پروژه کریدور داوود
ابوالفضل ولایتی: در حالی که کمتر از 17 ماه از وقوع حمله موسوم به 7 اکتبر میگذرد، نخستوزیر رژیم صهیونیستی با اتکا به پشتیبانی نومحافظهکاران انجیلی حاکم بر کاخ سفید، بیمحاباتر از هر زمان در پی تحقق ایده نظم نوین منطقهای است؛ فرآیندی که ضمن استیلا بر باریکه غزه و کوچ اجباری فلسطینیان، 2 سیاست همزمان ایزوله کردن تشکیلات خودگردان فلسطینی با انضمام دره اردن به خاک سرزمینهای اشغالی، همچنین ایجاد کمربند امنیتی در ورای سرزمینهای اشغالی موسوم به کریدور داوود را با جدیت هر چه تمامتر دنبال میکند.
در پی اعلان صریح وزارت جنگ رژیم صهیونیستی مبنی بر عدم عقبنشینی از 5 نقطه استراتژیک واقع در جنوب لبنان، نخستوزیر این رژیم پا را فراتر نهاده و با هشدار به حکومت تازه تاسیس تحریرالشام، از ضرورت عاریسازی 3 استان سویدا، قنیطره و درعا از سلاح و عدم حضور نیروهای مسلح سوری در مناطق یادشده سخن به میان آورده است؛ استانهایی همجوار با سرزمینهای اشغالی که اغلب ساکنان آنها را اقلیت دروزی تشکیل میدهند. نتانیاهو در اظهاراتی مداخله جویانه با تأکید بر لزوم رعایت حقوق دروزیها از سوی حکومت سوریه اعلان کرد رژیمش هیچ تهدیدی علیه جامعه دروزی را در جنوب سوریه «تحمل نخواهد کرد».
کمتر از ۴۸ ساعت پس از لحن تهدیدآمیز نتانیاهو، ارتش صهیونیستی در سلسله حملاتی سهمگین، مواضع گستردهای را در استانهای یادشده و دمشق آماج حملات خویش قرار داده و با ورود زمینی به شهر تسیل در حومه درعا، عینالبیضا در حومه قنیطره و شهرکهای البکر و تلاحمر در پی عینیت بخشیدن به آمال خود در این مسیر گام نهاده است. نتانیاهو و کاتس صراحتا با تهدید حکومت سوریه، اعلان کردند مانع از تبدیل جنوب سوریه به جنوب لبنان دیگری خواهند شد.
* دمیدن بر شکاف میان دروزیها و حکومت مرکزی دمشق
پس از غلبه فرانسویها بر نظام پادشاهی سوریه در جنگ موسوم به میسلون در ژوئن 1920، ژنرال هانری گورو، فرمانده وقت فرانسویها، سوریه را بر اساس طایفه و دین به 6 دولت مستقل تقسیم کرد: دولت دمشق، دولت حلب، دولت العلویین، دولت لبنان بزرگ، جبلالدروزی و سنجاق اسکندرون.
دولت جبلالدروزی در استان سویدای امروزین تشکیل شده بود. استانی که در آن دروزیها در اکثریت قرار داشته و دارند. دروزیها از قدیم در منطقهای میان سوریه، اردن، لبنان و فلسطین اشغالی سکونت داشتهاند. اختلافات عقیدتی و ایدئولوژیک دروزیها با مسلمانان شیعه و سنی موجب شده چه در تحولات حاکم بر سرزمینهای اشغالی و چه لبنان، دروزیها در جایگاه متحدان نانوشته صهیونیستها قرار داشته باشند. بخش عمده سکنه جولان اشغالی را نیز دروزیها تشکیل میدهند. دروزیها بر خلاف اعراب دارای تابعیت اسرائیل، در ساختار امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی موقعیت منحصربهفردی را از آن خود کردهاند. اکنون و در سوریه پسااسد، رژیم صهیونیستی، ضمن استیلا بر ارتفاعات حرمون و جبلالشیخ و تاسیس پایگاههای نظامی در مناطق حائل 1973، ضمن تثبیت حاکمیت خویش بر جولان اشغالی، در پی تشکیل دولتی خودمختار در استانهای سویدا، قنیطره و درعا گام برداشته است. جامعه دروزی سوریه به واسطه آزادی مذاهب و رواج اندیشههای پانعربیستی و سکولاریسم در دوران خاندان اسد، از روابط نسبتا حسنهای با حاکمیت دمشق برخوردار بود. اکنون با قدرتگیری سلفیها در دمشق و افزایش بیم و امیدها نسبت به تعامل آنان با اقلیتهای مارونی، دروزی، علوی، آشوری و کردهای سوری، فرصت مساعدی برای رژیم صهیونیستی فراهم آمده تا از خلأ قدرت ایجاد شده در منطقه، در راستای تضعیف حاکمیت ملی سوریه و ایجاد کریدوری امن در مرزهای این رژیم بهرهبرداری کند.
* موضع دوگانه دروزیها در برابر تلآویو
در پی خط و نشان نتانیاهو مبنی بر ضرورت عدم حضور ارتش سوریه در مناطق جنوبی این کشور و حمایت از اقلیت دروزی سوریه، جمع کثیری از ساکنان سویدا، دمشق، درعا و قنیطره در محکومیت اظهارات یاد شده به خیابان آمده و بر حفظ تمامیت ارضی سوریه پای فشردند. با وجود اعلان حمایت بخشی از جامعه دروزی از حاکمیت ملی سوریها، شماری از احزاب فعال در سویدا، تلویحا به استقبال نتانیاهو شتافته و نسبت به حمایت رژیم صهیونیستی از این اقلیت ابراز تمایل کردهاند. مسلحین محلی دروزی به رهبری طارق الشوفی که ذیل فرماندهی شورای نظامی سویدا در جنوب سوریه فعالند در واکنش به اظهارات نتانیاهو اظهار داشته: «ما از همه کسانی که از شورای نظامی سویدا حمایت و به حفاظت از جامعه دروزی و ثبات منطقه کمک میکنند تشکر میکنیم».
نکته حائز اهمیت درباره شورای نظامی سویدا روابط بسیار حسنه آنان با یگانهای موسوم به مدافع خلق (یپگ) مستقر در شمال شرقی سوریه است. لوگوی این شورا نیز شباهتی کمنظیر به لوگوی نیروهای سوریه دموکرات دارد.
* کریدور داوود و اتصال زمینی دروزیها به اکراد سوری
شبهنظامیان مستقر در شمال شرقی سوریه (یپگ، شاخه سوری پکک) از دیرباز در زمره متحدان بلافصل رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا در منطقه قرار داشتهاند. بر مبنای دکترین پیرامونی بنگوریون (موسس رژیم صهیونیستی)، ارتباط مستحکم با ملتهای غیرعرب، نقشی بسزا در حیات رژیم اسرائیل ایفا خواهد کرد. از همین رو به منظور تضعیف حاکمیتهای ملی تهران، بغداد، دمشق و آنکارا، سازمان موساد از دیرباز به حمایت از شبهنظامیان جداییطلب کرد مبادرت ورزیده است. قدرتگیری نیروهای کرد در شمال شرقی سوریه و استیلای آنان بر بخشهای وسیعی از این کشور، همواره از سوی واشنگتن و تلآویو به عنوان فرصتی کمنظیر نگریسته شده است. از همین رو، ایالات متحده با تاسیس دهها پایگاه در مناطق شرقی سوریه، تاکنون بسان سدی در برابر حملات ارتش ترکیه و نیروهای تحریرالشام به شبهنظامیان کرد قرار گرفته است.
برآیند 13 سال جنگ داخلی سوریه، گواه آن است که نیروهای «یپگ» در راستای تجزیه سوریه، سرمایهگذاری ویژهای را بر اقلیت دروزی انجام داده است؛ فرآیندی که با حمایت تمامقد دشمن صهیونیستی نیز همراه شده است. در مقطع کنونی و در صورت تجزیه مناطق جنوبی سوریه، ضمن ایجاد منطقه حائل وسیعی میان سرزمینهای اشغالی و دولت سوریه، امکان اتصال مناطق دروزینشین به مناطق کردنشین سوریه فراهم خواهد آمد. صهیونیستها بر آنند با اتکا به حضور پایگاه کلیدی التنف آمریکاییها در جنوب استان حمص (نقطه اتصال عراق، سوریه و اردن)، معبری را برای اتصال مناطق دروزینشین به مناطق تحت کنترل یگانهای مدافع خلق ایجاد کنند؛ معبری موسوم به کریدور داوود که ضمن تقویت موقعیت کردها، عملا سدی پیشروی گسیل اندیشههای اخوانی از دمشق به اردن هاشمی قلمداد خواهد شد. از شاخه اخوانی اردن به عنوان قدرتمندترین اپوزیسیون خاندان هاشمی در این کشور نام برده میشود. مرزهای وسیع اردن با سرزمینهای اشغالی، نگرانی وسیعی را در ذهن خاندان سلطنتی اردن و رژیم صهیونیستی درباره تسری اندیشههای اخوانی و سلفی از سوریه به اردن ایجاد کرده است.
* سپری در برابر محور مقاومت
به موازات نفوذ روزافزون جریان مقاومت در مناطق همجوار با سرزمینهای اشغالی در طول یک دهه اخیر، رژیم صهیونیستی جهت مقابله با آنچه محور آتش و نیروهای نیابتی ایران نامیده، در پی ایجاد مناطقی حائل میان سرزمینهای اشغالی با کشورهای عربی همجوار برآمده است. ایده تشکیل دولت جبلالدروزی در جنوب سوریه و تاسیس کریدور داوود در ادامه سیاست تاسیس مناطق حائل در جنوب لبنان، ضرورت عقبنشینی حزبالله به شمال رود لیتانی، تسلط بر محور فیلادلفی در باریکه غزه و برنامه اشغال دره اردن در کرانه باختری ذیل برنامه معامله قرن ترامپ ارزیابی میشود؛ سیاستی که به زعم نتانیاهو، ضمن تحمیل نظمی جدید به منطقه مطابق با منافع و مطامع صهیونیستها، موجب انقطاع دست ایران در منطقه شده و به تضعیف متحدان منطقهای تهران منتهی خواهد شد.
* تسری خودمختاری به مناطق مارونی و علوینشین
از دولت العلویین به عنوان یکی از 6 دولت مستقل دوران استعماری سوریه نام برده میشود. علویها در طول 5 دهه حکمرانی خاندان اسد، بسان ستون فقرات دولت، ارتش و سازمانهای امنیتی در نظام سوریه به ایفای نقش پرداختهاند. تمایلات فرقهگرایانه تحریرالشام کنونی و جبههالنصره پیشین، موجب تقویت این ایده در میان علویان شده که دولت مستقر در دمشق، با سقوط حاکمیت اسد در سوریه در پی انتقامجویی از آنان برخواهد آمد. نیروهای جبههالنصره در خلال جنگ داخلی سوریه، شعار «علویان در تابوت، مسیحیان در بیروت» را به عنوان یکی از اشعار کلیدی خود به منصه ظهور رسانده بودند. در مقطع کنونی نیز گزارشهای متعددی از رویارویی نظامی شبهنظامیان علوی با نیروهای وفادار به ابومحمد جولانی گزارش شده است. از همین رو بیم آن میرود در صورت جدایی مناطق دروزینشین از خاک سوریه، ایده تشکیل دولتی مستقل در طرطوس، لاذقیه و مصیاف در ذهن علویان کلید بخورد؛ امری که بیگمان با استقبال رژیم صهیونیستی همراه خواهد شد. دسترسی مناطق علوینشین به سواحل سوریه، امکان تحقق ایده فوق را دوچندان کرده و زمینه تشویق مسیحیان سوری جهت پیگیری ایدهای مشابه را رقم خواهد زد.
* پیشروی صهیونیستها در سایه سکوت جولانی
با وجود اعلان رسمی دولت صهیونیستی مبنی بر حضور بلندمدت ارتش این رژیم در خاک سوریه و تحقیر مقامات تحریرالشام با طرح ایجاد منطقهای عاری از سلاح در جنوب دمشق و استانهای سهگانه و بهرغم مخالفت صریح برخی عشایر عرب دروزی با طرح فوق به رهبری سلیمان عبدالباقی، احمد الشرع حاکم دوفاکتو سوریه، همچنان مهر سکوت بر دهانش زده و بیاعتنا به تمایلات زیادهخواهانه صهیونیستها و بازی آنان با کارت دروزیها که بخشی از طرح فوق به دلیل اشغال مناطقی از درعا جنبه عینیت به خود گرفته، همچنان هم خود را بر بر جلب نظر مساعد اروپا و آمریکا، همچنین حمله به ایران و مقاومت قرار داده است.
شماری از ناظران منطقهای بر این باورند در صورت تحقق ایده جدایی مناطق دروزینشین از سوریه، امکان انضمام مناطق فوقالذکر به خاک سرزمینهای اشغالی در آیندهای نزدیک به بهانه حفاظت از اقلیت دروزی دور از ذهن به نظر نمیرسد. در چنین برههای و بهرغم سکوت معنادار رهبران تحریرالشام، برخی ساکنان دروزی درعا و سویدا با اشاره به حادثه تاریخی «بازگشت فارس الخوری» خشم خود را نسبت به جاهطلبی صهیونیستها نشان دادهاند. نقل است در فردای اشغال سوریه توسط فرانسویها، ژنرال گوراود بهانه اشغال را حفاظت از مسیحیان سوری قلمداد کردند. در واکنش به این گستاخی «فارس الخوری» نخستوزیر مسیحی سوریه با حضور در مسجد اموی دمشق و بالا رفتن از منبر خطاب به حاضران گفت: «اگر فرانسه مدعی است در حمایت از مسیحیان در برابر مسلمانان به سوریه آمده است، من به عنوان یک مسیحی از سوی ملتم حمایت میشوم و به عنوان یک مسیحی شهادت میدهم هیچ معبودی جز خدا نیست».
***
مصاحبه تحریکآمیز وزیر خارجه ترکیه علیه ایران
تهدید فیدان
وزیر خارجه ترکیه در مصاحبه با شبکه الجزیره قطر در سخنانی تحریکآمیز، جمهوری اسلامی ایران را تهدید به ایجاد ناامنی کرد. هاکان فیدان در پاسخ به سوال تحریکآمیز مجری برنامه درباره احتمال حمایت جمهوری اسلامی ایران از گروههای مخالف ترکیه در سوریه، خطاب به ایران گفت: اگر از گروهی در کشور دیگری حمایت کنید تا آنجا ناآرامی ایجاد کند، ممکن است کشور دیگری از گروهی در کشور شما حمایت کند تا در کشور شما ناآرامی ایجاد کند. دیگر چیزی برای پنهان کردن در این دنیا وجود ندارد. وی در ادامه گفت: تواناییهایی که شما دارید در اختیار دیگران نیز هست. پس اگر نمیخواهید سنگی به سمت پنجره شما پرتاب شود، به پنجره دیگران سنگ پرتاب نکنید. وی در ادامه گفت: «معتقدم ایران در دوره جدید از تحولات اخیر درسهای بزرگی گرفته است». این سخنان فیدان در حالی مطرح شده است که پیش از این وزیر خارجه ترکیه خواستار «کنار زدن تفکرات سلطهگر و حکومت بر کشورهای دیگر از طریق نیروهای نیابتی» شده و گفته بود این اقدامات، واکنش متقابل ایجاد و منطقه خاورمیانه را وارد یک چرخه معیوب میکند. این سخنان در حالی مطرح شده است که رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه اخیرا در یک موضعگیری گفته بود: «به احتمال بسیار زیاد شهرهای دمشق، حلب، ادلب و حماه مانند یکی از استانهای ما خواهند شد». او افزود: این شهرها «دقیقا مانند غازی عینتاب، حاتای و اروفا، بخشی از ولایتهای ترکیه» خواهند بود!