
راهبرد رژیم صهیونیستی و آمریکا که پس از جنگ 12 روزه روی ایجاد آشوب و ناامنی و در نهایت ایجاد خلأ سیاسی و تجزیه ایران متمرکز بود، پس از عدم توفیق در آشوبها و اغتشاشات اخیر، حالا وارد مرحله دیگری شده است. پس از آنکه اغتشاشات خیابانی روزهای اخیر با حضور قاطعانه مردم سراسر کشور در راهپیمایی 22 دی و همزمان دستگیری لیدرها و عوامل وابسته به صهیونیستها توسط نهادهای امنیتی و نظامی با شکست مواجه شد، آمریکا و به تبعیت از آن اروپاییها، تاکتیک دیگری را علیه مردم ایران به کار بستهاند. به فاصله کمتر از یک روز پس از حضور دهها میلیونی مردم ایران در تجمع همبستگی علیه پروژه تروریستی اسرائیل - آمریکا، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده در جریان گفتوگویی با شبکه انبیسی نیوز به تهدید دوباره کشورهایی پرداخت که با ایران روابط تجاری دارند.
ترامپ به این شبکه آمریکایی گفت: «هر کشوری که با ایران مراودات تجاری انجام دهد، تعرفه گمرکی ۲۵ درصدی برای هر معامله پرداخت خواهد کرد».
این اظهارات ضدایرانی ترامپ با مخالفت صریح چین همراه بود. در همین رابطه دولت چین اعلام کرد با تهدید تعرفهای رئیسجمهور ایالات متحده علیه کشورهایی که با ایران همکاری میکنند، مخالف است.
پکن با صراحت مخالفت خود را با هرگونه تهدید تعرفهای ترامپ علیه کشورهایی که با ایران همکاری اقتصادی دارند، اعلام و تاکید کرد «از حقوق مشروع حمایت خواهیم کرد».
علاوه بر چین، روسیه نیز بر برقراری تعامل و روابط خود با ایران تاکید دارد. سرگئی شویگو، دبیر شورای امنیت روسیه در گفتوگوی تلفنی اخیرش با علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، آمادگی مسکو را برای توسعه همکاریهای دوجانبه بر اساس توافقنامه مشارکت جامع استراتژیک بین فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران ابراز کرد. دبیر شورای امنیت روسیه تلاش نیروهای خارجی برای دخالت در امور داخلی ایران را نیز بشدت محکوم کرد.
با توجه به این مواضع چین و روسیه درباره تعامل و ارتباط با ایران، به نظر نمیرسد تهدید تعرفهای ترامپ تاثیر خاصی بر روابط ایران و کشورهای همپیمان داشته باشد. با این حال، آنچه مشخص است، تداوم رویکرد خصمانه ترامپ علیه مردم ایران است.
او پیش از این نیز در اظهاراتی گستاخانه، ضمن حمایت از تروریستهایی که در روزهای اخیر برخی نقاط کشور را دچار اغتشاش و آشوب کرده بودند، ایران را تهدید به حمله نظامی کرده بود.
در آخرین نوبت، ترامپ دیروز نیز خطاب به تروریستها گفت اقدامات خرابکارانه خود را ادامه دهند، چرا که کمک آمریکا در راه است.
به اظهارات ترامپ، سیاستهای خصمانه اروپاییها در قبال ناامنیهای ایران را هم باید اضافه کرد. فردریش مرتس، صدراعظم آلمان روز گذشته در اظهاراتی گستاخانه که مشخصا بر آمده از توهم پوچ است، گفت: «کار رژیم ایران تمام است و فکر میکنم نظارهگر روزها و هفتههای پایانی آن هستیم». این موضعگیری ضدایرانی از سوی دولت آلمان موضوع جدیدی نیست. ۶ ماه قبل در جریان جنگ 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، صدراعظم آلمان به جای محکوم کردن تجاوز نظامی به خاک ایران گفته بود «تلآویو انجام کار کثیف اروپاییها را برعهده گرفته است».
اظهارات گستاخانه صدراعظم آلمان با واکنش صریح وزیر امور خارجه ایران همراه بود. سیدعباس عراقچی در واکنش به اظهارات مداخلهجویانه صدراعظم آلمان در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: «از بین همه دولتها، دولت آلمان شاید بدترین موقعیت را برای پرداختن به موضوع حقوق بشر داشته باشد. دلیل آن ساده است: استانداردهای دوگانه آشکار در سالهای گذشته هرگونه اعتبار آن دولت را از بین برده است».
وزیر امور خارجه ایران با اشاره به حمایتهای بیدریغ آلمان از کشتار مردم فلسطین توسط رژیم صهیونیستی ادامه داد: «وقتی ایران تروریستهایی را که غیرنظامیان و افسران پلیس را میکشند، درهم میشکند، صدراعظم آلمان با عجله اعلام میکند خشونت ابراز ضعف است. پس آقای مرتس! درباره حمایت کامل خود از قتلعام ۷۰ هزار فلسطینی در غزه چه میگویید؟»
عراقچی با اشاره به اینکه ایرانیان ستایش نفرتانگیز آقای مرتس از اسرائیل را هنگامی که تابستان گذشته خانهها و صنایع کشورمان را بمباران کرد، همچنان به یاد میآورند، نوشت: «صدراعظم آلمان اصرار داشت آن خشونت بیدلیل و غیرقانونی «کار کثیفی» است که اسرائیل با انجام آن به اروپا خدمت میکند. این در حالی است که آلمان درباره ربایش اخیر یک رئیس دولت توسط ایالات متحده سکوت کرده است».
وی افزود: «سخنرانی همتای آلمانی من درباره حقوق بشر و مشروعیت نیز به همان اندازه بیمعنی است، زیرا کارفرمای او هیچ کاری برای حمایت از هر دو انجام نداده است».
عراقچی در پایان خطاب به مقامات آلمانی نوشت: «لطف کنید، کمی هم شرم داشته باشید. بهتر است آلمان به دخالت غیرقانونی خود در منطقه ما، از جمله حمایت از نسلکشی و تروریسم پایان دهد».
پیش از مرتس، دولت آلمان به همراه انگلیس و فرانسه، در بیانیهای مشترک به حمایت آشکار از تروریستهای مسلحی که در چند روز گذشته تعدادی از حافظان امنیت و مردم عادی را به شهادت رساندند، پرداختند.
معرفی تروریستهای مسلح به عنوان معترضان عادی توسط غربیها در حالی است که طبق شواهد و مدارک موجود، اتفاقات اخیری که در برخی نقاط ایران رخ داد، عملا فعالسازی جوخههای ترور برای راه انداختن جنگ داخلی در ایران بود. حجم سلاحهای کشفشده و تعداد تیمهای شناسایی و دستگیرشده توسط نهادهای امنیتی و فراجا این موضوع را تایید میکند.
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در بیانیه روز دوشنبه خود از کشف قریب به 500 قبضه سلاح جنگی و شکاری و زیر ضربه بردن چند تیم تروریستی خبر داد. وزارت اطلاعات روز گذشته نیز در اطلاعیهای از کشف یک محموله بزرگ اقلام فنی و الکترونیکی جاسوسی و خرابکاری خبر داد.
در این اطلاعیه آمده است: «این محموله بزرگ از یکی از کشورهای منطقه و به صورت غیرمجاز وارد ایران شده و قرار بود در استانهای مشخصی که درگیر اغتشاشات چند روز گذشته بودند، توزیع شود.
محموله فنی کشف شده، شامل ۱۰۰ دستگاه گیرنده دوربرد، ۵۰ دستگاه تقویتکننده سیگنال بیتیاس، ۷۴۳ دستگاه مودم 5G (فایوجی) از نشانهای تجاری مختلف و ۷۹۹ دستگاه تلفن همراه نسل جدید است.
مزدوران بیگانه و تروریستها در صورت دریافت این تجهیزات الکترونیکیِ پیشرفته و اتصال آنها به صورت یک بسته کامل، امکان دسترسی به شبکه تلفن همراه و اینترنت در نقاط فاقد شبکه مخابراتی مانند دشتها، کوهها و سایر نقاط صعبالعبور برای جاسوسی در حوزههای نظامی، امنیتی، صنعتی و خرابکاری را پیدا میکردند».
همچنین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز با صدور اطلاعیهای از شناسایی و دستگیری اعضای چند تیم تروریستی تحت هدایت رژیم صهیونیستی در استان سیستانوبلوچستان خبر داد.
بر اساس این اطلاعیه، «چند تیم تروریستی تحت هدایت رژیم صهیونیستی که از مرزهای شرقی وارد کشور و در ۷ تیم در زاهدان مستقر شده بودند، در عملیات مشترک قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه، فراجا و اداره کل اطلاعات سیستانوبلوچستان شناسایی و دستگیر شدند.
این افراد، آموزش تخصصی خرابکاری و ترور را در خارج کشور دیده بودند و از آنها انواع سلاحهای آمریکایی و تجهیزات انفجاری کشف و ضبط شد».
گسیل تروریستها از مرزهای غربی و شرقی به داخل ایران را باید در راستای برنامه تلآویو علیه تهران ارزیابی کرد. برخلاف برخی ادعاها که براندازی جمهوری اسلامی را هدف غایی اسرائیل میدانند، هدف اصلی اسرائیل نه براندازی جمهوری اسلامی، بلکه تجزیه ایران است و سرنگونی جمهوری اسلامی پیششرط آن به شمار میرود. مشکل واقعی اسرائیل و حتی آمریکا و کشورهای اروپایی، نه جمهوری اسلامی، بلکه وجود یک دولت - ملت بزرگ و متکثر اما یکپارچه، دارای عمق استراتژیک و توان نظامی بازدارنده است. ابزار اصلی نیز گروهکهای تجزیهطلب و تروریستی فعال در آن سوی مرزهای غربی و شرقی کشورند که در اغتشاشات اخیر نیز نقش پررنگی در ترور حافظان امنیت و مردم عادی داشتند.