05/اسفند/1404
|
00:41
نگاه

پهلوی بر وزن چلبی

مهدی حسنی: آش دریوزگی و خیانت اپوزیسیون خارج‌نشین و تقلای ربع پهلوی برای کشاندن پای بیگانگان و حمله نظامی به خاک ایران چنان شور شده که حتی رسانه‌های غربی و اندیشکده‌های آمریکایی نیز خطر درغلتیدن آمریکا به فاجعه‌ای جدید و تکرار سناریوی «احمد چلبی» را به سردمداران کاخ سفید گوشزد می‌کنند. آنان با صورت‌بندی ایده‌ای تحت عنوان سندرم چلبی، در حال هشدار به سیاستمداران خود هستند که در دام پهلوی گرفتار نشوند. سندروم چلبی به وضعیت آن دسته از چهره‌های سیاسی تبعیدی اشاره دارد که به دلیل فقدان پایگاه و مشروعیت مردمی در داخل کشور خود، تلاش می‌کنند از طریق لابی‌گری و ترغیب قدرت‌های خارجی به مداخله نظامی، مسیر رسیدن به قدرت را هموار کنند. احمد چلبی، سیاستمدار تبعیدی عراقی بود که پیش از سال ۲۰۰۳ با ارائه اطلاعات غلط و فریب سیاستمداران آمریکایی، نقش مهمی در توجیه حمله نظامی به عراق ایفا کرد. با این حال، پس از اشغال نظامی، مشخص شد او و جریان متبوعش کمترین جایگاهی در میان مردم عراق ندارند و این مداخله تنها به جنگ داخلی و بی‌ثباتی عمیق انجامید. بتازگی چند گزارش در رسانه‌های غربی منتشر شده است که بر این ایده تاکید می‌کنند و مسیر پهلوی را همان مسیر چلبی می‌دانند. 
* لابی‌گری برای جنگ و توهم قدرت
پایگاه تحلیلی «ریل‌کلیر دیفنس» از این نقطه آغاز می‌کند که تحرکات اخیر پهلوی، پرده از نیت واقعی او برای کشاندن پای بیگانگان به یک درگیری نظامی برداشته است: «آنچه بشدت نگران‌کننده است، لابی‌گری قدرتمند رضا پهلوی، پسر شاه مخلوع ایران، برای مداخله نظامی ایالات متحده در این کشور است. در ماه‌های اخیر - با شدتی فزاینده در همین چند هفته گذشته - او ادبیات مقاومت مدنی خشونت‌پرهیز را به نفع حمایت علنی از اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل کنار گذاشته. او دیگر تنها خود را به عنوان یک چهره اپوزیسیون مطرح نمی‌کند، بلکه فعالانه در حال لابی‌گری است تا به قیمت هزینه مالیات‌دهندگان آمریکایی، ذی‌نفعِ یک مداخله نظامی خارجی شود». نویسنده با هشدار نسبت به این رویه می‌افزاید: «ما این فیلم را قبلاً دیده‌ایم و می‌دانیم چگونه تمام می‌شود». این پایگاه غربی صراحتاً او را با خائنان به عراق مقایسه و تأکید می‌کند: «بسیاری استدلال می‌کنند رضا پهلوی دقیقاً همانند احمد چلبی ربع قرن پیش عمل می‌کند. [پهلوی] از حاشیه امن تبعید، ایالات متحده را ترغیب می‌کند خطرات نظامی‌ای را بپذیرد که عواقب آن را خودش هرگز متحمل نخواهد شد».
 نویسنده در نهایت نتیجه می‌گیرد این لفاظی‌ها چه تبعاتی برای کشور دارد: «وقتی یک چهره تبعیدی در تلویزیون آمریکا ظاهر می‌شود تا علناً درخواست حملات هوایی ایالات متحده را بکند، تبلیغات جمهوری اسلامی را تایید می‌کند. هر مسیر عملی که ایالات متحده در نهایت انتخاب کند، ضروری است علناً و بی‌چون‌وچرا اعلام کند هیچ قصدی برای نصب پسر یک دیکتاتور مخلوع به عنوان پادشاه آینده ایران ندارد». 
* اپوزیسیون ازهم‌گسیخته و فقدان پایگاه مردمی
نشریه «فارن افرز» هم در تحلیلی جامع، وضعیت اسفبار ضدانقلاب و عدم انسجام آنها را بررسی کرده و ضمن این تحلیل، به مساله سندرم چلبی اشاره می‌کند: «این جنبش، بشدت از هم گسیخته است. اعضای آن به جناح‌های بسیاری تقسیم شده‌اند که غالباً با یکدیگر در تضاد هستند. دیاسپورای ایرانی، مستعد درگیری داخلی است». این نشریه با اشاره صریح به سندروم چلبی می‌نویسد: «حمایت اسرائیل از پهلوی این خطر را در پی دارد که روایت‌های جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه اپوزیسیون تحت حمایت خارجی است، تقویت شود. تحلیلگران ابراز نگرانی کرده‌اند که پهلوی ممکن است ثابت کند شبیه احمد چلبی است؛ تبعیدی برجسته عراقی که با موفقیت برای حمله ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳ کمپین کرد اما در نهایت نشان داد قادر به هدایت عراق به آینده پس از صدام نیست». فارن افرز در پایان با تأکید بر هراس عمومی از بازگشت استبداد می‌افزاید: «برای اقلیت‌های قومی و بسیاری از جمهوری‌خواهان ایرانی، نام پهلوی تداعی‌گر ترس از دیکتاتوری مجدد و قدرت پاسخ‌ناپذیر است». فارن افرز در تحلیل خود پرده از عمق تفاوت میان اپوزیسیون و زندگی مردم هم برمی‌دارد و نشان می‌دهد فراخوان‌های خارج‌نشینان تا چه حد با واقعیت‌های داخل کشور فاصله دارد: «فراخوان‌ها برای اقدامات حداکثری، زمانی که از برلین یا لس‌آنجلس صادر می‌شود، متفاوت از زمانی به گوش می‌رسد که از کرج یا کرمانشاه صادر شود». وضعیت پهلوی به قدری بغرنج است که حتی ضدانقلاب قسم‌خورده نیز او را به ایده چلبی‌سازی متهم می‌کند. در همین راستا، مجید رفیع‌زاده که از جمله معاندترین چهره‌های جنگ‌طلب اپوزیسیون است، پهلوی را به شیادی متهم می‌کند و می‌نویسد: «افشاگرانه‌ترین نکته، عجز و ناتوانی مطلق او در ارائه یک راهبرد مشخص برای ایجاد تغییر در داخل ایران است. هنگامی که درباره زیرساخت‌های سازمانی یا شبکه‌های مردمی در داخل کشور تحت فشارِ سوال قرار گرفت، هیچ طرح و برنامه دقیقی در چنته نداشت. در عوض، او به شکلی مکرر و ملتمسانه بر درخواست‌های خود برای مداخله نظامیِ ایالات متحده پافشاری کرد؛ رویکردی خائنانه که دقیقاً تداعی‌گر «احمد چلبی»، آن کلاهبردار و شیاد عراقی است».

ارسال نظر