حسین زیبنده: یادداشت حاضر، با بررسی تجربه شبکه ملی اطلاعات در مواجهه با بحرانها و مشخصاً قطع اینترنت، عوامل مختلف عملکرد نهچندان مطلوب این شبکه در حل نیازهای مردم را بررسی میکند.
***
تا امروز شبکه ملی اطلاعات در قالب صورتبندیهای مختلف، مفهومپردازی شده است؛ از جایگزین کامل اینترنت بینالملل و برند اینترنت ملی تا امنیتبخش و ارتقادهنده کیفیت خدمات و ارتباطات داخلی. با این وجود، شبکه ملی اطلاعات در یک صورتبندی حداقلی و مورد توافق نگاههای مختلف، شبکهای پشتیبان و اضطراری است که تابآوری فضای مجازی کشور را در شرایط بحران ارتقا دهد و بتواند نیازهای اساسی کاربران را تأمین کند. در این صورتبندی، حتی شبکههای اجتماعی داخلی نیز نه به عنوان اصلیترین زیرساختهای ارتباطی و اجتماعی کشور که بخش عمده مردم در آن زیست کنند، بلکه به عنوان جایگزینی در نظر گرفته میشود که در شرایط بحران بتواند میزبان تمام ارتباطات کشور باشد.
بر این اساس، مزیت اصلی شبکه ملی اطلاعات، توان پاسخگویی به نیاز کاربران حتی در شرایط بحرانی، مانند قطع دسترسی به اینترنت است. این ویژگی حتی میتواند کاربر را متقاعد کند به واسطه پایداری و ثباتی که این شبکه دارد، نه تنها در شرایط بحران، بلکه به صورت دائم نیز در آن فعالیت کند و شبکه ارتباطی خود را بر بستر این شبکه داخلی توسعه دهد. مثلاً کانالها یا فروشگاههایی که در پیامرسانهای داخلی فعالیت میکنند، مزیت پایداری و ثبات را بر دیگر مزیتهایی که ممکن است در سکوهای خارجی وجود داشته باشد ترجیح دادهاند.
با این وجود، بهرغم تلاشها و پیشرفتهای شبکه ملی اطلاعات در سالهای اخیر و بهبود تجربه کاربری نسبت به سالهای 1396، 1398 و حتی ۱۴۰۱، این شبکه در اغتشاشات اخیر نتوانست آنچنان که باید، نقش اساسی و مزیتبخش خود را ایفا کند. با قطع دسترسی به خدمات داخلی در ساعات اولیه، محدودیت شبکههای اجتماعی داخلی تا چند روز و اختلال در برخی خدمات مکمل مثل احراز هویت، عملاً آن مزیت ثبات و پایداری ارائه خدمات در شرایط بحران نیز از دست رفت و شبکه ملی اطلاعات نتوانست به صورت قابل قبولی حتی در حد همان صورتبندی حداقلی مؤثر باشد.
تجربه اخیر موجب تقویت انگاره مزیتبخش نبودن و عدم تضمین ثبات و پایداری ارائه خدمت حتی بر بستر شبکه داخلی شد که میتواند پیامدهای ناگواری برای تلاشهای انجام شده درباره مهاجرت کاربران و ارائهدهندگان خدمات به بسترهای داخلی داشته باشد. نامطلوب بودن وضعیت ارائه خدمات در وقایع اخیر میتواند ناشی از عوامل و فرضیات زیر باشد.
1- شتابزدگی در تصمیمگیری: غافلگیری مسؤولان و اتخاذ تصمیمی شتابزده بدون طی کردن مسیر اصولی به واسطه فشار زمانی یا سطح بحران میتواند عاملی برای قطع کامل شبکه و بازگشت تدریجی آن باشد. این اگرچه ممکن است در ساعات اولیه پذیرفته باشد اما تداوم برخی مشکلات تا ساعتها بعد، نشان از چالشهای عمیقتر داشت.
2- خلأ لوازم اعمال حاکمیت: یکی از عوامل دیگر این است که مهیا نبودن لوازم حاکمیت دیجیتال حتی در شبکه ملی و سکوهای داخلی باعث شد این سطح از محدودیت اعمال شود. در این حالت بیش از آنکه شاهد یک زیستبوم حکمرانیشده باشیم، با کالبدی از شبکه ملی اطلاعات در سطح خدمات پایه و کاربردی مواجه هستیم که سازوکارها و ظرفیتهای اعمال اراده برای آن در نظر گرفته نشده است. مسائلی همچون نگرانی از پیامرسانی افراد تروریست بر بستر شبکههای داخلی، نگرانی از عدم کنترل شرایط روانی حتی در شبکههای داخلی و... نشان از توسعه کالبد شبکه ملی بدون فناوری نرم برای حکمرانی آن دارد. بر این اساس، لازم است با توجه به تجربههای اخیر، اولاً اختلالهای ناشی از محدودیت دسترسی در سطوح مختلف شناسایی (مثل خدمت OTP در صورت قطع سرشمارههای پیامک انبوه، پرداخت غیرآنلاین در صورت قطع شبکه و...) و سازوکارهای جایگزین آنها مشخص شود، ثانیاً لوازم و فناوریهای نرم برای حکمرانی بر خدمات پایه مثل پیامرسان و شبکه اجتماعی و حتی بهرهبرداری مثبت از آن برای کنترل و مدیریت بحران مهیا شود.
3- عدم تناسب سطوح بحران با ارائه خدمات: یکی از فرضیات دیگر نیز این است که اختلال در دریافت خدمات به دلیل آن است که اگرچه برخی خدمات پایه و کاربردی بر بستر شبکه ملی اطلاعات بومی شدهاند اما طراحی مناسبی برای سطح ارائه خدمت در شرایط اضطراری انجام نشده است. بر این اساس لازم است نخست پروتکل ارائه خدمت در شرایط اضطرار (مثل امکان فعالیت کانالها یا افراد احراز هویت شده در این سطح از محدودیت) تدوین شود، دوم متناسب با نیاز کاربران و کارکرد خدمات مختلف، نسخههای تابآور از خدمات برای رفع نیاز کاربران در شرایط بحران تهیه شود. یکی از مصادیق عینی عدم طراحی خدمت متناسب با سطح بحران، نوع نگاه به خدمات پایهای همچون موتور جستوجو است. در شرایط بحران، کاربر بیش از جستوجوی گسترده، به پاسخ سریع، قابل اتکا و کمهزینه نیاز دارد؛ نیازی که چتباتها ذاتاً برای آن طراحی شدهاند. مثلاً اگرچه ضعفهای متعددی در حوزه موتور جستوجو وجود دارد اما با توجه به وابستگی کمتر چتباتهای هوشمند به اثر شبکهای حاصل از تعامل کاربران، میتوان نیاز اولیه دسترسی به سایتهای داخلی و نیازهای روزمره را به جای موتور جستوجو از طریق چتبات مرتفع کرد؛ حتی این چتبات میتواند در شرایط غیراضطراری نیز به عنوان دستیار هوشمند در پنجره دولت الکترونیک مورد استفاده قرار گیرد و کاربران را درباره چگونگی دریافت خدمت راهنمایی کند. در مجموع تجربه اخیر نشان داد شبکهای که قرار است مزیت ثبات و پایداری ایجاد کند، باید در لحظه بحران این مزیت را به صورت ملموس به کاربر منتقل کند. بازاندیشی در لوازم اعمال حاکمیت، طراحی سطوح متفاوت ارائه خدمت و تابآور کردن نوع و کیفیت ارائه خدمات پایه میتواند شبکه ملی اطلاعات را از یک زیرساخت بالقوه به یک ابزار مؤثر تابآوری فضای مجازی تبدیل کند.