تیغ تعرفه
رضا رحمتی: سرانجام زمان عملی شدن مهمترین وعده انتخاباتی ترامپ فرا رسید و او شرکا و رقبای اقتصادی سنتی آمریکا را زیر تیغ تعرفههای سنگین برد. در محافل رسانهای بحثهای مفصلی درباره اینکه این تعرفهها چیست، چه کشورهایی را دربر میگیرد، چه کالاهایی را دربر میگیرد و سرآخر، عاقبت این جنگ تجاری که آمریکا علیه شرکای خود آغاز کرده چه خواهد شد به وجود آمده که ضروری است به این سوالات و ابهامات پاسخ داده شود.
* منظور از تعرفه چیست؟
تعرفه به زبان بسیار ساده عبارت است از «مالیاتی که بر کالاها یا خدمات سایر کشورها اعمال میشود». هر اندازه ارزش یا قیمت نهایی آن کالا یا خدمت بیشتر باشد، حجم این مالیات (تعرفه) بر شرکتهایی که این کالا را به داخل کشور مقصد وارد میکنند سنگینتر یا بیشتر میشود. برای مثال اگر یک خودروی شرکت بنز تا دیروز با 100 هزار دلار به ایالات متحده وارد میشد، با اعمال مالیات (تعرفه) 25 درصدی بر کالاهای وارداتی از آلمان، از روز 9 آوریل با قیمت 125 هزار دلار به ایالات متحده وارد میشود. شاید در ابتدا این سوال پرسیده شود که این موضوع سبب افزایش فشار بر شهروندان خود آمریکا میشود اما در حقیقت این موضوع بر پیچیدگیهای روابط بین کشورهای مبدأ و مقصد و شرکتهای واردکننده این کالا خواهد افزود و با توجه به توان خرید مشتری (در اینجا شهروندان آمریکایی) این موضوع سبب خواهد شد مشتری به دنبال محصولات یا کالا و خدماتی باشد که در داخل آمریکا و با هزینه کمتر از کالاهای وارداتی تولید میشود. بنابراین ابتدائا با توجه به اینکه قبول افزایش تعرفهها و توان پرداخت آن از جیب کشور یا شرکت مبدأ خارج است، صادرات کالا برای کشورهای مبدأ باری بر دوش مصرفکننده آمریکایی خواهد بود اما با توجه به توان جایگزینی بازار ایالات متحده که امکان جایگزین کردن کالاهای وارداتی با کالاهای تولیدی در داخل برای این کشور را در یک بازه زمانی نسبتا معقول فراهم میکند، وضعیت افزایش اعمال تعرفهها میتواند منافع اقتصادی ایالات متحده را به دنبال داشته باشد. به همین دلیل است که ترامپ میگوید «بر اساس طرح من، کارگران آمریکایی دیگر نگران از دست دادن شغلهای خود به نفع کشورهای خارجی نخواهند بود، بلکه این کشورهای خارجی هستند که نگران از دست دادن مشاغل خود به نفع آمریکا خواهند شد».
* رابطه مستقیم بحرانهای اقتصادی با اعمال تعرفهها
سابقه اعمال تعرفهها بر کالاهای خارجی نشان میدهد هرگاه ایالات متحده در دورهای از بحران اقتصادی قرار گرفته، به سمت وضع تعرفهها بر شرکای سیاسی و اقتصادی خود حرکت کرده که با تاسیس ایالات متحده آمریکا به عنوان یک دولت - ملت پیوند خورده است. با این حال اعمال و وضع این تعرفهها با هر بحران اقتصادی علیه شرکای آمریکایی فزونی یافته است. برای مثال با بحران اقتصادی سال 1929 و برای برونرفت از وضعیت اقتصادی، ایالات متحده همزمان با اتخاذ سیاست اقتصادی داخلی کینزیانیسم، به دنبال وضع تعرفههای خارجی سنگین بر کالاهای وارداتی از اروپا رفت و توانست واردات کالاهای اروپایی را به دوسوم کاهش دهد. در بحران اقتصادی 1999، بحران اقتصادی 2009، بحران اقتصاد آمریکا در دوره کرونا (2019) و حالا در بحران اقتصادی جدید آمریکا، وضع تعرفهها مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین وضع تعرفهها ارتباط مستقیمی با بحرانهای اقتصادی داخلی و بیرونی آمریکا داشته است، هر زمان بحران اقتصادی برای ایالات متحده ایجاد شده، اعمال تعرفهها در دستور کار قرار گرفته تا آمریکا بتواند بحران اقتصادی را پشت سر بگذارد. روی دیگر سکه اعمال تعرفهها این بوده که هرگاه ایالات متحده از بحرانهای اقتصادی خارج شده و متعاقبا اقتصاد جهانی نیز در وضعیت رکود قرار نداشته، اعمال تعرفهها بر کالاهای خارجی نیز به حداقل رسیده است. نظام اعمال تعرفهها به دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ محدود نمیشود. ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود که سالهای انتهایی آن با شیوع کرونا همراه شد و آمریکا و جهان را در یک دورهای از رکود بزرگ اقتصادی وارد کرد، با اعمال تعرفهها جنگ تجاری آمریکا علیه شرکا و رقبای خود را شروع کرد. اگرچه در آن بازه نخست ریاستجمهوری وی کالاهای محدودی که استفادههای استراتژیک داشتند ذیل نظام اعمال تعرفههای آمریکا قرار گرفتند. این کالاها عبارت بودند از آلومینیوم و فولاد که ترامپ جنگ تعرفهای را با اعمال تعرفه 25 درصدی بر آنها شروع کرد و به شرکای اقتصادی خود هشدار داد ورود این ۲ محصول را که همواره نسبت وثیقی با منافع استراتژیک کشورها دارند به آمریکا منع خواهد کرد و اختیار کالاهای استراتژیکی را که پایه صنایع نظامی و دفاعی است به کشورهای دیگر حتی شرکای اقتصادی و سیاسی خود نخواهد داد. ترامپ اما در وعدههای انتخاباتی دوره دوم ریاستجمهوری خود، تمام رقبا، دشمنان و شرکای آمریکا را تهدید کرد با پیروزی در انتخابات سراغ وضع تعرفههای سنگین برای تکتک آنها خواهد رفت؛ وعدهای که با توجه به شخصیت ترامپ چندان هم به درازا نکشید و با گذشت 2 ماه و نیم از ریاستجمهوری خود آن را عملیاتی کرد؛ چیزی که اینک در رسانههای جهان از آن به عنوان «جنگ تجاری جهانی» یاد میشود.
* اهداف ترامپ چیست؟
شاید مهمترین هدف ترامپ و تیم مستقر در کاخ سفید برای اعمال تعرفهها را باید محدود کردن قدرت چین در عرصه بینالمللی عنوان کرد. ترامپ و تیم اقتصادی او معتقدند چین با در اختیار داشتن نیروی کار ارزان و با استفاده از ظرفیتهای بینالمللی که برای وارد کردن کالاهای چینی به سایر کشورها از جمله به آمریکا با استفاده از شرکتها یا طرفهای ثالث به دست آورده است، خود را از اعمال تعرفههای آمریکا دور کرده و در یک حاشیه امن قرار گرفته است، بنابراین به سرعت تراز تجاری مثبت خود را در اقتصاد بینالمللی تقویت کرده و این موضوع سبب ایجاد بحرانهای اقتصادی در ایالات متحده شده است.
به هر حال چین با توجه به قدرت اقناع اقتصادی و توانمندی سرمایهگذاری بینالمللی خود، توانسته بخش زیادی از منابع اقتصادی جهان را بر اساس اهداف خود تعریف کند و این موضوع آن چیزی نیست که آمریکا را راحت بگذارد.
همچنین از دیگر اهداف ترامپ در اعمال تعرفههای جدید میتوان به موارد زیر اشاره کرد: تقویت دلار به عنوان پول هژمون، ایجاد وابستگی نظام اقتصادی بینالمللی به ایالات متحده، تلاش برای تسلط اقتصادی آمریکا در عرصه بینالمللی، تقویت نظام اقتصادی داخلی، تقویت بازار بورس آمریکا، جذب سرمایهگذاری خارجی در ایالات متحده، ایمنسازی زنجیرههای استخراج و تولید در ایالات متحده نسبت به نوسانات اقتصادی بینالمللی بویژه از جانب چین، از بین بردن تراز تجاری منفی آمریکا با سایر قدرتهای اقتصادی بینالمللی از جمله با اروپاییها (که اینک به 19 تریلیون دلار رسیده است) و افزایش میزان اشتغال در ایالات متحده.
* سرانجام اعمال تعرفهها چیست؟
یکی از مسائلی که درباره اعمال تعرفههای آمریکا وجود دارد این است که زمانبندی شتابزدهای را دنبال کرده است، برای مثال با اعمال تعرفههای جدید ترامپ که پس از روی کار آمدن وی در دور جدید شروع شد، کانادا و مکزیک دچار بحرانهای اقتصادی و اجتماعی شدند و این مساله را به وجود آورد که ممکن است این وضعیت سبب تسری بحران امنیتی به ایالات متحده آمریکا شود.
به همین دلیل ترامپ در بحث اعمال تعرفههای شتابزده خود، باز هم به صورت شتابزده، از این اعمال تعرفهها نسبت به دو همسایه جنوبی و شمالی خود صرف نظر کرد.
این موضوع میتواند با توجه به بحرانهایی که اعمال تعرفهها میتواند برای اروپا و همپیمانان آمریکا به دنبال داشته باشد، با عقبنشینیها آمریکا در اعمال تعرفهها همراه شود. بنابراین مهمترین محدودیت دور جدید اعمال تعرفهها نبود زمانبندی دقیق در آن و شتابزدگی است.
نتیجه دیگر اعمال تعرفهها میتواند از بین رفتن اعتماد شرکای اقتصادی آمریکا نسبت به این کشور در عرصه بینالمللی و متعاقبا شکست پروژه دلار به عنوان واحد پول مورد اعتماد بینالمللی باشد. اضافه بر این شیوع جنگ اقتصادی و تجاری بینالمللی و جهانی با دور جدید اعمال تعرفهها، اجتنابناپذیر است؛ موضوع ژئواکونومیکی که میتواند عواقب ژئوپلیتیک را نیز به دنبال داشته باشد و منجر به گسیختگی بیشتر آمریکا از متحدانش شود (که نمود بارز آن را در واکنش شهروندان اروپا به خودروهای تولیدی شرکت تسلا در این قاره میتوان مشاهده کرد)؛ موضوعی که خاصیت تسری به دنیای سیاست را نیز خواهد داشت.
این موارد البته به معنای این نیست که ترامپ در اعمال این پروژه دچار شکست خواهد شد و باید دید با توجه به محدودیتها و مقدورات آمریکا، ترامپ تا چه اندازه موفق خواهد شد اهداف اقتصادی خود را عملیاتی کند.