11/اسفند/1403
|
02:30
۲۲:۳۱
۱۴۰۳/۱۲/۱۰
چگونه سیاست‌های مداخله‌آمیز ترکیه و گروه‌های وابسته به آن سوریه را به ورطه تجزیه کشانده است؟

دستپخت افتضاح

کد خبر: ۴۰۲۴۱۱

گروه بین‌الملل‌: روزگاری نه چندان دور، در دهه نخست قرن 21 میلادی، کشور سوریه در همسایگی ترکیه به عنوان کشوری نسبتا پیشرو در جهان عرب به حساب می‌آمد. این کشور در حوزه‌های گردشگری، فرهنگ، هنر و تجارت جزو رقبای اصلی ترکیه بود و همین مساله نیز در بسیاری موارد منجر به حسادت نسبت به همسایه عربی بود. قدرت بالای سوریه در حوزه فرهنگ و هنر بویژه سینما و موسیقی، در کنار جاذبه‌های گردشگری این کشور، با شروع جنگ و فتنه داخلی این کشور از جنوب و شمال شرقی رو به زوال گذاشت و فرصت برای همسایه فراهم شد تا با رویکرد نوعثمانی‌گری خود در امورات همسایه‌اش دخالت کند؛ دخالتی خانمان‌سوز که تا امروز ادامه داشته و نتیجه آن جز خرابی و ویرانی و کشتار نبوده است. از تامین سلاح و خرید نفت از داعش نوظهور گرفته تا اشغال خاک سوریه به بهانه مبارزه با کردهای تروریست از جمله اقدامات مخرب و مداخله‌جویانه این همسایه ماجراجو در خاک سوریه بوده است؛ دخالتی که وضعیت سوریه را که زمانی رقیب جدی در جذب گردشگر در ساحل مدیترانه برای ترکیه بود، به جایی رساند که این کشور دیگر برای بسیاری از سوری‌ها امن نبود و در نتیجه راه مهاجرت به اروپا و کشورهای همسایه را در پیش گرفتند. به موازات آن نیز ترکیه محلی امن برای انتقال پیکارجویان به ظاهر مسلمان آسیای مرکزی، قفقاز و حتی شرق آسیا به سوریه شد و با پول‌پاشی و تزریق سلاح از طریق مرزهای شمالی سوریه این وضعیت استمرار یافت؛ وضعیتی که با وجود شکست‌های سنگین تروریست‌ها و تکفیری‌ها از دولت و ارتش سوریه و محور مقاومت با پشتیبانی نیروی هوایی روسیه همچنان ادامه‌دار بود و منطقه ادلب در اشغال ترکیه و نیروهای وفادار به آنها باقی ماند تا در ماه‌های پایانی 2024 میلادی این نیروها به موازات اقدامات صهیونیست‌ها علیه محور مقاومت و تضعیف ارتش سوریه توسط تحریم‌های غربی، به حلب حمله کرده و مقدمات سقوط دولت مرکزی سوریه را فراهم کردند. البته آنها در ابتدای عملیات خود تحت عنوان «ردع العدوان» تصور پیشروی تا دمشق را نداشتند و برای عملیات در حومه حلب و ادلب آمادگی کسب کرده بودند اما با توجه به وضعیت نابسامان ارتش سوریه و پوسیدگی در بدنه آن، این پیشروی بسیار سریع‌تر از آن پیش رفت که تکفیری‌ها و دولت ترکیه برای آن آمادگی کسب کرده بودند. همین مساله نیز در ادامه منجر به ضعف‌هایی شده است که ساکنان جدید کاخ ریاست‌جمهوری سوریه و پشتیبانان آنها را مجبور به فرار رو به جلو و انتقاد از زمین و زمان کرده است. 
* ناتوان در برابر تجزیه سوریه
در حال حاضر چالش‌های خطرناک بسیاری در سوریه پسا اسد وجود دارد. از ناتوانی در تحقق وعده‌های اقتصادی در ابتدای سرنگونی دولت گرفته تا گرانی نان و سوخت، همچنین قطع یارانه‌ها از یک سو و ناامنی و درگیری‌های قومی و مذهبی و خودسری نیروهای تحریرالشام از سوی دیگر، در مسیر جولانی و هیات حاکمه تحریرالشام قرار گرفته است؛ مسائلی بزرگ و کوچک که با وجود دلارپاشی‌های شیخ‌نشینان حاشیه خلیج‌فارس و حمایت‌های نظامی و امنیتی ترکیه همچنان وجود دارد. در این میان بزرگ‌ترین مساله‌ای که بقای جولانی و همراهانش را تهدید می‌کند، تجزیه سوریه به دست نیروهای منطقه‌ای و بین‌المللی است. طرح تجزیه سوریه بر مبنای نقشه‌ای قومی و مذهبی است که پیش از این نیز در دهه‌های قبل توسط استعمار فرانسوی مطرح شده بود و دولت عربی و ناسیونالیستی سوریه آن را ناکام گذاشته بود اما این طرح اکنون توسط صهیونیست‌ها در حال پیگیری است و کاخ‌نشینان جدید دمشق در برابر آن ناتوانند؛ به نحوی که ناتوانی دولت و ارتش بشار اسد در برابر حملات بی‌امان رژیم صهیونیستی به خاک سوریه بسیار خفیف‌تر به نظر می‌رسد و کار در سوریه جولانی به نقطه‌ای رسیده است که ارتش اشغالگر رژیم صهیونیستی مدعی حمایت از دروزی‌ها در جنوب این کشور شده است؛ اقدامی که با لشکرکشی بیش از پیش صهیونیست‌ها به جنوب سوریه و اعلام استقلال دروزی‌ها در سویدا همراه بوده است. هیات تحریرالشام و نیروهای جولانی نیز بنا به دلایل متعددی توان مقابله با این تحولات خطرناک برای سوریه را ندارند و از سوی دیگر اراده‌ای نیز برای مقابله با رژیم صهیونیستی در بین آنها وجود ندارد. از جمله این عوامل می‌توان به مشکلاتی همچون کمبود نیرو و تجهیزات برای کنترل بر سوریه اشاره کرد. همان‌طور که پیش از این اشاره شد، نیروهای تحریرالشام و سایر گروه‌های متحد این گروه - که سابق بر این خود را شاخه القاعده سوریه می‌نامید - برای عملیاتی در گستره ریف حلب و ادلب آمادگی کسب کرده بودند و انتظار فروپاشی سریع ارتش سوریه در اتاق طراحی و فرماندهی این عملیات وجود نداشت اما پس از این فروپاشی و تسلط یافتن این گروه بر بخش‌های عظیمی از سوریه و فرار بشار اسد، نخستین بحران برای جولانی مشکل کمبود نیرو و درگیری‌های درون‌گروهی و رقابت‌های شدید شبه‌نظامیان تکفیری داخلی و خارجی وابسته به هیات تحریرالشام بود. در حال حاضر نیز این گروه‌ها بر خلاف تبلیغ رسانه‌ای گسترده الجزیره قطر و سایر رسانه‌های وابسته به ترکیه، همچنان با مشکلات متعدد امنیتی روبه‌رو هستند، به نحوی که هر روز اخباری مبنی بر درگیری‌های خونین در محلات مختلف سوریه بین نیروهای جولانی با قبایل و مردم سوریه منتشر می‌شود، به نحوی که به موازات تجاوزات بی‌امان رژیم صهیونیستی به سوریه بویژه به استان‌های قنیطره، درعا و سویدا، نیروهای جولانی مشغول انتقام‌گیری از نظامیان سابق سوریه و خلع سلاح قبایل سوری در ریف دمشق، حماه، حمص و حلب هستند، به نحوی که هزاران شهروند سوری بازداشت شده و با اعدام‌های خیابانی روبه‌رو شده‌اند. در کنار درگیری‌های قومی و مذهبی حکومت جولانی با قبایل و اقلیت‌های متعدد سوری، حملات رژیم صهیونیستی به پایگاه‌های ارتش سوریه و نابودی تجهیزات و زیرساخت‌های نظامی سوریه نیز از جمله اقداماتی است که منجر به تضعیف سوریه پسااسد در برابر حملات رژیم صهیونیستی شده است؛ مساله‌ای که بسیار زودتر از اعلام حکومت جولانی در دمشق گریبانگیر سوریه شد و میلیاردها دلار تجهیزات، مهمات و زیرساخت‌های سوریه عربی را از بین برد تا فضا برای فروپاشی کشور و ملت سوریه فراهم شود؛ مساله‌ای که منجر به انحلال غیررسمی ارتش سوریه شد و راه را برای تروریست‌های چندملیتی به منظور نابودی نظامیان بومی سوریه هموار کرد. اکنون نیز مجموع این مسائل منجر به خلأ قدرت در سوریه و حرکت این کشور عربی به سوی تجزیه شده است؛ حرکتی که پیش از این با تحریم‌های آمریکایی و اشغال چاه‌های نفت و مزارع کشاورزی سوریه توسط نیروهای وابسته به آمریکا و ترکیه در شمال این کشور رقم خورده بود و اکنون به اوج خود رسیده است. 
* نتیجه معکوس شیرین‌زبانی برای صهیونیست‌ها
ابومحمد جولانی که اکنون با ظاهری متفاوت و با کراوات در مقابل دوربین‌های ظاهر می‌شود و به دیدارهای دیپلماتیک می‌رود، در روزهای پس از قدرت گرفتن در سوریه به کمک ترکیه، سیاستی عملگرایانه را در پیش گرفت که با رویه سابق او مبتنی بربه اصطلاح اسلامگرایی فراملی و مقابله با رژیم صهیونیستی و آمریکا در تقابل بود. اقدامات جولانی پس از به قدرت رسیدن ناشی از واقع‌گرایی افراطی او در برابر رژیم صهیونیستی بود که با هدایت و حمایت دولت ترکیه انجام گرفت اما این اقدامات چندان متکی بر واقعیت میدان نبود. وی با سخنرانی و اقدام علیه مقاومت، حزب‌الله لبنان و ایران تلاش کرد توجه غرب و اعتماد رژیم صهیونیستی را جلب کرده و مانع تجاوزات بیشتر ارتش رژیم صهیونیستی به داخل خاک سوریه شود اما غافل از این بود که صهیونیست‌ها وجود مبارزان فلسطینی در خاک سوریه را تنها بهانه‌ای برای توسعه‌طلبی‌های خود قرار داده‌اند و هدف اصلی آنها تسلط بر جنوب سوریه به بهانه حمایت از دروزی‌هاست؛ اقدامی که بر بحران تجزیه سوریه بیش از پیش افزود. تا پیش از این تکفیری‌ها و دولت ترکیه با پدیده خودمختاری و حتی تجزیه کردستان سوریه توسط قسد با حمایت ارتش آمریکا مواجه بودند و اکنون در جنوب سوریه نیز حرکت جدایی‌طلبانه دروزی‌ها و حمایت صهیونیست‌ها از آن بر آتش بحران تجزیه سوریه دمیده است؛ مسائلی که برای دولت خودخوانده دمشق و حامیان آنها در میت و وزارت خارجه ترکیه بسیار پر هزینه است. پس از عقب‌نشینی جولانی و مسلحان تحریرالشام از سنگر اسلامگرایی و حمایت از فلسطین، اکنون سنگر ظاهری ملی‌گرایی عربی نیز برای آنها در حال از دست رفتن است و ناتوان از جلوگیری از این تحولات هستند؛ مساله‌ای که منجر به سخنان عصبی و حملات آنها و حامیان آنها در آنکارا علیه محور مقاومت و ایران شده است، در حالی که تجزیه سوریه و وضعیت فعلی این کشور حاصل بیش از یک دهه دخالت مستقیم آنها در مسائل داخلی این کشور و توسعه‌طلبی مداخله‌جویانه آنهاست و با سخنرانی و لفاظی علیه ایران، محور مقاومت و حزب‌الله، این بحران متوقف نخواهد شد.

صفحه 7 را بخوانید

 

ارسال نظر
پربیننده