19/بهمن/1404
|
01:02
مأموریت‌های سیاسی امروز ایران

جهش تولید و توسعه همکاری‌های نظم‌آفرین

محمدکاظم ضیائی‌فر: ایران در آستانه یک موقعیت تاریخی قرار گرفته است؛ موقعیتی که می‌تواند جایگاه کشور را در نظم جدید در حال شکل‌گیری، از نو تعریف کند. در این بازتعریف، 2 محور اساسی دیده می‌شود: جهش تولید و گسترش همکاری‌هایی که قابلیت نظم‌سازی دارند. 
بیانیه تحلیلی شبکه کانون‌های تفکر ایران (ایتان) با عنوان «فرصت ایران»، در زمانی منتشر شده که تحولات بین‌المللی مرز بین سیاست و اقتصاد را از میان برداشته است. جهانی که در آن، قدرت تنها در میدان نظامی یا دیپلماسی رسمی تعریف نمی‌شود، بلکه در توان تولید، زنجیره‌های تأمین و شبکه‌های همکاری اقتصادی معنا پیدا می‌کند.
این بیانیه با نگاهی واقع‌گرایانه به روند تضعیف هژمونی آمریکا و تغییر موازنه قدرت در نظام بین‌الملل، تأکید می‌کند ایران در آستانه یک موقعیت تاریخی قرار گرفته است؛ موقعیتی که می‌تواند جایگاه کشور را در نظم جدید در حال شکل‌گیری، از نو تعریف کند. در این بازتعریف 2 محور اساسی دیده می‌شود: جهش تولید و گسترش همکاری‌هایی که قابلیت نظم‌سازی دارند؛ 2 مؤلفه‌ای که امروز بیش از هر زمان دیگری به مأموریت سیاسی ایران تبدیل شده‌اند.
از منظر این بیانیه، «اقتصادی شدن سیاست» در ایران پدیده‌ای مقطعی یا تنها واکنش به فشارهای خارجی نیست. این روند ریشه در شکل‌گیری جمهوری اسلامی دارد؛ ساختاری که از ابتدا بر استقلال، عدالت استوار بوده و همواره تلاش کرده الگویی متفاوت از مسیر سلطه جهانی ارائه دهد. نزدیک شدن ایران به سطوح بالاتر پیشرفت اقتصادی، بدون عبور از این مبانی، به معنای اثبات عملی این الگو است؛ امری که به‌طور طبیعی بنیان‌های نظم پیشین جهانی را با چالش مواجه می‌کند.
* چرا مهار اقتصادی ایران به اولویت آمریکا تبدیل شد؟
در چنین شرایطی، تمرکز آمریکا بر مهار اقتصادی ایران قابل درک می‌شود. از فشارهای مالی، انسدادهای تجاری، عملیات روانی و القای ناکارآمدی، همگی در یک چارچوب معنا پیدا می‌کند و آن هم جلوگیری از ایجاد نمونه‌ای موفق از رشد مستقل بدون وابستگی به غرب است. به بیان دیگر، مساله صرفاً ایران نیست  مساله الگویی است که می‌تواند برای دیگر ملت‌ها الهام‌بخش باشد.
بیانیه «فرصت ایران» بر این نکته تأکید دارد که رشد اقتصادی، اگر با عدالت اجتماعی همراه شود، حامل پیامی روشن برای جهان اسلام خواهد بود؛ پیامی که نشان می‌دهد مانع اصلی پیشرفت ملت‌ها، فقط ضعف ساختارهای درونی نیست، بلکه بیش از هر چیز، ساختار سلطه و مناسبات تحمیلی قدرت‌های استعمارگر است. از این زاویه، دستیابی به رشد پایدار در تحقق نرخ‌های بالای رشد اقتصادی، دیگر یک هدف برنامه‌ای به شمار نمی‌آید، بلکه شرط اصلی ایفای نقش ایران در همکاری‌های منطقه‌ای و هدایت جهان اسلام در نظم جدید جهانی است. کم‌کاری در این مسیر، می‌تواند منطقه غرب آسیا را به سمت رقابت‌های فرسایشی و ناامنی اقتصادی بلندمدت سوق دهد.
* گذار از پارادایم انفعالی، لازمه پیشرفت در تولید
در این چارچوب، مفهوم «تولید» معنایی فراتر از افزایش کمّی کالا پیدا می‌کند. تولید، به‌مثابه فعال‌سازی تمام ظرفیت‌های انسانی، طبیعی و نهادی کشور برای خلق ارزش پایدار تعریف می‌شود. در مقابل، الگوی مسلط غربی با تقلیل نقش کشورهای پیرامونی به تأمین‌کننده مواد خام و نیروی کار ارزان، عملاً مانع شکل‌گیری جوامع مولد شده است. بر همین اساس، رفاه، امنیت و استقلال تنها در جامعه‌ای قابل تحقق است که توان تولید داشته باشد و کنترل زنجیره تأمین نیازهای اساسی خود را در دست بگیرد.
گزارش ایتان دستیابی به این هدف را مستلزم یک تغییر ذهنی می‌داند. آنچه از آن به عنوان «پارادایم انفعالی» یاد می‌شود، پیشرفت را امری بیرونی و وابسته به حل‌وفصل منازعه با آمریکا تلقی می‌کند و تصمیم‌های راهبردی را به سازوکارهای تحمیل‌شده جهانی گره می‌زند. نتیجه چنین نگاهی، توقف تولید، نادیده گرفتن توان داخلی و تبدیل چالش‌هایی مانند تحریم، ناترازی انرژی و فشارهای تورمی به بن‌بست‌های ذهنی است. در مقابل، گزارش بر ضرورت اتخاذ رویکردی فعال تأکید دارد؛ رویکردی که بر اعتماد به ظرفیت ملی و طراحی آگاهانه مسیر پیشرفت استوار است.
* 4 پیشران همکاری‌های نظم‌آفرین ایران
بر همین اساس، این  بیانیه 4 محور راهبردی را به ‌عنوان پیشران‌های همکاری‌های اثرگذار معرفی می‌کند. نخست، طرح «خزر استریم» که با انتقال و سوآپ گاز روسیه از مسیر ایران، امکان تبدیل کشور به مرکز اتصال بازارهای انرژی جنوب، شرق و غرب آسیا را فراهم می‌سازد. دوم، طرح «آسیای نو» که سرمایه‌گذاری چین در میادین نفتی ایران را با تقویت جایگاه بین‌المللی یوآن پیوند می‌زند و ساختار مالی دلارمحور را به چالش می‌کشد. سوم، طرح نفتی «اتحاد» که با پالایش نفت عراق در داخل ایران، زمینه هم‌افزایی اقتصادی و کاهش نفوذ آمریکا در معادلات انرژی منطقه را فراهم می‌آورد و در نهایت، نقش‌آفرینی ایران به‌عنوان هاب کشاورزی و غلات منطقه که می‌تواند جایگاه کشور را در معماری جدید امنیت غذایی تثبیت کند.
جهش تولید و توسعه همکاری‌های نظم‌آفرین، امروز یک شعار اقتصادی نیست، بلکه به زبان سیاست ایران در دوره گذار جهانی تبدیل شده است؛ مسیری که اگر با جسارت، و تصمیم‌های به‌موقع دنبال شود، می‌تواند «فرصت ایران» را از یک تحلیل مکتوب، به واقعیتی ملموس در آینده نظم جهانی بدل کند.

ارسال نظر