10/آذر/1404
|
00:17
پرسپولیس و نقطه ضعفی به اسم گل خوردن در ضربات ایستگاهی

درد مزمن

مهدی مرسلی: پرسپولیس این روزها در ظاهر تیمی است که با بازگشت اوسمار ویرا دوباره فرم گذشته را به دست آورده؛ تیمی که در فاز حمله جان گرفته، با ریتمی تندتر بازی می‌کند و دوباره از آن میل همیشگی برای حمله بهره می‌برد اما ورای این پوسته زیبا، زخمی قدیمی هنوز در عمق ساختار تیم باقی مانده؛ زخمی که نه با تعویض سرمربی درمان شده و نه با تغییرات تاکتیکی کم‌رنگ‌: گل خوردن از شروع‌ مجدد.
این ضعف، اتفاقی مقطعی نیست. زخمی عمیق است که بیش از ۲ فصل بدنه پرسپولیس را زخمی کرده، امتیاز از تیم گرفته، مربی عوض کرده و در نهایت حالا در حساس‌ترین مقطع فصل دوباره خودش را در بازی با شمس‌آذر نشان داد. این‌بار نیز روی یک ضربه کرنر، تیم اوسمار ویرا تسلیم شد؛ گلی که بیش از یک گل، یادآور یک کابوس تکراری بود.
* بازگشت ویرا؛ جان تازه در حمله اما درد پابرجا
اوسمار ویرا توانست پرسپولیس را دوباره هجومی کند. بازی‌هایش سرعت گرفته، توپ از پاها سریع‌تر حرکت می‌کند و مهاجمان با اعتمادبه‌نفس بیشتری عمل می‌کنند اما فوتبال فقط حمله نیست. تیمی که در فاز دفاعی دچار ضعف ساختاری باشد - اگر زیبا هم بازی کند - دیر یا زود تاوان می‌دهد.
گل شمس‌آذر حاصل یک اشتباه فردی نبود؛ محصول یک الگوی تکرارشونده بود. درست همان الگوی تلخی که از روزهای خوآن کارلوس گاریدو کلید خورد و هنوز هم در قالب‌های مختلف ادامه دارد.
* آغاز بحران؛ وقتی یک اشتباه کوچک به عادت تبدیل شد
فصل گذشته، با ورود گاریدو به ایران، پرسپولیس ناگهان از جایی ضربه خورد که پیش از آن کمتر دیده شده بود: شروع‌ مجددها. در همان ۲ هفته اول، پرسپولیس یک‌بار با اوت دستی و بار دیگر با ضربه آزاد غیرمستقیم تسلیم شد. در ادامه فصل نیز اشتباهات ادامه یافت تا اینکه بازی با مس رفسنجان حکم سقوط نهایی گاریدو را امضا کرد.
شگفت‌انگیزتر اینکه تیم‌های مسعود شجاعی تا قبل از آن مسابقه حتی یک گل از روی کرنر نزده بودند اما در همان مسابقه ۲ بار از همین نقطه دروازه پرسپولیس را باز کردند. این یعنی ضعف ساختاری کاملاً آشکار شده بود. گاریدو رفت اما ضعفش نه! 
* کارتال هم نتوانست نسخه‌ای برای این درد بنویسد
فکر می‌شد با رفتن گاریدو و آمدن اسماعیل کارتال، این بحران مدیریت شود اما زمان نشان داد تنها نام‌ها عوض شده‌اند، نه مشکلات. پرسپولیس از آغاز فصل گذشته تا امروز ۴۱ گل دریافت کرده و نکته‌ تکان‌دهنده اینجاست: ۲۰ گل - تقریباً نیمی از گل‌های خورده تیم - روی شروع‌ مجدد بوده است.
این آمار نه فقط هشداردهنده، بلکه برای تیمی با ادعای قهرمانی، واقعاً خطرناک است. ضعف در ضربات ایستگاهی و کرنر، پرسپولیس را از تیمی قدرتمند و متکی بر ساختار، به تیمی آسیب‌پذیر تبدیل کرده است.
* عددهایی که درد را فریاد می‌زنند
در ۵۲ مسابقه اخیر پرسپولیس، ۲۰ گل از شروع‌ مجددها دریافت شده؛ یعنی به طور متوسط هر ۲.۶ مسابقه یک گل. برای مقایسه، کافی است بدانیم در ۳ فصل قبل از آن - یعنی در ۱۰۸ بازی - همین ۲۰ گل دریافت شده بود.
این یعنی حجم گل‌های پرسپولیس از شروع‌ مجدد در کمتر از ۲ فصل اخیر مساوی است با مجموع ۳ فصل قبل از آن. چه چیزی واضح‌تر از این برای اثبات عمق بحران؟
* شمس‌آذر؛ گره ضعف پرسپولیس و قدرت حریف
بازی با شمس‌آذر از یک جهت دیگر هم هشدارآمیز بود: این تیم قزوینی یکی از خطرناک‌ترین تیم‌های لیگ روی ضربات ایستگاهی است.
در میان ۹ گل فصل‌شان، ۳ گل - یعنی ۳۳ درصد - روی شروع‌مجدد بوده است. این میزان، آماری فوق‌العاده است.
بنابراین، تقابل شمس‌آذر و پرسپولیس، برخورد نقطه‌ضعف تیم پایتخت با نقطه‌قوت حریف بود؛ و همین شد که روی یک کرنر، پرسپولیس دوباره هزینه داد.
* چرا ضعف اصلاح نمی‌شود؟
از نگاه احساسی و فنی، دلایل زیر قابل‌ توجه‌ است:
1- نظم نامناسب در دفاع منطقه‌ای
بازیکنان در لحظه‌های آخر تمرکز لازم را ندارند و جابه‌جایی‌های‌شان دقیق نیست.
2- عدم هماهنگی بین دروازه‌بان و مدافعان مرکزی پرسپولیس در ضربات ایستگاهی باز نمی‌شود؛ یا بیش از حد فضا می‌دهد یا بیش از حد جلو می‌آید.
3- کمبود قدرت بدنی در نبردهای هوایی
نسبت به تیم‌های رقیب، برتری در ضربات سر وجود ندارد.
4- فشار روانی آمار تلخ گذشته
وقتی تیم چند بار از یک نقطه ضربه می‌خورد، ذهن ناامن می‌شود. ذهن ناامن هم اشتباه می‌کند.
همه اینها در نهایت یک خروجی دارد: پرسپولیس نمی‌تواند شروع‌ مجددها را کنترل کند.
* اوسمار! چالش واقعی همین‌جاست
اوسمار ویرا تاکنون توانسته فاز حمله را احیا کند و تیم را از روزهای سخت نجات دهد اما برای اینکه تیمش مدعی اصلی باشد، باید بزرگ‌ترین ضعف ساختاری این ۲ سال را ترمیم کند.
تیم‌هایی که می‌خواهند قهرمان شوند، روی شروع‌ مجدد نه‌تنها آسیب نمی‌بینند، بلکه خودشان از آن به عنوان سلاحی در ضدحمله استفاده می‌کنند. پرسپولیس این بخش از فوتبال را ۲ فصل است از دست داده.
* جمع‌بندی؛ درد کهنه‌ای که وقت درمانش رسیده
پرسپولیس اگرچه پیروز قزوین شد اما باز هم از همان زخم قدیمی ضربه خورد. این تیم امروز از نظر هجومی تیمی شاداب و امیدوارکننده است اما هر بار توپ در نقطه کرنر قرار می‌گیرد یا ضربه ایستگاهی اعلام می‌شود، اضطرابی جمعی بر مدافعانش سایه می‌اندازد.
تا زمانی که این مشکل حل نشود، هیچ بردی کامل نیست و هیچ پیروزی‌ای تضمین آینده نخواهد بود.
این درد، قدیمی است اما درمان دارد؛ اگر واقعاً گوش شنوا وجود داشته باشد.

ارسال نظر
پربیننده