علیرضا ابوترابی: وقتی دبیرخانه فجر چهلوچهارم اسامی ۳۱ فیلم بخش مسابقه این دوره را اعلام کرد، مشخص شد 3 فیلمساز برای دومین سال پیاپی در این رویداد حضور دارند؛ رسول صدرعاملی، امیرحسین ثقفی و ابراهیم امینی. یک روز مانده به برگزاری جشنواره مشخص شد فیلم امیرشهاب رضویان برای نمایش در جشنواره آماده نمیشود. به واسطه ناآرامیهای دیماه و قطع اینترنت و عدم دسترسی عوامل پستپروداکشن فیلمها به هوش مصنوعی، پروسه تولید آثار بشدت به تعویق افتاده بود، درباره فیلمی مثل امیر اثر امیرشهاب رضویان که فضای جنگی داشت و جلوههای ویژه آن خیلی تعیینکننده بود، به قدری توانست تاثیرگذار باشد که نهایتا عوامل ناچار شدند تسلیم شوند و بگویند کار به نمایش در جشنواره و طبیعتا داوری نمیرسد. دبیر جشنواره بلافاصله یک فیلم رزرو را جایگزین کرد به نام «عروس چشمه» که کارگردان آن فریدون نجفی، سال گذشته هم با فیلم «خاتی» در فجر حضور داشت. با این وصف تعداد کارگردانهایی که در بخش مسابقه فجر امسال برای دومین سال پیاپی حضور دارند، به ۴ نفر رسید. این اما همه ماجرا نیست. عماد رحمانی و مهرداد محرابی 2 کارگردان انیمیشن «نگهبانان خورشید» برای سومین سال پیاپی بود که در فجر حاضر میشدند اما از آنجا که هیچ انیمیشن دیگری در این دوره حضور نداشت و طبیعتا بخش جداگانهای برای انیمیشن در نظر گرفته نشد، این فیلم به همراه «مولا» که کاملا با هوش مصنوعی ساخته شده بود و برای داوری آن در کنار باقی آثار، مدل و پروتکل خاصی وجود نداشت، در بخش خارج از مسابقه به نمایش درآمدند. طبیعتا تولید انیمیشن از بسیاری جهات سنگینتر و زمانبرتر از فیلمهای اصطلاحا لایواکشن است اما عماد رحمانی و مهرداد محرابی از وقتی فیلمسازی بلند را شروع کردند، برای 3 سال پیاپی در جشنواره فجر حاضر بودند که در 2 مورد اول کنار تعدادی اثر دیگر در بخش انیمیشن حضور داشتند و این بار به دلیل شرایط خاصی که ایجاد شده بود، افتتاحیه جشنواره به آنها اختصاص پیدا کرد. در سالهای اخیر تعداد انیمیشنهای ایرانی به حدی رسیده که معمولا میتوان یک بخش مجزا را به این آثار اختصاص داد اما پیش از این در سال ۹۹ هم تنها «بچه زرنگ» بود که توانست به این جشنواره بیاید و طبیعتا امکان رقابت با اثر دیگری را نداشت. عماد رحمانی که یکی از کارگردانهای «نگهبانان خورشید» است، کمرنگ شدن حضور انیمیشنها در این دوره را ناشی از کمتوجهی مسؤولان فرهنگی به سینمای کودک و نوجوان میداند و از این جهت که در این دوره هیچ اثری مرتبط با کودکان و نوجوانان در بخش مسابقه حضور ندارد، میتوان انتقاد فردی مثل او را جدی گرفت. سازندگان «نگهبانان خورشید» گروه ثابتی هستند که از چند سال پیش در کنار هم قرار گرفتهاند. در این گروه مهدی جعفریجوزانی تهیهکننده است و عماد رحمانی و مهرداد محرابی کارگردان. نام این گروه هم «مهوا» است. آنها قبلا 2 انیمیشن «شمشیر و اندوه» و «افسانه سپهر» را ساختهاند؛ آثاری که در اولی به وقایع پیش از قیام عاشورا اشاره میشد و یک ایرانی را در کانون ماجرا قرار میداد و دومی تم ملیگرایانه داشت که این درونمایه در اثر سوم هم وجود دارد. خود عماد رحمانی در گفتوگویی که با او داشتهایم میگوید آنها بلافاصله پس از اتمام هر کاری، کار بعدی را شروع میکنند تا نیازی به جمع کردن تیمشان دور هم وجود نداشته باشد و ظاهرا یکی از رازهای سرعت عمل آنها همین است. انیمیشن ایران در سالهای اخیر به لحاظ کیفیت گرافیکی پیشرفت خوبی کرده بود اما سرعت به اتمام رساندن پروژهها هنوز پایین بود و بچههای گروه مهوا از این جهت گام مهم و تعیینکنندهای برداشتهاند.
ماجرای این انیمیشن از این قرار است که در دل ویرانههای یک شهر باستانی، بهرام ۹ ساله همراه با جانو، دوست جداییناپذیرش، با شمشیر چوبیاش ناخواسته در دشت خفته - یک منطقه باستانی به قدمت ایرانزمین - درگیر ماجرایی پیچیده میشود و رد قاچاقچیهای آثار باستانی را میگیرد؛ ظاهرا پای «افشین جونز» در میان است که یک دزد پلید آثار باستانی به حساب میآید. این میشود شروع یک ماجرای شاد و موزیکال که میان افسانه، تاریخ و فرهنگ ایران جریان دارد. گفتوگوی «وطن امروز» با عماد رحمانی، کارگردان «نگهبانان خورشید» را در ادامه بخوانید.
***
* حضور تنها یک انیمیشن در جشنواره امسال، آن هم منحصراً از شما، کمی عجیب است؛ با وجود پیشرفتهای سالهای اخیر در صنعت انیمیشنسازی ایران، فکر میکنید در این دوره چرا چنین اتفاقی افتاد؟
امسال از 2 جنبه ما با موضوعی عجیب مواجه شدیم؛ یکی قرار گرفتن یک اثر هوش مصنوعی در کنار اثر ما که زحمتی بیش از یکساله پشت آن بوده و واقعیت این است که امسال فقط یک اثر در بخش انیمیشن جشنواره حضور دارد. این اتفاق قطعاً ضربهزننده است و تردیدی در آن نیست. به نظر میرسد محتوای کودک و نوجوان چندان مورد اقبال تصمیمگیران کشور نیست و من از این بابت بسیار متأسف و متأثر هستم. اگر نخستین سالی بود که تنها یک انیمیشن حضور داشت، شاید میشد آن را پذیرفت اما اینجا هم قواعد بینالمللی رعایت نشده و هم عرف داخلی نادیده گرفته شده است. عرف داخلی تأیید میکند در سال ۱۴۰۱ یک اثر شایسته تقدیر بود. کاش حداقل اگر نمیخواستید کاری انجام دهید، جایزه نمیدادید و نمیگفتید آثار حاضر بیکیفیت بودند. این رویکرد واقعاً غمانگیز است، چرا که واقعاً این اتفاق به نظرم توهینی به کل صنعت انیمیشن ایران است.
* به نظر شما این مساله ناشی از کمکاری انیمیشنسازان است یا عدم همکاری مناسب دستاندرکاران جشنواره؟
نه، انیمیشنسازان مقصر نیستند. آنان در شرایط دشوار اقتصادی و وضعیت نامناسب موجود، کار خود را ادامه میدهند. واقعیت این است که در بسیاری از عرصهها انیمیشنسازان توان ادامه فعالیت در ساختار فعلی را ندارند، چرا که انیمیشن ذاتاً در ایران مانند سینما، نیازمند حمایت است و حمایت کافی وجود ندارد. حالا جایی که با زحمت فراوان توانستهایم کاری را به نتیجه برسانیم، با چنین رویکردی روبهرو میشویم. ما شبانهروز تلاش کردیم تا فیلم به ثمر برسد و نتیجه آن شد که تنها یک اثر به بخش مسابقه راه یافت. این جایگاه، حاصل سالها کار بیوقفه است و به نظرم این مساله نیازمند بازنگری اساسی است. انیمیشن در تمام بخشها قابل رقابت با صنعت فیلم است: فیلمنامه، کارگردانی، طراحی لباس، موسیقی، صداگذاری و... همه شبیه سینماست و تنها تفاوت، عدم حضور بازیگر نقش اول و دوم است.
* در میان صحبتهایتان به هوش مصنوعی هم اشاره کردید؛ با توجه به بحثهای داغ کنونی درباره نقش هوش مصنوعی در عرصههای مختلف، به نظر شما این فناوری به صنعت انیمیشنسازی کمک میکند یا خیر؟
در دنیا هوش مصنوعی یک شمشیر دولبه است. برخی جشنوارههای بزرگ خارجی بخشی را به آثار AI اختصاص دادهاند اما از نظر هنری، ارزش آن به طور قطعی تعریف نشده است. البته تولید اثر با استفاده از این فناوری کاری قابل تقدیر است و اتفاق خوبی است که جوانان ایرانی در این عرصه فعال هستند. هوش مصنوعی در بخشهایی مانند تولید تصاویر مرجع میتواند کمککننده باشد اما مساله این است که قرار دادن یک انیمیشن بلند سینمایی با بودجههای میلیاردی و زحمت ۱۴۰ نفر در کنار یک اثر تولیدشده با هوش مصنوعی، مقایسهای نابرابر و عجیب است. مساله دوم این است که جریان اصلی و جریان تجربی باید در کنار هم دیده شوند. نمیدانم چرا جشنواره امسال با تصمیم دبیر محترم، اثر هوش مصنوعی را در کنار این حجم از آثار دیگر قرار داده است. به نظر میرسد میشد این اثر را در بخش مسابقه یا بررسی جداگانه ارائه داد. با احترام به تیم تولیدکننده اثر هوش مصنوعی -که خطابم به زحمات آنان نیست- اما قرار دادن آن در کنار یک انیمیشن بلند سینمایی به نظرم انتخاب درستی نیست.
* درباره اثر جدیدتان «نگهبانان خورشید» بفرمایید نسبت به اثر قبلی چه پیشرفتهایی داشته و در چه ابعادی دچار دگرگونی شدهاید؟
ما گام بزرگی برداشتهایم و اکنون آثارمان از نظر کیفیت کاملاً در سطح استانداردهای بینالمللی قرار دارند. شما به راحتی میتوانید تصاویر کار ما را در کنار آثار خارجی مقایسه کنید و این خود یکی از مهمترین پیشرفتهای ما محسوب میشود اما آنچه برایم جذابتر است، فضای قصهگویی، جنبههای موزیکال و روایت اثر است. با توجه به اینکه این سومین اثر بلند ما است و تجربه حضور در جشنوارههای متعدد بینالمللی، کسب جوایز مختلف و همچنین سومین سال حضور پیاپی در جشنواره فجر و حضور در جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان را داریم، توانستهایم ارتباط بهتری با مخاطبانمان برقرار کنیم. اکران انیمیشن «افسانه سپهر» در حالی صورت گرفته که سینمای ایران هماکنون با چالشهای جدی فروش روبهرو است. با توجه به شرایط موجود و با در نظر گرفتن این نکته که فیلم فاقد تبلیغات محیطی گستردهای نظیر بیلبورد و سردر سینما بوده و هیچگونه تبلیغی برای آن صورت نگرفته است، این اثر کودک و خانوادگی در کمتر از یک ماه، فروش قابل توجهی را کسب کرده است. خود شما به عنوان یک خبرنگار، میتوانید قضاوت کنید که در سطح شهر تهران، تا چه حد شاهد تبلیغات مختلف برای فیلمهای دیگر مانند «یوز» هستید، در حالی که اثری چون «افسانه سپهر» تقریباً هیچگونه حضور تبلیغاتی ندارد. این موضوع، سوالاتی را درباره دلایل این فقدان، بویژه در تمایل احتمالی پخشکننده به عدم اطلاعرسانی دقیق به مخاطبان، ایجاد میکند. بهرغم تمام کمتوجهیهای تبلیغاتی و عدم وجود تبلیغات سنتی مانند نصب پوستر در اتوبوسها، انیمیشن «افسانه سپهر» فروش قابل قبولی داشته که نشاندهنده استقبال مخاطبان از محتوای آن است. در جامعه ما، توجه به تولید محتوای کودکپسند از اهمیت ویژهای برخوردار است. با این تفاسیر، به نظر میرسد انیمیشن «نگهبانان خورشید» در این زمینه، گامهای پیشرویی را برداشته است. علاوه بر این، عناصر جذاب دیگری نیز در این اثر به چشم میخورد، از جمله تعدد کاراکترهای ماجراجو، صداپیشگی باکیفیت و حضور اساتیدی برجسته همچون خانم امیریان، خانم افری و آقای عزیزی و دیگر افراد. همچنین، تلاش ویژهای برای ایجاد فضاسازی موزیکال روایتمحور در این اثر صورت گرفته است که امیدواریم این ویژگیها، مورد پسند مخاطبان کودک قرار گیرد.
* مساله اصلی که شما در این اثر دنبال میکنید موضوع آثار باستانی است، چه شد به این مضمون گرایش پیدا کردید؟
ما بسیار مشتاق بودیم در ادامه تجربهمان، مرز موفقیت و تمایز یک اثر ایرانی را با سینمای بسیار استاندارد مشخص کنیم و نشان دهیم که برای بچههای خودمان میتوانیم قهرمانسازی بکنیم و از دل این فرهنگ، از دل این سرزمین و از دل ایران عزیزمان داستانگویی کنیم. اتفاقی که افتاده، داستان یک کمدی فانتزی ماجراجویانه و بانمک درباره جانو و بهرام است که حالا این دو، فکر میکنند با یک شمشیر چوبی میتوانند از پس مشکلات روزمره زندگیشان بربیایند. آنها اتفاقی درگیر یک گروه خرابکاری میشوند که قصد دارند آثار باستانی را بدزدند و این شمشیر را به دست آورند. در این میان، ناخودآگاه یک سوتی میدهند و روح نگهبان خشایار در قالب یک قوچ ظاهر میشود و این قوچ هم ریشه در تاریخ ایران دارد. ما حتی شهر خاصی را در کار انتخاب نکردیم و اسم منطقه باستانی ما دشت خفته است تا همه مخاطبان از هر جایی بتوانند با شخصیتهای اثر همذاتپنداری کنند.
* مثل افسانه سپهر و بسیاری از آثار پویانمایی دیگر ما در این اثر شاهد یک کاراکتر مکمل در شمایل حیوان هستیم؛ دلیل استفاده دوباره از این فرمول چه میتواند باشد؟
این موضوع فرمولی است که خوب جواب داده و تکرار این نکته برای بیشترین تاثیرگذاری مناسب است. نخست باید کودکان کار را قبول کنند؛ یعنی مخاطب هدف ما این اثر را به عنوان یک اثر خوب بپذیرد و بتواند روند آن را دنبال کند. یکی از راهها همین موضوع است و دیگری اینکه بستر خیلی خوبی در انیمیشن، بویژه وقتی با مخاطب کودکان و جوان ارتباط برقرار میکنید، کاراکترهای مکمل حیوان دارند. کاراکترهای حیوان در واقع شوخطبع هستند و میتوانند طنز اثر را به دوش بکشند. در عین حال، حرفهای خیلی عمیقی هم زده میشود که ماندگار خواهد شد، همانطور که در آثار برجسته خارجی هم دیدهایم.
کاراکتر میتواند به فضای روایت عمق ببخشد و در عین حال، بار فانتزی و اتفاقاتی که قرار است رخ دهند را انتقال دهد. مجموعه این عوامل، علت اصلی انتخاب این کاراکتر بود. با توجه به فرمولی که پیشتر نیز بیان کردم، ما تلاش میکنیم به محض ورود پروژهها به فاز پستولید، پیشتولید کار بعدی را آغاز کنیم تا در واقع، تیم تولید حفظ شود.
* در این اثر، 2 کاراکتر اصلی (بهجز شخصیت قوچ) هر 2 مذکر هستند؛ میتوانید بگویید دلیل اجتناب از قرار دادن مکملهای جنس مخالف در انیمیشنهای ایرانی چیست؟
حقیقتا شیطنتها، مبارزهها، صحنههای اکشن و تعقیب و گریز و شوخیهایی که در روایت ما وجود دارند بیشتر از همه این مساله را ایجاب میکند. ما انیمیشن بلند سینماییای مانند «خورشید» داریم که کاراکتر اصلی آن دختری ۹ ساله است و داستان در ایران قدیم میگذرد و کاملاً هم یک کار دخترانه محسوب میشود. پس این مساله ناشی از محدودیت نیست و واقعیت امر این است که ما با ممانعتی مواجه نبودیم. باید تأکید کنم انتخاب جنسیت کاراکترها لزوماً بر پایه محدودیت نیست، بلکه بر اساس ضرورت روایی و نقش هر شخصیت در پیشبرد داستان صورت گرفته است. در انیمیشن «خورشید»، ماهیت داستان اقتضا میکرد کاراکتر اصلی دختر باشد و این کاملاً انتخابی آگاهانه بوده است.
* نکته دیگر اینکه این اثر نسبت به اثر قبلیتان (که آن هم فضای فانتزی داشت) در زمان حال روایت میشود؛ به نظر شما آیا زمان حال جهتگیری متفاوتی نسبت به فانتزی ندارد و در واقع ضد فانتزی نیست؟
حرف شما کاملا درست است اما این اثر را نمیتواند یک کار High fantasy دانست؛ فضاسازی اثر بیشتر به رئالیسم جادویی نزدیک است تا فضایی کاملاً فانتزی یا مثلاً سایبرپانک. در هر حال تلاش ما برای حفظ این فضا به منظور ارتباط بهتر با کودکان بوده است.
* ما در خیلی از انیمیشنهای مطرح جهان مثل «پاندای کنگفوکار» شاهد آن هستیم که شخصیتهای پروتاگونیست و آنتاگونیست تعدد دارند اما در ایران وضعیت متفاوتتری دیده میشود؛ دلیل محدود بودن تعداد کاراکترها در انیمیشنهای ایرانی چیست؟
اتفاقا در «نگهبان خورشید» ما در این موضوع وضعیت متفاوتی را رقم زدیم و حدود ۴۰ کاراکتر در این پروژه حضور دارند اما در کل این مساله به محدودیت بودجه یا ملاحظات تولیدی هم مرتبط است.
* موضوع خشنی مانند قاچاق که در اثر شما وجود دارد تا چه حد تلطیف شده تا برای کودکان جذاب باشد؟
ما در این موضوع خیلی ملاحظه داشتم و از رنگهای چشمگیر و شاد و المانهای مختلفی استفاده کردیم تا مخاطب کودک دچار دلهره نشود و در این موضوع همه حواسمان را جمع کردیم. درباره موضوعات حساس مانند قاچاق، با راهنمایی کارشناسان روانشناسی کودک و روانشناسی رنگ، تلاش کردهایم با استفاده از شوخیهای مبتنی بر رنگهای شاد و صحنههای اکشن کمتنش، بار عاطفی موضوع را برای کودک تلطیف کنیم. خشونت به معنای آزاردهنده آن در این اثر جایگاهی ندارد.
* به نظر خودتان غیر از پیشرفتهای گرافیکی و بصری نسبت به اثر قبلی، در زمینههای دیگر حرکت رو به جلویی داشتهاید؟
در زمینه موسیقی، نسبت به اثر قبلی پیشرفت چشمگیری داشتهایم. 3 سکانس موزیکال کاملاً یکپارچه با روایت طراحی شدهاند و کاراکترها در قالب این سکانسها، دنیای درونی خود را تصور میکنند؛ بهگونهای که موسیقی بهصورت طبیعی و نه تحمیل شده، در خدمت قصه قرار گرفته است. همچنین تدوین و صداگذاری اثر هم پیشرفت داشته است.