09/آذر/1404
|
23:43
غزه و آینده مهندسی اجتماعی مبتنی بر هوش مصنوعی

پشت پرده طرح بازسازی

ماشاءالله ذراتی: آنچه امروز در غزه جریان دارد، فقط یک نسل‌کشی، ویرانی نظامی یا یک جنگ کلاسیک نیست، بلکه شکل‌گیری تدریجی نخستین الگوی استعمار فناورانه مبتنی بر هوش مصنوعی است؛ الگوی وحشت‌آفرینی که شرکت‌های امنیتی - دیجیتال آمریکا همچون پالانتیر (Palantir) و دیتامینر (Dataminr) با ولع تمام در حال تغذیه آن هستند؛ گویی جنگ و ویرانی، «آزمایشگاه زنده»‌ای است برای تکامل نسل جدیدی از سامانه‌های کنترل، پایش، دسته‌بندی و حذف.  
از اواسط مهرماه گذشته، در یک انبار عظیم در جنوب سرزمین‌ اشغالی، همان «مرکز هماهنگی نظامی- مدنی آمریکا» یا «CMCC» نزدیک ۲۰۰ نیروی نظامی آمریکا مستقر شده‌اند. ظاهر ماجرا اجرای «طرح ۲۰‌ بندی ترامپ» برای بازسازی غزه و زمینه‌سازی «خودمختاری فلسطینی» است اما با نگاهی دقیق، آنچه رخ می‌دهد چیزی جز تثبیت یک نظم نظارتی- نظامی دائم نیست؛ نظمی که نه با مشارکت فلسطینیان، بلکه با حضور پررنگ شرکت‌های داده‌محور آمریکایی طراحی می‌شود؛ شرکت‌هایی که از فجایع انسانی، سودهای نجومی استخراج می‌کنند.
* پالانتیر؛ قلب تپنده زنجیره کشتار الگوریتمیک
پالانتیر - شرکت مورد علاقه پنتاگون - سال‌هاست زیرساخت جنگ‌های مبتنی بر داده را ایجاد کرده. پلتفرم ماون «Maven» که در CMCC نیز فعال است، داده‌های ماهواره‌ای، پهپادی، شنود مخابراتی و ردپای دیجیتال مردم را بلعیده و آن را در قالب یک ابرالگوریتم هدف‌گذاری و حمله تحویل فرماندهان یا همان جلادان رژیم می‌دهد.  
در سال‌های اخیر از یمن تا عراق، نقش این پلتفرم در سرعت‌بخشی به حملات مرگبار اثبات شده، تا آنجا که مدیر فنی پالانتیر با بی‌پروایی، کارکرد آن را «بهینه‌سازی زنجیره کشتار» نامیده است. قراردادی ۱۰ میلیارد دلاری نیز اکنون مسؤولیت توسعه نسخه جدید این ماشین مرگ را به پالانتیر سپرده است.  
از ژانویه ۲۰۲۴ نیز این شرکت قراردادی «راهبردی» با ارتش صهیونی برای «ماموریت‌های جنگی» منعقد کرده و با وجود اتهامات جهانی درباره جنایت جنگی، مدیرعامل آن آشکارا اعلام کرده پالانتیر «ضدبیدار» (Anti Woke) و کاملاً همسو با سیاست‌های سرکوبگرانه اسرائیل است. به بیان ساده پالانتیر امروز بخشی از ستون فقرات اشغالگری هوشمند است.
* دیتامینر؛ جاسوسی لحظه‌ای بر تنفس دیجیتال مردم
نام شرکت دوم، دیتامینر، در ارائه‌های رسمی «مرکز هماهنگی نظامی- مدنی» یا CMCC ظاهر شده است. این شرکت با دسترسی عمیق به داده‌های شبکه‌های اجتماعی، عملاً یک موتور ردیابی لحظه‌ای بر فعالیت شهروندان است؛ آنچه خود «هوش ریسک و تهدید آنی» می‌نامد.  
از نیمه دهه ۲۰۱۰ دیتامینر به پلیس فدرال آمریکا امکان داد کل جریان شبکه اجتماعی ایکس را پایش کند؛ نه فقط برای تهدیدات، بلکه برای بازسازی «شبکه ارتباطات و تعاملات» هر کاربر. این ابزار بعدها برای سرکوب اعتراضات ضدنژادپرستی بویژه اعتراضات «نمی‌توانم نفس بکشم» مربوط به قتل فجیع «جورج فلوید»، جنبش‌های حامی حقوق باروری زنان و اعتراضات حمایت از فلسطین استفاده شد.  
امروز این ابزار دقیقاً همان کاری را انجام می‌دهد که رژیم صهیونیستی سال‌هاست در غزه با سامانه‌های داخلی خود انجام می‌دهد؛ نظارت زنده و لحظه‌ای بر افکار، رفتار و روابط اجتماعی مردم.
* ترکیب این ۲ شرکت در غزه یعنی تثبیت نظمی که «خودمختاری» را خنثی می‌کند
در ظاهر، ترامپ در طرح خود از «زمینه‌سازی برای دولت فلسطینی» سخن گفته اما واقعیت این است که حضور پالانتیر و دیتامینر در قلب مرکز نظامی آمریکا نشان می‌دهد کنترل بر غزه هرگز کاهش نخواهد یافت، بلکه صرفاً هوشمندتر و عمیق‌تر خواهد شد.
در ۶ هفته نخست «آتش‌بس» ادعایی، ارتش صهیونی بیش از ۳۴۰ فلسطینی را به شهادت رسانده؛ بسیاری در حملات هوایی و بسیاری دیگر به جرم نزدیک شدن به «خط زرد» - مرزی سیال که ۵۸ درصد غزه تحت اشغال مستقیم رژیم اسرائیل را احاطه کرده است - یعنی حتی در زمان آتش‌بس، ماشین نظارتی-  نظامی متوقف نشده، بلکه در حال آزمایش و تنظیم نسخه‌های جدید خود است.
* هوش مصنوعی؛ ستون اصلی نیروی «ثبات‌سازی» مورد نظر واشنگتن
بر اساس طرح ترامپ، آمریکا قصد دارد یک نیروی بین‌المللی «ثبات‌ساز» تشکیل دهد؛ نیرویی متکی بر ابزارهای پالانتیر و دیتامینر. سامانه «ماون» مشابه همان سامانه‌های هدف‌گیری هوش‌ مصنوعی رژیم است که از اکتبر ۲۰۲۳ به شکل گسترده برای انتخاب اهداف انسانی در غزه به کار رفت. دیتامینر هم نسخه آمریکایی همان موتورهای رصد اجتماعی رژیم صهیونی است و چون آمریکا سابقه‌ای طولانی در انتقال خام داده‌های اطلاعاتی به اسرائیل دارد، احتمال اینکه این داده‌ها در انحصار واشنگتن بمانند تقریباً صفر است.
سال ۲۰۱۳ اسنودن نشان داد NSA یا سازمان امنیت ملی آمریکا چگونه داده‌های خام و فراداده‌ها را بدون حذف هویت، مستقیم به رژیم می‌دهد. در دولت اول ترامپ، همکاری اطلاعاتی رژیم و آمریکا «در یک قدمی ادغام کامل» توصیف شد. امروز این همکاری حتی گسترده‌تر نیز شده و بخش بزرگی از تحلیل‌های مبتنی بر هوش مصنوعی آمریکا در اختیار ارتش جنایتکار صهیونی قرار می‌گیرد. به تعبیر دیگر غزه به آزمایشگاه مشترک جنایات NSA، پالانتیر و ارتش رژیم تبدیل شده است.
* «اجتماعات امن»؛ مدل جدید محاصره دیجیتال
در طرح ترامپ، ۲۵ هزار فلسطینی در «اجتماعات امن» اسکان داده می‌شوند؛ محوطه‌هایی محصور با دوربین، برجک نظامی، حصارهای چندلایه و مسیرهای گشت‌زنی. ورود و خروج به این محوطه‌ها باید با تایید شاباک باشد اما چون حماس از ۲۰۰۷ اداره امور عمومی غزه را در دست داشته، صدها هزار فلسطینی به ‌طور طبیعی با ساختارهای اداری مرتبطند؛ از پزشک و معلم تا پلیس و کارمند بخش سلامت. این یعنی در این مدل، هر فلسطینی، بالقوه متهم است. 
رژیم همین پیش‌فرض را در سال‌های اخیر با ابزار هوش مصنوعی لوندر «Lavender» به اوج رساند؛ ابزاری که همه کسانی را که «احتمالاً» وابسته به حماس هستند برای حذف فیزیکی، لیست می‌کرد. حالا پالانتیر و دیتامینر این زیرساخت حذف الگوریتمیک را گسترش داده و حتی اجرای آن را به نیروهای آمریکایی تفویض می‌کنند.
اشغالگری جدید: ترکیبی از شرکت‌های خصوصی، بیگ‌دیتا و ابزارهای هدایت از راه دور نظامی
یکی از جنبه‌های هولناک تحولات جدید این است که اشغالگری دیگر فقط کار ارتش صهیونی نیست. شرکت‌های خصوصی از پالانتیر تا دیتامینر، مایکروسافت و گوگل هر کدام سهم خود را در «زنجیره کنترل» ایفا می‌کنند. مزیت رژیم نیز روشن است؛ می‌تواند بار اشغال مداوم را به نیروهای آمریکایی و شرکت‌های فناوری منتقل کند، در حالی ‌که بر کل جریان داده، تعریف تهدید و تعیین اهداف تسلط دارد.  
برای شرکت‌های فناوری نیز غزه یک گنجینه است: ۱- دیتا یا داده بی‌پایان، ۲- محیط بحران واقعی برای آزمایش، ۳- امکان فروش نسخه‌های ارتقایافته به سایر ارتش‌ها و ۴- خلق استانداردهای جدید برای نظارت جهانی.
به همین دلیل، حتی پس از اعلام آتش‌بس، کارکنان «مرکز هماهنگی نظامی- مدنی» یا CMCC وضعیت خود را «یک استارت‌آپ آشفته» توصیف می‌کنند؛ استارت‌آپی که خروجی آن، نهادینه‌سازی نظارت و کشتار هوشمند است.
* چرا غزه؟ چرا اکنون؟
از دهه گذشته، شرکت‌های آمریکایی از مایکروسافت تا گوگل و آمازون وارد صنعت نظامی اسرائیل شده‌اند. غزه برای آنها چند مزیت راهبردی دارد:
- قدرت نامحدود ارتش صهیونیستی در دستکاری داده و اجرای عملیات  
- نبود نظارت حقوق بشری  
- امکان تست مدل‌های یادگیری ماشین روی جمعیت واقعی  
- دسترسی کامل به فضای فنی که در آن «خطا» هزینه سیاسی و اخلاقی ندارد.  
این مزایا باعث شده غزه به مرکز ثقل اقتصاد سیاسی «هوش مصنوعی نظامی» تبدیل شود.
* نگاه آینده‌پژوهانه؛ این الگو فردا کجا مستقر می‌شود؟
بر اساس منطق سامانه‌های امنیتی و داده‌محور، مدل غزه یک «نمونه اولیه» است؛ الگویی که می‌تواند به سرعت در سایر مناطق مناقشه، شهرهای تحت کنترل پلیس، مرزهای اروپا یا حتی مدیریت مهاجرت جهانی تکثیر شود.
مؤلفه‌های این الگو عبارت‌ است از:
الف- پایش دائم و استخراج داده در مقیاس جمعیتی
ب- ترکیب ژئوپلیتیک نظامی با حاکمیت شرکتی
پ- تشخیص تهدید بر اساس مدل‌های پیش‌بینی، نه رفتار واقعی
ت- تفویض عملیات امنیتی به شرکت‌های خصوصی
ث- محصورسازی دیجیتال - فیزیکی گروه‌های اجتماعی
این یعنی غزه نه یک استثنا، بلکه سرآغاز یک الگوی جهانی جدید نظم‌سازی مبتنی بر هوش مصنوعی است؛ نظمی که مرز بین «جنگ»، «نظارت» و «حکمرانی» را از بین برده است.
* جمع‌بندی: چه چیزی در حال تثبیت است؟
در غزه، آنچه می‌بینیم صرفاً استمرار اشغال نیست، بلکه ظهور یک زیست‌بوم تمام‌عیار کنترل و نظارت فناورانه است. در واقع، این سیستم‌های نظارتی پیشرفته نه‌تنها به اسرائیل در اداره و کنترل بی‌وقفه مناطق اشغالی کمک می‌کند، بلکه موجب ایجاد شرایطی شده‌ که در آن هزاران فلسطینی تحت نظارت و شکنجه‌های بی‌امان قرار دارند. با استفاده از این سیستم‌ها، هر تحرک و هر اقدامی از سوی فلسطینیان رصد می‌شود و در صورت لزوم، هدف حملات هوایی و سایر عملیات‌های نظامی قرار می‌گیرد. آنچه از سوی این شرکت‌ها به عنوان «کمک به صلح» و «مدیریت بحران» تبلیغ می‌شود، در واقع تنها یک فریب است تا سلطه رژیم بر غزه را نه‌تنها حفظ کند، بلکه گسترش دهد.
نقشه‌های پس از جنگ که توسط ایالات متحده و رژیم صهیونیستی ترسیم می‌شود، نشان‌دهنده آینده‌ای تاریک برای فلسطینی‌هاست که در آن نظارت و کنترل از طریق هوش مصنوعی و فناوری‌های جدید به شکلی پیچیده و غیرقابل‌ دسترس به تمام جوانب زندگی‌شان نفوذ خواهد کرد.
با توجه به این واقعیت که شرکت‌هایی چون پالانتیر و دیتامینر بشدت درگیر توسعه و بهبود ابزارهای نظارتی خود برای استفاده در مناطقی مانند غزه هستند، این امر نشان می‌دهد در آینده‌ نزدیک، اشغال و سرکوب مردم فلسطین نه‌تنها از طریق ارتش و نیروهای امنیتی رژیم، بلکه با استفاده از فناوری‌های پیشرفته و سامانه‌های هوش مصنوعی نیز تقویت خواهد شد. این درست همان چیزی است که این شرکت‌ها به دنبال آن هستند؛ یک بازار جدید و سودآور برای فروش فناوری‌های نظامی و نظارتی خود در قالب «آینده‌سازی» و «مدیریت بحران». این روند نشان می‌دهد در واقع جنگ، برای شرکت‌های آمریکایی، تبدیل به یک صنعت سودآور شده که در آن ضدانسانی‌ترین فجایع به ابزاری برای سودآوری تبدیل می‌شود.
اینکه ایالات متحده و باند جنایتکار صهیونیست حاکم بر فلسطین اشغالی از این فناوری‌ها برای کنترل بیشتر فلسطینیان بهره می‌برند، یک تراژدی است که نه‌تنها حقوق بشر را نقض می‌کند، بلکه به گسترش یک رژیم نظارتی جهانی کمک می‌کند که در آن هیچ‌گونه امنیتی برای افراد عادی وجود ندارد. به وضوح باید گفت این فرآیند در نهایت به دست‌اندازی به حقوق فلسطینیان و سوءاستفاده از وضعیت فاجعه‌بار انسانی در غزه انجامیده است.

ارسال نظر
پربیننده