17/دی/1404
|
14:06
گروهک‌های تروریستی تجزیه‌طلب فاز بعدی پروژه آشوب را کلید می‌زنند؟

چراغ سبز از تل‌آویو و واشنگتن

حسین کیامنش: در روزهای اخیر برخی مناطق ایران با آشوب‌های خیابانی پراکنده و البته سازمان‌یافته روبه‌رو بوده که به بهانه اعتراض برخی از کسبه بازار به نوسانات نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی آغاز شده است؛ سازمان‌یافته از آن جهت که رئیس‌جمهور آمریکا و مقامات رژیم صهیونیستی به صراحت از این آشوب‌ها حمایت کرده‌اند. در همین رابطه دونالد ترامپ با ادبیاتی توهین‌آمیز اعلام کرد اگر ایران بخواهد جریان آشوب را سرکوب کند، آمریکا به کمک آشوب‌طلبان خواهد آمد و حتی تهدید به مداخله نظامی مستقیم کرد؛ موضعی که مشخصا زمینه‌‌ای برای فعال شدن گروهک‌های تجزیه‌طلب تروریستی فراهم کرد تا به طور علنی نقش‌آفرینی و میدان‌داری خود در هدایت اغتشاشات را اعلام کنند.
حمایت‌های آشکار آمریکا و اسرائیل از جریان آشوب در ایران نه‌تنها به عنوان یک سیگنال عمل کرده، بلکه گروهک‌های تروریستی و تجزیه‌طلب مانند کومله و پژاک را جسورتر کرده تا وارد میدان شوند. به اعتقاد کارشناسان، این فعال‌سازی، بخشی از استراتژی گسترده‌تر رژیم صهیونیستی و آمریکا برای راه انداختن جنگ داخلی و تضعیف ایران از درون است.
یکی از بارزترین نشانه‌های این هماهنگی، مواضع اخیر سرکردگان گروهک‌های تجزیه‌طلب کرد است. عبدالله مهتدی، سرکرده گروهک تروریستی کومله، در گفت‌وگو با شبکه تروریستی اینترنشنال، ضمن حمایت از پروژه براندازی و مواضع تهدیدآمیز ترامپ علیه ایران، به اجماع با دیگر گروه‌های تجزیه‌طلب برای ورود تمام‌قد به میدان اشاره کرد. این مواضع تأیید می‌کند گروهک کومله در حال تلاش برای سوار شدن بر موج آشوب‌ها و هدایت آن به سمت اهداف جدایی‌طلبانه است. 
از سوی دیگر، گروهک تروریستی پژاک به عنوان شاخه ایرانی پ‌ک‌ک نیز حضوری علنی در اغتشاشات مناطق غرب داشته است. گزارش‌های متعدد از منابع داخلی، از جمله خبرگزاری‌های رسمی کشور، حاکی از انتشار ویدئوهایی است که حضور مسلحانه عناصر پژاک در خیابان‌های ایلام، کرمانشاه و سرابله را نشان می‌دهد. در همین راستا ریوار آبدانان، عضو شورای مدیریت پژاک، با انتشار یک پیام تصویری، با اشاره به اتفاقات مناطق غرب کشور، بویژه ایلام، کرمانشاه و لرستان، اذعان کرد پژاک و نیروهای تجزیه‌طلب پشت پرده این حوادث هستند. این ۲ موضع جداگانه اما همسو از سرکردگان گروهک‌های تجزیه‌طلب، مزدوری آنها برای رژیم صهیونیستی را آشکار کرده و نشان می‌دهد پشت پرده حوادث روزهای اخیر در غرب کشور، پژاک و تجزیه‌طلبان قرار دارند.
این گروهک‌ها عملا مسؤولیت هدایت بخش‌هایی از اغتشاشات را بر عهده گرفته‌اند و این ادعاها نیز، تأییدی مستقیم بر سناریوی مورد نظر آمریکا و اسرائیل است که آشوب‌ها را به سمت جنگ داخلی و نهایتا تجزیه ایران هدایت کنند. فعال شدن رسانه‌ای همزمان این گروهک‌ها که دقیقا پس از تهدیدات ترامپ و حمایت‌های اسرائیل اتفاق افتاده نیز نشان می‌دهد هدف اصلی واشنگتن و تل‌آویو، نه صرفا براندازی جمهوری اسلامی، بلکه تضعیف ساختاری و چندپاره کردن ایران است. حمایت ترامپ از جریان آشوب و تهدید به مداخله نظامی نیز، سیگنال مستقیم به گروهک‌ها برای تشدید فعالیت‌هاست.
در همین حال نه فقط تجزیه‌طلبان، بلکه تمام ظرفیت جریان اپوزیسیون خارج‌نشین فعال شده است. سلطنت‌طلبان حامی ربع پهلوی، منافقین به همراه گروهک‌های تجزیه‌طلب، به‌رغم اختلافات ظاهری ایدئولوژیک، حول یک دستور کار مشترک گرد آمده‌اند که توسط موساد هماهنگ می‌شود: براندازی جمهوری اسلامی به عنوان مقدمه‌ای برای تجزیه 
ایران.
اما به اعتقاد کارشناسان، براندازی، هدف نهایی نیست، بلکه ابزاری برای رسیدن به تجزیه ایران است. حضور پررنگ گروهک‌های تجزیه‌طلب در این مقطع، بهترین شاهد این ادعاست. این الگو مشابه اغتشاشات ۱۴۰۱ است که در آن نیز این جریان‌ها تلاش کردند ائتلافی تشکیل دهند، شورایی بسازند و آشوب‌ها را به سمت اهداف خود بکشانند اما نهایتا شکست خوردند و نتوانستند دستاورد پایداری داشته باشند.
فعال شدن همزمان همه این جریان‌های معاند از کومله و پژاک تا منافقین و سلطنت‌طلبان نشان‌‌دهنده آن است که اسرائیل و آمریکا روی تمام ظرفیت‌های مخالف جمهوری اسلامی حساب باز کرده‌اند تا فشار حداکثری وارد کنند و کشور را به سمت فروپاشی ببرند. 
در جنگ ۱۲ روزه، اسرائیل نتوانست ایران را به جنگ داخلی بکشاند اما حالا با فعال کردن همه اپوزیسیون، این هدف را دنبال می‌کند. در جنگ ۱۲ روزه، رژیم صهیونیستی ابتدا با حملات تجاوزکارانه تلاش کرد ایران را فلج و برنامه هسته‌ای و موشکی را نابود کند و حتی امیدوار بود این حملات به آشوب داخلی و فروپاشی هم منجر شود اما نتیجه معکوس و دور از انتظار صهیونیست‌ها رقم خورد و حملات تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل به جای ایجاد شکاف داخلی، وحدت ملی ایرانیان را تقویت کرد.
تلاش اسرائیل و آمریکا برای کشاندن ایران به جنگ داخلی، از این جهت مهم است که آنها آشوب و ناامنی در ایران را پله‌ای برای حمله نظامی می‌بینند. این راهبردی است که اسرائیل بعد از جنگ ۱۲ روزه اتخاذ کرده. در جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی اول حمله نظامی کرد و بعد خواست ایران را به جنگ داخلی بکشاند اما موفق نشد. حالا استراتژی خود را تغییر داده است و به دنبال آن است اول آشوب داخلی ایجاد کند تا زمینه برای حمله نظامی فراهم شود.
* گروهک‌های تجزیه‌طلب؛ ابزار موقتی در سناریوی خارجی
با همه اینها، به نظر نمی‌رسد در فردای فرضی براندازی یا تجزیه ایران، گروهک‌های تجزیه‌طلب وارد بازی اصلی شوند یا سهم واقعی بگیرند. این گروه‌ها صرفا ابزارهایی موقتی هستند و نهایتا بخشی کوچک از قدرت محلی به آنها تعلق خواهد گرفت. شاهد مثال روشن این ادعا، رفتار ترامپ با اپوزیسیون ونزوئلا است. پس از سال‌ها حمایت از خوان گوایدو و ماریا ماچادو، ترامپ علنا اعلام کرد قدرت را به اپوزیسیون نمی‌سپارد و آمریکا خود مستقیما امور ونزوئلا را مدیریت خواهد کرد، حتی با کنترل منابع نفتی. در ایران نیز، برنامه بلندمدت اسرائیل ایجاد یک کشور ضعیف، چندپاره و ناتوان است تا خود به عنوان قدرت بلامنازع منطقه باقی بماند.
این همان الگویی است که اسرائیل پس از سقوط بشار اسد در سوریه دنبال کرد: حمایت از گروه‌های قومی و جدایی‌طلب برای تجزیه و تضعیف سوریه، تا هیچ تهدیدی برای امنیت رژیم صهیونیستی باقی نماند. نتانیاهو با اشغال مناطق جدید در جنوب سوریه و ایجاد مناطق حائل، عملا سوریه را چندپاره کرده و از خلأ قدرت برای گسترش نفوذ استفاده می‌کند. در ایران نیز، هدف نهایی جایگزینی یک ایران واحد و قدرتمند با چندین واحد ضعیف قومی است که یکدیگر را خنثی کنند و اسرائیل را به هژمونی منطقه‌ای برسانند.

ارسال نظر