چه کسی جهان را ناامن کرده است؟
احمند فاضلزاده: استراتژی هستهای ایالات متحده به عنوان یکی از گستردهترین زرادخانههای هستهای جهان، همواره در کانون توجه تحلیلگران امنیتی و سیاستمداران قرار داشته است. نوسازی زرادخانه هستهای این کشور که در سالهای اخیر به طور جدی دنبال شده، ترکیبی از چالشهای فنی، مالی و سیاسی را به همراه داشته و در عین حال با مسائلی همچون عدم شفافیت، تقویت رقابت هستهای و افزایش سطح تنشهای بینالمللی همراه بوده است. این یادداشت بر اساس گزارشهای مختلف درباره وضعیت تسلیحات هستهای آمریکا تا سال ۲۰۲۵ بررسی میکند چگونه سیاستها و برنامههای هستهای ایالات متحده به ناامنی جهانی دامن زده و ممکن است در آینده نزدیک بر رقابتهای هستهای و ثبات جهانی تأثیرات منفی بگذارد. ایالات متحده، نوسازی زرادخانه هستهای خود را با نقاب «بازدارندگی» و «حفظ امنیت» توجیه میکند اما در این مطلب سعی دارم این دروغ بزرگ را برملا کنم که برنامه نوسازی آمریکا، نه برای دفاع، بلکه برای تهاجم و تحمیل اراده خود بر جهان طراحی شده است. ارتقای قابلیتها، افزایش دقت و انعطافپذیری در سناریوهای مختلف هستهای، همگی نشان از آن دارد که ایالات متحده، سلاحهای هستهای را نه به عنوان آخرین راهحل، بلکه به عنوان ابزاری کارآمد در جعبه ابزار سیاست خارجی خود میبیند. این «انعطافپذیری» هستهای، در واقع به معنای کاهش آستانه استفاده از سلاحهای کشتار جمعی است. توسعه سلاحهای هستهای کمقدرت و تاکتیکی، تصمیمگیران آمریکایی را وسوسه میکند به استفاده از این سلاحها به عنوان یک گزینه قابل مدیریت و محدود فکر کنند. این توهم خطرناک، جهان را به لبه پرتگاه جنگ هستهای سوق میدهد؛ جنگی که هیچ برندهای نخواهد داشت و بشریت را به عقب بازخواهد گرداند. این مطلب با استناد به گزارش جامع «تسلیحات هستهای ایالات متحده در سال ۲۰۲۵» نوشته شده است که در اصل توسط هانسام. کریستنسن، مت کوردا، الیانا جانز و مکنزی نایت در ژانویه ۲۰۲۵ در قالب گزارش ویژه «دفترچه هستهای» منتشر شده است. متن اصلی، وضعیت و برنامههای نوسازی سلاحهای هستهای آمریکا را تشریح میکند و چشماندازی از ترکیب کمی و کیفی زرادخانه هستهای ایالات متحده تا سال ۲۰۲۵ و بعد از آن به دست میدهد.
* بزرگترین زرادخانه هستهای جهان متعلق به آمریکاست
ایالات متحده از سالهای پیش، بویژه اواسط دهه ۲۰۱۰ میلادی، روندی را آغاز کرد تا کل زرادخانه هستهای خود را نوسازی کند؛ روندی که در دهههای آینده منجر به جایگزینی همه سامانههای فعلی پرتاب هستهای (موشکهای بالستیک قارهپیما، زیردریاییهای موشک بالستیک و بمبافکنهای استراتژیک) با نمونههای جدیدتر خواهد شد. گزارش کنونی نشان میدهد آمریکا قصد ندارد صرفا سامانههای موجود را در همان تعداد و با همان توان فعلی نگاه دارد، بلکه بخش مهمی از این نوسازی متوجه ارتقای قابلیتها، افزایش دقت و نیز انعطافپذیری در انواع سناریوهای هستهای است. ایالات متحده حدود ۳۷۰۰ کلاهک هستهای در انبار رسمی نظامی خود دارد که نسبت به گزارش پیشین تغییری نداشته است. از این تعداد، تقریبا ۱۷۷۰ کلاهک به صورت مستقر (در پایگاههای مختلف در داخل و خارج از آن کشور) نگاه داشته میشود و حدود ۱۹۳۰ کلاهک در وضعیت ذخیره قرار دارد. به علاوه، حدود ۱۴۷۷ کلاهک از رده خارجشده - ولی هنوز به طور کامل برچیدهنشده - وجود دارد که در صف جداسازی قرار گرفته است. با احتساب این مورد، کل موجودی کلاهکهای هستهای آمریکا (مستقر، ذخیره و از رده خارجشده) به ۵۱۷۷ میرسد.
سال ۲۰۲۵ هم ایالات متحده همچنان بزرگترین زرادخانه هستهای مستقر در جهان را خواهد داشت و قرار است به طور گستردهای آن را نوسازی کند. این کلاهکها از طریق ۳ نوع سیستم پرتاب مختلف شامل موشکهای قارهپیما، زیردریاییهای دارای توان شلیک موشکهای بالستیک و بمبافکنها قابل حمل و استفاده هستند. در این راستا، ایالات متحده قصد دارد تمام سامانههای پرتاب هستهای خود را نوسازی کرده و به جای آنها سیستمهایی با قابلیتهای پیشرفتهتر و انعطافپذیرتر برای مقابله با تهدیدات جدید طراحی کند. پروژه نوسازی زرادخانه هستهای آمریکا که هزینههای سنگینی در پی خواهد داشت، از جمله جایگزینی موشکهای Minuteman III با موشک جدید Sentine، بازنشستگی زیردریاییهای کلاس اوهایو و جایگزینی آنها با زیردریاییهای کلاس کلمبیا و توسعه بمبافکنهای B-21 Raider است. طبق برآوردها این برنامه نوسازی تا سال ۲۰۵۴ بیش از 1.7 تریلیون دلار هزینه خواهد داشت که بار مالی عظیمی بر دوش دولت آمریکا قرار میدهد.
* دکترین نظامی آمریکا «عدم استفاده اول» را به رسمیت نمیشناسد
یکی از جنبههای برجسته استراتژی هستهای آمریکا، دکترین «بازدارندگی» است که در آن تأکید میشود سلاحهای هستهای باید در شرایط بحرانی برای دفاع از منافع حیاتی ایالات متحده و متحدانش استفاده شود. سیاست «عدم استفاده اول» (NFU) که به طور سنتی در بسیاری از کشورها پیگیری میشده است، در دکترین هستهای آمریکا جایی ندارد و این کشور میتواند در شرایط «حاد» از سلاح هستهای استفاده کند.
این رویکرد تهاجمیتر باعث نگرانیهای فراوانی در سطح بینالمللی شده است. با توجه به توسعه روزافزون سلاحهای هستهای در ایالات متحده و دیگر قدرتهای هستهای مانند روسیه و چین، بسیاری از کشورها بویژه در اروپا و آسیا، این سیاستها را به عنوان عاملی برای افزایش تنشها و به دنبال آن، ناامنی جهانی میبینند. رقابت هستهای که با توسعه سیستمهای جدید موشکی و هستهای شدت میگیرد، به افزایش آستانه استفاده از سلاحهای هستهای دامن میزند و میتواند در نهایت باعث گسترش جنگهای محدود هستهای شود. اگرچه آمریکا مشغول نوسازی زرادخانه هستهای خود است، چالشهای فراوانی پیش روی این برنامه قرار دارد. هزینههای بسیار زیاد این پروژهها بویژه در زمینه ساخت زیردریاییهای جدید، موشکهای جدید و بمبافکنها، باعث شده برخی از این برنامهها با تأخیرهایی مواجه شود. به علاوه، مسائل فنی نیز میتواند روند نوسازی را با مشکلات جدی روبهرو کند. به طور خاص، تولید هستههای پلوتونیومی برای ساخت کلاهکهای جدید با چالشهایی روبهرو است و حتی ممکن است اجرای برخی از این پروژهها تا سالها به تأخیر بیفتد. این چالشها نه تنها هزینههای مالی را افزایش میدهد، بلکه باعث میشود ایالات متحده با مشکلات فنی و امنیتی در تحقق اهداف خود روبهرو شود. این امر ممکن است در بلندمدت به کاهش اثرگذاری و قابلیتهای بازدارندگی هستهای آمریکا منجر شود.
* نوسازی آمریکا و سایه سنگین نبود شفافیت بر جهان هستهای
یکی از پیامدهای اصلی نوسازی تسلیحات هستهای آمریکا، تحریک سایر کشورها به افزایش توان هستهای خود است. با توجه به آنکه آمریکا به طور مستمر در حال نوسازی زرادخانه هستهای خود است، روسیه و چین نیز به دنبال تقویت قدرت هستهای خود هستند. این رقابت تسلیحاتی جدید میتواند به طور فزایندهای به تهدیدات امنیتی در سطح جهانی دامن بزند. این رقابت نه تنها به افزایش تولید و توسعه تسلیحات هستهای میانجامد، بلکه باعث کاهش شفافیت در زرادخانههای هستهای کشورهای مختلف میشود. از آنجا که معاهداتی مانند New START بین آمریکا و روسیه در معرض تهدید قرار دارد، شفافیت درباره تعداد و وضعیت سلاحهای هستهای کاهش مییابد و خطر افزایش تسلیحات هستهای بدون نظارت بینالمللی بیشتر میشود. این وضعیت میتواند به یک رقابت تسلیحاتی بیپایان و در نهایت به کاهش اعتماد بین کشورها و افزایش خطر استفاده از سلاحهای هستهای منجر شود.
یکی از بزرگترین انتقادات به سیاست هستهای ایالات متحده این است که در حالی که این کشور ادعای رهبری جهانی در زمینه امنیت و صلح را دارد، تسلیحات هستهای خود را به طور پیوسته نوسازی و تقویت میکند. این رویکرد میتواند به دیگر کشورها این پیام را بدهد که برای حفظ امنیت خود باید به توسعه تسلیحات هستهای رو آورند، بویژه کشورهای در حال توسعه و قدرتهای نوظهور ممکن است برای مقابله با تهدیدات هستهای، به سمت ایجاد زرادخانههای هستهای خود حرکت کنند. این روند میتواند به شکلگیری یک مسابقه تسلیحاتی جهانی منجر شود که در آن امنیت جهانی تهدید و بحرانها و جنگهای هستهای به یک تهدید جدی بدل شود. همچنین این سیاستها میتواند موجب افزایش فشار بر کشورهای غیرهستهای برای دستیابی به تسلیحات هستهای شود و در نتیجه بحرانهای جدیدی در مناطق مختلف جهان بویژه در خاورمیانه ایجاد کند.
* فشار بینالمللی تنها راه مهار تهدید اتمی
زرادخانه هستهای آمریکا نه تنها یک زرادخانه تسلیحاتی، بلکه نمادی از سلطهطلبی و بیاعتنایی به ارزشهای انسانی است. سلاحهای هستهای، سلاحهای غیرانسانی و غیراخلاقی هستند که وجودشان لکهای بر دامان بشریت است. ایالات متحده به جای تلاش برای خلع سلاح هستهای، به نوسازی و گسترش این سلاحهای وحشتناک ادامه میدهد و به این ترتیب، جهان را به سوی فاجعه هستهای سوق میدهد. جامعه جهانی باید در برابر این سیاستهای خطرناک به پا خیزد و صدای اعتراض خود را به گوش جهانیان برساند. باید فشار بینالمللی بر ایالات متحده را افزایش داد تا این کشور از مسیر مسابقه تسلیحاتی بازگردد و به سمت خلع سلاح هستهای گام بردارد. تنها با اقدام مشترک و فشار افکار عمومی جهان است که میتوان زرادخانه هستهای آمریکا را مهار کرد و جهان را از تهدید نابودی هستهای نجات داد. دموکراسی بمبها، باید برای همیشه به تاریخ سپرده شود.