزئیات کار و زیست روزمرهشان، بدون اغراق و تصنع به تصویر کشیده میشود.از منظر فنی نیز فیلم بیدستاورد نیست: بازی نابازیگران از جمله کودکان باورپذیر است، طراحی بصری کنترلشده و انتخابهای فیلمبردار در اغلب سکانسها دقیق و حسابشده است.
* نمادها؛ ظرفیتهایی که معلق میمانند
فیلم از نمادهای بسیاری استفاده میکند اما اغلب آنها در سطح باقی میماند. نمونه شاخص، نماد شتر است که از ابتدای فیلم چند بار به تصویر کشیده میشود. شتر میتواند نشانهگذار باشد؛ عبور از کودکی به نوجوانی، از زیست فردی به پذیرش مسؤولیت، یا حتی نماد تحمل بار دیگران اما فیلم هیچگاه تصمیم نمیگیرد این نماد را به کدام معنا گره بزند. همین وضعیت درباره دیگر نشانهها نیز صادق است: زورخانه بهعنوان نماد جوانمردی صرفا نمایش داده میشود، بدون آنکه به کنش یا منش شخصیت اصلی پیوند بخورد. عکس امام خمینی تنها در یک سکانس ظاهر میشود، بیآنکه تأثیری در مسیر روایت یا تحول شخصیت داشته باشد. معلمی که در ابتدای فیلم به او اشاره میشود، در ادامه رها میشود و سرنوشتش در روایت گم میشود. مردمی که نماینده روستاییانند و حتی تفاوت ظلم شاهنشاهی با انقلاب اسلامی را نمیدانند، عملا هیچ نقشی در پیشبرد روایت ندارند. این نشانهها نه تبیینگرند و نه پیشبرنده و صرفا «مصرف» میشوند.
* اقتباس آزاد؛ آزادیِ بیتعریف
فیلم روایت خود را «اقتباس آزاد» مینامد اما این عنوان بیش از آنکه انتخاب آگاهانه فرمی باشد، به پوششی برای فقدان روایت بدل شده است. اقتباس آزاد به معنای حذف منطق درونی، گرهافکنی یا حتی ترسیم یک مسیر حداقلی از سرگذشت شخصیت نیست. خاصه شخصیتهای بزرگ. «کوچ» روایتی چندپاره ارائه میدهد که نه به هم متصل میشود و نه تصویری منسجم از هویت شخصیت اصلی میسازد. پرسش اساسی این است: اقتباس آزاد دقیقا چه مرزی برای معرفی هویت یک ژنرال بزرگ ترسیم میکند؟ فیلم هیچ پاسخی به این پرسش نمیدهد.
* کودکی و نوجوانی؛ انباشت خردهرخدادهای بیکارکرد
تمرکز فیلم بر کودکی و نوجوانی حاجقاسم سلیمانی، در ذات خود انتخابی قابل دفاع است اما فیلم هرگز روشن نمیکند چرا این مقطع زمانی انتخاب شده و قرار است چه چیزی را توضیح دهد. آنچه میبینیم، مجموعهای از خرابکاریها، دردسرسازیها و رفتارهای بیهدف است که نه به ریشه شخصیتی شهید بزرگوار میرسد و نه حتی به تحولی دراماتیک ختم میشود.
* بحران تمرکز روایی؛ قهرمان کیست؟
یکی از ضعفهای بنیادین فیلم، فقدان تمرکز بر شخصیت اصلی است. روایت مدام میان قاسم، پدر، مادربزرگ و معلم جابهجا میشود، بیآنکه این جابهجایی به ساختاری مشخص یا نقطهنظر روایی واحدی برسد. در نهایت، فیلم به جای پرترهای از حاجقاسم نوجوان، به آلبومی از خردهتصاویر اطرافیانش تبدیل میشود. در فیلمی با چنین سوژهای، این پراکندگی نه یک انتخاب هنری، بلکه یک خطای راهبردی است.
* تکنیک در خلأ محتوا و طنزی که پذیرفته نشد
با وجود کیفیت فنی قابل قبول، تکنیک در کوچ معلق میماند؛ نه روایت را تقویت میکند و نه حس واحدی میسازد. موسیقی نیز ناهماهنگ با تصاویر است و به جای ایجاد پیوند عاطفی، بر گسست فیلم میافزاید. واقعیت این است که اگر فیلمسازان آگاهانه به سمت ساخت یک طنز کودکانه میرفتند، نتیجه میتوانست بسیار موفقتر باشد. بسیاری از موقعیتها خندهدارند، بازی کودکان ظرفیت طنز دارد و فضای بصری فیلم مستعد چنین رویکردی است اما فیلم میان طنز کودکانه و روایت جدی از کودکی یک ژنرال فرامرزی معلق میماند و هیچکدام را به سرانجام نمیرساند. در نهایت باید گفت مساله اصلی کوچ فراتر از خود فیلم است، زیرا با سوژهای مواجهیم که شاید تنها یک بار امکان روایت سینمایی داشته باشد. چنین سوژهای دقت، انسجام و تصمیمگیری روشن میطلبد اما کوچ نه تصمیم دارد، نه تمرکز و نه روایت. اما فیلم بیش از آنکه یک روایت باشد، مجموعهای از نیتهاست؛ نیتهایی که هرگز به ساختار تبدیل نمیشوند و در نهایت، سوژهای یگانه را در روایتی شلخته و بیتعریف میسوزانند.
یادداشتی بر فیلم سینمایی «کوچ» که در چهلوچهارمین جشنواره فجر به نمایش درآمد
«اقتباس آزاد» یا...
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها