
عباد محمدی: سالها پیش، خلیجفارس و دریای عمان عملاً به گذرگاه ناوهای آمریکایی و اروپایی تبدیل شده بود؛ آنقدر که به صراحت مانع حضور نیروی دریایی ایران در آبهای منطقهای و بینالمللی میشدند و نتیجه این بود که سرنوشت امنیت دریا را دیگران تعیین میکردند، نه ملتهای ساحلی منطقه.
برای تثبیت همین برتری، ایالات متحده از ابتدای دهه ۸۰ میلادی «سنتکام» را به عنوان فرماندهی مرکزی خود برای این بخش از جهان تأسیس کرد؛ فرماندهیای که مأموریتش هدایت عملیات نظامی برای «تأمین منافع پایدار آمریکا» تعریف شده و نخستین درگیریهایش در همین خلیجفارس در واکنش به مینریزیهای زمان جنگ ایران و عراق رقم خورد. امروز هم در اسناد رسمی این فرماندهی، «مهار ایران» به عنوان یکی از خطوط اصلی مأموریت ذکر شده؛ نشانهای روشن از اینکه از دید واشنگتن، بخش مهمی از این معماری امنیتی هنوز بر محور کنترل ایران میچرخد. اما تابستان ۱۳۹۰ صحنه عوض شد و فرمانده معزز کل قوا دستور حضور در آبهای بینالمللی را صادر فرمودند. رهبر معظم انقلاب همچنین در دیدار فرماندهان نیروی دریایی در سال 1397، صریحا گفتند نیروی دریایی باید «عقبماندگی گذشته» را جبران کند، حضورش در خلیجفارس و دریای عمان را به ابزاری برای «حفظ منافع کشور» تبدیل کند و اجازه ندهد «قدرتهای زورگو» با تکیه بر حضور نظامیشان سرنوشت ملتهای منطقه را تعیین کنند. ایشان در تاکیداتشان، نیروی دریایی ارتش را «راهبردی» نامیدند و اعلام کردند حضور این نیرو در آبهای آزاد و بینالمللی برای «دفاع از سیاستهای جمهوری اسلامی» طراحی شده است؛ تعبیری که نشان میداد مأموریت دریایی، از حفاظت ساحل، به ابزار پیشبرد راهبردهای کلان کشور ارتقا یافته است.
امروز وقتی از قدرت دریایی ایران حرف زده میشود، این بحث دیگر در حد شعار باقی نمانده است. ناوگروه ۸۶ نیروی دریایی ارتش با ناوشکن تمام ایرانی «دنا» و ناوبندر «مکران» در یک مأموریت ۸ ماهه بیش از ۶۳ هزار کیلومتر دریانوردی کرد، از بندرعباس حرکت کرد، اقیانوسهای هند، آرام و اطلس را درنوردید و با دور زدن ۳۶۰ درجهای کره زمین به آبهای سرزمینی ایران بازگشت؛ رخدادی که در گزارشهای داخلی و خارجی به عنوان نخستین سفر اقیانوسیِ کاملاً بومی در تاریخ ایران ثبت شد.
این فاصله از «جولان ناوهای بیگانه در حیاط خلوت ایران» تا «تنظیم محاسبات نظامی قدرتهای بزرگ با توان دریایی جمهوری اسلامی»، همان شکافی است که این گزارش میخواهد آن را شرح دهد: ارتش چگونه در دریا به نقطهای رسیده که دیگر فقط از مرز دفاع نمیکند، بلکه در حمایت از مردم ایران و تحقق اهداف کلان جمهوری اسلامی، بخشی از معادله قدرت منطقهای و فرامنطقهای شده است.
* اکنونِ نیروی دریایی ارتش
صحنه امروز دریا هیچ شباهتی به دهههای گذشته ندارد. صبح روز گذشته، امیر دریادار «شهرام ایرانی» در آیین تجدید میثاق با آرمانهای حضرت امام خمینی(ره) خبر داد «۲ ناوگروه نیروی دریایی ارتش هماکنون در اقیانوسها مشغول مأموریت هستند» و با وجود جنگ روانی غرب «دنیا به ایران به عنوان یک قدرت دریایی نگاه میکند». او توضیح داد این ۲ ناوگروه در ۲ پهنه اقیانوسی مستقل فعالیت میکنند، در ۲ رویداد بینالمللی حضور یافتهاند و قرار است در رزمایشهای مرکب نیز شرکت کنند.
فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش یادآوری کرد مأموریت امروز این نیرو ادامه همان مسؤولیتی است که در سالهای جنگ تحمیلی تعریف شد: «اولویت نیروی دریایی ارتش محافظت از اقتصاد دریایی ایران است». وی افزود: در «دفاع مقدس ۱۲ روزه»، وظیفه اصلی نیروی دریایی «تأمین امنیت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران و باز نگه داشتن مسیرهای مواصلاتی» بود و این مأموریت اکنون در مقیاسی بسیار بزرگتر ادامه دارد.
تحولات اخیر نشان میدهد این جملات صرفاً یک توصیف کلی نیست. مهمترین نشانه این تغییر، مأموریت جهانی ناوگروه ۸۶ بود؛ مأموریتی که اردیبهشت ۱۴۰۲ با بازگشت ناوشکن تمام ایرانی «دنا» و ناوبندر «مکران» به بندرعباس پایان یافت. این ناوگروه در یک سفر ۸ ماهه بیش از ۶۵ هزار کیلومتر دریانوردی کرد و با هدف طی یک دور کامل ۳۶۰ درجه در کره زمین، ۴ بار از خط استوا عبور کرد. پهلوگیری در ۵ بندر بزرگ جهان - بمبئی، جاکارتا، ریودوژانیرو، کیپتاون و صلاله - یکی از کمسابقهترین مأموریتهای تاریخ نیروی دریایی ایران را رقم زد.
در این سفر، نکتهای که بیش از هر چیز توجه تحلیلگران را جلب کرد، استقلال کامل پشتیبانی ناوگروه بود. در روایت رسمی آمده است: «همه خدمات مورد نیاز، پشتیبانی فنی، قطعات یدکی، تعمیرات و حتی سوختگیری، با تکیه بر ظرفیتهای درون ناوبندر مکران انجام شد». همه این تجهیزات ایرانی بود؛ مسالهای که سطح خوداتکایی صنعت دریایی کشور را به نمایش گذاشت و باعث شد این عملیات در برخی ارزیابیها «غیرقابل باور» توصیف شود.
در کنار این دستاورد، عبور چهارباره از خط استوا و پهلوگیری در ۵ بندر کلیدی، رکوردی تازه در تاریخ دریانوردی نظامی ایران ثبت کرد؛ رکوردی که معنایش روشن است: ارتش دیگر تنها یک «نیروی ساحلی» نیست، بلکه بازیگری فعال در اقیانوسهاست. این سطح از حضور، تصویر ایران را در محاسبات دریایی قدرتهای بزرگ تغییر داد.
* تسلیحاتی که چهره دریا را عوض کرد
همزمان با هفته نیروی دریایی، ساختار عملیاتی ارتش یک گام دیگر به سوی ارتقای قدرت دریایی برداشت. ۲ شناور جدید «پایگاه شناوری جمهوری اسلامی ایران - کردستان» و «ناوشکن جمهوری اسلامی ایران - سهند» بر اساس تجربههای چند سال اخیر و نیازهای آینده به سازمان رزم نداجا افزوده شدند؛ افزایشی که نتیجه حضورهای مکرر در رزمایشها، دریانوردیهای دوربرد و شناخت دقیق نیازهای عملیاتی بدنه نیرو توصیف میشود.
* ارتقای فنی سهند؛ از بازطراحی تا افزایش توان دفاعی
گزارشهای رسمی نشان میدهد ناوشکن سهند جدید، نسخهای کاملاً ارتقایافته نسبت به نمونه قبل است. طول شناور در نسخه جدید ۸ متر افزایش یافته؛ تغییری که پایداری بدنه را بالا برده و ظرفیت حمل تجهیزات را توسعه داده است. در بازطراحی سهند، سامانههای پدافند هوایی به صورت کامل بهروزرسانی و توان درگیری با اهداف ارتفاع پست و میانبرد تقویت و سامانههای اطلاعاتی، سیگنال و جنگال نیز بهینهسازی شده است.
مهمترین ارتقا اما در بخش پدافندی رخ داده است. سهند جدید توان شلیک ۱۸ فروند موشک پدافندی را دارد؛ ظرفیتی که در ادبیات کارشناسی «جهشی محسوس در توان دفاع نزدیک و منطقهای» این کلاس از شناورها ارزیابی میشود.
* سانحه، نگرانی و یک احیای کمسابقه
تیرماه ۱۴۰۳ سهند در اسکله بندرعباس دچار سانحه شد و غرق شدن آن موجی از نگرانی در میان افکار عمومی ایجاد کرد اما تنها ۱۴ روز پس از حادثه، دریادلان نداجا با عملیات فنی و امدادی بیوقفه، این ناوشکن را دوباره به سطح آب بازگرداندند. این عملیات در روایت رسمی «برای نخستینبار در این سطح و در دنیا بینظیر» توصیف شد؛ نکتهای که به دلیل وزن فنی و پیچیدگیهای احیای یک شناور سنگین، توجه تحلیلگران حوزه دریا را نیز به خود جلب کرد. بازگشت سهند به چرخه عملیاتی، پیام روشنی داشت: ناوشکنهای ایرانی تنها ساخته نمیشوند، بلکه در سختترین شرایط نیز احیاشدنیاند.
* تسلیحات جدید روی ناوبندر کردستان
تصاویر منتشرشده از ناوبندر «کردستان» نشان از یک شناور رزمی - پشتیبانی کاملاً مسلح دارد. در قسمت جلوی عرشه، ۸ فروند موشک کروز ضدکشتی قادر و قدیر با بردهای ۲۰۰ و ۳۰۰ کیلومتر نصب شده است؛ بردی که این شناور را از یک پایگاه شناوری ساده فراتر میبرد و آن را به بخشی از شبکه آفندی نیروی دریایی راهبردی ارتش تبدیل میکند. در کنار این توان تهاجمی، کردستان به سامانه پدافند هوایی عمودپرتاب «نواب» نیز مجهز است؛ سامانهای تولید متخصصان وزارت دفاع که نخستینبار در ناوهای کلاس شهید سلیمانی نصب شد. موشک نواب با برد ۲۵ کیلومتر طراحی شده و برای درگیری با اهداف ارتفاع پست مانند پهپادها و موشکهای کروز به کار میرود. این سامانه با کلاهک انفجاری مجاورتی، نقش دفاع نزدیک شناور را تقویت میکند و به گفته طراحان، برای مقابله با تهدیدهای نوظهور در محیطهای دریایی مخاصمهآمیز توسعه یافته است.
الحاق سهند ارتقایافته و ناوبندر کردستان نشان میدهد روند توسعه نیروی دریایی ارتش فقط در مقیاس عملیاتهای دوربرد پیش نمیرود، بلکه زیرساختهای فنی - رزمی نیز همزمان در حال ارتقاست. از افزایش برد عملیات گرفته تا ارتقای پدافند چندلایه و ساخت شناورهای چندمنظوره، نشان از یک مسیر مشخص دارد: تثبیت قدرت دریایی ایران در سطحی که پیشتر تصور نمیشد.
* دریاداران چه میگویند؛ روایت رسمی مسیر قدرت دریایی ایران
گفتههای فرماندهان ارتش و سپاه، جهت حرکت قدرت دریایی ایران را روشنتر میکند؛ جهتی که از یک توصیه راهبردی آغاز شد و امروز به یک قالب عملیاتی پایدار تبدیل شده است. امیر دریادار حبیبالله سیاری در یادآوری نقطه آغاز این مسیر میگوید: «یک روز رهبر انقلاب گفتند اگر نیروی دریایی از پشت این جزایر خلیجفارس بیرون بیاید و به دریای عمان برود، میشود نیروی دریایی». اشاره او به مرداد 90 و سفر رهبر انقلاب به بندرعباس است؛ زمانی که برای نخستینبار بحث تأسیس مناطق دریایی جاسک و کنارک و شکلگیری منطقه دوم ولایت و منطقه سوم نبوت مطرح شد. این ساختار تازه، در واقع نقشه راه تبدیل نیروی دریایی از یک نیروی ساحلی به یک نیروی راهبردی بود.
* مأموریت ۸۶؛ تحقق عملی فرمان
دریادار شهرام ایرانی، سال 1402 در گفتوگو با «وطن امروز» مأموریت ناوگروه ۸۶ را اجرای کامل همین مسیر توصیف کرد: «در ماموریت ناوگروه ۸۶، تمام فرامین رهبر انقلاب خطاب به نیروی دریایی ارتش در تمام حوزهها اجرایی شد». وی ۳ محور از عوامل موفقیت را برشمرد: «خوداتکایی و خودکفایی»، «ایمان و امید همرزمان» و «احترام به قوانین ملتهایی که در مرز آنها حضور پیدا کردیم». ترکیبی که هم ستون فنی - عملیاتی مأموریت را تشکیل میدهد و هم ستون رفتاری آن را.
فرمانده نداجا توضیح داد این عملیات فقط یک دریانوردی طولانی نبود، بلکه پیام خارجی مشخصی داشت. وی بیان کرد در برزیل، پهلوگیری ناوگروه ایران با «صدوبیستمین سالگرد آغاز ارتباط ایران و برزیل» همزمان شد و تبدیل به صحنهای برای نشان دادن توانمندیهای ایران و جوانان ایرانی شد؛ آن هم «در شرایطی که دشمنان میخواستند نمایش دهند ایران نمیتواند و کارآمدی ندارد». به گفته امیر ایرانی، مسیر انتخابشده در این مأموریت، مسیری بود که بسیاری از متخصصان دریایی «امکان عبور از آن را ناممکن میدانستند». وی نتیجه را چنین خلاصه کرد: این سفر «پروژه ایرانهراسی و مثلث شوم تحریم، تهدید و توطئه» را به چالش کشید و نشان داد «مردم ایران انزواپذیر و تحریمپذیر نیستند».
* سپاه؛ مدل مکمل «دفاع نزدیک در دوردست»
در کنار ارتش، سپاه نیز مسیری متفاوت اما مکمل را دنبال میکند. سردار شهید سپهبد «حاجحسین سلامی» در مراسم الحاق ناو پهپادبر شهید باقری با تأکید بر ضرورت امتداد قدرت دریایی ایران گفته بود: «ما مجبوریم ظرفیت جنگ نزدیک در دور را به دست آوریم و قابلیتهای دفاعی خود را به هر نقطه دلخواهی از دریاها امتداد دهیم». وی توصیفی ارائه داده بود که نشاندهنده نوع دیگری از قدرت دریایی است: «این یک یگان رزم دریایی کامل است که میتواند یک بار سیاره زمین را دور بزند، میتواند یک سال مستقل در آبهای آزاد باقی بماند، میتواند در دوردست موشکهای دوربرد کروز را شلیک کند... و میتواند پهپادهای متعددی را از خود عبور دهد». این رویکرد، تصویری از دکترین مکمل سپاه ارائه میدهد؛ حضور در دورترین نقطه ممکن ولی برای دفاع نزدیک از منافع ملی. به عبارت دقیقتر، سپاه همان الگوی ارتش را در شکل متفاوتی دنبال میکند؛ ارتش با شناورهای سنگین و مأموریتهای کلاسیک و سپاه با یگانهای پهپادبر، موشکی و رزمی چندمنظوره.
اظهارات فرماندهان نشان میدهد قدرت دریایی ایران امروز دیگر فقط مجموعهای از تجهیزات نیست، بلکه یک «طرح کلان» است که هم زیرساخت دارد، هم دکترین، هم روایت و هم پیام. خروج از خلیجفارس و حضور در اقیانوسها، یک حرکت نمادین نیست؛ بخشی از معماری امنیتی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران است که اکنون ارتش و سپاه به طور موازی آن را پیگیری میکنند.
تحولات چند سال اخیر فقط ظرفیت عملیاتی نیروی دریایی را تغییر نداده، بلکه گفتمان جدیدی درباره جایگاه ایران در دریا ساخته؛ گفتمانی که بر اساس دادههای رسمی، به وضوح ۴ هدف کلان را دنبال میکند و در حال بازتعریف نسبت ایران با ساختار قدرت جهانی است.
* شکل دادن به «باشگاه قدرت» در دریا
ایران عملاً به نقطهای رسیده که کشورهای مختلف برای شرکت در رزمایشهای مشترک، مسیرهای طولانی را طی میکنند تا به آن برسند. این روند، نشانه شکلگیری نوعی «باشگاه قدرت دریایی» است؛ جایی که حضور در کنار ایران بخشی از مناسبات امنیتی کشورهای عضو شده است. رزمایشهای مرکب اخیر، از همین روند پرده برمیدارد: ایران دیگر صرفاً شرکتکننده نیست، بلکه «میزبان» و «محور» رزمایشهای چندملیتی است.
* حضور فعال در آبهای بینالمللی؛ نمایش قدرت و تأمین منافع
بر اساس دادههای گزارششده، هدف نخست ایران حضور جدی و مستمر در آبهای آزاد است؛ حضوری که ۲ اثر دارد:
اثر روانی: تغییر ذهنیت جهانی نسبت به توان نظامی و دریایی ایران
اثر اقتصادی: حفاظت از خطوط تجارت دریایی و منافع اقتصادی ایران
این حضور نهتنها نشانه قدرت است، بلکه ابزاری برای تثبیت جایگاه ایران در معادلات امنیتی و اقتصادی منطقهای و فرامنطقهای محسوب میشود.
* دستیابی به «قدرت برتر دریایی»؛ امنیت ایران و محور مقاومت
هدف دوم ایران، ورود به جمع کشورهایی است که به لحاظ دریایی در رده قدرتهای برتر قرار میگیرند. این هدف ۲ کارکرد راهبردی دارد:
- تأمین امنیت ملی ایران در محیطی که تهدیدات آن اغلب فرامنطقهای است.
- پشتیبانی از محور مقاومت و ایجاد بازدارندگی فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران.
این نگاه، قدرت دریایی را نه صرفاً یک توان رزمی، بلکه یک لایه از امنیت منطقهای معرفی میکند که برد آن تا هزاران کیلومتر فراتر از مرزهای ایران امتداد دارد.
* دفاع از کشور در دوردست؛ جلوگیری از نزدیک شدن تهدید
سومین هدف ایران، دفاع از کشور «در دوردست» است. این نگاه مبتنی بر این اصل است که تهدید نباید به سواحل ایران برسد. بر اساس این گفتمان، حضور در اقیانوسها ابزار دفاع از مرزهاست؛ دفاعی که به جای «انفعال ساحلی»، «پیشگیری فعال در دوردست» را دنبال میکند. تبدیل این ایده به عملیاتهای واقعی، در مأموریت ۳۶۰ درجه و رزمایشهای مرکب اخیر دیده شد.
* تبدیل ایران به یک بازیگر مؤثر جهانی
هدف چهارم، بلندپروازانهتر از همه است: ایران قصد دارد خود را به عنوان یک بازیگر مؤثر جهان تثبیت کند. این هدف، پیوند مستقیم با امنیت ملی دارد.
برای کنشگری در سطح جهان، کشور باید امنیت پایدار در دریا داشته باشد و برای امنیت پایدار، باید قدرت دریایی خود را به سطح کشورهای برتر برساند.
در این چارچوب، توسعه شناورهای سنگین، یگانهای پهپادبر، حضور در آبهای آزاد و رزمایشهای بزرگ، ابزارهای عملیاتی این چشمانداز است.
قدرت دریایی ایران امروز صرفاً مجموعهای از شناورها و رزمایشها نیست؛ نقشهای از تغییر جایگاه ایران در معادلات امنیتی و راهبردی جهان است. از روزهایی که ناوهای بیگانه در خلیجفارس تعیینکننده صحنه بودند تا امروز که ۲ ناوگروه ایرانی همزمان در اقیانوسها مأموریت اجرا میکنند، یک مسیر روشن دیده میشود: تبدیل ایران از یک بازیگر ساحلی به بازیگر اقیانوسی. مأموریت ۳۶۰ درجه، الحاق شناورهای جدید، ارتقای سهند، توسعه یگانهای پهپادبر سپاه و حضور ایران در رزمایشهای چندملیتی، همه بخشی از این روایتند. هدف این روند نیز روشن است: دفاع از ایران در دوردست، تأمین امنیت اقتصادی کشور، ایجاد بازدارندگی فرامنطقهای و ورود به جمع قدرتهای برتر دریایی. ایران در دریا فقط از مرزهای خود حفاظت نمیکند، بلکه در حال تثبیت نقشی است که پیامدهای آن از امنیت ملی تا سیاست خارجی امتداد دارد.