
امیر علی عسگری
"«دختر پریخانم» سینمایی فانتزی از مردی تنهاست که در خانهای بزرگ و ویلایی، با مادری که سالهاست در کما بهسر میبرد، زندگی میکند. بخش عمدهی روایت در همین خانه میگذرد"من از آن دسته آدمها نیستم که بخواهم خیلی به هنرمندان سخت بگیرم؛ در وهلهی اول، باید برای خلق اثر از هنرمند تشکر کرد. شاید از نگاه برخی منتقدان، این یادداشت بیش از حد با فیلم سینمایی «دختر پریخانم» راه آمده و به آن بها داده باشد؛ اما نه من منتقدم و نه این متن، نقد است. این نوشته، یادداشتِ دانشجویی بازیگوش و علاقهمند به سینماست.
خان اول؛ دنیای خوشلعاب «دختر پریخانم»قاببندی مناسب، تصویربرداری چشمنواز و طراحی صحنهی درستودرمان، از ابتداییترین مؤلفههای یک فیلم قابلقبولاند. همین عناصر میتوانند مخاطبِ اهل هنر را روی صندلی نگه دارند و مدتی با قابهای زیبا سرگرم کنند.انصافاً تیم عریضوطویل فیلمبرداری، تمام تلاش خود را برای رسیدن به این قابهای درست به کار بسته است؛ بهطوریکه احتمالاً هنگام تماشای اثر، نگاهتان به نامزد احتمالی سیمرغ فیلمبرداری میافتد.
خان دوم؛ صدابرداری، صداگذاری و تدوینفیلمی سینمایی از بنیاد فارابی(و البته همکاری بخشه خصوصی) که شخصیتهای اصلی مرد و زن آن هر دو گویندهاند، طبیعتاً باید در بخش صدا حرفی برای گفتن داشته باشد. صدابرداری و صداگذاری، از ارکان دراماتیک چنین فیلمی است و خوشبختانه تیم صدا توانسته رضایت نسبی مخاطب را جلب کند.در کنار آن، تدوین نیز در هماهنگی با تصویر، کوشیده گسل عمیق فیلم را تا حد امکان لاپوشانی کند؛ تلاشی قابلتشخیص، اما نه چندان موفق.
خان سوم؛ بازیگری و بازیگردانی، نه به قوت دو خان قبلیسهنا نیستی در نقش اول زن، بازی قابلقبولی ارائه میدهد و حتی ممکن است نامزد سیمرغ شود؛ اما با توجه به بلندپروازی نقش، بعید است به پای سیمرغ داستان برسد.در این میان، این پرسش نیز مطرح است که مرضیه برومندِ بزرگ چرا پس از شانزده سال، بازگشت خود به جایگاه بازیگری سینما را با چنین پروژهای رقم زده است؟تقریباً تمام شخصیتهای فیلم ـ از فرشته گرفته تا تعمیرکار، پستچی و… ـ زن هستند و بازیگر مکمل مرد، احتمالاً گربهای است که در فیلم پرسه میزند! بازی نقش اصلی مرد ـ تنها بازیگر مرد فیلم ـ نیز چندان برایم دلپذیر نبود. این را هم باید افزود که برخی از شخصیتهای فرعی، بازیهای ضعیفی از خود به نمایش میگذارند.
شکست هنر هفتم در خان چهارمهمهی خانهایی که کارگردان از آنها گذشته، در نهایت ظاهری زیبا برای غذایی فراهم کردهاند که طعمی بهیادماندنی ندارد. اصلا خیلی قبل تر از آنکه به خان هفتم برسیم فیلم شکست خورده است.«دختر پریخانم» بعید است اقبال عمومی را با خود همراه کند؛ ریتمی کند دارد، نه شروعی گیرا، نه پایانی قابلتأمل و نه گره ذهنیای که مخاطب را تا انتها با خود بکشد. فیلم از همان ابتدا، با فصلبندی و تمهیدات بیرون از قاب، مدام میکوشد هویت فانتزی خود را به مخاطب یادآوری کند؛ اصراری که بیش از آنکه قانعکننده باشد، به تکرار میانجامد.خط روایی و گره فیلم دقیق مشخص نیست و بعضی اتفاقات با دنیای فیلم و بازی بازیگران جور در نمیآید و به قول بزرگتر هایی دنیای نقد فیلم "در نیامده است"،کوشیدم بر وجوه مثبت اثر تمرکز کنم و نگوییم این فیلم «ماقبل نقد» است؛ اما واقعیت این است که «دختر پریخانم» بیش از آنکه موضوع نقد باشد، مسئلهی تماشاست. واکنشهای سالن نیز همین را تأیید میکرد: مخاطبانی مشغول کار با گوشی، گفتوگوهای پراکنده، چند نفری که چرت میزدند و عدهای که پیش از پایان فیلم، سالن را ترک کردند.