12/بهمن/1404
|
01:07
مدیریت استقلال و زنجیره تصمیم‌های اشتباه درباره حفظ خارجی‌های خوب

خروج مفت

بهراد رشوند: آنچه این روزها در باشگاه استقلال جریان دارد، بیش از آنکه یک بحران مقطعی باشد، شبیه زنجیره‌ای از خطاهای پی‌درپی است که هر کدام، دیگری را تکمیل می‌کند. مجموعه‌ای از تصمیم‌های ناهماهنگ، قراردادهای پرابهام و اختلاف‌های حل‌نشده که در نهایت، هزینه‌اش را نه مدیران می‌دهند و نه حتی کادر فنی؛ این تیم است که هر بار یک مهره کلیدی را از دست می‌دهد و هواداری که دوباره باید با «اگر» و «ای‌ کاش» فصل را مرور کند.
ریشه بسیاری از این اتفاقات را باید در شکاف عمیقی جست‌وجو کرد که میان علی تاجرنیا و ریکاردو ساپینتو شکل گرفت؛ شکافی که هیچ‌گاه ترمیم نشد و به‌مرور از یک اختلاف سلیقه ساده، به یک دوگانگی خطرناک در تصمیم‌سازی تبدیل شد. نتیجه این وضعیت، باشگاهی بود که در آن سرمربی مسیر خودش را می‌رفت، مدیریت برنامه خودش را داشت و هیچ‌کدام حاضر نبودند مسؤولیت کامل تبعات تصمیم‌ها را بپذیرند.
* تیمی که به دست خودش تضعیف شد
در چنین فضایی، استقلال وارد فصل جدید شد؛ فصلی که قرار بود جبران ناکامی‌های لیگ تلخ ۲۴ باشد و با تکیه بر قهرمانی جام حذفی، تیمی مدعی برای چند جبهه ساخته شود. برنامه روی کاغذ جذاب بود: حضور همزمان در لیگ برتر، جام حذفی، سوپرجام و سطح دوم لیگ قهرمانان آسیا. اما آنچه در عمل رخ داد، فاصله‌ای عمیق با این رویا داشت.
مدیران باشگاه برای ترمیم فهرست، سراغ نام‌هایی رفتند که رزومه‌شان وسوسه‌کننده بود. منیر حدادی و آنتونیو آدان به استقلال آمدند؛ ۲ بازیکن با سابقه حضور در بارسلونا و رئال‌مادرید اما خیلی زود مشخص شد اعتبار گذشته، تضمین موفقیت امروز نیست. در میان این خریدها، تنها یک نام بود که واقعاً توانست وزن فنی تیم را بالا ببرد: یاسر آسانی.
* ستاره‌ای که زیادی ارزان شد
یاسر آسانی از همان هفته‌های ابتدایی نشان داد چرا روی او حساب ویژه‌ای باز شده بود. وینگر آلبانیایی، نه‌تنها در گلزنی موثر بود، بلکه در جریان بازی هم نقش تعیین‌کننده‌ای داشت. آمارش گویای همه‌ چیز است؛ استقلال در فصل جاری 34 گل به ثمر رسانده و آسانی به‌تنهایی روی 13 گل نقش مستقیم داشته است. یعنی بیش از یک‌سوم خروجی هجومی تیم، به نام او ثبت شده.
اما درست در نقطه‌ای که باید مدیریت از این سرمایه محافظت می‌کرد، یک بند عجیب در قرارداد همه‌ چیز را زیر سوال برد. استقلال برای صدور رضایتنامه آسانی، رقمی نزدیک به یک میلیون دلار پرداخت کرد اما در قراردادش بندی گنجانده شد که اجازه می‌دهد با پرداخت 500 هزار دلار، از تیم جدا شود! آن هم در صورت دریافت پیشنهاد خارجی. به زبان ساده، باشگاه خودش ستاره‌اش را با نصف قیمت در ویترین گذاشت!
این بند نه یک اشتباه کوچک، بلکه نماد ضعف ساختار حقوقی استقلال است.‌بندی که امروز تیم‌های حوزه خلیج فارس، بویژه چند باشگاه قطری، با دقت آن را زیر نظر دارند. پیشنهادها روی میز است و باشگاه، ناچار به مذاکره برای اصلاح قراردادی شده که اساساً نباید به این شکل امضا می‌شد.
* تکرار یک اشتباه با نامی دیگر
ماجرا به همین‌ جا ختم نمی‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد شرایط مشابهی برای رستم آشورماتف هم وجود دارد؛ مدافع ازبک که با 500 هزار دلار از روبین‌کازان روسیه به استقلال آمد و به‌سرعت به ستون خط دفاع تبدیل شد. او هم قراردادی دارد که بند فسخ 500 هزار دلاری در آن دیده می‌شود؛‌بندی که عملاً دست باشگاه را بسته و راه خروج بازیکن را هموار کرده.
هر ۲ قرارداد در دوره مدیریت علی نظری‌جویباری تنظیم شده‌اند و حالا مدیران فعلی، به‌جای تمرکز بر آینده، درگیر خاموش کردن آتش گذشته‌اند. مذاکره برای تمدید، حذف بند فسخ و افزایش مدت قرارداد، همه اقداماتی است که اگر از ابتدا به ‌درستی انجام می‌شد، امروز ضرورتی نداشت.
* پرونده‌ای که با بی‌دقتی بسته شد
در کنار این ۲ مورد، استقلال یک پرونده دیگر را هم با سهل‌انگاری از دست داد: دیدیه اندونگ؛ هافبک گابنی که طی ۲ فصل اخیر، یکی از باثبات‌ترین بازیکنان تیم بود. بازیکنی که شاید گلزن نبود اما در تعادل خط میانی نقشی کلیدی داشت و پاس گل قهرمانی جام حذفی فصل گذشته را هم به نام خود ثبت کرد.
اختلاف‌ها از جایی آغاز شد که مسائل اداری و خانوادگی اندونگ با مشکلات ویزا و مجوز کار در ایران گره خورد. او پیش از اعزام به جام ملت‌های آفریقا، به‌طور یک‌طرفه قراردادش را فسخ کرد؛ اقدامی که باشگاه آن را نپذیرفت و وارد یک جنگ حقوقی پیچیده شد. ابتدا سازمان لیگ اعلام کرد اندونگ هنوز تحت قرارداد است، سپس نظرش تغییر کرد و کارت بازی‌اش باطل شد.
* از تمدید عجیب تا جدایی قطعی
در میانه این آشفتگی، اتفاقی رخ داد که شاید فقط در فوتبال ایران ممکن باشد: استقلال با اندونگ برای تمدید قرارداد به توافق رسید!
یعنی بازیکنی که گفته می‌شد دیگر مجوز بازی ندارد، ناگهان صاحب قرارداد جدید شد اما این پایان ماجرا نبود. اندونگ به ایران بازگشت ولی فقط تمرین می‌کرد چون اجازه بازی نداشت؛ اعتراض ساپینتو بالا گرفت و در نهایت، هافبک گابنی با ارسال نامه‌ای رسمی، خواستار پایان همکاری شد.
باشگاه حالا تصمیم گرفته از او به فیفا شکایت کند؛ شکایتی که نتیجه‌اش نامشخص است و حتی در بهترین حالت، زمان‌بر خواهد بود. در این میان، استقلال با پنجره نقل‌وانتقالاتی بسته، عملاً امکان جایگزینی مناسب را از دست داده است.
* شایعه‌ای که می‌تواند زخم را عمیق‌تر کند
بدترین بخش داستان اما جایی است که شایعه یاغی‌ شدن اندونگ به گوش می‌رسد. گفته می‌شود فسخ اولیه او پذیرفته شده و از نظر قانونی، بازیکن آزاد است. این یعنی او می‌تواند همین حالا تیم جدیدش را انتخاب کند. در شرایطی که پرسپولیس به‌ دنبال جذب یک هافبک دفاعی است، زمزمه انتقال اندونگ به جمع سرخ‌ها، بیش از هر چیز، نمک پاشیدن روی زخم استقلالی‌هاست.
* جمع‌بندی یک سقوط تدریجی
استقلال امروز نه‌تنها با بحران فنی، بلکه با بی‌اعتمادی عمیق در ساختار مدیریتی مواجه است. از آسانی که با بند فسخ عجیب، آماده پرواز است تا آشورماتف که شرایط مشابهی دارد و اندونگ که با یک پرونده پرحاشیه از دست رفت؛ همه و همه نشان می‌دهد مشکل، یک بازیکن یا یک مربی نیست.
این یک سقوط آرام اما پیوسته است؛ سقوطی که اگر فکری اساسی برای آن نشود، فصل‌های بعد را هم تحت‌ تأثیر قرار خواهد داد. استقلال امروز بیش از هر چیز، به مدیریتی نیاز دارد که قبل از امضا، فکر کند و قبل از تصمیم، پیامدهایش را بسنجد اگرنه این داستان، همچنان ادامه خواهد داشت.

ارسال نظر
پربیننده