12/بهمن/1404
|
01:21
افشاگری احمدعلی انصاری، پسرخاله فرح درباره وابستگی رضا پهلوی به موساد

پهلوی یعنی تجزیه ایران

گروه سیاسی: احمدعلی انصاری، از اعضای خانواده پهلوی و پسرخاله فرح پهلوی که سال‌ها به‌ عنوان یکی از نزدیک‌ترین و مورد اعتمادترین مشاوران ربع پهلوی، بویژه در دهه ۱۹۸۰ میلادی شناخته می‌شد، اخیرا اظهاراتی داشته که کمک قابل توجهی برای شناخت دلیل کنش‌ها و رفتارهای اخیر رضا پهلوی می‌کند. او در این سخنان، به‌صراحت ربع پهلوی را «ابزار» و «مهره» رژیم صهیونیستی و موساد معرفی و نقش او را در جهت منافع اسرائیل و علیه استقلال و یکپارچگی ایران توصیف می‌کند.
اهمیت این اظهارات، پیش از هر چیز، به جایگاه گوینده بازمی‌گردد. انصاری نه یک منتقد بیرونی، نه یک مخالف سلطنت‌طلبان و نه چهره‌ای منتسب به جمهوری اسلامی است، بلکه فردی است که از درون خانواده پهلوی و از متن مناسبات نزدیک به رضا پهلوی سخن می‌گوید. به همین دلیل، این سخنان را نمی‌توان به‌سادگی در چارچوب «اتهام‌زنی سیاسی» یا «تبلیغات» طبقه‌بندی کرد، بلکه باید آن را نوعی اعتراف از درون ساختار خانواده پهلوی و سلطنت‌طلبان درباره رضا پهلوی دانست.
اظهارات انصاری در خلأ مطرح نمی‌شود. این سخنان درست در شرایطی است که در ماه‌های گذشته، بارها و بارها بحث هم‌راستایی رضا پهلوی با منافع اسرائیل در بزنگاه‌های حساس منطقه‌ای و داخلی ایران مطرح بوده است. از مواضع او در جریان جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران - که نه‌تنها حملات تجاوزکارانه رژیم به ایران و کشتار بیش از 1000 تن از ایرانیان را محکوم نکرد، بلکه در اظهارات و مواضع خود، رسما از تجاوز به خاک ایران حمایت و حتی خواستار حملات بیشتر هم شد - تا نقش‌آفرینی در بستر اغتشاشات تروریستی اخیر، همگی این گزاره را تقویت کرده‌اند که کنشگری ربع پهلوی، نه در راستای منافع ملی ایران، بلکه در امتداد اهداف رژیم صهیونیستی تعریف می‌شود.
حال، در چنین فضایی یکی از نزدیک‌ترین افراد به او در دهه‌های گذشته، به‌ صراحت تأیید می‌کند پهلوی ابزار و مهره موساد است. این همزمانی، اتفاقی نیست، بلکه به بسیاری از پرسش‌ها درباره چرایی و جهت‌گیری مواضع ربع پهلوی که مشخصا در راستای ناامن‌سازی و جنگ داخلی در ایران است پاسخ می‌دهد.
اما پرسش اساسی این است: اگر ربع پهلوی ابزار اسرائیل است، این ابزار دقیقا برای چه هدفی به ‌کار گرفته می‌شود؟ پاسخی که احمدعلی انصاری ارائه می‌دهد، صریح و بدون ابهام است: جنگ داخلی و تجزیه ایران.
انصاری در اظهارات خود تأکید می‌کند حضور و نقش‌آفرینی پهلوی، به ‌معنای کشاندن ایران به سمت جنگ داخلی، بی‌ثباتی مزمن و در نهایت فروپاشی سرزمینی ایران است. از نگاه او، رضا پهلوی نه‌تنها ‌شناختی از ایران ندارد و به استقلال کشور هم پایبند نیست، بلکه پروژه‌ای را نمایندگی می‌کند که خروجی آن چیزی جز از بین رفتن حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران نیست.
او به ‌روشنی تصریح می‌کند «رضا پهلوی یعنی جنگ داخلی» و این جنگ داخلی، در نهایت به همان نقطه‌ای ختم می‌شود که اسرائیل سال‌هاست آن را دنبال می‌کند: ایران تجزیه‌شده، ضعیف و گرفتار جنگ داخلی.
در این نقطه، باید یک سوءبرداشت درباره خصومت رژیم صهیونیستی با جمهوری اسلامی را که رسانه‌هایی مثل اینترنشنال و منوتو به دنبال تئوریزه و اثبات آن هستند کنار گذاشت. مطابق آنچه از دل اظهارات انصاری و البته شواهد میدانی برمی‌آید، مساله اصلی رژیم صهیونی، صرفا جمهوری اسلامی نیست. مساله اصلی ایران قدرتمند، یکپارچه، مستقل و متحد است و در این معادله، جمهوری اسلامی مهم‌ترین و اصلی‌ترین مانع در برابر این پروژه تلقی می‌شود. به همین دلیل، براندازی جمهوری اسلامی برای رژیم صهیونیستی یک «ایستگاه پایانی» نیست، بلکه پیش‌شرط ورود به مرحله‌ای خطرناک‌تر است: «تجزیه ایران». در چنین چارچوبی، برجسته‌سازی پهلوی به‌ عنوان آلترناتیو، حمایت رسانه‌ای و به راه انداختن کارزارهای تبلیغاتی برای بزک کردن او و تبدیلش به چهره‌ای ظاهرا ملی و ایران‌دوست، دقیقا کارکرد ابزاری پیدا می‌کند.
اگر صحبت‌های احمدعلی انصاری را مبنا قرار دهیم، باید تمام رفتارها و مواضع رضا پهلوی در سال‌های اخیر، بویژه در زمان جنگ تحمیلی 12 روزه و حالا در اغتشاشات تروریستی را در پرتو پروژه تجزیه ایران بازخوانی کنیم. دعوت‌های مکرر به آشوب و ناآرامی، تشویق به فروپاشی نظم اجتماعی، عادی‌سازی خشونت و چشم‌پوشی از تبعات امنیتی این اقدامات برای مردم ایران، همگی در یک مسیر واحد معنا پیدا می‌کند: تضعیف انسجام ملی و آماده‌سازی بستر جنگ داخلی برای ورود آسان به مرحله تجزیه ایران.
این همان خطی است که انصاری روی آن دست می‌گذارد و هشدار می‌دهد رضا پهلوی در حال ایفای نقشی است که نهایت آن، از بین رفتن استقلال و یکپارچگی ایران است؛ نقشی که کاملا با منافع و راهبردهای اسرائیل همپوشانی دارد.
به همه این دلایل، اظهارات احمدعلی انصاری، به عنوان عضو برجسته خاندان پهلوی را نمی‌توان نادیده گرفت یا ساده‌سازی کرد. وقتی یک عضو خانواده پهلوی و یکی از نزدیک‌ترین مشاوران دیکتاتورزاده در دهه‌های گذشته، به ‌صراحت از «ابزار بودن» او برای رژیم صهیونیستی سخن می‌گوید و خروجی این مسیر را جنگ داخلی و تجزیه ایران می‌داند، دیگر بحث بر سر موضوع براندازی جمهوری اسلامی نیست، بلکه پای هشدار نسبت به یک پروژه خطرناک علیه ایران در میان است. آن هم در شرایطی که روزنامه آمریکایی وال ‌استریت ژورنال در روزهای پایانی دی‌ماه، در گزارشی، نقشه پنهان غرب علیه ایران را فاش کرد و با اشاره به طراحی آمریکا و رژیم برای تجزیه ایران، پرده‌پوشی و ملاحظات را کنار گذاشت و نوشت: تجزیه ایران منافع آمریکا در غرب آسیا را تضمین می‌کند.
این رسانه آمریکایی به صراحت نتیجه شورش‌های خیابانی در ایران را «جغرافیای تجزیه‌شده ایران» عنوان کرد که در نهایت به «مرزهای دستکاری‌شده» منجر خواهد شد؛ وضعیتی که وال‌ استریت ژورنال آن را برای آمریکا و رژیم صهیونی مطلوب ارزیابی می‌کند.
اکنون باید به این نکته توجه داشت که ترویج رضا پهلوی به ‌عنوان یک چهره‌ محوری، قلب راهبرد اسرائیل برای کاهش حساسیت‌های جامعه ایران و پیشبرد اهداف خود است. حمایت علنی رژیم از پهلوی، تلاشی برای معرفی او به ‌عنوان یک رهبر معتبر و ملی‌گراست که می‌تواند انتقال قدرت را به ‌صورت مسالمت‌آمیز مدیریت کند اما ناگفته پیداست این تصویرسازی پوششی برای هدف اصلی است: استفاده از پهلوی به ‌عنوان یک مهره دست‌‌نشانده برای پیشبرد منافع رژیم اشغالگر در ایران پس از فروپاشی نظام حاکم که انصاری آن را تجزیه ایران می‌داند.

ارسال نظر
پربیننده