17/دی/1404
|
15:46

وقتی سند حرف می‌زند؛ سیاست خارجی، بدون توهم دوستی

عباس سیاح‌طاهری: انتشار اسنادی که این روزها از آرشیوهای امنیتی آمریکا بیرون آمده‌، برای کسی که با عینک علوم ارتباطات به سیاست نگاه می‌کند، بیش از آنکه خبر باشد، نشانه ‌است؛ نشانه‌هایی از سازوکار معنا در سیاست جهانی. این اسناد، پیش از آنکه چیزی را افشا کند، چیزی را عریان می‌کند؛ شیوه‌ای که قدرت‌ها درباره یک کشور حرف می‌زنند، آن هم در غیاب همان کشور.
در این متون، ایران حضور فیزیکی ندارد اما موضوع دائمی گفت‌وگو است. همین غیبت، خودش بخشی از معناست. زبان به ‌کار رفته، مکث‌ها، هشدارها و حتی جاهایی که گفت‌وگو عمداً به سرعت از ایران عبور می‌کند، نشان می‌دهد ایران در این روایت‌ها چگونه دیده می‌شود: به ‌عنوان مساله‌ای که باید مدیریت شود. این نوع نگاه، در ادبیات ارتباطات سیاسی، محصول فرآیند امنیتی‌سازی است؛ لحظه‌ای که یک بازیگر از سطح سیاست عادی خارج و وارد قلمروی کنترل و مهار می‌شود.
نکته‌ای که در خواندن دقیق اسناد جلب توجه می‌کند، تغییر رفتار روسیه در طول زمان است. روسیه اوایل دهه ۲۰۰۰، روسیه‌ای است که هنوز به دنبال تثبیت جایگاه خود در نظم پساجنگ سرد است؛ محتاط، مایل به چانه‌زنی با غرب و حساس نسبت به متهم شدن به بی‌ثبات‌سازی. در همان مقطع، فاصله‌گذاری با ایران در سطح گفتار کاملاً مشهود است. بعدها با تیره‌تر شدن رابطه مسکو و واشنگتن، لحن تغییر می‌کند اما منطق نه. حمایت‌ها تاکتیکی‌تر می‌شود، فاصله‌گذاری‌ها پیچیده‌تر. آنچه ثابت می‌ماند، اولویت منافع روسیه است؛ نه تصویر ایران، نه هزینه‌هایی که این تصویر برای طرف مقابل ایجاد می‌کند.
اینجاست که خواندن اصل سند برای ۲ گروه خاص اهمیت می‌یابد. سند، بدون شعار و تحلیل‌های احساسی، یک واقعیت ساده را جلوی چشم می‌گذارد: در سیاست خارجی، هیچ کشوری مأمور تأمین منافع کشور دیگر نیست؛ نه آمریکا، نه روسیه، نه هیچ قدرت دیگری. هرکدام روایت، زبان و تصمیم‌های‌شان را حول منافع خودشان تنظیم می‌کنند. بقیه، متغیر است.
برای جامعه ایرانی، مواجهه با این اسناد می‌تواند تمرینی جدی در واقع‌گرایی سیاسی باشد؛ نه از جنس بدبینی و نه از سر شیفتگی. سند به ما یادآوری می‌کند سیاست خارجی عرصه دوستی‌های پایدار نیست؛ عرصه روایت‌های موقت، ائتلاف‌های شکننده و محاسبه دائمی هزینه و فایده است. این درسی است که هم غرب‌گرایان باید آن را جدی بگیرند، هم روس‌گرایان. هیچ‌کدام از این ۲ اردوگاه، اگر از زاویه منافع ملی فاصله بگیرند، تصویر دقیقی از جهان به دست نمی‌آورند.
خطر البته همان‌جاست که همیشه بوده؛ تقطیع، هیجان و مصرف شبکه‌ای سند. اگر این متون صرفاً برای تأیید پیش‌داوری‌های قبلی خوانده شود، چیزی به فهم جمعی اضافه نمی‌کند اما اگر به ‌عنوان متن گفتمانی خوانده شود، می‌تواند پرسش‌های دقیق‌تری بسازد: ما در این گفت‌وگوهای غایب چگونه می‌توانیم وارد شویم؟ زبان‌مان چیست؟ تصویرمان کجاست؟ چرا روایت ما اغلب دیر می‌رسد؟
ارزش این اسناد نه در اطلاعات تازه که در شفاف‌سازی منطق قدرت است؛ صحنه‌ای که عریان نشان می‌دهد سیاست خارجی جای احساسات پایدار نیست. هر کشوری بازی خودش را می‌کند. مساله این است که ما قواعد بازی را بفهمیم، نه اینکه به دوستی یا دشمنی دائمی دل خوش کنیم.

ارسال نظر